مقدمه:
ماه سپتامبر بود درست در هنگامهای که همه در آمریکا در این مسیر گام برمیداشتند تا به زعم دولتمردان آمریکا به گرامیداشت خاطره حادثه یازده سپتامبر بنشینند. در همین روزها و در فاصله 8 هزار مایلی برجهای دوقلو، جایی که به بهانه با تروریسم سربازان ارتش آمریکا و متحدانش برای آزادی مردم این دیار از جور دیکتاتور قبلا گرد آمده بودند، حادثهای شکل گرفت که در نوع خود هیاهوی بسیاری را باعث شد. گروهی از مزدوران مسلحی که مزدبگیر پنتاگون بودند در یکی از شلوغترین خیابانهای پایتخت کشور اشغال شده و در برابر چشم صدها تن از مردم آن دیار داغی گلولههایی که از سلاح این مزدوران بیرون آمده بود جان 11 تن را گرفت و دهها تن دیگر را هم راهی بیمارستان کرد.
">مقدمه:
ماه سپتامبر بود درست در هنگامهای که همه در آمریکا در این مسیر گام برمیداشتند تا به زعم دولتمردان آمریکا به گرامیداشت خاطره حادثه یازده سپتامبر بنشینند. در همین روزها و در فاصله 8 هزار مایلی برجهای دوقلو، جایی که به بهانه با تروریسم سربازان ارتش آمریکا و متحدانش برای آزادی مردم این دیار از جور دیکتاتور قبلا گرد آمده بودند، حادثهای شکل گرفت که در نوع خود هیاهوی بسیاری را باعث شد. گروهی از مزدوران مسلحی که مزدبگیر پنتاگون بودند در یکی از شلوغترین خیابانهای پایتخت کشور اشغال شده و در برابر چشم صدها تن از مردم آن دیار داغی گلولههایی که از سلاح این مزدوران بیرون آمده بود جان 11 تن را گرفت و دهها تن دیگر را هم راهی بیمارستان کرد.
کریم جعفری
برای یافتن آدرس این حادثه جای دوری نباید رفت. شاید عراق، این کشور ویران شده از جنگ و اشغال و آدمکشی خود آدرسی گویا باشد. مزدوران یکی از دهها شرکت امنیتی آمریکایی که در عراق برای حفاظت از منابع آمریکاییها و غربیها گرد هم آمدهاند با آفرینش این جنایت دل مردم ستم دیده عراق را به درد آوردند تا به این ترتیب داستان «بلک واتر» شکل بگیرد.
در میانه این حوادث و در حالی که همه بر این باور بودند که ارتش آمریکا به واسطه مدیریت خوب و کارآمد میزان تلفات خود را در عراق به کمترین میزان کاهش داده است، انتشار گزارشهایی مبنی بر وجود دهها هزار تن مزدور مسلح نشان از طرحی جدید در سیاست آمریکا میداد تا با به کارگیری این مزدوران سربازان آمریکایی کمتر در معرض حملات انتقامی قرار گرفته و به این ترتیب آنها بتوانند در نزد افکار عمومی آمریکا که به شدت از بالا رفتن میزان تلفات خود نگران بودند، حربهای مناسب داشته باشند. این طرح چنان جواب داده است که پس از ماههای خونین مارس، آوریل، می و ژوئن دو ماه اوت و سپتامبر که در ماه آخری جنایت مزدوران آمریکایی رخ داد، میزان تلفات ارتش آمریکا به کمترین خود در 14 ماه گذشته رسید. از 6 ماه گذشته داستانهای گوناگونی در مورد حضور افراد مسلحی که وابسته به هیچ گروه یا دولت و ارتشی نیستند میان مردم عراق به خصوص بغداد پیچیده بود. آنها افرادی را مشاهده میکردند که انواع و اقسام سلاحها را در اختیار داشتند و از امکانات مخابراتی خوبی برخوردار بودند، در چشم به هم زدنی در خیابانها حاضر میشدند و بعد به همان سرعت نیز آنجا را ترک میکردند. آنها بالگرد هم داشتند، بالگردهای آبی رنگ کوچکی که همیشه یک نفر با مسلسل دستی و در حالی که در بالگرد باز بود ستون خودروهای سفارت آمریکا را در خیابانهای پهن بغداد بدرقه میکردند و بعد هم در یکی از فرودگاههای چهارگانه اطراف بغداد به خصوص فرودگاه بینالمللی این شهر فرود میآمدند.
