آنچه امروز امارات را گرفتار کرده است اشتباه محاسباتی و قرار گرفتن در طرف نادرست تاریخ و سازش با دشمنان منطقه و بشریت است که هزینههای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اعتباری بسیاری برای آن به همراه داشته و خواهد داشت که نمود آن را در انزوای امارات در نشست بریکس میتوان مشاهده کرد. سران امارات در حالی بازی در زمین آمریکایی – صهیونی را راهی برای رسیدن به جاه طلبیهای منطقهای و جهانی میدانند که تحولات روزهای اخیر در مناسبات ابوظبی و تل آویو فروپاشی این رویا و شکننده بودن روابط طرفین را آشکار ساخته است. شبکه اسرائیلی ۲۴ نیوز فاش کرد که پس از آنکه دفتر نخستوزیر صهیونیستها خبر سفر بنیامین نتانیاهو به ابوظبی را در بحبوحه جنگ علیه ایران افشا کرد، تلآویو پیام اعتراضی بسیار تندی را از سوی امارات دریافت کرده است. این دیدار محرمانه از سوی صهیونیستها در حالی منتشر شده است که بسیاری از ناظران سیاسی این اقدام را نوعی خیانت تل آویو به روابط به اصطلاح راهبردی طرفین برای سودجویی فردی نتانیاهو می دانند که بیانگر اشتباه محاسباتی سران ابوظبی در دل بستن به روابط با این رژیم و آمریکاست.
اعتراف سران رژیم صهیونیستی به دیدار از امارات هر چند میتواند در راستای اهداف سیاسی نتانیاهو برای بزرگ نمایی سازش و سوق دادن کشورهای عربی به بازی در زمین این رژیم علیه ایران باشد، چنانکه مقامات آمریکایی نیز برای سرشکن کردن هزینههای سیاسی شکست در جنگ رمضان رسماً به نقش برخی کشورهای عربی در جنگ اذعان کردهاند اما این افشاگری با هر دلیل و عنوانی که صورت گرفته است، فعال کننده حق دفاع مشروع ایران در صورت آغاز هرگونه تنش نظامی با آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد. ایران در طول جنگ رمضان با حسن همجواری و احترام به ملتها و دولتهای منطقه از هدف قرار دادن کشورهای عربی خودداری و فقط پایگاهها، منافع و اهداف رژیم صهیونیستی و آمریکا را هدف قرار داد، حال آنکه اعتراف صهیونیستها میتواند این حق را برای ایران ایجاد کند که امارات را نیز به عنوان بخشی از نیروی متخاصم هدف قرار دهد. امروز همگان با توان نظامی ایران آشنا شده و میدانند که از یک سو ظرفیت و توان نظامی برای پاسخگویی به هر تهدیدی را دارد و از سوی دیگر در اجرای گفتهها و هشدارها جدی است، لذا پاسخی سخت در انتظار امارات خواهد بود. سران این کشور که امروز گرفتار خودخواهیها و منفعت طلبیهای سران رژیم صهیونیستی شده و دستشان برای همگان رو شده از تبعات چنین وضعیتی در هراس هستند.
امارات با ادعای برخوردار بودن از مولفههای امنیتی و فن آوری بر آن بوده تا در رقابت با قطر و عربستان به عنوان هاب اقتصادی منطقه و جهان معرفی گردد که بخشی از آن نیز در دبی محقق شده است. در همین حال امارات برای برند سازی و نمایش چهرهای صلح طلب و بشر دوست میلیاردها دلار در فضای رسانهای و تبلیغاتی کشورهای غربی و ... هزینه کرده است. امارات با مشارکت در جنایات آمریکایی – صهیونیستی از یک سو به عنوان مخل امنیت منطقه با انزوا و بدبینی کشورهای همسایه مواجه شده و از سوی دیگر اعتبار جهانی آن با چالش بسیار مواجه می شود. امروز افکار عمومی جهان و حتی دولتها با موجی از انزجار از رژیم صهیونیستی و آمریکای ترامپ همراه شده اند، چنانکه هر کس که با آنها در ارتباط باشد با انزجار و نفرت مردمی مواجه می شود. این وضعیت برای امارات برابر با سوختن هزینه کردهای گذشته و بی اعتبار شدن تبلیغات بشر دوستانه و مسالمت آمیزش می باشد که عملا دیپلماسی عمومی آن را بر باد خواهد داد. امارات که زمان در تصور برخوردار شدن از حمایتها و ظرفیتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای جهانی شدن نه تنها به این امر دست نیافته، بلکه امروز تاوانی سنگین برای چنین روابطی را میپردازد، چنانکه جامعه جهانی سران این کشور را همدست و شریک جنایات آمریکایی- صهیونیستی از غزه گرفته تا مدرسه میناب میدانند.
وضعیتی که تنها راه خروج امارات از آن پایان دادن به دل بستگیها و سرا واهی منفعت طلبی از روابط با رژیم صهیونیستی و آمریکا و تن دادن به نظم نوین منطقه و جهان است در غیر این صورت قطار پر شتاب بحران های آن از جدایی طلبی شیخ نشینها تا انزوای منطقهای و جهانی از توقف با نخواهد ایستاد.
حقیقت انکار ناپذیر آن است که وضعیت کنونی تنگه هرمز و اجبار ایران به مدیریت هوشمند بر آن نتیجه جنگ افروزی آمریکایی- صهیونی است که موجی از اعتراضهای جهانی را علیه آنها به همراه داشته است. امارات امروز از یک سو به عنوان بخشی از ماشین جنگی و تروریستی آمریکایی- صهیونی با اعمال محدودیت عبور و مرور از تنگه هرمز مواجه شده در حالی که خطوط جایگزین آن نیز نتیجهای نداشته است و از سوی دیگر نیز جهانیان امارات را از عوامل چنین وضعیتی دانسته که استمرار آن می تواند زمینه ساز اعمال مجازاتهایی علیه آن گردد.
آنچه امروز امارات را گرفتار کرده است اشتباه محاسباتی و قرار گرفتن در طرف نادرست تاریخ و سازش با دشمنان منطقه و بشریت است که هزینههای اقتصادی، امنیتی، سیاسی و اعتباری بسیاری برای آن به همراه داشته و خواهد داشت که نمود آن را در انزوای امارات در نشست بریکس میتوان مشاهده کرد. وضعیتی که تنها راه خروج از آن پایان دادن به دل بستگیها و سرا واهی منفعت طلبی از روابط با رژیم صهیونیستی و آمریکا و تن دادن به نظم نوین منطقه و جهان است در غیر این صورت قطار پر شتاب بحران های آن از جدایی طلبی شیخ نشینها تا انزوای منطقهای و جهانی از توقف با نخواهد ایستاد.