وحید آبیاری
رئیس محترم جمهور در تشریح دلایل تغییرات در کابینه، طی یادداشتی در سایت شخصی خود به تاریخ بیستم فرودین سال جاری که در پایگاه اطلاع رسانی دولت محترم نیز منتشر شده است، از عبارت "اصالت هدف" استفاده کرده و نوشتند: "ترمیم کابینه در این دولت، یک سیاست از قبل اعلامشده بر اساس «اصالت هدف» [تاکید بر اصالت هدف از رئیس جمهور است] است". ایشان با اصیل دانستن هدف، انسانها را ابزار و هدف را ملت دانسته و بر اساس آموزه اصالت هدف، تغییرات در کابینه را توضیح داده اند.
با گذشت پس از حدود یک ماه، مدیر کل محترم سیاسی وزارت کشور نیز روز گذشته بیست و نه اردییهشت، در گفتگو با یک خبرگزاری داخلی به سراغ همین آموزه رفته و در توضیح دلایل برکناری وزیر کشور تاکید کرده اند که تغییر در کابینه بر اساس "اصالت هدف" است.
طبیعی است که رئیس جمهور پاک نیت و مدیران دولت خدمتگزار از آنچه به زبان میآورند مقصودی غیر از خیر در ذهن نداشتهاند، اما خطرات احتمالی گستراندن مفاهیمی زبانی که معنای ذهنی صحیحی به دست نمیدهند و چه بسا موجد مشکلات فراوان نظری و عملی شوند، یادآوری برخی نکات را ضروری می سازد.
1- همانگونه که امام انقلاب (رحمت خدا بر او باد) از آن به عنوان یکی از معیارهای نظری حرکت بر مدار صحیح یادکرده اند، آنچه در مکتب اسلام مورد نظر است، اصالت تکلیف و تکلیف گرایی است؛ "ما مأمور به تکلیف هستیم و نه نتیجه".
به عبارت دیگر، آنچه در اسلام مورد نظر است و صدالبته مورد تایید عقل و منطق است، مواظبت بر پیمودن مسیر درست است، چه، گام نهادن بر راه صحیح به طور خودکار، رهرو را به مقصد صحیح خواهد رساند، اما معلوم نیست صرف داشتن هدف بزرگ یا صحیح، رهرو را به مقصد برساند یا نه. به بیان دیگر، هدف هرچند ممکن است صحیح، بزرگ، مقدس و اصیل باشد، اما آنچه در مقام اصالت بر آن تکیه و تاکید میشود، "راه" و در نتیجه "تکلیفی" است که ضامن پیمودن درست راه رسیدن به هدف است.
به عبارت دیگر، هرچند تقرب به پروردگار به عنوان هدف در اسلام اصالت دارد، اما آنچه به عنوان منطق حرکت و عمل بر آن تکیه میشود، اصالت تکلیف و راه است.
2- قرآن مبین نیز بر این اصل منطقی و عقلی صحه می گذارد، آنجا که گشایش آن به "اهدنا الصراط المستقیم، صراط الذین..." فتح میشود و سعادت بشر را در طلب و یافتن راه درست میداند، چراکه اهداف خوب و مقدس فراوانی بوده و خواهند بود که بدون گرویدن به این "راه نجات"، به بیراهه رفته و به تاریکی منتهی میشوند.
3- اساسا اسلام نیز "راه" است و بندگان خداوند و مومنان بر این راه تسلیم میشوند و به رهنمودهای آن از جمله تلاش برای جاری ساختن عدالت عمل میکنند تا به سوی مقصد هدایت شوند و در این راه و برای این راه است که هر چه دارند و ندارند را ناقابل میدانند و فدا میکنند. بر اساس آموزههای اسلام، این راه هدایت به سوی مقصد کمال و سعادت بشری نیز به این دلیل کشیده شده است که راههای قبل را گرد و غبار تحریف روزگاران پوشانده و اسلام برای زدوودن گردوغبار از مسیر هدایت بشری آمده است.
