">
ولادیمیر پوتین در اولین سفر رسمیاش به فرانسه در پست نخستوزیری روسیه با مقامهای عالیرتبهی این کشور به بحث و گفتوگو نشست و همچنین در ضیافت شامی به دعوت نیکولا سارکوزی در کاخ الیزه شرکت کرد. دعوتنامهای که به ندرت برای یک نخستوزیر صورت گرفته است. با این حال به عقیدهی بسیاری از تحلیلگران با پوتین در این سفر بیشتر همچون یک رییسجمهور و یا رهبر قوی کشورش برخورد شد تا یک نخستوزیر.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) ولادیمیر پوتین، نخستوزیر روسیه در گفتوگوی تفصیلی با روزنامهی لوموند سعی کرد بر ابهامات موجود در خصوص رهبری در روسیه و شایعات مبنی بر اینکه وی هنوز هم ادارهی کشور و سیاست خارجی را در دست دارد خاتمه دهد.
وی در پاسخ به این سوال لوموند که حضور شما در الیزه به دعوت نیکولا سارکوزی، رییسجمهور فرانسه و با توجه به تشریفات به عمل آمده از شما تاکیدی بر عدم شفافیت این موضوع نیست که چه کسی سیاست خارجی روسیه را اداره میکند؟ شا و یا آقای مدودف؟
گفت: در این زمینه هیچ ابهامی وجود ندارد، به جز این که سیاست مداران براساس قراردادهای موجود به اموری می پردازند که باید. هرکس برایان اساس کار مشخصی دارد. من در دوران ریاست جمهوریام با سارکوزی آشنا شدم. روابط خوب ما زمانی شکل گرفت که مسالهی پست من در دوران پس از ریاست جمهوری در دست بررسی بود. سارکوزی از من در این رابطه سوال کرده بود و من گفته بودم که از این موضوع اطلاعی ندارم. وی در آن زمان به من گفت که از دیدار من در پاریس خوشحال میشود. سارکوزی به من گفت: در هر پست جدیدی که بودی به من قول بده که در نخستین سفر خارجیات به پاریس بیایی و من هم به قولم عمل کردم.
پوتین در ادامه افزود: البته در مورد مسایل اقتصادی و تجاری گفتوگوی من اساسا با فرانسوا فیون، نخستوزیر فرانسه بود. این دیدار بیش از هر چیز به روابط اقتصادی و تجاری مرتبط بود، البته با رییسجمهور هم در مورد روابط اقتصادی کمی صحبت کردیم. به هر حال وی در بارهی روابط سیاسی و دفاعی دو کشور و امور بینالملل نیز صحبتهایی داشت. با این حال من بیش از هر چیز به مسایل اقتصادی و اجتماعی پرداختم. به هرحال من به عنوان عضو شورای امنیت روسیه در مرحلهای مشخص با مسایلی ارتباط دارم که در آن باره نیز با رییسجمهور فرانسه صحبت کردم. اما در ارتباط با تخصیص اختیارات در داخل روسیه نهایتا و بدون شک این امور به رییسجمهور روسیه مربوط است که در حال حاضر رییسجمهور روسیه آقای مدودف است.
پوتین در رابطه با دیدارش با ژاک شیراک، رییسجمهور سابق فرانسه گفت: من با شیراک سالهای زیادی همکاری کردهام. او ارتباط گرمی و شناخت عمیقی از روسیه دارد، من با اظهارنظر وی مبنی بر اینکه "نه فقط در گذشته، بلکه در آینده نیز روسیه و اروپا، روسیه و فرانسه میتوانستند و میتوانند و باید نقش شاخصی در امور جهان بازی کنند" موافقم؛ علاوه بر تمام اینها شیراک فردی بسیار دلپذیر و خوشایند و یک هم سخن هوشمند و برجسته است. بدون اغراق دانش او همانند یک دایرهالمعارف است. زمانی که در چارچوب هشت کشور بزرگ بزرگ صنعتی جهان کار میکردم در دیدار با همکارانم بر این امر واقف شدم که وی همیشه مرکز نفوذ و تاثیر است و خواهد بود. ژاک همیشه نظر خود را دارد؛ یک نظر منطقی و درست به خصوص در مورد بسیاری از مسایل توسعهی دنیای صنعتی. من در کل به معاشرت با او علاقهمندم و به دلیل این که در توسعهی روابط فرانسه – روسیه مشارکت زیادی داشت، مدودف نیز تصمیم گرفت جایزهی دولتی فدراسیون روسیه به وی اهدا شود. ما منتظریم تا در روز روسیه – در جشن ملی خودمان، در روز 12 ژوین (23 خرداد) پذیرای شیراک در کرملین باشیم تا رییسجمهور روسیه این جایزه را به وی تقدیم کند.
