گفتوگو از خبرنگار ایسنا: ناصر ملائی
عملیات بیتالمقدس که منجر به آزادسازی بسیاری از مناطق اشغالی و در نهایت خرمشهر شد از جمله عملیاتهای بزرگ دوران دفاع مقدس محسوب میشود. سرآغاز پیروزیهای رزمندگان اسلام پس از عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا و با عملیات فرمانده کل قوا بود که افق روشنی به فرماندهی حضرت امام خمینی (ره) پیش روی ملت ایران قرار داد. عملیات بیتالمقدس که به فاصه 20 روز پس از پایان عملیات پیروزمندانه فتحالمبین آغاز شد چنان ضربهای بر رژیم بعث عراق و حامیانش وارد کرد که نه تنها رؤیای تصرف یک هفتهای تهران را از سر بیرون کردند بلکه به دنبال راه نجاتی برای جلوگیری از شکستهای سنگینتر بودند.
به مناسبت فرا رسیدن سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر، سرویس «فرهنگ و حماسه» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفتوگویی با سردار آسودی مسؤول اداره تبلیغات دفاعی سپاه و مسؤول تبلیغات جبهه و جنگ جنوب و غرب در دفاع مقدس انجام داده است.
سردار آسودی میگوید: برای بررسی عملیات بیتالمقدس باید کمی به عقب برگردیم تا به عظمت کار پی ببریم. از اول مهرماه سال 1359 که عراق حملات خود را علیه کشورمان آغاز کرد یکی از محورهایی که با توان کامل به آن یورش برد منطقه تنومه بود. بعد از آن به سمت شلمچه، از شلمچه به پل نو و در نهایت به خرمشهر آمد و البته برای اشغال این شهر مجبور به نبرد 34 روزه سنگین شد.
عنصر ایمان، معنویت، عشق به امام، انقلاب و کشور کمبودها را جبران کرد
آن زمان نیروی زمینی ارتش عراق به لحاظ سازماندهی و تجهیزات و همچنین توانایی، چهارمین نیروی زمینی دنیا محسوب میشد البته باید حمایتهای شرق و غرب و عرب منطقه را نیز به این امر اضافه کنیم، در طرف دیگر، ما قرار داشتیم با کمترین امکانات و آموزش. در واقع توازن قوا برقرار نبود اما چیزی که توانست این کمبودها را به قوت تبدیل کند عنصر ایمان، معنویت، عشق به امام، انقلاب و کشور بود که در مجموع یک تلفیق مقاومت را تشکیل داد، مقاومتی که در تاریخ جنگهای جهان بینظیر است. چون همین ارتش عراق در مدت چندساعت کویت را اشغال کرد به هرحال یک کشور قدرتمندتر از یک شهر است.
موانع باعث ادامه نیافتن مقاومت و سقوط خرمشهر
برخی ناجوانمردیها اجازه اینکار را نداد. عدم کفایت بنیصدر به عنوان فرمانده کل قوا و تیم لیبرالها. این تیم که مدیریت دولت و جنگ را برعهده داشتند امکانات لازم را به رزمندهها و مدافعان نرساندند و در نهایت خرمشهر مظلومانه اشغال شد.
تحولات منطقه بعد از اشغال خرمشهر
عراق 18 ماه خرمشهر را در اشغال داشت و این مدت فرصت خوبی برای ایجاد موانع است؛ به ویژه در حوالی خرمشهر که به جنگل آهنآلات معروف بود و عراق موانع را طوری چیده بود که هیچ نیرویی توانایی عبور از آنها را نداشته باشد.
ایران از چه زمانی وارد فاز آزادسازی مناطق اشغالی شد؟ ما سلسله عملیاتهای کربلا را از مهرماه سال 1360 یعنی از ثامنالائمه (ع) شروع کردیم و عملیات فتحالمبین که عملیات گستردهای بود که باعث شد مناطق وسیعی شامل کل غرب منطقه شوش، دزفول و دشتعباس و عینخوش آزاد شود. ما تا بیستم فروردین درگیر عملیات فتحالمبین بودیم و برای انجام عملیات بیتالمقدس باید کارهای مقدماتی از قبیل شناسایی و طرحریزی را هم انجام میدادیم. با وجود این همهکار، پس از فاصله زمانی 20 روز عملیات بیتالمقدس را آغاز کردیم.
