شرقآنلاین: از جنبش مشروطه به این سو واژه تحزب به معنای غربیاش در فرهنگ ایرانی کم و بیش جای خود را باز کرده است اما اینکه تا چه حد توانسته از پوسته عبور کند، باید آثار و تبعات آن در طول یک صد سال گذشته به ویژه پس از انقلاب اسلامی را کنکاش کرد، البته از آنجا که تحزب بخش جدانشدنی و لاینفک توسعه دموکراسی محسوب میشود، این واقعیت را نباید نادیده گرفت که هرگاه احزاب در ایران قدرتمندتر ظاهر شدهاند، در جهت دموکراتیزه کردن قدرت یک گام جلوتر نهاده اند.
هر چند که به رغم تاکید قانون اساسی بر فعالیت احزاب، در زمانهای کمتری قدرتمندی آنها را شاهد بودهایم به هر روی طی سالهای اخیر فعالیت حزبی در ایران به نحوی با موضوع انتخابات که تقریبا سالی یک بار برای یکی از ارکان قدرت انجام میگیرد، عجین شده است.
چنان که این فعالیت از دوم خرداد ۷۶ که منجر به پیروزی جریان اصلاحات شد، پررنگتر شده است. اگرچه به زعم آگاهان استقبال اکثریت مردم از برنامههای تبلیغاتی آقای خاتمی محصول یک حرکت توده وار و خودانگیخته بود و نه سازماندهی حزبی خصوصا آنکه پیش از دوم خرداد احزاب موجود بسیار انگشت شمار و به اصطلاح عامیانه با رفتاری هیاتی بودند لیکن با روی کار آمدن آقای خاتمی تعداد آنان افزایش یافته و در نحوه فعالیت آنها تا حدودی تغییراتی ایجاد شد و چنانکه به نظر میرسد هماکنون ایران پس از چند دوره انتخابات از شیوه تقسیم قدرت به سبک دورههای گذشته عبور کرده و وارد رقابتهای حزبی شده است.
فعالیت شفاف و مشخص احزاب در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گواه این مدعا است. درست است که پیروز این انتخابات اصلاحطلبان برخوردار از تشکیلات نبودند اما برنده کسی بود که از پشتوانه قویترین تشکیلات و سازماندهی جهت حضور مردم و محافظت از آرای ریخته شده به سود خود در صندوقها برخوردار بود.
به هر ترتیب در دو هفته گذشته شاهد برپایی کنگرههای سالانه دو تا از احزاب وابسته به طیف اصلاحطلب «جبهه مشارکت ایران اسلامی » و «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی » بودیم و در عین حال پیش روی ما برگزاری دو انتخابات خبرگان و شوراهای اسلامی قرار دارد. از این جهت صفحه دیدگاههای این هفته و هفته بعد را به موضوع احزاب اختصاص دادهایم تا ببینیم در زمان دولتی که خود محصول سازماندهی تشکیلاتی است، احزاب در چه وضعیتی به سر میبرند، آیا فعالیت آنها محدود تر شده است یا نه خلاصه آنکه دولت جدید قصد داشت یارانه دولتی آنها را نیز در بودجه سال ۸۵ قطع کند.
از سوی دیگر با توجه به آن که مهمترین کارکرد یک حزب پس از تربیت و رشد کادرهای خود، ایفای نقش واسط میان مردم و حکومت چه در جایگاه قدرت و چه در موقعیت اپوزیسیون است، این احزاب چقدر در نقش خود موفق ظاهر شدهاند همچنین تا زمانی که دموکراسی در ایران نهادینه نشده است، قطع حمایت مالی دولت از احزاب را تا چه حد به نفع خود میبیند.