تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۴:۱۳  ، 
کد خبر : ۳۹۱۲۸

ولایت، مهم‌ترین مبنای اندیشه مهدویت (قسمت دوم و پایانی)


رحیم لطیفی

انسان، از دیدگاه عرفان و حکمت متعالیه «کون جامع» است و همه مراتب هستی بالقوه در او تحقق دارد. کمالات وجودی انسان، مانند علم، اراده، خلاقیت؛ ابداع و... محصول درجات وجودی او است.این که انبیا وحی را از باطن خود می‌گیرند، یعنی به سبب جنبه کمالات ولایت و قرب آنان به خدا است. نه تنها وحی بلکه همه هنرها و خلاقیت‌ها و... از باطن می‌جوشد.

بنابراین، انسان در عین این که یک موجود مادی است، امکان عبور از مرز ماده را دارد؛ چون در وجود او در پی کسب یا اعطای کمالات، تولد دوباره انجام می‌گیرد؛ یعنی از بطن ماده، یک موجود مجرد زاییده می‌شود.[64]

تن چو مادر، طفل جان را حامله مرگ، دردزادن است و زلزله[65]

انسان، در سیر تکاملی خود، به مرتبه برتری از وجود دست می‌یابد و چون به مرتبه جدید و کامل تری از وجود دست یافت، طبعاً به خاصیت و آثار جدید متناسب با این مرتبه نیز نایل می‌شود.هرگاه مرتبه وجود، یک مرتبه و درجه غیرعادی باشد، خاصیت وآثار آن نیز خارق العاده و معجزه خواهد بود.این جا است که معرفت در حد اعجاز (وحی والهام) و تأثیر در حد اعجاز (معجزه و کرامت و اراده) و رفتار در حد اعجاز (خُلق عظیم وعصمت) به هم می‌پیوندند. این پیوند و ارتباط، پیوند کلامی و اعتباری نیست؛ بلکه یک پیوند فلسفی و حقیقی است؛ پیوندی براساس هستی و واقعیت و ـ به اصطلاح ـ پیوندی براساس «هست ها»، نه «بایدها». این است مبنای فلسفی ارتباط و پیوند صفات امامان با وجود امام و پیوند صفات آن‌ها با یکدیگر.[66]

جان نباشد جز خبر در آزمون

هرکه را افزون خبر، جانش فزون

جان ما، از جان حیوان بیشتر

از چه زآن روکه فزون دارد خبر

پس فزون ازجان ما،جان ملک

کو منزّه شد ز حسّ مشترک

از ملک جان خداوندان دل

باشد افزون، تو تحیر را بهل

زآن سبب آدم بود مسجودشان

جان اوافزون تراست از بودشان

جان چو افزون شد، گذشت ازانتها

شد مطیعش جان جمله چیزها[67]

این کمال وجودی، منشأ اوصاف و آثار متناسب می‌شود.

علم برتر، موجب حاکمیت برجامعه و ملازم تصرف

حکومت بر اجتماع نیز از مظاهر ولایت تکوینی است؛ یعنی رهبری اجتماع و ریاست حکومت سیاسی به معنای واقعی آن، تنها با داشتن دیگر شؤونات الهی (امامت) میسور است.در مقام مقایسه، میان دانایی (علم)، توانایی (قدرت) و فرمانروایی (حکومت) درجهان خارجی و عینی، توالی و ترتب هست؛ به این معنا که دانایی بر توانایی و توانایی بر فرمانروایی مقدم است. تقدم دانایی بر توانایی، یک مفهوم ظاهری و عرفی دارد که بر همگان روشن است؛ همان مفهوم که فردوسی می‌گوید: «توانا بود هر که دانا بود» و همان مفهوم که می‌گویند: «دانستن، توانستن است».بی تردید علم، به نوعی، سرچشمه قدرت و توانایی است و یک معنا و مفهوم باطنی و حقیقی دارد. در زبان قرآن و احادیث تقدم علم بر قدرت، از لحاظ علیت، مورد تأکید قرار گرفته است؛ یعنی قدرت و توانایی معصوم، محصول علم وآگاهی او است.[68]