نخستوزیر روسیه در بارهی سیستم قدرت امروز روسیه همانند یک ساختار دو نفره و این که آیا این سیستم موقت است یا وی در نظر دارد در آینده پست نخستوزیری روسیه چیزی برابر با صدراعظمی آلمان شود گفت: روسیه یک جمهوری است، ما قصد نداریم نقش کلیدی رییس کشور را در سیستم سیاسی تغییر دهیم. اما این که من ریاست دولت را بر عهده دارم یک حقیقت جالب تاریخ سیاسی ماست. اما مهمتر این است که من همزمان رهبری حزبی را بر عهده دارم که رهبری حیات سیاسی کشور را در دست دارد و اکثریت قاطع کرسیهای پارلمان را در دست دارد. این بدون شک نتیجهی این است که در روسیه به چند حزبی و افزایش نفوذ پارلمان در حیات سیاسی کشور اهمیت بیشتری داده میشود و این در واقع نشانهی اصلی سیاسی است.
پوتین در پاسخ به این سوال لوموند که "وقتی برنامهی دیدار سران برگزار شد شما در مورد برنامهی طولانی مدت توسعهی روسیه در 10 - 20 سال نزدیک خبر دادید. دمیتری مدودف نیز در این باره صحبت کرد. آیا ممکن است امری شما را مجبور کند از پست خود پس یک، دو و یا سه سال بعد کنار روید؟" گفت: من دیروز با نیکولا سارکوزی صحبت کردم و او به من از برنامههای خود برای مدرنیزه کردن فرانسه گفت. سارکوزی کسی است که به این کار عشق فراوان دارد. وی فردی صادق است و صادقانه میخواهد بسیاری را از چیزها در کشور برای فرانسویها تغییر یابد و این البته تصمیمی نیست که همیشه در یک چشم انداز کوتاه مدت اثر مثبت داشته باشد. بعضی از این تصمیمات بدون شک پس از چند سال اثرمثبت خود را نشان میدهند و باید گفت هرگاه چنین تصمیماتی اتخاذ میشوند در جامعه بحث هایی در این رابطه شروع میشود. من باید بگویم که روسیه باید تصمیماتی را در مورد مدرنیزه کردن تمام فعالیتها و امور زندگی اتخاذ کند من منظورم فقط اقتصاد نیست، اقتصادی که ما باید شکل نوآورانه به آن بدهیم که ما بر آن مصر هستیم.
پوتین گفت: فرض کنیم لازم است که ما سیستم پرداختمان را در زمینهی بودجه تغییر دهیم. ما باید سیستم مستمری خود را که تضمین کننده یک دوران کهنسالی مناسب و در آمد خوب برای شهروندان کشور است، مدرنیزه کنیم. مقدار مستمری باید بیشتر با سطح در آمد فرد در طول زندگیاش مطابقت داشته باشد. ما باید کشاورزی را مدرنیزه کنیم. روسیه با چالشهای زیادی روبهروست و ما قصد داریم کاملا یک ارتباط صادقانه با شهروندان کشورمان داشته باشیم. اگر اقدامات ما موفقیت آمیز باشند، بنابراین در واقع دیگر مهم نیست که ساختار قدرت چگونه شکل گرفته باشد. مهم این است که ما به اهداف مشترک برسیم و امروز در روسیه تیم حرفهای توانایی از کارشناسان و سیاست مداران در پارلمان شکل گرفته است که از ما حمایت میکنند و ما تلاش میکنیم تا هر چه بیشتر این یگانگی را حفظ کنیم. اما تخصیص نقشها و اهداف مربوط به طرح دوم است.
