محمدعلی بدری / Badri@hamshahri.org
مقدمه:
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران نقطهعطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به شمار میرود که از یکسو تأثیر عمیقی بر سیر تحولات انقلاب گذاشت و از سوی دیگر ترفندهای دولت آمریکا را برای خنثی کردن حرکت توفندهای که دامنه آن از مرزهای ایران فراتر میرفت بیاثر کرد. از نخستین ساعات تصرف سفارت آمریکا در تهران تا امروز، این حادثه در کانون توجه و تحلیلهای داخلی و خارجی قرار داشته است. آنچه در پی میخوانید ارزیابی دکتر حمید مولانا از ریشهها و پیامدهای این رویداد تاریخی است.
">محمدعلی بدری / Badri@hamshahri.org
مقدمه:
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران نقطهعطفی در تاریخ انقلاب اسلامی به شمار میرود که از یکسو تأثیر عمیقی بر سیر تحولات انقلاب گذاشت و از سوی دیگر ترفندهای دولت آمریکا را برای خنثی کردن حرکت توفندهای که دامنه آن از مرزهای ایران فراتر میرفت بیاثر کرد. از نخستین ساعات تصرف سفارت آمریکا در تهران تا امروز، این حادثه در کانون توجه و تحلیلهای داخلی و خارجی قرار داشته است. آنچه در پی میخوانید ارزیابی دکتر حمید مولانا از ریشهها و پیامدهای این رویداد تاریخی است.
* آقای مولانا، انقلاب اسلامی مردم ایران و حرکت دانشجویان ایرانی در اقدامی که امام خمینی آن را بزرگتر از انقلاب اول نامید، چه تصویری از ایران و ایرانی انقلاب اسلامی در جامعه و رسانههای آمریکا ایجاد کرد؟
** برای اینکه به عمق موضوعی گروگانها و تاثیر آن در افکار عمومی آمریکا و تصویر ایران و انگارهای که رسانهها از انقلاب ما کردند، پی ببریم، باید از وضع و محیط سیاسی و اجتماعی آمریکا در دهه 50 شمسی و 70 میلادی به ویژه آن روزهایی که این اتفاق جریان داشت، اطلاع کافی داشته باشیم. یک بعد اقتصادی وجود داشت؛ تحریم نفت توسط اعراب. یک بعد سیاسی؛ افتضاح واترگیت. یک بعد نظامی؛ شکست ویتنام و یک بعد مذهبی؛ ادعای مذهبی کارتر. در مجموع وضع آمریکا بحرانی بود. در مجموع مردم آمریکا شوکه شده بودند. آمریکاییها تا قبل از تابستان 57 و اوجگیری انقلاب اسلامی همه اطلاعاتی که داشتند، همان بود که کاخ سفید درباره شاه و انقلاب سفید و امثال آن، مثبت و منفی میدادند آنها هیچوقت از بعد سیاسی و دینی ایران اطلاع کافی نداشتند.
* مردم اطلاع نداشتند یا نخبگان؟
** حتی نخبگان و استادان و دانشجویانی که ایران را مطالعه میکردند، جنبههای دینی و اجتماعی را نمیتوانستند به جنبههای سیاسی پیوند بدهند. حالا وقتی این انقلاب به وقوع پیوست آمریکا باز شوکه شد؛ انقلاب در ایرانی که پلیس آمریکا در خلیجفارس و منطقه بود. خیلی نمیگذرد که تسخیر لانه جاسوسی پیش آمد و آن شوک به اوج خود رسید.
* در حالی که جامعه آمریکا در اوج این شوک به سر میبرد، دولت آمریکا کار تبلیغاتی انجام داد و آن را دلیلی برای دشمنی با ایران جلوه داد. سیاستمداران کاخ سفید و رسانهها این موضوع خبری 444 روزه را چگونه روایت کردند؟
** ببینید، رسانههای مسلط بر آمریکا، غالبا رسانههای بازرگانی هستند یعنی در آمدشان را از آگهی کسب میکنند. در این شرایط است که محتویات رسانه بیش از هر چیز دیگر تحت تاثیر ذهنیت و دیدگاههای مخاطبان است. فرمول: «هرچه برای مخاطب جالب است به او بگوییم»، نه در جهت دانش و آگاهی او. چون اگر کار دوم را بکنند تیراژهایشان ممکن است پایین بیاید. حالا این مسئله گروگانها اتفاق میافتد. و برای بیش از 400 روز، این مسئله مهمترین خوراک خبری خوانندگان بود. این یک دایره و گردش پیاپی را به وجود آورده بود.
* مردم باور کردند؟ مردم آمریکا؟
** مردم صبح که بیدار میشدند میخواستند بدانند در تهران چه شد و گروگانها چه شدند و اظهارنظر مسئولان چیست؟ رسانهها هم از قول مسئولان آمریکایی، چه صحت داشت و چه نداشت، چه حدس میزدند و چه واقعاً از آن مسئول نظر گفته بودند، اعلام میکردند. همیشه یک انتقاد بزرگ از رسانههای آمریکا شده، که رسانههای آمریکا به بیسوادی و فقدان اطلاع مخاطب در امور سیاسی و بینالمللی و حتی ملی کمک میکنند.