روش عملیات بیتالمقدس و گریه صدام
روش عملیات طوری انتخاب شد که در نهایت به قیچیشدن دشمن بینجامد. صدام قسم خورده بود اگر ایران خرمشهر را بازپس بگیرد کلید بغداد را به ایرانیها میدهد اما پس از آزادسازی خرمشهر در یکی از شنودهایی که انجام دادیم مشخص شد صدام لحظهای که آزادسازی خرمشهر توسط ایران اعلام شده است با تمام غروری که داشت از این شکست گریه کرد چون شکست ارتش عراق را باور نمیکرد. در پی این شکست، نیروهای عراق طوری وحشت کرده بودند که خود را به آب اروند میانداختند تا مگر راه فراری پیدا کنند اما بیشترشان را آب برد.
اتحاد ارتش و سپاه و حضور مقام معظم رهبری در جبههها
به جرأت میتوانم بگویم نیروهای سپاه، ارتش- جهاد و آحاد مردم وحدت بسیار عمیق و دقیقی در این عملیات را داشتند و همین وحدت رمز پیروزی ما بود.عزل بنیصدر در واقع آغاز پیروزیهای رزمندگان اسلام بود که در سال دوم جنگ صورت گرفت. ما در مقطعی از اوایل جنگ از یک طرف با یک نیروی مهاجم در جنگ بودیم از سوی دیگر هم دو تفکر امام و انقلاب و اسلام و تفکر لیبرالها رودرروی هم قرار داشتند.
نتیجه حضور حضرت آیتالله خامنهای در آنزمان در جبههها، غالب شدن تفکر اسلام و ولایت بر تفکر لیبرالها و ایجاد زمینه و بستر وحدت و پیروزی در بعد نظامی در مقابل تهاجم دشمن شد.
پیام این پیروزی به مردم
این پیروزی به مردم و نسل جوان این پیام را داد که اگر میخواهیم در صحنههای مختلف پیروز باشیم باید حول محور قرآن، اسلام و ولایت فقیه حرکت کنیم.
از سوی دیگر بانک تکبیر ناشی از پیروزی در عملیات بیتالمقدس از گلدستههای مسجد جامع خرمشهر، با وحدت مردم و نیروهای مسلح، ماهیت نظام مقدس جمهوری اسلامی را به جهانیان نشان داد و به آنها فهماند مردم ما ضمن پرهیز از هرگونه جنگطلبی، به هیچ نیرویی اجازه تعدی نمیدهند.
چرایی ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر
باید بگویم دشمن در آن شرایط که همهچیز را هم از دست رفته میدید و تمام رؤیاهایش به یأس تبدیل شده بود به هیچ عنوان حرفی از صلح نمیزد البته جوامع و سازمانهای بینالمللی نیز تنها آتشبس را مطرح میکردند. چون صلح شرایطی دارد. باید متجاوز شناخته، معرفی و تنبیه میشد و غرامت جنگ را میپرداخت ناگفته نماند بعد از پایان عملیات بیتالمقدس بسیاری از مناطق و ارتفاعات ایران در اشغال عراق بود. نکته قابل توجه و تأسفآور دیگر این است که دنیا هم نمیخواست عراق را محکوم کند و اگر ما در آن شرایط پای میز مذاکره مینشستیم همان اتفاقی برای ما میافتاد که چندسال است سوریه در مورد بلندیهای جولان با آن دست به گریبان است.