نخستوزیر روسیه در رابطه با مشکلات برای برخی شرکتهای خارجی و ترس احتمالی سرمایهگذارن به ویژه پس از آن چه برای شرکت خصوصی تولید نفت خام (روسیه ف.ان.کا -و.ار) شل و دیگر شرکتها افتاد، گفت: هنوز اتفاقی برای ت.ان.کار – و. ار نیفتاده است. آنها با شرکای روسی خود مشکل دارند، من چند سال قبل پیش پیش بینی کردم که این مشکلات آغاز خواهد شد. این اصلا مربوط به این شرکت خاص نیست، آنها چند سال پیش یک تجارت مستقیم را با تقسیم سهام به صورت 50، 50 آغاز کردند، من برای امضای این سندها حضور رفتم و آن زمان به آنها گفتم که نباید این کار را کرد. بین خودتان توافق کنید تا کسی از شما بر روی کار کنترل داشته باشد، ما مخالف نیستیم که این فرد از و.ار باشد. لازم است که یک نفر کنترل اوضاع را در دست داشته باشد، اما وقتی اختیارات دقیق تعریف نشده باشد بنابراین در چنین ساختاری مشکل وجود خواهد داشت. آنها نپذیرفتند.و گفتند که توافق میکنیم و نتیجه این شد که همیشه بین آنها دعواست که چه کسی رییس است. صادقانه بگویم اصل موضوع همین است. اصلیترین مشکل این است که این دعوایی تجاری در داخل شرکت است. اما در ارتباط با شل، ما مشکل خود را با آنها حل کردیم و امیدواریم که در آینده نیز چنین مشکلاتی وجود نداشته باشند. اصلا این مشکلات نباید به وجود آید زیرا شرکای ما باید بدانند که روش استعماری استفاده از منابع روسیه امکان پذیر نیست.
پوتین با تاکید بر اینکه نگرانی از این امرکه تورم عامل بیثباتی جامعهی روسیه شود و اپوزیسیون از این مساله بهرهبرداری کند ندارد،گفت: البته ما متوجه عواقب منفی تورم هستیم و وظیفه خود میدانیم برای جلوگیری از این تهدید اقدامات لازم را انجام دهیم. تورم از داخل به سوی ما نیامد. تورم از اقتصادهای توسعه یافته از جمله اروپا به روسیه وارد شد.
پوتین با رد نظر لوموند مبنی بر اینکه میان این نظریه که روسیه ارزشهای مشترکی با اروپا دارد و مفهوم رقابت در اقتصاد و سیاست در روسیه قابل پذیرش نیست تناقض وجود دارد، گفت: من در اینجا تناقضی نمیبینم. رقابت یعنی درگیری و جنگ و تلاش. اگر یکی از طرفین به نفع خود برسد و در جریان این درگیری پیروز شود، یعنی که رقابت وجود دارد. اما در ارتباط با اقتصاد؛ بله در هر کشوری فعالان اقتصادی تلاش میکنند تا خود را به سران نزدیک کنند و از امتیاز رقابت بهرهمند شوند. همکار شما هم اکنون از "کاپیتانهای اقتصاد روسیه" و صنعت نفت روسیه یاد کرد. این افراد در زمان خود نمیتوانستند به آمریکا وارد شوند و حتی به آنها ویزا نیز نمیدادند زیرا معتقد بودند که آنها با مافیا در ارتباطند.
خبرنگار لوموند از پوتین پرسید: برخی از ناظران و حتی خود روسها نیز اغلب مشکل میتوانند تعریفی از روسیه ارایه دهند. آیا این کشور دیکتاتوری است، توتاتالیتاریستی است و یا دموکرات؟ و شما آیا شما نیز چنین احساسی دارید که خود شما چنین سیستمی را به وجود آوردید و آیا این گونه سیستمی باید وجود داشته باشد یا خیر؟
نخستوزیر روسیه در پاسخ گفت: خیر. ما هیچ چیزی را به وجود نمیآوریم، ما براساس اصول و معیارهایی که در جهان متمدن جا افتاده و با نگاه به تاریخ از جمله تاریخ سیاسی، فرهنگ سیاسی فدراسیون روسیه، با نگاه به سنت روسیه، کشورمان را توسعه میدهیم. ما دقیقا در آینده در همین راه حرکت خواهیم کرد. برای نمونه چند حزبی؛ زمانی که حاکمیت تمام اهداف، کارها و تمام فعالیتهای احزاب را خراب کند سیستم چند جزبی به وجود نمیآید تا پروسهی سیاسی کشور را سازماندهی کند. قطعا چند حزبی در زمانی بوجود میآید که گروههای زیادی از مردم که نماینده منافع گروههای مختلف جمعیت هستند بتوانند به طور موثر فعالیت کنند و در جریان رقابت سیاسی، رقابت متمدنانه میان خودشان، تصمیماتی اتخاذ کنند که به منافع اکثریت قاطع جمعیت کشور مربوط شود. برای تقویت پارلمان و چند حزبی کارهای زیادی انجام دادهایم. البته لازم است امور هماهنگ باشد تا اقدامات واقعی و در جهت بهبود وضعیت کشور باشند. اما سنتهای مشخصی نیز وجود دارند. برای نمونه در لبنان باید حتما در سطح بالای سیاسی نمایندگان گروههای مختلف مردم حضور داشته باشند. برای نمونه در جمهوری داغستان چند ملت مختلف وجود دارد. سنت آن جا بدینگونه شکل گرفته است که اگر رییس یک گروه ملی رییسجمهور شود بنابراین حتما باید رییس پارلمان، رییس یک گروه ملی دیگر باشد و رییس دولت نیز باید رییس گروه ملی سوم باشد. امیدوارم این سیستم هرمی نقض نشود اگر این سیستم به هم بریزد عواقب مخربی در پی خواهد داشت. اگر این سیستم کنار رود برای انتخاب رییسجمهور باید رایگیری مخفی انجام شود، اما این امر جمهوری را ویران خواهد کرد و من نمیتوانم فرض کنم که چنین چیزی اتفاق بیفتد. من مجبورم که افکار مردم را در نظر بگیرم. من به آرای آنها احترام میگذارم و به ارتباط آنها با ساختار زندگی خودشان احترام میگذارم. ما البته با این دید در جریان توسعهی پروسههای مشترک متمدمانهی خود حرکت میکنیم.