* به عدم اطلاع مخاطب کمک میکنند؟
** بله، درست شنیدید. بیاطلاعی مخاطب.
* دانشجوهای پیرو خط امام در اوج آزادی اندیشه، بلکه آزادی عمل، جاسوسی آمریکاییها در سفارت آمریکا را افشا کردند. این حرکت برای هر کسی روایت شود، گواهی میدهد که این حرکت در جامعه آزاد انجام شده. چطور از این مقدمه، رسانههای آمریکا نتیجه گرفتند که حکومت و مردم ایران متحجرند؟ چه کارخانهای آن ماده اولیه را به این محصول تبدیل کرد؟
** آمریکاییها عادت داشتند و دارند که 2 حزب سیاسی بر کشورشان حکومت کند. دولت تصمیمهای مهم را میگیرد. دانشگاهها و دانشجویان از مقررات اطاعت میکنند و اگر اطاعت نکنند مجرم شناخته میشوند و تحتنظر قوانین آمریکا مجازات میشوند. آمریکاییها هیچ موقع انقلاب نداشته و تصوری از انقلاب و الزامات آن نداشتند. اتفاقی هم که به انقلاب مشهور شد، انقلاب نبود، جنگ برای استقلال بود.
* در بدو تشکیل ایالات متحده؟
** بله، که خود را از یوق انگلیسیها خارج کردند. در قرن بیستم مدام به مردم آمریکا گفته شده بود که انقلاب بد است. مثل انقلاب بلشویکها در روسیه. مائوئیستها در چین، انقلاب بد است برای اینکه کاسترو را به وجود آورد.
* هر جا که انقلاب سلطه آمریکا را از بین برده بود.
** بله، برای آمریکاییها با اطلاعات غلطی که دریافت میکردند، غیرقابل هضم بود که عمق و حتی به عقیده من سطح انقلاب اسلامی را درک کنند.
* خبرنگار CBS از امام خمینی پرسید: «اگر حضرت آیتالله اینقدر اطمینان داشتید که سفارت آمریکا یک لانه جاسوسی است، چرا سفارت را تعطیل نفرمودید؟... چرا صبر کردید تا یک گروه جوانهای ایرانی بروند و این کار را انجام دهند؟ سفارت را تصرف کنند؟ امام پاسخ داد: ما هرگز احتمال نمیدادیم که یک سفارت مرکز جاسوسی باشد و جوانهای ما اگر این احتمال را دادند و رفتند، غیر از آنی است که من احتمال بدهم. من احتمال این مطلب را هرگز نمیدادم. من احتمال نمیدادم که آقای کارتر برخلاف همه موازین بینالمللی عمل بکند و اینجا را مرکز جاسوسی و مرکز توطئه... قرار بدهد. با توجه به این موضع امام و موضع انفعالی دولت وقت، تسخیر سفارت برای مردم آمریکا یک حرکت مردمی توصیف شد یا یک حرکت حکومتی؟
** از دیدگاه رسانههای که خبر را میفرستند و از دیدگاه دولتمردان آمریکا که عامل بزرگی در اطلاعرسانی به مردم آمریکا هستند و بنابراین از دیدگاه خیلی از مردم و افکار عمومی این نتیجه هرجومرج بود. آنها میدیدند که این گروه از دیپلماتهای خودشان هستند، تا آن روز آمریکا این حد تحقیر نشده بود. شکست ویتنام شکست ارتش بود. افتضاح استعفای نیکسون، مربوط به یک نفر بود. اما اینجا انقلابیون یک عده آمریکایی را گروگان گرفته بودند. یک واقعه خیلی مهم و بحرانی پر سر و صدا تمام تصاویر دیگر را تحتالشعاع قرار میدهد و اگر مثبت باشد یا منفی در ذهن مردم میماند.
* چرا کارتر اصرار داشت که اینها لات و تروریست هستند؟ دقیقاً از این به بعد است که مردم ایران تروریست خطاب شدند.
** این در ذات و طبیعت خود تبلیغات سیاسی دولت آمریکاست. شما انتظار نداشته باشید که انقلابی اتفاق بیفتد، علیه سلطهگرایی آمریکا و رئیسجمهوری آمریکا حقایق را عینا به مردم خودش بگوید. میخواهد کاری بکند که هم مردم آمریکا تسکین پیدا بکنند و هم اشتباهات به شانه خودش نیفتد. گردن ـ به اصطلاح ـ تروریستها بیفتد.
* با شکست سیاستهای آمریکا در ایران در زمان ریاست جمهوری کارتر مردم آمریکا حدود 2 دهه به خود کارتر پشت کردند؟
** دمکراسی در غرب مدیریت افکار عمومی است و جلوه دادن به افکار عمومی احساس اینکه شما میتوانید در سرنوشت خود شرکت کنید. این را به خاطر داشته باشید. افکار عمومی در تمام دمکراسیهای غرب مثل بادی است که میوزد و درختان را این طرف و آن طرف میبرد. درختها به خودی خود انسجام ندارند که تصمیم بزرگی را بگیرند. اما گاهی بهجایی میرسیم که افکار عمومی اعتماد و اعتباری را که باید به دولت داشته باشد ندارند. همین الان دولت آقای بوش به آن مرحله دارد میرسد. مرحلهای که مردم را دیگر نمیشود با رسانهها و تبلیغات دولتمردان برای مدت طولانی فریب داد و کنترل کرد. بنابراین تناقضات حاصله باعث میشود که مردم با خود بگویند، بهتر است لباسهایی را که ما به تن این دولت پوشاندیم، عوض کنیم.
متن کامل را در WWW.hamshahrionline.ir بخوانید