ما برگ برندهای در دست نداشتیم
در زمان درخواست آتش بس، ما برگ برندهای نداشتیم و اگر ایران پای میز مذاکره مینشست دشمن از مناطق اشغالی عقبنشینی نمیکرد و معلوم هم نبود مذاکره چندسال طول بکشد. در زمانی که تصمیم به مذاکره گرفته میشود باید دید برگ برنده دست چه کسی است. آنزمان برگ برنده دست عراق و حامیانش بود از سوی دیگر باید توجه کنیم که دشمن نیز قابل اعتماد نبود و تاریخ هم غیرقابل اعتماد بودن صدام و رژیم بعث صدام را ثابت کرده است.
هدف صدام از درخواست آتشبس پایان دادن به جنگ نبود
صدام میخواست با اعلام آتشبس نیروهای شکستخورده خود را دوباره برای حمله به کشورمان سازماندهی کند و این پیشبینی ما آخر جنگ درست از آب درآمد چون بعد از پذیرش قطعنامه 598 در تیرماه 1367 و به فاصله چهارروز از پذیرش قطعنامه، عراق از چند محور به ما حمله کرد و اگر تدبیر حضرت امام خمینی (ره) نبود معلوم نبود برای ملت ما چه سرنوشتی رقم میخورد. به این نکته هم اشاره کنم که دشمنان ما از پنجم مهرماه 1359 به اشتباه خود پی برده بودند چون تصور نمیکردند ملت ما با وجود شرایط سخت و کمبود امکانات، مقاومت سرسختانهای از خودشان دهد بنابراین ضیاءالحق رییسجمهور اسبق پاکستان برای اولینبار پیشنهاد میانجیگری و آتشبس بین ایران و عراق را مطرح کرد؛ بنابراین برخی افرادی که اینگونه سؤالها را مطرح میکنند دنبال مقاصد دیگری هستند. البته طرح سؤال همیشه هست و ما باید با تشریح وقایع به اینگونه سؤالها پاسخ دهیم چون آنقدر اسناد مطمئن در این زمینه داریم که ابایی از پاسخگویی نداشته باشیم و تاریخ این اسناد را تأیید کرده است.
قطعنامه 598 و بند مربوط به پرداخت غرامت جنگ
ایران همواره به دنبال تحقق بندهای قطعنامه 598 بوده و هست اما بیتعهدی مجامع بینالمللی باعث شد بندهایی از این قطعنامه تحقق پیدا نکند. بارها طرح موضوع کردهایم و بحثهایی نیز با عراق داشتیم. چیزی که ماجرا را مشکلتر میکند این است که عراق پس از سقوط صدام به قیومیت سازمان ملل درآمده است و ما عراق مستقل نداریم. مصداق نقض تعهدات بینالمللی توسط مجامع بینالمللی همین جنگ کویت است. همین سازمان ملل که قطعنامه 598 را صادر کرد پس از پایان اشغال کویت توسط عراق مصوبهای گذراند که بر اساس آن مصوبه، خسارتهای جنگ عراق علیه کویت از محل فروش نفت عراق پرداخت شود و اینکار در حال انجام است در حالیکه ما بارها درخواست دادهایم و به نتیجهای نرسیدهایم.
نتوانستهایم از این حماسه بینظیر به خوبی بهرهبرداری کنیم
واقعیت این است که نتوانستهایم از این حماسه بینظیر به خوبی بهرهبرداری کنیم. در حالی که کشورهای دیگر افتخارات کوچک خود را در قالبهای ادبی، هنری و غیره چنان بزرگ نشان میدهند که انسان تصور میکند چنین اتفاقی واقعا رخ داده است. ما اسناد افتخارمان را به خوبی تجلیل نکردهایم در حالیکه دیگران از کاه کوه میسازند.
مجلس، دولت و هنرمندان باید بیشتر از این تلاش کنند
به نظر من، مجلس، دولت هنرمندان باید بیشتر از این تلاش کنند باید، هرچه زودتر کوتاهیها را جبران کنیم در غیر این صورت فرصتی برای جبران نخواهد بود که هریک از رزمندگان که در حال حاضر پا به سن گذاشتهاند خاطرات و حرفهایی دارند که باید آنها را تخلیه کرد تا تاریخ دفاع مقدس کاملتر شود. بعید نیست چندسال بعد بدخواهان ملت ما تاریخ پرافتخار دفاع مقدس را به دلیل برخی خلاءها تحریف کنند.
