پانزدهم خردادماه 1385، روزی بود که قدرتطلبانی که بهزعم خود، هاشمی رفسنجانی را مهمترین مانع برای رسیدن به خواستههایشان میدیدند، تخریب شخصیت هاشمی رفسنجانی را وارد فاز جدیدی کردند، پیش از آن در جریان انتخابات ریاست جمهوری، پروژه تخریب شخصیت هاشمی اجرا شده بود و تقریبا یک سال پس از آن، پروژه جدیدی برای حذف وی از مجلس خبرگان باید اجرا میشد.
برای همین هم جایی که برای اجرای پروژه انتخاب شد، شهر قم در هنگام سخنرانی هاشمی در حرم مطهر حضرت معصومه(س) بود. پانزدهم خرداد، سالگرد قیام تاریخی مردم قم بود و مناسبت سخنرانی هاشمی هم همین بود اما کسانی که برنامه تشنج در این سخنرانی را طرحریزی کرده بودند، احتمالا تصور میکردند قیام تاریخی تازهای را رقم میزنند!
آن اتفاق به گونهای که طرحریزی شده بود پیش نرفت و ثمربخش نبود. تجربه البته غیر از این را نشان میداد. تا آن روز تشنج در سخنرانیها و تهدیدهایی که توسط گروههای مشابه و احتمالا با هسته و هدف مشترک شکلگیری و اجرا میشد با پشتوانهها و حمایتهایی همراه میشد و نتیجهای ظاهرا مثبت داشت.
حمله به مجامع دانشگاهی و سیاسی که در طول یک دهه اخیر اجرا شده بود، اینک به سخنرانی هاشمی و در محل حرم حضرت معصومه(س) رسیده بود و این اتفاقی تاریخی بود. اگر به اتفاقات و حملات و فشارها و تهدیدهای گروههای فشار در سالهای گذشته نگاه کنیم، میبینیم که در تمام آنها اغراض سیاسی حرف اول را میزند و غیرتورزیها، اگرچه شعار دیگری را همراه دارد اما همواره در خدمت قدرتطلبان خاصی بوده است که در دو سال اخیر هاشمی رفسنجانی را به عنوان هدف انتخاب کردهاند اما این بار «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» و داستان به جای دیگری ختم شد.
حملات رسانهای و محفلی به علاوه اتفاق 15 خرداد قم در نهایت رای هاشمی رفسنجانی را در مجلس خبرگان به رای اول استان تهران تبدیل کرد و با رای دیگران، اختلاف معنیداری داشت.
کسانی که میخواستند با لیست خود فرد دیگری را به عنوان سرسلسله گروه خود به خبرگان بفرستند، او را در میان 5 نفر اول ندیدند و این حادثه تلخی بود که پس از انتخابات ریاست جمهوری برای آنها رخ داد.
هاشمی رفسنجانی با شروع مجلس جدید خبرگان بار دیگر به عنوان نایب رئیس اول خبرگان انتخاب شد و این میتوانست به معنای آرامش دوباره باشد اما بیماری آیتالله علی مشکینی که به فوت وی منجر شد، یک بار دیگر پروژه تخریب هاشمی را لازم کرد.
طی دو ـ سه ماه اخیر، عوامل اجرایی این پروژه که علیرغم توان اندک خود سعی داشتند با ارتباطات و مناسبات خود با قدرت، تاثیرگذار باشند حملات خود علیه هاشمی را شروع کردند که با جدیتر شدن انتخاب رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان و نزدیک شدن زمان این اتفاق، این حملات شدیدتر شد.
آخرین بهانه برای این حملات جملاتی بود که هاشمی در کتاب خاطرات خود نقل کرده بود و دستاویزی برای حمله یک روزنامه معلومالحال صبح شد که به انتشار شایعه توقیف این کتاب هم رسید.
مجموعه تلاشها و افکار تخریبکنندگان هاشمی، اهمیت انتخاب وی را در مقام ریاست خبرگان بیش از پیش مهم نمود.