ساکنان شهر هزار و یک شب باز هم میدیدند که برخی از این افراد بلند قد مسلح به زبان عربی سخن میگویند و عدهای نیز به زور مترجم. زبان آنها زبان سربازان ارتش آمریکا نبود بلکه چیزی شبیه همخوانان برخی از خوانندههای عربی بود. آنها به زبان اسپانیایی صحبت میکردند و با عینک سیاهی که بر چشم داشتند تمام مردم ساحل دجله را سیاه میدیدند. سوالات مردم بغداد همچنان ادامه داشت و هیچ کس هم نبود تا به این سوالات پاسخ دهد .... اینها کیستند؟
روز حادثه
دهها تن از مزدوران مسلح شرکت بلکواترز حالی که یکی از شلوغترین خیابانهای بغداد را به اشغال خود در آورده بودند، به شدت مراقب بودند تا خودروهای دیپلماتهای آمریکا بدون حادثهای به محل قرار خود برسند. مردم شهر آشوبزده که دیگر بیخیال تروریستها شدهاند و جانشان را کف دستشان گذاشته و در آستانه باز شدن مدارس برای خرید به مرکز شهر آمده بودند. افراد مسلح که به خودی خود به همه چیز مشکوک هستند ناگهان در میان بهت عابران مسلسلهای خود را به سوی خودرویی که در آن نزدیکی در حال عبور بود نشانه گرفتند، تنها ظرف چند ثانیه زن و شوهری را به همراه دو کودک خردسال خود غرق در خون کردند، جان 7 عابر دیگر را هم بلافاصله به ضرب گلولههای سربی خود گرفتند و داغی این گلولهها را هم بر تن 13 تن دیگر نشاندند. آنها بلافاصله پس از این کشتار خونین در یکی از امنترین مناطق بغداد صحنه را ترک کردند تا گرفتار خشم مردم نشوند و در این میان عابران که تا این لحظه در شوک به سر میبردند، برای کمک به زخمیها آمدند، پلیس عراق هم که از رخنه تروریستها به این نقطه انگشت به دهان مانده بود خود را به محل حادثه رساند، اما هیچ کس نبود و تنها چند خودرو با نشان امنیتی مخصوص و یک بالگرد کوچک آبی رنگ در حال ترک منطقه بودند.
حادثه مانند بمب در بغداد منفجر شد و دهان به دهان گشت تا به گوش نخستوزیر رسید، نمایندگان پارلمان را عصبی کرد و سفارت آمریکا را واداشت تا از این به بعد کارکنانش را کمتر به سطح شهر بفرستد، جانیان نیز به پناهگاههای امن خود در منطقه سبز بغداد و اطراف آن پناه بردند و دستور گرفتند تا اطلاع بعدی آفتابی نشوند وگرنه جان بر سر خودخواهی و اشتباهی که مرتکب شدهاند خواهند گذاشت.
ماهیت شرکتهای امنیتی
در دنیای غرب که عواملی چون تقسیم و توزیع سلاح در دو حوزه تقسیم شده است، دولتها عموما برخی از نقشهای امنیتی را به شرکتهایی میدهند که طرف قرارداد با دولت بوده و دستورات و مبانی اعلام شده توسط دستگاههای امنیتی آن کشور را هم رعایت کنند. اینگونه شرکتها همزمان با دکترین جدید بوش پدر در هنگام فروپاشی بلوک شرق پا گرفتند و دست ارتش آمریکا برای دخالت در کشورهای دیگر شدند. هر چند سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا- سیا- سالها پیشتر شبه نظامیان را در اختیار داشت تا با استفاده از آنها منویات خرابکارانه خود را در دنیا به مرحله اجرا بگذارد، اما پنتاگون هنگامی که دید با تعریف جدیدی که برای نقش این کشور در جهان شده نمیتواند میزان نیروی مورد نیاز خود را تامین کند، به سراغ تاسیس شرکتهایی رفت که بتواند علاوه بر تامین نیروی انسانی مورد نیاز در صورت لزوم در لشکرکشیهای ارتش نیز آنها را یاری دهد. این شرکتها از همان ابتدا تمرینات خود را به صورت دخالت در آمریکای لاتین و آفریقا آغاز کردند، نقشی اساسی هم در قاچاق سلاح در سطح جهان ایفا میکردند.
