بسیاری از جوانان جانباخته در حادثه ۱۸ دی نیز اگر امروز در قید حیات بودند، با دیدن صفآرایی عیان حق و باطل، به اشتباهات گذشته پی برده و هماکنون در کف خیابان در دفاع از جبهه حق حضور داشتند.
یکی از جفاهایی که در تحلیل ابعاد شخصیتی و تصمیمات حضرت آیتالله خامنهای صورت میگیرد، عدم توجه کافی به عمق پیامهای مدبرانه ایشان است.
ایشان در سخنرانی تاریخی که شاید در تاریخ معاصر شیعه کمنظیر یا حتی بیسابقه باشد، با وسعت بخشیدن به مفهوم متعالی «شهید»، جانباختگان حادثه تلخ ۱۸ دی (که برخی از آنها خواسته یا ناخواسته تحت تأثیر فریبهای رسانهای قرار گرفته بودند) را نیز در زمره شهدا پذیرفتند. این تصمیم، تجلی بیبدیل حس پدرانه ایشان نسبت به جوانان این مرز و بوم بود؛ جوانانی که شاید برخی از آنها تحت تأثیر فضای غبارآلود، پیشتر مواضع تندی هم علیه ایشان اتخاذ کرده بودند. اما همانگونه که یک پدر دلسوز، فرزند از دسترفتهاش را - حتی اگر ناسپاسی کرده باشد - رها نمیکند، رهبری نیز آغوش رحمت نظام را به روی آنان گشودند.
از سوی دیگر، این وسعت دید نشان از دوراندیشی و نگاه عمیق ایشان دارد؛ گویی ایشان با علم به حوادث آینده و برای نجات کسانی که اگر زنده میماندند و حقایق را میدیدند از فریبخوردگی خود پشیمان میشدند، این تدبیر را اندیشیدند. با نگاهی به فضای کنونی جهان و بیداری افکار عمومی، انسان عمیقاً احساس میکند که بسیاری از کسانی که در گذشته مخالف نظام بودند، امروز به حقانیت این مسیر پی بردهاند. مسلماً بسیاری از جوانان جانباخته در حادثه ۱۸ دی نیز اگر امروز در قید حیات بودند، با دیدن صفآرایی عیان حق و باطل، به اشتباهات گذشته پی برده و هماکنون در کف خیابان در دفاع از جبهه حق حضور داشتند.
این سیره و رفتار رهبری، یادآور منش والای امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) در میدان نبرد است؛ آنجا که میفرمودند در جنگها (بهویژه جمل و صفین) با علم امامت خود در صلب دشمنان نگاه میکردند و اگر در نسلش فرد مؤمنی مقدر شده بود، از هلاکتش امتناع میکردند.