نخستوزیر روسیه در بارهی سیستم قضایی و قضات روسیه تاکید کرد: سیستم قضایی با وجود تمامی مشکات توسعه خواهد یافت و توانایی خود را ثابت میکند. اما برای این که این سیستم 100 درصد برای مردم کار کند، اقدامات بیشتری باید صورت گیرد.
پوتین در بارهی وضعیت داغستان، چچن و وخیمتر شدن وضعیت اینگوش و داغستان و مشکلات ویژه این دو منطقه گفت: وضعیت جمهوری چچن کاملا بهتر شده است؛ این امر به شرایط خاصی بستگی داشته که مهمترین آنها این بودند که مردم چچن برای خودشان انتخابات مشخصی را برگزار کردند و این انتخابات برای توسعه خود این جمهوری بود. ما شاهد واکنش مردم چچن در مقابل تلاشهای برای وارد کردن گونهیی از اسلام غیر متعارف در ساختار جمعیتی این کشور بودیم. وهابیت یک فرقه در اسلام است اما در خود وهابیت نیز افراطگرایی وجود دارد. دقیقا همین جریانات تلاش کردند تا به ساختار مردم چچن وارد شوند. مردم به خوبی متوجه شدند که یک نفر نه به خاطر منافعشان که به خاطر استفاده از منافع آنها به عنوان وسیلهای برای تضعیف فدراسیون روسیه میجنگند. که این فقط رنج مردم را در پی خواهد داشت. در واقع فهمیدن این نکته در باثبات شدن منطقه نکته مهمی بود. ما اوضاع منطقه داغستان و اینگوش را به خوبی زیر نظر داریم، در آنجا درگیری و تضاد منافع وجود دارد، اما این تضاد منافع سیاسی نیست، بلکه بیشتر اقتصادی است. اما این به عملیات جداییخواهی مربوط نمی شود. این به درگیری سیاست داخلی خود این جمهوریها مربوط است.
پوتین تاکید کرد که واقعهی مدرسه بسلان را به طریق دیگری نمی شد حل کرد چراکه در غیراین صورت قضایا تاکنون ادامه پیدا میکرد.
نخستوزیر روسیه در بارهی انتظاراتش از اتحادیهی اروپا و چشماندازها برای ایجاد روابط بهتر میان این اتحادیه با روسیه گفت: فرانسه شریک قابل اعتماد و دیرین ماست. ما همیشه حتی در مورد شراکت استراتژیک میان فرانسه و روسیه صحبت کردیم. من با این مفهومها و تعاریف موافقم. فرانسه یک سیاست خارجی مستقل داشته و دارد و امیدوارم داشته باشد. معتقدم این در خون فرانسویهاست و هر رهبر فرانسه باید این را در نظر بگیرد ما امروز این استقلال را شاهدیم. ما ارزش بالایی به این روش میدهیم و به همین خاطر از دولت فرانسه در اتحادیهی اروپا انتظار زیادی داریم. اول از همه انتظار یک گفتوگوی سازنده در مورد ایجاد پایگاههای الزامی حقوقی رفتار متقابل با اتحادیهی اروپا؛ شما میدانید که دوره ریاست اسلوونی بر اتحادیه اروپا تمام شده است وبارها گفتهایم که علاقهمند به امضای یک قرارداد جدید هستیم. اما به نظرم شرکای اروپایی ما به اندازهی ما به این مساله علاقه ندارند. بنابراین من انتظار دارم که دولت فرانسه در روابط خود با ما دورهی جدیدی را آغاز کند و براساس منافع متقابل به طور مشترک با یکدیگر کار کنیم.