رفتار رسانهها پس از انتخاب
رسانهها ـ بالاخص رسانههای در اختیار مخالفان هاشمی رفسنجانی ـ رفتار متفاوتی را در مقابل انتخاب وی به عنوان رئیس مجلس خبرگان پیش گرفتند که از همه جالبتر اقدام روزنامه شروعکننده بازی بهانهگیری در مقابل کتاب خاطرات رفسنجانی بود که تیتر یک و عکس صفحه اول خود را به هاشمی اختصاص داد و او را با عنوان «آیتالله» نام برد.
مدیر مسئول این روزنامه، هم یادداشتی در این باره نوشت و هم مصاحبهای ویژه با یک خبرگزاری محفاظهکار کرد تا پیشدستی کرده باشد و چرخش 180 درجهای را به دیگران و از جمله رسانههای غربی نسبت دهد.
وی در ستون نکته روزنامهاش نوشت: «رادیو فردا ـ متعلق به سازمان سیا ـ که تا چند ساعت قبل از انتخاب آیتالله هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان از انتخاب ایشان به عنوان شکاف در جبهه انقلاب یاد میکرد، بلافاصله بعد از اظهارات آقای هاشمی، با نگرانی آمیخته به خشم طی تفسیری که روی سایت خود فرستاد، اعلام کرد با انتخاب رئیس جدید نیز به نظر نمیرسد مجلس خبرگان نقشی متفاوت با گذشته را بر عهده بگیرد.»
وی در این مسیر تا آنجا پیش رفت که جملهای را به نقل هاشمی رفسنجانی در اوایل دهه 60 نوشت که آمریکاییها مثل گاو تحلیل میکنند!
اینگونه چرخشها از روزنامه معلومالحال مزبور چندان عجیب نیست. این روزنامه تا به حال چندین بار اینگونه غافلگیر شده و با ناشیگری دست به چنین تحلیلهایی زده است: روزهای قبل از دوم خرداد این روزنامه با تمام توان به رویارویی با آقای خاتمی و حامیانش برخاسته بود اما بعد از اعلام نتایج، شروع به تعریف و تمجید از حماسه دوم خرداد و معنای رای مردم پرداخت! در سال 78 در حالی که در ستون ویژه و صفحات تحلیلی خود از وابستگیهای سعید حجاریان و اقدامات ـ به زعم آنها ـ نادرستش بسیار مینوشت، پس از ترور حجاریان، مدیر مسئول محترم کمی تا قسمتی هول شد و از «سعید عزیز» نوشت که به دست منافقین کوردل ترور شده است!
روز قبل از انتخابات شورای شهر دوم، این روزنامه کاریکاتوری کشید در آن، رد پای حیوانات مختلف دیده میشد که وارد شورا شدهاند و جالب اینکه پس از انتخابات، مدیر مسئول محترم آن روزنامه، اصلا آن کاریکاتور را به خاطر نیاورد و عنوان کرد که ما از قبل پیشبینی میکردیم که چه طیفی در انتخابات شوراها پیروز میشود! و... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
در میان دیگر روزنامهها از طیفهای مختلف هم رفتار چند روزنامه مثال زدنی و قابل ذکر بود: روزنامه سیاست روز انتخاب رئیس مجلس خبرگان را در اندازهای ندید که آن را در صفحه اول خود ذکر کند و خبر این اتفاق را در پایین صفحه دوم خود درج کرد.
روزنامه دولتی ایران هم فقط به این تیتر در صفحه اول رضایت داد که «رئیس و نایبرئیس مجلس خبرگان تعیین شدند» و عکسی برای این تیتر انتخاب کرد که جایگاه رئیس خبرگان با عکس مشکینی پر شده است. به جز این دو روزنامه، همه روزنامهها از ریاست هاشمی رفسنجانی در صفحه اول خود تیتری داشتند. یک روزنامه که به عنوان روزنامه گردشگری معرفی میشود تیتر یک خود را اینگونه انتخاب کرد: «جا دارد امت مسلمان به شکرانه این نعمت الهی دو رکعت نماز شکر به جا آورد.»