وظایف عرصه ادب و هنر و رسانه
سینما، تلویزیون و رسانههای ما آنچه از دفاعمقدس ارائه کردهاند بیشتر بعد احساسی و بسیار کوچکتر از حماسههای خلق شده بوده است در اینجا باید پرسید بر روی عقلانیت و علم جنگ چه قدر کار شده است؟. به عنوان مثال چه قدر بر روی عملیات والفجر 8 به عنوان یک عملیات علمی کار شده تا زوایای آن مشخص شود؟ وقتی صحبت از امداد الهی در جنگ میشود همینها هستند یعنی قدرت ایمان و علم و رزمندگان.
در عملیات والفجر 8 یکی از فرماندهان لشکر عراق که اسیر شده بود را پیش فرمانده لشگر علیبنابیطالب(ع) بردیم که جثه کوچکی هم داشت، فرمانده عراقی پرسید یعنی نیروهای من از این فرمانده شکست خوردهاند؟
تحیر خبرنگاران خارجی از موفقیتهای رزمندگان اسلام
زمانی که خبرنگاران داخلی و خارجی را برای تهیه گزارش از مناطق عملیاتی میبردیم خبرنگاران خارجی از موفقیت رزمندگان ما در آن شرایط سخت متحیر میشدند. هرچند مدعی بودند خبرنگاران برجسته جنگ هستند و جنگهای زیادی دیدهاند.
خبرنگار رویترز به زانو درآمد
بعد از عملیات والفجر8، تعدادی از خبرنگاران خارجی را برای بازدید به منطقه فاو بردیم. در حال برگشت بودیم که بمباران شدیدی از سوی عراق در منطقه انجام شد همین خبرنگاران مدعی، دوربینهای گرانقیمت خود را پرتاب میکردند و پا به فرار میگذاشتند درحالیکه رزمندگان ما هرروز شاهد این بمباران بودند. یا خبرنگار رویترز که به چند زبان مسلط بود و بارها به منطقه آمده بود به زانو درآمد، میگفت شماها دیگر کی هستید مگر انسان میتواند اینقدر مقاوم باشد؟.
خبرنگار اشپیگل از ترس سکته کرد
خبرنگار اشپیگل آلمان که به همراه دیگر خبرنگاران به منطقه والفجر 8 آمده بود وقتی هواپیماهای توپولف عراق فاصله چند کیلومتری را بمباران کردند این خبرنگار از حال رفت و افتاد. به یکی از نیروها گفتم این خبرنگار را به اورژانس علیابنابیطالب ببرد. ما به سمت جاده امالقصر و رأس البیشه میرفتیم. وقتی به مقصد رسیدیم آن نیرو تنها برگشت، گفتم چه شد گفت: مرد. گفتم یعنی چه؟ گفت: تشخیص پزشکان این بود که آن خبرنگار از ترس سکته کرده است. هر انسان منصفی با آگاهی از این مطالب به مقاومت رزمندگان ما شهادت میدهد. آیا نباید این حماسهها منتقل شود؟ اینطور نبود که رزمندهای پرچم به دست به جلو برود چیزی که در فیلمها نشان میدهند. ما برای دفاع از وجب به وجب خاک کشورمان خونهای زیادی دادیم.
جوانان ما دل در گرو انقلاب و رهبر دارند
مشکل اینجا است که ما عظمت کار را به مردم نشان ندادهایم و بستر فراهم نشده است درحالیکه باید اینکار به صورت علمی، فرهنگی ارایه و قانونمند شود. ما برخی اوقات به جوانان ایراد میگیریم چرا دنبال فلان الگو میروید؟ اشکال از ماست نه جوانان. جوانان ما دل در گرو اسلام، انقلاب و رهبری دارند و در سفر اخیر مقام معظم رهبری به استان فارس هم این دلبستگی را دیدیم.