پوتین در رابطه با برنامههای هستهیی ایران و اینکه آیا به نظر وی ایرانیها در تلاش برای ساخت بمب هستهیی هستند، گفت: به نظر من ایرانیها در تلاش برای ساخت بمب هستهیی نیستند، ما هیچ سند و مدرکی نداریم که بخواهیم براساس آن این گونه فکر کنیم. ایرانیها ملتی بسیار مغرور و مستقل هستند، آنها سخت در تلاشند تا در زمینهی تکنولوژی هستهیی به حقوق قانونی خود تحقق بخشند. باید از نقطه نظر رسمی و حقوقی گفت که ایران تاکنون هیچ قانونی را نقض نکرده است. این کشور حتی حق غنی سازی اورانیوم را نیز دارد. باید فقط به اسناد و مدارک نگاه کرد تا قانع شویم که این کشور هیچ قانونی را نقض نکرده است. البته اعتراضات مشخصی وجود دارد و یا دقیقتر بگویم قبلا بود، مبنی بر اینکه این کشور تمام برنامههای هستهیی خود را به آژانس بینالمللی انرژی هستهیی ارایه نکرده است؛ ما باید نهایتا در این باره تحقیق کنیم. اما در کل ایران برنامههای هستهیی خود را اعلام کرد و یک بار دیگر تکرار میکنم که از نقطه نظر رسمی و حقوقی هیچ اعتراضی به ایران نیست. من همیشه با صداقت و شفافیت به شرکای ایرانی خود گفتهام که به اعتقاد من ایران در یک فضای بیهوا قرار ندارد، بلکه این کشور در یک منطقه بسیار پیچیده و خطرناک جهان قرار دارد. ما از شرکای ایرانی خود میخواهیم تا این را مدنظر داشته باشند. من به آنها گفتهام که همسایگان خود و جامعهی جهانی را ناراحت نکنند و اقداماتی را انجام دهند که جامعه بینالمللی را متقاعد کند حکومت ایران هیچ برنامه مخفی ندارد. ما تاکنون با طرف ایرانی و شرکای خود در چارچوب گروه شش همکاری جدی داشتهایم و قصد داریم تا در آینده نیز به همین عنوان کار خود را انجام دهیم. من در جریان دیدارم با سارکوزی این مساله را مطرح نکردم، من به شما تضمین میدهم که آگاهی رییسجمهور فرانسه دربارهی برنامههای هستهیی ایران کمتر از رییسجمهور روسیه نیست. من و سارکوزی در این رابطه صحبت کردیم که این مشکل هنوز وجود دارد و ما باید با یکدیگر همکاری کنیم تا این مساله حل شود.
لوموند از نخستوزیر روسیه پرسید: اگر یک روز به شما اطلاع دهند که ایرانیها کاملا به دنبال بمب هستهیی هستند، آیا این مساله برای روسیه مشکلی محسوب میشود؟ گفت: شما گفتید "اگر" یعنی وجه شرطی. یک مرد سیاسی این اما و اگرها را نمی پذیرد. هر گاه این خبر را دریافت کنیم. آن وقت فکر میکنیم که با آنها چه کار کنیم. اما در ارتباط با اصول باید بگویم که ما مخالف گسترش سلاحهای تخریب جمعی در جهان هستیم. ما معتقدیم که این خطرناکترین روش است و مهمتر از همه این که این کار نه با منافع منطقه همخوانی دارد ونه با منافع ایران مطابقت میکند. زیرا استفاده از تسلیحات هستهیی در چنین منطقهی کوچکی یعنی خودکشی. استفاده از تسلیحات هستهیی به سود چه کسی است؟ آیا به سود فلسطین است؟ در آن صورت دیگر فلسطینی وجود نخواهد داشت. ما منظورمان این است که این حادثه همانند چرنوبیل خواهد بود. الان حتی باد هم در جهت چرنوبیل نمیوزد. همین. پس این به خاطر چه کسی انجام شود؟ ما معتقدیم این مساله اثر سوء خواهد داشت موضع ما همیشه همین بوده و هست و امیدوارم که رییسجمهور دیمیتری مدودف نیز همین موضع را داشته باشد.
