تصمیمگیریها و تصمیمسازیها نباید بر اساس وعدهها و نوسانات رفتاری طرف مقابل باشد/ مذاکره برای آمریکاییها جنبهی فریب دارد روز سهشنبه ۴ فروردینماه، دکتر سعید جلیلی نماینده رهبر معظم انقلاب در شورای عالی امنیت، با حضور در برنامه گفتوگوی ویژه خبری صداوسیما به تبیین تحولات اخیر جنگ رمضان پرداخت.
در روزهای ابتدایی جنگ رمضان، آنها با اقداماتی بهشدت خشونتآمیز تلاش کردند ارکان قدرت و وحدت ملی را هدف قرار دهند؛ از مراکز اصلی نظام تا رفتارهای وحشیانه علیه مردم، از جمله حمله به دانشآموزان مدرسه شجره طیبه. این اقدامات، که حتی در دو مرحله انجام شد، نشان میداد که در اجرای هیچ سطحی از خشونت تردید ندارند. هدف آنها ایجاد رعب، فروپاشی روانی جامعه و در نهایت تحمیل تسلیم بود. اما نتیجه چه شد؟ مسیری که طی کردند، آنها را به نقطهای کاملاً متفاوت رساند. امروز دیگر از آن ادعاهای اولیه خبری نیست. نه سخن از تغییر رژیم است، نه تجزیه کشور، و نه حتی آن لحن قاطع برای تسلیم. اکنون آرزوی آنها به این تقلیل یافته که شاید بتوانند راهی برای تعامل با ملت ایران پیدا کنند.
امروز دشمنان در تغییر لحنی فاحش، از قدرت و استحکام نظام ایران سخن میگویند؛ از ریشهدار بودن ساختار آن، از توانمندی نیروهای مسلح، و حتی از برتری ایران در حوزههایی مانند پهپاد و موشک. در تحلیلهای خود به این نتیجه رسیدهاند که ملت ایران حتی در بلندمدت نیز تسلیم نخواهد شد. عباراتی نظیر «ملت ایران یک میلیون سال دیگر هم تسلیم نخواهد شد» نشاندهنده درک جدیدی است که نسبت به روحیه این ملت پیدا کردهاند.
درباره شرایط برونرفت از وضعیت فعلی و پایان جنگ؛ مردم در این شبها بهصراحت اعلام کردهاند که دیگر مدلهای گذشته را نمیپذیرند. آنها خواهان یک ضمانت واقعی هستند؛ ضمانتی که اطمینان دهد سایه جنگ برای همیشه از کشور دور خواهد شد و شرایطی مانند جنگ ۱۲روزه تکرار نمیشود یعنی وضعیتی که در آن یک آتشبس موقت برقرار شود و پس از چند ماه دوباره درگیری آغاز گردد.
امنیت پایدار به این معناست که وابسته به وعدههای ناپایدار و قابل نقض نباشد. تجربه سالهای اخیر به ویژه در برجام نشان داده که نمیتوان به تعهداتی که ضمانت اجرایی ندارند، اتکا کرد. در برجام، ملت ایران به تعهدات خود بهطور کامل عمل کرد، اما طرف مقابل به تعهداتش پایبند نماند. حتی در برخی از مذاکرات، خود آنها اذعان کردهاند که ممکن است تعهداتی بدهند، اما در عمل به آن پایبند نباشند.
رهبر شهید انقلاب درباره برجام و بدعهدی دشمن فرمودند ۱۰ سال یک عمر است و نباید تکرار شود. در برجام آژانس بینالمللی انرژی اتمی حدود ۱۵ بار پایبندی ایران را تأیید کرد. با این حال، طرف مقابل نهتنها به تعهدات خود عمل نکرد، بلکه در نهایت از توافق خارج شد. ملت ایران در سالهای اخیر بهصورت عینی تجربه کرده است که حتی در اوج مذاکرات نیز نمیتوان به رفتار طرف مقابل اعتماد کرد. بهعنوان نمونه، در خردادماه و در میانهی مذاکرات، حملهی نظامی صورت گرفت. همچنین، در ماجرای «جنگ رمضان»، برخی مقامات طرف مقابل بعدها اذعان کردند که زمان عملیات از ۱۵ روز قبل مشخص بوده است. این نشان میدهد که روند مذاکرات برای آنها بیشتر جنبهی فریب داشته است.
امروز تصمیمگیریها و تصمیمسازیها نباید بر اساس وعدهها و نوسانات رفتاری طرف مقابل باشد. همانطور که شهید آقای لاریجانی اشاره کردند، منافع و امنیت یک ملت نمیتواند تابع «وسوسه» یا تغییر نظر یک فرد یا دولت دیگر باشد. کشوری که سرنوشت خود را به این عوامل گره بزند، دچار خطای راهبردی خواهد شد. واقعیت این است که امروز شرایط تغییر کرده است. اگر از یک سو، طرف مقابل در گذشته از تغییر نظام، تجزیه کشور و تحمیل تسلیم بدون قید و شرط سخن میگفت، امروز به جایی رسیده که حتی آرزو میکند بتواند با ایران وارد گفتوگو شود. البته این نیز میتواند بخشی از یک تاکتیک یا فریب جدید باشد و باید با دقت به آن نگاه کرد.
هدف جنگ امروز، رسیدن به نقطهای است که پیشرفت کشور بدون سایه تهدید—نه جنگ و نه تحریم—تداوم یابد. امروز این ظرفیت در کشور وجود دارد. حتی همان کسانی که زمانی ادعا میکردند اجازه نخواهند داد ایران حتی یک بشکه نفت بفروشد، اکنون خود پیشقدم میشوند و از دیگران میخواهند که از ایران نفت خریداری کنند. این تغییر رفتار، نشانهای روشن از بروز قدرت است. بنابراین، در این مقطع باید این دستاوردها را تثبیت و تقویت کرد. آرایش و جهتگیری کشور باید بهگونهای باشد که پیشرفت، تثبیت و پایداری آن تضمین شود. لازمه این امر آن است که هرگونه تهدید علیه ملت ایران با پاسخ قاطع مواجه شود، بهگونهای که دشمن از اقدام خود پشیمان گردد.