دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از آنکه در تجاوز نظامی تمامعیار علیه ایران با همراهی رژیم نامشروع و کودککش صهیونیستی به اهداف شوم خود نرسید، با تمام توان، جنگ روانی و رسانهای خود را علیه ملت ایران تشدید کرده است. این تاکتیک، چیزی جز اذعان به ناکامی گزینه نظامی در برابر قدرت بازدارندگی، ایستادگی مردمی و آمادگی نیروهای مسلح ایران نیست. واقعیت میدانی نشان میدهد که ترامپ و تیمش به خوبی دریافتهاند که رویارویی نظامی مستقیم با ایران، هزینههای جبرانناپذیری برای منافع آمریکا در منطقه به همراه داشته است. از این رو «جنگ ترکیبی شناختی» را در اولویت قرار دادهاند.
کمی بیشتر از یکسال پیش بود که با روی کار آمدن مجدد ترامپ در آمریکا، کاخ سفید ترکیبی از جنگ رسانهای را با تمرکز بر تهدید مستمر و فضاسازی روانی علیه ایران در پیش گرفت. هدف اصلی این راهبرد، تضعیف روحیه ملت، القای ناامیدی، ایجاد تردید در میان مسئولان، کاهش اعتماد عمومی به نیروهای مسلح و در نهایت تأثیرگذاری بر روند مذاکرات از طریق القای فضای اضطراب و بیارادگی است.
ترامپ که در تجاوز نظامی توفیقی به دست نیاورده، با فضاسازی روانی گسترده، سه هدف مشخص را دنبال میکند:
اول، تضعیف روحیه ملت ایران از طریق بزرگنمایی تحریمها، القای بحرانسازی اقتصادی و وانمود کردن آیندهای تاریک تا مردم را نسبت به کارآمدی نظام دچار تردید کند و انگیزه مقاومت و ایستادگی شورانگیز در خیابان را در آنان کاهش دهد.
دوم، تلاش برای ایجاد اخلال در محاسبات مسئولان و تضعیف روحیه و اقتدار نیروهای مسلح با شایعهپراکنی درباره اختلافات داخلی، القای ناکارآمدی تیم مذاکرهکننده و زیر سؤال بردن توان دفاعی و موشکی کشور. اینکه هر از چند گاه تهدیدهای امنیتی و نظامی از سوی مقامات آمریکایی علیه کشورمان مطرح میشود، هدفش فرسایش روانی فرماندهان و مسئولان و مدیران کشور طراحی میشود.
سوم، تأثیرگذاری بر روند مذاکرات از طریق فشار حداکثری رسانهای؛ ترامپ میخواهد این گونه القا کند که ایران ناچار به پذیرش هرگونه شروط تحقیرآمیز است. او با تهدید و چماق و هویج دروغین، سعی دارد تیم مذاکرهکننده ایرانی را در موقعیت «آخرین فرصت» قرار دهد. اما تجربه تاریخی نشان داده که هرگاه تیم مذاکرهکننده ایران با اعتماد به نفس و پشتیبانی مردمی پای میز مذاکره رفته، توانسته است امتیازات واقعی کسب کند، نه اینکه تسلیم باجخواهی شود.
در چنین شرایط حساس و سرنوشتسازی، وظیفه ملی و انقلابی ما حفظ فضای وحدت، همدلی و مقاومت هوشمندانه است. جنگ شناختی دقیقاً به دنبال نفوذ در لایههای فکری و عاطفی جامعه و ایجاد دوگانههای کاذب است. بهترین پاسخ به این تاکتیک، اعتماد آگاهانه به مسئولان خدوم کشور و تیم مذاکرهکننده مقتدر کشور است. باید توجه داشت که دشمن از هرگونه شکاف داخلی، اختلافافکنی میان قوا، یا ابراز ناامیدی در فضای مجازی، حداکثر بهرهبرداری را میکند. از این رو، رسانههای داخلی، نخبگان، فعالان سیاسی و همه دلسوزان نظام موظفاند از دامن زدن به اختلافات بیحاصل بپرهیزند و به جای آن بر تقویت امید و اعتماد به توانمندیهای داخلی تمرکز کنند.
تجربه قریب به پنج دهه گذشته به روشنی نشان داده است هرگاه ملت ایران با بصیرت، انسجام و آرامش راهبردی در برابر جنگ روانی دشمن ایستاده است، توطئهها خنثی شده و دشمن با شکست مواجه شده است. ترامپ و تیمش نیز از این قاعده مستثنی نیستند. هوشیاری در برابر دروغپردازیهای رسانهای، پرهیز از بزرگنمایی مشکلات و حفظ روحیه «ما میتوانیم» بهترین پاسخ به جنگ شناختی امروز آمریکا است. ملت ایران، مسئولان و نیروهای مسلح بارها ثابت کردهاند که در برابر تهدیدها و فضاسازیهای روانی، نه تنها عقبنشینی نمیکنند، بلکه با اتکا به خداوند و قدرت درونزا، هر توطئهای را به فرصتی برای پیشرفت تبدیل میکنند. امروز نیز باید با اتحاد و همدلی، توطئه ترکیبی ترامپ را ناکام گذاشت و به او نشان داد که ملت ایران فریب جنگ روانی و دروغهای پی در پی و مضحک او را نمیخورد.