پوتین تاکید کرد: ما هر گونه گسترش تسلیحات هستهیی را با مشکل مواجه میکنیم. به همین دلیل ما برنامهی غنی سازی بینالمللی را ارایه دادیم، زیرا ایران تنها یکی ازبخشهای این مشکل است. بسیاری از کشورها در برابر انتخاب استفاده از انرژی هستهیی برای اهداف مسالمت آمیز قرار دارند، این بدین معنی است که به غنی سازی اورانیوم نیاز دارند و این نیاز آنها را وادار میکند چرخهی منحصر به فرد خود را بسازند و باز این تردید و ابهام همواره وجود خواهد داشت که غنی سازی اورانیوم حتی به میزان کم صورت گرفته که در نهایت دستیابی به سلاحهستهیی را به دنبال دارد. این را به سادگی نمیشود کنترل کرد. بنابراین ما پیشنهاد میدهیم که این غنی سازی در خاک کشورهای خاص انجام شود تا دیگر شک و تردیدی وجود نداشته باشد. زیرا آنها هم اکنون سلاح هستهیی دارند. بنابراین باید به کشورهای عضو این روند تضمین داده شود و از این تضمین کامل برخوردار باشند که به مقدار لازم اورانیوم غنی شده را دریافت میکنند و سوخت هستهیی مصرف شده از آنها گرفته خواهد شد چنین سیستمی را میتوان ایجاد کرد. این سیستم به اندازه کافی قابل اعتماد و بیخطر خواهد بود.
به عقیدهی پوتین ورود گرجستان و اوکراین به ناتو تهدیدی علیه روسیه است به چند دلیل، اول از همه این که روسیه در کل و در در اصل مخالف گسترش ناتو است. وی گفت: ناتو ایجاد شده است. بیایید سال 1949 و بند پنجم قرارداد واشنگتن را در مورد امنیت جمعی به یادآوریم. این قرارداد برای چه چیزی ایجاد شد؟ برای دفاع و در جریان رویارویی با اتحادیهی شوروی. برای دفاع در برابر حمله یک کشوری در آن زمان. اتحاد شوروی حقیقت را گفت وقتی اعلام کرد قصد ندارد به هیچ کسی حمله کند اما کشورهای غربی خلاف این را گفتند و این قرارداد در هر حالت برای دفاع در برابر اتحاد شوروی بود. اتحاد شوروی دیگر نیست چنین تهدیدی وجود ندارد اما سازمان پیمان آتلانتیک شمالی هنوز باقی مانده است این سوال به ذهن متبادر میشود شما علیه چه کسی دوست میشوید؟ و برای چه هدفی. یعنی بیایید فرض کنیم که امروزه میگویند ناتو باید با تهدیدهای معاصر مبارزه کند امروز چه تهدیدهای جهانی وجود دارد؟ گسترش سلاحهای هستهیی که شما و ما در مورد آن صحبت کردیم. تروریسم که یک جرم بینالمللی است و تهدید مواد مخدر. در چارچوب بلوک نظامی – سیاسی جدا افتاده چه میشود کرد؟ خیر. چنین مسایلی را نمیتوان در جچارچوب بلوک نظامی – سیاسی جدا افتاده به طور موثر حل کرد. آنها مجبور هستند این راهحل را تنها براساس گسترش همکاریها ببینند. گسترش ناتو یعنی فقط ایجاد مرزهای جدید در اروپا. یعنی دیوارهای جدید برلین. اما این بار غیر قابل دید و با خطر بیشتر. و این به محدود شدن امکان همکاری مشترک برای جنگ علیه تهدیدهای عمومی امروزه منجر خواهد شد زیرا باعث عدم اطمینان کشورها به یک دیگر خواهد شد. این آزار دهنده است. این دلیل نخست بود. و الان دلیل دوم که برای ما از اولی اهمیتی کمتر ندارد ما میدانیم که در ناتو تصمیمات چگونه اتخاذ میشوند. بلوکهای نظامی سیاسی به سوی محدودیت اختیارات و حاکمیت کشورهای عضو آنها پیش میروند. چیزی وجود دارد به اسم "نظم داخل بلوک" همانند نظم در پادگانها. اول تصمیم طبق معمول همانطور که من و شما میدانیم در یکی از کشورهای عضو اتخاذ میشود و به آن مشروعیت میبخشد. مثل تصمیم آنها در مورد سیستم دفاع موشکی. اول تصمیم در مورد استقرار این سپر را گرفتند و بعد در بروکسل به بحث در مورد آن پرداختند. البته در واقع تحت فشار و بعد از انتقاد ما این کار را کردند. و ما نگرانیم که امروز که این کشورها در ناتو پیدا شدهاند، بنابراین این فردا هم میتواند سیستمهای حملات موشکی نیز که ما را تهدید خواهند کرد، پیدا شود. بنابراین بعد با این چه کار باید انجام دهیم؟ ما همیشه در مورد محدودیت تسلیحات در اروپا حرف میزنیم. اما الان کشورهای غربی میگویند که خودشان این کار را انجام دادهاند. آنها میگویند ما که دوپای جنگلی گرفتیم و به زودی یک منطقه در دو کشور لهستان و چکسلواکی نیز خواهیم گرفت. بیسمارک میگفت: نیت و اعلان خوب مهم نیست، مهم پتانسیل است. و ما میبینیم که یک ساختار نظامی به مرزهای ما نزدیک میشود. برای چه؟ شما میبینید که هیچ کس هیچ کس را تهدید نمیکند.