اهداف بلک واتر
گرمی اسکیل آمریکاییالاصل در کتابی که به تازگی منتشر کرده است زوایای جدیدی از این موسسه امنیتی و دیگر موسسههای آمریکایی که مقاطعهکاران امنیتی هستند را منتشر کرده است. وی در کتاب خود توضیح میدهد که چگونه این شرکت شکل گرفت و گسترش یافت تا از امپراتوری «مبارزه با تروریسم» بوش و همپالکیهایش در کاخ سفید دفاع کند و از این رهگذر علاوه بر سودهای سرشار جنایات بسیاری را هم مرتکب شود. وی در کتاب خود که در 9 فصل تنظیم شده است از گستردگی فعالیت شرکت بلکواتر و حضور هزاران مزدور مسلح این شرکت در 9 کشور پرده برمیدارد و اینکه این شرکت علاوه بر داشتن پایگاه خاص برای توپخانه و بالگرد جنگی از یک واحد بالگرد تجسسی هم بهره میبرد.
بلکواتر پیمانکار رسمی دولت آمریکا و یا به عبارت بهتر پنتاگون وزارت دفاع این کشور به شمار میرود. آنچه تاکنون از میزان قراردادهای این شرکت منتشر شده سر از صدها میلیون دلار بر میآورد، در حالی که بسیاری بر این باورند که این شرکت قراردادهای سری هم دارد که مفاد آن تاکنون منتشر نشده و از این رهگذر هم پول هنگفتی را به حساب سهامداران خود واریز میکند.
مؤسس شرکت بلکواتر یکی از میلیاردرهای آمریکایی به نام اریک برینس از جناح مسیحیان راستگرای افراطی در آمریکا است و یکی از تأمینکنندگان اصلی هزینههای تبلیغاتی بوش پسر در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به شمار میرود. برینس همچنین از جمله مسیحیانی است که به محافل صهیونیستی نزدیک بوده و با آنها همکاری تنگاتنگی دارد. مؤلف کتاب بلکواتر در این مورد مینویسد اریک برینس در جنگ ادعایی بوش که از آن به نام جنگ صلیبی یاد میشود از جمله متحدان او به شمار میرود و از جمله افرادی است که در راه به نتیجه نشستن نظریه تفوق مسیحیان بر جهان به کار میکند. برینس معتقد است باید کاری کرد تا مسیحیان بر جهان استیلا یافته، به گونهای که برخی از اعضای بلکواتر از اینکه عضو گروه موسوم به شوالیههای مالت هستند افتخار میکنند. شوالیههای مالت نام گروهی از شبه نظامیان مسلحی بود که در قرن 11 میلادی شکل گرفتند و هدف آنها نیز شرکت در جنگهای صلیبی علیه مسلمانان بود.
بلکواتر در حال حاضر بزرگترین شریک نظامی آمریکا در عراق به شمار میرود که تعداد افراد مسلحش در این کشور به مراتب از تمام نظامیان انگلیسی بیشتر است. شکلگیری بلکواتر و اقدامات آن باعث شد تا رونق شدیدی در تولید و ارائه سلاح، به خصوص در حوزه حفاظتی و امنیتی در آمریکا شکل گیرد به گونهای که این شرکتها امروزه دوران طلایی خود را پشت سر میگذراند. در ماه مارس 2004 پس از آنکه 4 تن از افراد وابسته به این شرکت در شهر فلوجه در مرکز عراق کشته شدند، قراردادی را با وزارت دفاع آمریکا امضا کردند که به موجب آن وظیفه تأمین امنیت برای دیپلماتهای آمریکایی از یک طرف و حفاظت از منافع این کشور در عراق بحرانزده از جانب دیگر بود.