تحلیلهای رسانهها و روزنامهها از انتخاب هاشمی هم خواندنی بود. روزنامه جامجم در مطلبی با عنوان هاشمی رفسنجانی در جایگاهی جدید نوشت: «طی یک ماه اخیر از یک سو جریانات اصلاحطلب با انتشار گزارشهایی پیاپی به طرح موضوع انحرافی ریاست آیتالله مصباح یزدی به فضاسازی در آستانه انتخابات رئیس جدید مجلس خبرگان پرداختند و در جریان دیگر سیاسی نیز برخی با گمانهزنیهای متعدد و از جمله طرح آیتالله یزدی در مقابل هاشمی رفسنجانی تلاش کردند جایگاه هاشمی را تضعیف کنند؛ این در حالی که آیتالله یزدی جانشین آیتالله مشکینی در جامعه مدرسین حوزه علمیه قم که خود از چهرههای مبارز و با سابقه به شمار رفته و روابط خوبی نیز با هاشمی دارد از ورود به این سناریو خودداری کرد و هماکنون در جایگاه اصلی اقدامات مجلس خبرگان (دبیرخانه) فعالیت میکند. همچنین طی یک ماه اخیر، به بهانههای مختلف از جمله انتشار کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی، وی هدف تخریبهای گسترده قرار گرفت که به نظر میرسد هدف اصلی این تخریبهای اثرگذار در جلوگیری از ریاست وی بر مجلس خبرگان بود.»
از این نوشتار روزنامه جامجم چیزهای جدیدی به دست میآید از جمله اینکه اصلاحطلبان، مصباح یزدی را برای ریاست مجلس مطرح میکردند! و همچنین کسانی که به رقابت با هاشمی پرداختند، وارد سناریوی تضعیف هاشمی شده بودند. این نوشته همچنین بهانههایی مثل کتاب خاطرات را تخریبهایی اثرگذار نامیده است!
انتظارات از هاشمی
حضور هاشمی رفسنجانی در راس مجلس خبرگان علاوه بر آنکه از طرف گروههای مختلف سیاسی، مثبت ارزیابی شد، باعث گردید که خواستههای مطرح شده درباره چگونگی انتخاب و افراد حاضر در این مجلس و همچنین عملکرد آن، بار دیگر یادآوری شود و از هاشمی خواسته شود.
طی دو دوره انتخابات مجلس خبرگان در سالهای 77 و 85، یکی از مواردی که بسیار طرح گردیده، لزوم حضور همه نخبگان و خبرگان علمی در این مجلس بود. حصر مجلس خبرگان به خبرگان فقهی با توجه به وظایف این مجلس که تعیین و نظارت بر کار رهبری است و اینکه تخصصهای مختلف میتواند در این امر قضاوت دقیقتری داشته باشد، از نظر بسیاری از صاحبنظران، لازم نبوده و طی این سالها به لزوم حضور خبرگان در رشتههای دیگری چون علوم سیاسی و روابط بینالملل، اقتصاد، جامعهشناسی، تاریخ و حتی رشتههای علوم تجربی و ریاضی در این مجلس پافشاری شده است.
از سوی دیگر با توجه به اینکه تا بحال هیچ زنی به عنوان کاندیدا در انتخابات خبرگان حضور نداشته ـ چه رسد به آنکه در مجلس خبرگان باشد ـ نیز مورد توجه بوده و درخواستهایی مبنی بر تسهیل حضور زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه در این مجلس طرح شده است.
همچنین علنی نبودن مذاکرات مجلس خبرگان همواره مباحث و موضوعات و چگونگی انجام وظایف این مجلس را از چشم مردم دور نگه داشته که ضروری است این امکان برای افکار عمومی فراهم شود تا از مباحث و جلسات این مجلس آگاهی بیشتری پیدا کنند.
این موضوعات، انتظاراتی است که از هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان میرود؛ البته این بدان معنا نیست که هاشمی رفسنجانی میتواند به تنهایی و با تکیه به این جایگاه چنین تغییراتی را به انجام برساند، بلکه انتظار این است که هاشمی در جایگاه ریاست مجلس خبرگان روند این اصلاحات را تسهیل کند و در این راستا قدم بردارد. توجه به این نکته مهم است که این موضوعات، از جمله مسائلی است که تخریبکنندگان هاشمی مهمترین مانع در برابر نیل به آنها هستند.