و در نهایت دلیل آخر ما با شما در مورد مسایل دموکراسی حرف زدیم. این همان موضوعی است که ما همیشه باید به آن فکر کنیم. در این زمینه مسوولیت سران بیشتر است. آیا این درست است که در زمینه روابط بینالمللی دموکراسی گسترش پیدا نمیکند؟ ما در مورد دموکراسی صحبت میکنیم. دموکراسی چیست؟ دموکراسی قدرت مردم است در اوکراین در تمام نظرسنجیهای اجتماعی تقریبا 80 درصد از مردم نمیخواهند کشورشان به ناتو بپیوندد ولی شرکای ما میگویند ک اوکراین در ناتو خواهد بود. یعنی کسی به نظر آنها علاقهمند نیست؟ آیا شما میخواهید به من بگویید که دموکراسی چیست؟
نخستوزیر روسیه در ادامه تاکید کرد که فسخ حکم اعدام در کشورش یک مسوولیت سیاسی است که می تواند به آرامی و با کمک رفراندوم حل شود.
پوتین در رابطه با ارتباطش با بوش و آمریکا به خصوص در مسائلی نظیر گسترش ناتو، برنامهی هستهیی ایران، کوزوو و جنگ عراق گفت: اگر اجازه دهید عملکرد بوش را ارزیابی نکنم، زیرا خود را محق این کار نمیدانم. این مردم آمریکا هستند که باید این ارزیابی را داشته باشند. من در مورد این سوال نظر خودم را دارم. من فکر میکنم که رییسجمهور ایالات متحده مسوولیت بزرگی بر عهده دارد، زیرا این کشور در امور بینالمللی و اقتصاد جهانی ارتباطات زیادی دارد،نقد عملکرد دیگران آسان است. ما همیشه موضع خود را در مورد بسیاری از مشکلات و مسایل داشتهایم. در رویکرد ما در برابر این مسایل و یا دیگر مسایل تفاوت کامل وجود دارد. به نظرم فرانسه نیز در برابر جنگ عراق موضعی نزدیک به موضع ما داشت. علاوه بر این چه کسی در این باره حرف زد؟ اول کشورهای اروپایی، فرانسه و آلمان در برابر جنگ عراق موضع مشخصی را اتخاذ کردند و بعد ما به آنها پیوستیم. درست است، ما از همان اول تفکر مشخصی داشتیم، فرانسه و آلمان نظر خود را اعلام کردند و ما بعدا به آنها ملحق شدیم و یادتان میآید که صحبتهای مختلفی در این باره بود که ما موضع نادرستی را اتخاذ کردهایم؛ زمان گذشت و معلوم شد که با زور نمیتوان این مسایل را حل کرد. در امور جهانی انحصار طلبی نمیتواند وجود داشته باشد. در جهان یک ساختار نمیتواند وجود داشته باشد. یک نفر رییس نمیتواند باشد و هیچ گونه امپراتوری امروزه نمیتواند دوام بیاورد.