علیت و منشأ بودن علم، برای قدرت را می‌توان براساس اصول و مبانی حکمت متعالیه، چنین تبیین کرد: همان طور که در بحث صفات حق تعالی مطرح شده است، علم حق تعالی، علم فعلی است، نه انفعالی و مبدأ و منشأ پیدایش پدیده‌ها می‌باشد و به اصطلاح، خداوند «فاعل بالعنایه» است،[69] بنابراین چون امام، از نظر درجه وجودی، نزدیک‌ترین وجود عصر خود به حق تعالی است و در نتیجه، وجود و آثار وجودش، جنبه الهی دارد، علمش نیز همانند علم خدا، علم فعلی است، نه انفعالی؛ لذا عین قدرت و اراده است؛[70] یعنی علم امام نیز بر حوادث جهان تقدم دارد و حوادث پدیده‌های جهان، بدان گونه پدید آمده و جریان می‌یابند که امام، از پیش بر آن آگاه بوده است. صدرالمتألهین، در این باره می‌گوید:

بدان که علم و قدرت و نفس، جدا از یکدیگرند؛ ولی در عالم الهی و قلمرو عقل، علم، عین قدرت و قدرت عین علم است؛ یعنی علم آنان، عین ایجاد پدیده‌ها است. چون انسان، کامل شود و از جهان ماده رها گردد، علم و قدرت او هم، عین یکدیگر شده، فرمانش در ملک و ملکوت،جریان یافته و همه مراتب بهشت و ملکوت آسمان‌ها را در بر می‌گیرد.این سلطه و حاکمیت گسترده، در عینیت واصالت، به انسان کامل تعلق دارد و حاکمیت‌های دیگر، سایه و مثالی از آن حکومت تکوینی‌اند.[71]

مقام انسان کامل و خلیفه الله ملازم ولایت و تصرف

قیصری، شارح زبردست تعالیم ابن عربی، درباره حاکمیت تکوینی خلیفه الله می‌گوید:

خلیفه باید جز صفت وجوب ذاتی، به تمام صفات حضرت حق، موصوف باشد و استثنای وجوب ذاتی، بدان سبب است که فرقی میان خلیفه و ذات واجب باشد که ذات واجب، دارای صفت وجوب، و ذات خلیفه دارای صفت امکان است.[72]

صدرالمتألهین، با ترسیم دو جنبه بشری و الهی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جایگاه ولی خدا، تصرفات او را این گونه مستند می‌سازد:

وهذه الربوبیه من جهه حقیقته لا من جهه بشریته...ولما کانت هذه الحقیقه مشتمله علی جهتین الالهیه والعبودیه لا یصح لها ذلک بالاصاله بل بالتبعیه وهی الخلافه، فلها الاحیاء والاماته واللطف والقهر و جمیع الصفات لیتصرف فی العالم...والحاصل أنّ ربوبیته وتصرفه فی العالم بالصفات الالهیه التی له من حیث مرتبته و قربه....[73]

از نظر امام خمینی قدس سره امامان علیهم السلام پرده‌های ظلمت و نور را دریده و به معدن عظمت الهی رسیده و دارای خلافت کلی الهی‌اند که خلافتی است تکوینی و به سبب آن،جمیع ذرات، برابر«ولی امر» خاضعند.[74]

تذکر: تا این جا مبانی و علل تصرفات ولی بیان شد، اما این که گستره و دایره تصرفات تا کجا است، پرسشی است که پاسخ آن مشکل است. شهید مطهری در این باره می‌گوید: مجموع قراین قرآنی و علمی که نزد ما است، اجمالاً وصول انسان را به مرتبه‌ای که اراده اش بر جهان حاکم باشد، ثابت می‌کند؛ اما در چه حدودی، مطلبی است که از عهده ما خارج است.[75]