داستان بلک واتر
مؤلف کتاب داستان بلکواتر در نخستین فصل از کتاب خود پس از آنکه به تولد و زندگی مؤسس شرکت میپردازد در ادامه به خانواده برینس اشاره میکند که از جمله زمینداران بزرگ آمریکا به شمار میروند. ملک آنها که در ایالت کارولینای شمالی است وسعتی بالغ بر 7 هزار هکتار دارد که در ساحل دریاچه ماکاناوا واقع شده است. فکر تأسیس این شرکت به سالهای 6-1995 باز میگردد، زمانی که برینس تازه از نیروی دریایی آمریکا بازنشسته شده بود و در یکی از پایگاههای دریایی این کشور به عنوان مربی مشغول آموزش دادن به افسران و سربازان آمریکایی بود. اما این شرکت تا سال 2003 و حمله آمریکا به عراق چندان مشهور نبود. بلکواتر که معنی آن آب سیاه است و برگرفته از نام یکی از مکانهای ملک وسیع برینس بود در چنین فضایی شکل گرفت و زمینهای خانوادگی وی محلی برای آموزش دادن به شبه نظامیان شد.
چند سال قبل از شکلگیری این شرکت، دیک چنی که در سالهای ریاست جمهوری بوش پدر عنوان وزارت دفاع آمریکا را داشت، پس از خارج شدن جمهوریخواهان از دور سیاست با تاسیس شرکت مهندسی هالیبرتون راه را برای شکلگیری چنین شرکتهایی فراهم کرده بود. چنی که در حال حاضر به عنوان معاون بوش پسر خدمت میکند و از جمله تئوریپردازان نومحافظهکاران به شمار میرود بر اساس طرحی 5 ساله شرکت هالیبرتون را به گونهای مهیا و آماده کرد که در صورت نیاز بتواند تمام نیازهای ارتش آمریکا را بر آورده سازد. حمایتهای وی از شرکتهای امنیتی بود که باعث رونق آنها شد و در ادامه چندین شرکت با اهداف تعریف شده توسط وی در آمریکا شکل گرفتند. هالیبرتون نخستین شرکتی بود که موفق شد درهای همکاری با ارتش آمریکا را باز کند و قراردادهای هنگفتی را با پنتاگون برای ارائه خدمات در افغانستان و عراق امضا کرد. با شکسته شدن تابوی همکاری با ارتش و میدان دادن به اینگونه شرکتها و نیز همزمان با افزایش تلفات نظامیان آمریکایی در افغانستان و عراق، پای دیگر شرکتهای امنیتی که بیشتر سهامداران آن را سیاستمداران آمریکایی به خصوص جمهوریخواهان تشکیل میدادند، به این قراردادها باز شد و آنها از امتیازات و آزادی عمل بسیاری جهت عملکرد خود بهرهمند شدند.
حادثه 11 سپتامبر اتفاقی بود که ستاره شانس را به سراغ شرکتهای امنیتی و تسلیحاتی آمریکا برد. این حادثه باعث شد تا سازندگان سلاح در آمریکا در شکوفایی اقتصادی خود، مبلغی بالاتر از 100 میلیارد دلار سفارش دریافت کنند که این امر پس از پایان جنگ سرد در نوع خود بیسابقه بود. بلکواتر نیز از این خوان کرم بیبهره نبود به گونهای که یکی از مدیران این شرکت میگوید: اگر بگوییم که بنلادن بلکواتر را زنده کرد سخنی به گزاف نگفتهایم. در سال 2002 این شرکت در قلب خود شرکت دیگر را با عنوان «بلکواتر برای مشاورههای امنیتی» را بنیان گذارد که در آن بسیاری از نظامیان بازنشسته و کار کشته آمریکایی خدمت میکردند، در سال 2003 این شرکت اولین قرارداد امنیتی و خدمات خود را با دولت آمریکا امضا کرد که به واسطه آن حفاظت از پل برمر الین حاکم نظامی آمریکا در عراق به این شرکت واگذار شد. مهمترین میراثی که برمر از خود بر جای گذاشت تبدیل عراق به عنوان سرسختترین دشمن برای آمریکا در سطح جهان بود، دیگر میراث وی بر جای گذاشتن یکی از بزرگترین شبکههای فساد در این کشور اشغالی بود به گونهای که در مدت زمان حاکمیت وی 9 میلیارد دلار از بودجهای که میبایست صرف سازندگی و بازسازی ویرانیهای ناشی از جنگ در عراق میگردید، گم شد بدون آنکه هیچ مدارک یا سندی در مورد آن بر جای ماده باشد.