نخستوزیر روسیه در ادامه افزود: اما در ارتباط با روابط ما با ایالات متحده باید بگویم که ما در امور خود بسیار بیشتر از آن مواردی که با هم اختلاف نظر داریم، روابط مثبت داریم. روابط اقتصادی ما توسعهی مثبتی داشته است. ما در امور جهانی نیز منافع مشترکی داریم، به ویژه در مورد تهدید اصلی جهان که همان گسترش سلاحهای هستهیی است. ما در این مورد عقاید کاملا مشترکی داریم؛ جنگ با تروریسم، این جنگ اغلب یک ماهیت مخفی دارد اما تاثیر آن بیشتر و بیشتر میشود. من اخیرا با جورج بوش در سوچی دیدار کردم و توانستم اخبار جنگ با تروریسم را بدهم و از او به خاطر همکاریاش در امور مربوط به جنگ با تروریسم تشکر کنم. شما گفتید که ما در مورد مسالهی ایران با آمریکا اختلاف نظر داریم. ما اختلاف مشخص و ویژهای در این زمینه نداریم. ما در شورای امنیت و در محدودهی گروه شش همکاری جدی داریم و در شورای امنیت هم به سود این قطعنامهها رای میدهیم، ما به نقطه نظرات متفاوت که در واشنگتن شکل میگیرند، گوش میدهیم. اما خدا را شکر این نظرات تا پای استفاده از نیروی زور پیش نرفته است و امیدواریم که این طور نیز نباشد. ما میدانیم که این مشکل باید حل شود و با کمک هم آن را حل کنیم. بنابراین، بله اختلاف وجود دارد؛ اما باز هم جو عمومی، جو ارتباط متقابل است و من میگویم که عناصر اعتماد به گونهای هستند که باز هم ما را به سمت یک همکاری متقابل مثبت در آینده با آمریکا سوق دهند.
پوتین در پاسخ سوال لوموند مبنی بر اینکه مسکو استقلال آبخازیا و اوستیای جنوبی، این دو منطقهی جدایی خواه را به رسمیت نمیشناسد و آیا در نظر دارد کنترل خود را بر آنها افزایش دهد؟ گفت: شما گفتید جدایی خواهان! چرا از این واژه در ارتباط با کوزوو استفاده نمیکنید؟ نمیخواهید پاسخ دهید؟ چون پاسخی ندارید و نمیتوانید پاسخی داشته باشید. مسالهی آبخازیا با کوزوو متفاوت نیست. صدها هزاران صرب در حال حاضر نمیتوانند به کوزوو بازگردند. شما کجا بازگشت صربها را به کوزوو دیدهاید؟ آخرین صرب را نیز از آن جا بیرون انداختهاند. هیچ چیز دیگری اتفاق نیتفاد. من وضعیت واقعی آنجا را میدانم. پناهندگان صرب نمیتوانند به کوزوو بازگردند، شما نمیتوانید امنیت و زندگی متمدانهای برای آنها در این سرزمین تضمین کنید. اما در ارتباط با خروج مردم گرجستان؛ بله این درست است، 55 هزار گرجی به آبخازیا بازگشتهاند. اگر از طرف تفلیس اقدام نظامی صورت نگیرد این پروسه میتواند ادامه پیدا کند.
اوستیاییها در کل در شمال و جنوب اوستیا توسط یک کوه تقسیم شدهاند. اما آن یک ملت هستند بخشی از آنها در شمال در روسیه و بخشی دیگر در گرجستان. باید یک گفتمان صلح آمیز عادی میان آنها برقرار شود.
پوتین گفت که طرح صلح آمیز ساکاشویلی، رییسجمهور گرجستان برای آبخازیا که شامل یک خودمختاری بیسابقه و هم چنین پست معاونت رییسجمهور در حکومت گرجستان و حق مشورت در تمام اصلاحات قانونی است پیش از هر چیز باید برای آبخازیا مناسب باشد. وی تاکید کرد: جنگ قومیتی از چه چیزی شروع شد؟ مقامات گرجستان پس از فروپاشی اتحاد شوروی تصمیم گرفتند خودمختاری این جمهوریها را از بین ببرند و سریعا جنگ قومی شروع شد.
نخستوزیر روسیه در پایان در رابطه با آیندهی کشورش و طرحی برای آیندهی روسیه گفت: من طرح توسعه روسیه تا سال 2020 را ارایه دادهام و و فکر میکنم میتوانیم ساختار اقتصاد را تغییر دهیم آن زمان نوآوری نقش بسیار بیشتری نسبت به الان بازی خواهد کرد. نوآوری در روسیه باید وجود داشته باشد. ما برروی اینکه ساختار قدرت و اقتصاد بر روی زمان حرکت می کنند حساب کردهایم. ما یک سیستم سیاسی موثر و قابل حیات خواهیم داشت که در تمام آن چه که در جهان و در داخل کشور اتفاق میافتد میتواند واکنش نشان دهد، به این ترتیب میتوانیم شرایط سیاست خارجی را برای کشور خود ایجاد کنیم تا از منافع آن حمایت کرده و آن را به طور موثر توسعه دهد تا مردم کشور امنیت را احساس کنند و اجرای طرحهای کوتاهمدت برای تمام خانوادهها آسان باشد.