فصل ششم: تطبیق ولایت بر امام مهدی عجلالله تعالی فرجه الشریف

اصل لزوم واستمرار ولایت از عقل و نقل اثبات شد. اما این که ولی الله چه کسانی بوده اند و در حال حاضر چه کسی است؟ یک بحث نقلی و درون دینی است. توضیح این که:اثبات مقام ولایت سایر انبیا علیهم السلام و رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مورد تردید واختلاف نیست. آنچه نیازمند بحث است، اثبات مقام ولایت برای حضرت علی علیه السلام و یازده فرزند او است. جایگاه این بحث، در علم کلام و بخش امامت خاصه است که از رسالت این مقاله خارج است؛ ولی این جا فشرده مطلب بیان و مشروح آن به منابع مربوط واگذار می‌شود. شایان ذکر است برای اثبات ولایت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اثبات دو امر، بسیار مهم است: یکی استمرار ولایت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از او و دیگری اثبات این مقام برای حضرت علی علیه السلام؛ چون استمرار واثبات ولایت برای دیگر امامان، از سخنان خود مولا حضرت علی به دست می‌آید. اثبات این امر، با برهان و عقل امکان ندارد، چون بر امور جزئی برهان اقامه نمی‌شود، بلکه از دو راه میسور است؛ یکی برهان مرکب عقلی و نقلی و دیگری از راه نقل:

راه اول: برهان مرکب از عقل و نقل

این راه تحت عنوان برهان سبر و تقسیم قابل پی گیری است.[76] بیان شد که اثبات اصل ولایت، لزوم و استمرار آن با شیوه عقلی و نقلی قابل اثبات است؛ همان گونه که اثبات اصل، لزوم و استمرار نبوت و امامت با شیوه عقلی و نقلی ممکن است، اما تعیین مصداق ولی یا نبی یا امام، کار عقل صرف نیست، چون بر امور جزئی برهان عقلی صرف اقامه نمی‌شود.

پس از اثبات لزوم و استمرار ولایت، برای یافتن مصداق آن در افراد امت اسلامی، جست و جو می‌شود و با بهره گیری از برهان سبر و تقسیم، شخص ولی معین می‌شود.توضیح این که میان مدعیان مقام خلافت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اوصاف و مراتب علمی و عملی هر یک بررسی می‌شود. پس از آن معلوم می‌شود میان آنان تنها امامان اهل بیت علیهم السلام هستند که از علم عالی و مقام عصمت برخوردارند و اجماع امت نیز همین است که در حق غیر آنان کسی ادعای عصمت نکرده است.[77]

بروز کرامات و کار‌های خارق العاده از ناحیه امامان اهل بیت علیهم السلام بهترین گواه مطلب مذکور است.[78]

راه دوم: دلیل نقلی که همراه قرآن و روایات قابل پی‌گیری است.

قرآن

ولایت، به حقیقت، به اصالت و بالذات از آن خداوند است: الله ولی الذین آمنوا[79] فالله هو الولی[80] مالکم من دون الله من ولی و لا نصیر[81] والله ولی المؤمنین[82]

ولیّ به صورت مطلق و بدون قید و شرط، از صفات خداوند است؛ اما خداوند، گاهی برخی اوصاف یا شؤون خود را در مراتب ضعیف و مناسب حال ممکنات به برخی انسان‌های برگزیده می‌دهد؛ مانند مقام و شأن شفاعت[83] و علم غیب.[84]

مقام ولایت نیز به اذن خداوند، به انبیا و اولیا داده شده است و ولایت غیرخداوند، مقید، محدود، مأذون و در طول ولایت خداوند است.

انسان در مقام نبی، ولی و امام، شایستگی دریافت مقام ولایت را می‌یابد. از آن‌جا که تفاضل میان انبیا،رسولان و اولیا مسلم است، مراتب ولایت آنان نیز متفاوت است. برترین مراتب ولایت امکانی، از آنِ برترین انبیا (خاتم آنان) می‌باشد؛ چون مقام خاتمیت، یک جایگاه واقعی و برتر است.

طبق صریح قرآن، خداوند، مرتبه‌ای از ولایت خویش را به پیامبر داده است: النبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم[85]. علامه طباطبایی، با استدلالی زیبا اثبات می‌کند ولایت نبی… بر مردم، از نوع ولایت تصرف و دوستی است، نه به معنای یاوری و یاری رسانی.[86]

ازآن جا که مودت و محبت، سبب قرابت و نزدیکی میان ولی و مولی علیه (آن کس که بر او ولایت دارند) می‌شود، قرآن مجید، به صراحت از انسان‌ها، مودّت آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم را خواسته است، تا به این ترتیب، پایه‌های ولایت تحکیم یابد: قل لا أسئلکم علیه أجراً الّا الموده فی القربی[87] درآیه دیگر قرآن مجید، از ملازمه محبت و پیروی که مهم‌ترین اثر ولایت است، پرده برمی دارد: إن کنتم تحبّون الله فاتبعونی یحببکم الله[88].