4- گذشته از دلایل عقلی و منطقی و اعتقادی که همگی به طور مشخص تکیه بر اصالت تکلیف و راه پای میفشارند، تاکید چندباره بر مفهوم یا منطق استدلالی که در اذهان عموم و نیز خواص، معنایی مغایر با نیت خیر گوینده را متبادر میسازد، به خصوص هنگامی که از مواضعی صادر شوند که پتانسیل گسترندگی فراوانی در بین بدنه سیاسی یا دوستدار را دارند، میتواند خسارت بار باشد.
در مورد اخیر نیز باید یادآور شد، فرضیه یا آموزه اصالت هدف در اندیشه سیاسی از ابداعات نیکولو ماکیاولی، اندیشمند باهوش اما نه چندان خوشنام ایتالیایی است و سالیان سال است که دنیای سیاست، اصالت هدف را با ماکیاولی و ماکیاولی را با اصالت هدف میشناسد. همانگونه که خوانندگان این یادداشت احتمالا مطلعند، از دیدگاه ماکیاول، آنچه نزد شهریار شهر سیاست "اصالت" دارد، "هدف" بزرگ و مقدس است و هر آنچه برای رسیدن به هدف به کار رود، اصالت ندارد و از آنجاکه اصالت ندارد، به واسطه هدف بزرگ و مقدس، لاجرم پاک و جایز خواهد بود.
از زمان ماکیاول تاکنون، اندیشهها و حرکتهای سیاسی گوناگونی از نحلههای مارکسیستی تا القاعده و نیز برخی گروههای سیاسی بدنام و یا حتی منفور تاریخ سیاسی کشورمان، با توسل علنی یا ناخودآگاه به این آموزه، خسارات فراوانی را به بار آورده و هرگونه فعل غیراخلاقی، از دروغگویی تا قتل، را به صرف مقدس یا بزرگ بودن هدف توجیه کردهاند. به این ترتیب مشخص است که تاکید بر اصالت هدف به عنوان دلیل یا "منطق" احتمالی تغییرات سیاسی کابینه، هیچگونه سنخیتی با آنچه در ذهن از این ترکیب در مقایسه با رفتار و اندیشه سیاسی دولت خدمتگزار به ذهن میرسد، ندارد و بهتر است از یک ترکیب دیگر که مفهوم متناسب مورد نظر دولت محترم را به ذهن برساند استفاده شود.
به عبارت ساده تر، دولت محترم می تواند بدون استفاده از مفهوم یا منطقی همانند، "انسان ابزار است، ملت هدف است، هدف اصالت دارد، پس..." (در یادداشت رئیس جمهور محترم) یا "وزیر یا کابینه ابزار است، خدمت هدف است، هدف اصالت دارد، پس... " (در گفتار مدیرکل سیاسی وزارت کشور) و... که همگی از "منطق" رابطه هدف و وسیله با تکیه بر اصالت داشتن هدف پیروی می کنند، استفاده نکرده و از یک مفهوم و منطق دیگر استفاده کند.
همانگونه که در ابتدای یادداشت ذکر شد، طبیعتا در نیت خیر رئیس جمهور مهربان و مهرورز تردیدی وجود ندارد و دامن خادمان ملت از چنین مسائلی بدور است، اما ایشان بهتر است در نظر داشته باشند که راه های نظری بسیار بهتر و معقولتری از اصالت هدف برای توضیح یک مساله سیاسی همانند تغییر وزرا وجود دارد که ایشان می توانند از آنها استفاده کنند و بدنه سیاسی را نیز به استفاده از آنها و پرهیز از مفاهیم نه چندان خوشنام بلکه حتی بدنام سیاسی توصیه کنند.
خلاصه آنکه تکیه بر اصالت هدف به عنوان منطق عمل و تصمیم گیری سیاسی، اقتضای خرد و شریعت و سیاست اصولگرایانه نیست.