از سوی دیگر سخنرانی هاشمی رفسنجانی در اجلاس خبرگان در روز رایگیری ـ و قبل از انتخاب هاشمی به عنوان رئیس ـ را هم میتوان به عنوان مانیفست هاشمی در خبرگان موردنظر قرار دارد. او در این سخنان، از جنبههای مختلف اهمیت و کارکرد خبرگان را مورد توجه قرار داد و گفت: مجلس خبرگان میتواند وظایف مهم عملی نیز داشته باشد مثلا برخی از مسائلی که مقام معظم رهبری درباره سیاستهای کلی و اصل 44 قانون اساسی تصویب کردند و مسئولیت آن را بر عهده نهادهایی مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام گذاشتند، مجلس خبرگان میتواند از آنها در رابطه با وظایفشان توضیح بخواهد.
وی همچنین درباره مسائل روز بینالمللی گفت: خبرگان رهبری باید با توجه به شرایط موجود بینالمللی و مسئولیتهای خود در رابطه با تحولات جهانی هشیار باشد.
امروز خطر بزرگی با طرح خاورمیانه بزرگ که از سوی دولت آمریکا مطرح شده، ما را تهدید میکند و هدف آنها سلطه در کشورهای منطقه به ویژه کشورهای نفتخیز است.
هاشمی رفسنجانی بقیه این قبیل سخنان خود را جمعه گذشته در نماز جمعه تهران گفت: «دوره جدیدی در خبرگان در حال آغاز شدن است، اگرچه مسیر همان مسیری است که از اول طراحی شده و تا بحال عمل شده، اما بحث جدی و انتظار خود خبرگان این بود که از ظرفیت مهم نمایندگان خبرگان بیشتر برای مسائل جامعه استفاده شود که البته این هم حقشان است چرا که نمایندگان خبرگان، نقطه تجمع دو رکن نظام ما هستند.»
تحلیل رسانههای خارجی
بیشتر رسانههای خارجی در تحلیلهای خود درباره انتخاب هاشمی رفسنجانی، این انتخاب را نشانهای از تمایل به اعتدال و پرهیز از تندروی در ایران بر شمردند و با ادعای در حاشیه بودن مجلس خبرگان، هاشمی را فردی دانستند که میتواند نقش این مجلس را پررنگتر کند.
رویترز این انتخاب را حاکی از این دانست که هاشمی دارای قدرت و اتوریته زیادی است و کنار گذاشتن او سخت است. این خبرگزاری در تحلیلی با عنوان «انتخاب هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس قدرتمند ایران» نوشت: انتخاب هاشمی به این منصب، قدمی برای احیای حیات سیاسیاش بود.
خبرگزاری فرانسه هم از سخنرانی هاشمی در مراسم افتتاحیه به عنوان نشانهای برای اعضای مجلس خبرگان برای ایفای نقش بیشتر در سیاست ایران نام برد.
حرف اول و آخر
آخرین نکتهای که درباره انتخابات هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس مجلس خبرگان باید گفت این است که انتخاب او به چنین مقامی، بهترین انتخاب میتوانست باشد. نقش و جایگاه هاشمی در مبارزه، انقلاب و سالهای پس از پیروزی انقلاب جایگاه ممتاز و ویژهای است. هاشمی 16 سال در مقام رئیس یکی از دو قوه خدمت کرده و یازده سال مقام ریاست مجمع تشخیص مصلحت را به عهده داشته است.
نزدیکی هاشمی با امام (ره) و مقاممعظم رهبری، وجود او در مقام رئیس مجلس خبرگان را مثمرثمر و پر ارزش میکند.
انتخاب هاشمی، میتواند پایانی بر بداخلاقیها و تخریبهایی باشد که از سوی جریانی خاص علیه وی آغاز شده بود. شاید بتوان با این انتخاب عنوان کرد که دیگر شاهد اتفاقاتی از قبیل تشنج در سخنرانی وی در 15 خرداد 85 نباشیم و شاید این امر، مقدمهای بر پایان چنین تشنجآفرینیهایی باشد.