در غدیر نیز پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر اثبات ولایت خود از مردم اعتراف گرفت: «ألست أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا: بلی».[89]

قرآن مجید، از استمرار و واگذاری این مقام ولایت پس از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خبر می‌دهد:

انّما ولیّکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه ویؤتون الزکاه و هم راکعون[90]

در این آیه، ولایت پیامبر و ولایت برخی مؤمنان، بر ولایت خدا عطف شده است که نشان می‌دهد این ولایت، یک شأن و مقام الهی و مهم است. و از آنجا که خداوند،این ولایت را به نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و مؤمنان خاص و معلوم با صفات مذکور داده است، معلوم می‌شود این ولایت، غیر از ولایت عمومی مؤمنان است لفظ «انّما» که برای قصر و حصراست بهترین گواه است.

قراین و شواهد مسلم و قطعی می‌گوید: در این آیه، مراد از مؤمنان که در طول ولایت نبوی و الهی دریافت کرده است حضرت علی علیه السلاماست.[91]

بنا به روایات متواتر درباره غدیر، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نخست به ولایت اشاره می‌کند: «ألست أولی بکم؟» و پس از اعتراف مردم، می‌فرماید: «من کنت مولاه فعلی مولاه». براساس احادیث متواتر میان فریقین، ولایت الهی، در اهل بیت و امامان معصوم علیهم السلام استمرار دارد. خداوند، تمام زحمت‌های دوران رسالت پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم را منوط بر ابلاغ ولایت می‌کند: یا ایها الرسول بلّغ ما أنزل إلیک من ربک وإن لم تفعل فمابلّغت رسالته والله یعصمک من الناس[92]، پس ازانجام این فرمان الهی، دین اسلام که زبده همه شرایع پیشین است، کامل می‌شود: الیوم أکملت لکم دینکم.[93]

اطاعت، تبعیت و پیروی مهم‌ترین شاخصه ولایت است. خداوند که ولی مطلق است، مؤمنان را به اطاعت مطلق از رسول خود و از اولی الامر فرا می‌خواند. به این ترتیب، شاخصه ولایت برای پیامبران و اولی الامر ثابت می‌شود: یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله وأطیعوا الرسول واولی الامر منکم[94].

از آن جا که دستور پیروی از اولی الامر در ردیف دستور پیروی از خدا و رسول او قرار گرفته و این دستور مطلق، شامل تمام امور دنیایی و آخرتی است، به خوبی عصمت و الهی بودن اولی الامر را ثابت می‌کند،[95] وگرنه خداوند بندگان را به سوی خطا و جهالت سوق داده است.

براساس روایات متواتر در منابع شیعه و روایاتی در برخی منابع اهل سنت، مصداق اولی الامر، امامان اهل بیت‰ معرفی شده‌اند.[96]

روایات

روایات، در حقیقت تفسیر کننده مواضع قرآن است که همنوا با قرآن، ولایت حضرت علی علیه السلام و فرزندان معصوم او را ثابت می‌کند.

ابوهریره از پیامبر… روایت می‌کند که فرمود: روز حساب، روزی است که همه از همدیگر فرار می‌کنند جز کسانی که بر محور ولایت علی بن ابی طالب حرکت کرده‌اند.[97]

شیعه و سنی از پیامبر… نقل کرده اند:

هر کس بر دوستی[ولایت] آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم بمیرد، شهید مرده است.[98]

در روایات، ولایت ـ به ویژه ولایت حضرت امام علی علیه السلام ـ یکی از فرایض مهم الهی دانسته شده است که خداوند، اصل این فرض را در آیه ولایت بیان فرموده و تفصیل آن را بر عهده رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گذاشته است؛ مانند دیگر واجبات و فرایض. و رسول اکرم نیز این فریضه مهم را در حجه الوداع توضیح داد که به دنبال آن، دین اسلام به کمال واتمام رسید.[99]