در این زمان هر مزدور بلکواتر روزانه 600 دلار حقوق میگرفت که با افزایش ناامنی در آنها تقاضای دریافت روزانه 815 دلار کردند که در این زمینه هم شرکت هالیبرتون پیشقدم شده و با ارائه فاکتورهای تقلبی این میزان را به روزانه 1500 دلار تغییر میداد و از قبل آن بالغ بر 700 دلار برای هر فرد به صورت روزانه خرج روی دست ارتش آمریکا گذاشت. مزدوران بلکواتر و دیگر شرکتهای امنیتی طرف قرارداد با ارتش محل فعالیت خود را در استانالانبار که از جمله ناامنترین و پرتلفاتترین مناطق برای ارتش آمریکا محسوب میشدند متمرکز کرده و عمدهترین پایگاههای خود را نیز در این استان پهناور عراق ایجاد کردند.
مزدوران بلکواتر
شرکتهای امنیتی آمریکایی هیچ محدودیتی برای استخدام مزدور ندارند. تنها گزینه مطرح برای آنها این است که مزدور آنها نباید مسلمان باشد چرا که به عقیده مؤسسان آن آنها باید خود را برای جنگ صلیبی آینده مهیا کنند. در گزارشهایی که از این شرکت در دست است آنها برای انجام مأموریت در عراق متکی به نیروهای بیکار شده مزدوران آنتوان لحد هستند. این مزدوران که پس از حمله اسرائیل به لبنان و ایجاد منطقه امنیتی در جنوب این کشور به استخدام ارتش اسرائیل درآمدند بالغ بر 3000 هزار نفر بودند که همه از مسیحیان جنوب لبنان وارد این ارتش شدند. آنها دورههای پیشرفته نظامی را در پایگاههای اسرائیل در سرزمینهای اشغالی دیده و سپس برای مقابله با حزبالله لبنان به خطوط مقدم اعزام شدند، اما با فرار ارتش اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000، این شبه نظامیان که تنها راه درآمدشان جنگیدن بود بیکار شده و به دنبال کار به مشارکت با گروههای تبهکار روی آورده و تعدادی از آنها نیز به واحدهای ترور سازمان جاسوسی اسرائیل، موساد پیوستند. شبه نظامیان آنتوان لحد که همه به اسرائیل فرار کرده بودند با واسطه افسران اسرائیلی کمکم به استخدام شرکت بلکواتر در آمده و از آنجایی که به زبان عربی مسلط بودند به سرعت هسته اصلی بلکواتر در عراق را شکل دادند. علاوه بر این افراد، دست کم 73افسر اسرائیلی که از حقوق و مزایای خود در ارتش این رژیم ناراضی بودند نیز با استعفا به همکاری با این شرکت روی آوردند.
بلکواتر که در 9 کشور از جمله در آمریکایی لاتین نیز حضور دارد با استخدام گروهی از کماندوهای اخراجی از ارتش شیلی که وابسته به ژنرال آگوستو پینوشه دیکتاتور این کشور بودند، عملا دست خود را برای انجام مأموریت در آمریکای جنوبی باز گذاشتند. از این شبه نظامیان به عنوان خونخوارترین اعضای این شرکت نام میبرند به گونهای که هنگام حمله ارتش آمریکا به شهر فلوجه در ماه مارس 2004 آنها جنایات زیادی را مرتکب شده و بسیاری از افراد بیگناه عراقی را در این شهر کشتند. بیشتر ویرانی این شهر نیز بر اثر وحشیگریهای این افراد به وقوع پیوست.
داستان همچنان ادامه دارد
هر چند جنایت بغداد باعث شد تا نمایندگان مجلس آمریکا طرحی برای نظارت بر عملکرد آنها به تصویب برسانند، اما چنان که پیداست اینگونه اقدامات نمیتواند مانعی چندان جدی بر سر راه این شرکتها ایجاد کند. درست یک روز پس از به گلوله بستن مردم عراق توسط شبه نظامیان بلکواتر، پنتاگون قراردادی 95 میلیون دلاری را با این شرکت امضا کرد تا به همه تفهیم کند در راه رسیدن به اهداف خود به هیچ عنوان حاضر به کوتاه آمدن نیست. در همین رابطه رئیس شرکت نیز معتقد است که مزدورانش وظیفه خود را انجام دادهاند و تعقیب قضایی آنها بر عهده دادگستری آمریکاست. او بر این بار است شرکت تنها میتواند قاتلان را اخراج کند و وظیفهای در قبال تنبیه یا تحویل آنها به مقامات قضایی را ندارد.