در روایات، سخن از عرضه ولایت پیامبر… و علی8 بر تمام موجودات (انبیا، فرشتگان، انسان‌ها، حیوانات وجمادات) است و این که خداوند (در عالم ذر) از همه انسان‌ها ـ از جمله انبیا ـ پیمان گرفت تا ولایت حضرت علی علیه السلام و اولاد او علیهم السلام را بپذیرند. ولایت حضرت علی علیه السلام در همه صحف انبیا درج شده است.[100]

در روایات، پذیرش ولایت حضرت علی(ع) بر اهل زمین وآسمان واجب شده است.[101]

این جا به همین مقدار از دلایل قرآنی و روایی درباره اثبات مقام ولایت برای امامان‰ بسنده می‌کنیم مشروح این بحث را به منابع مربوط ارجاع می‌دهیم.

فصل هفتم: ویژگی‌های ولایت

رسالت و نبوت، ختم و قطع می‌شود، اما ولایت، استمرار دارد.[102] «ولی» از اسماء الله است: «و هو الولی الحمید»[103] و اسماءالله همچون ذات خدا پاینده و باقی‌ هستند؛ پس مقام ولایت نیز باقی و دائم است: «فاطر السماوات والأرض أنت ولیّی فی الدنیا والآخره».[104]

اما رسالت و نبوت، از صفات مکانی و زمانی است که با انقطاع زمان و مکان، قطع می‌شود؛ پس ولایت، همواره هست و چون شامل رسالت و نبوت تشریعی و نبوت عامه غیر تشریعی می‌باشد، از آن، به فلک محیط عام تعبیر شده است.در فص عزیزی فصوص الحکم آمده است:

واعلم الولایه هی الفلک المحیط للعالم ولهذا لم ینقطع ولها الإنباء العالم وأما النبوه تشریع الرساله منقطعه و فی محمد صلی الله علیه و آله و سلم قدانقطعت فلا نبی بعده مشرعاً.

ولایت از نبوت و رسالت برتر است. در انبیا، جنبه ولایتی از جنبه نبوتی آنان برتر است.[105] این برتری، از دو جنبه قابل تحریراست:

الف. جهت ظاهری؛ لازمه ولایت، ریاست و سرپرستی جامعه و هدایت مستعدان است؛ اما لازمه نبوت، تنها ابلاغ وحی و معارف غیبی است که در بسیاری موارد، نبی ولی و امام هم هست.[106]

ب. جهت باطنی: ولایت، باطن نبوت است و هر پیامبری با جنبه ولایتی، حقایق و معانی را از حضرت حق می‌گیرد و با جنبه نبوتی،آن را به مردم ابلاغ می‌کند؛ پس ولایت، روی ارتباط با خالق و نبوت روی ارتباط با مخلوق است.ولایت، باطن نبوت و رسالت است.[107]

نتیجه:

محدود کردن شأن و وظیفه خلیفه پیامبر در رهبریت سیاسی و حکومتی، تلاشی است که در صدر اسلام توسط برخی انجام شد و بیشتر متکلمان اشعری و معتزلی به مبناسازی آن پرداختند. امامت در این قالب تنگ، یک مقام دنیایی، اعتباری و از فروع دین محسوب می‌شود که هر انسانی می‌تواند کاندیدای آن شود.

از نظر برخی یاران پیامبر در صدر اسلام و نیز متکلمان امامیه که مستند به قرآن و روایات است، امام افزون بر رهبری سیاسی دارای این نوشتار با توجه به حکمت ابتلاء الهی و اشتراک انسان‌ها در عوامل هدایت و ضلالت به لزوم وجود امامی که دارای اوضاف پیامبر ـ جز دریافت وحی ـ باشد، رسیده است.

ولایت، برترین شاخصه است که دیگر شئونات را در بردارد و ما در این نوشتار طی هفت فصل به اثبات و تحلیل این شاخصه پرداختیم و ثابت نمودیم که مستندات مهم این نوشتار بر اثبات مقام ولایت برای ائمه علیهم السلام؛ در گام نخست قرآن و روایات و در گام بعدی فلسفه و کلام و عرفان است.

والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات