ایلنا: عزتالله سحابی در پنجاه و سومین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد که به سقوط دولت دکتر محمد مصدق منجر شد، گفت: اگر امروز مصدق حضور داشت، تلاش برای استقرار آزادی و دموکراسی و ایجاد فضای باز سیاسی را که در آن هر کس بدون دغدغه بازداشت و تعقیب امکان اظهار نظر داشته باشد، اولویت کار خود قرار میداد.
رئیس شورای فعالان ملی -مذهبی نظام سوسیال- دموکراسی موردنظر دکتر مصدق که مبتنی بر توسعه درونزا و ملی بود و نیز اقتصاد مستقل منهای نفت را، دستاوردهای دولت ملی دکتر مصدق خواند و اظهار داشت: اگر دولت دکتر مصدق میماند، ما به یک اقتصاد ملی پیشرفته دست مییافتیم. اقتصاد ملی مصدق که اقتصاد منهای نفت نامیده شد، به این معنا بود که اقتصاد ایران بدون تکیه به نفت توسعه یابد. مصدق بعد از ماجرای ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به سمت سوسیال دموکراسی که یک توسعه درونزا و متکی بر نیروی انسانی بود، گرایش یافت که این نیز میتوانست در صورت تداوم توسعه ایران را به همراه داشته باشد.
وی منزوی شدن دربار محمدرضا شاه و استقرار آزادی را از اقدامات سیاسی دولت مصدق دانست و گفت: مصدق با آنکه قصد براندازی دربار و سلطنت را نداشت اما با اقداماتش دربار را در مقابل مردم منزوی و ماهیت آن را آشکار و روشن کرد که دربار بدون اتکا به قدرتهای خارجی نمیتواند کاری انجام دهد.
به اعتقاد سحابی، مصدق به آزادی احزاب و مطبوعات پایبند بود، در دوران دولت ملی بر احزاب فشاری وارد نمیشد، هیچ حزب و گروهی در خطر تهدید و انحلال قرار نداشتند و روزنامهها بیم توقیف نداشتند. احزابی که در دوران دکتر مصدق فعال بودند اشتباهاتی داشتند، از جمله حزب توده بلافاصله بعد از کودتا طی دو رساله از خود انتقاد و بیان کرد که اشتباه کرده است.
احزاب در صورت وجود آزادی باید احساس مسئولیت ملی کنند اما حزب توده و احزاب راست آن زمان، این احساس را نداشتند که این مسئله هم به شکست دولت ملی مصدق کمک کرد.رئیس شورای فعالان ملی مذهبی با بیان اینکه کودتای ۲۸ مرداد با اصرار دولت چرچیل و با همکاری انگلیس و آمریکا انجام شد، اظهار داشت: کودتا به هر صورت انجام میشد اما شکست دولت ملی مصدق مسئله دیگری است که عوامل دیگری داشت. از مهمترین این عوامل انشعاب نیروهای ملی بود، اختلافات نیروهای ملی پشت دولت مصدق را خالی کرد و آن را در مقابل دربار و عوامل ضد نهضت ملی تنها گذاشت، بنابراین دولت مصدق دیر یا زود شکست میخورد حتی اگر کودتایی واقع نمیشد.
وی پیشنهاد بانک جهانی در مورد خرید نفت ایران در دوران مصدق را که برخی پذیرش آن را مانع وقوع کودتا میدانند، خلاف منافع ملی ایران ارزیابی کرد و گفت: این پیشنهاد، دولت ایران و شرکت ملی نفت را دور میزد و معاملات نفت ایران را خودش انجام میداد و به این ترتیب دولت ایران از این معاملات حذف میشد. اگر دولت مصدق سقوط نمیکرد، ایران در مسیر پیشرفت قرار میگرفت. بعد از کودتای ۲۸ مرداد درآمد نفت به دلیل قرارداد کنسرسیوم افزایش یافت اما این درآمد به جای آنکه صرف سرمایه گذاری و توسعه شود، صرف مصارف دیگر شد.
اگر ملتی میخواهد به توسعه و ترقی برسد باید صرفه جویی و پس انداز کند نه مصرف. این مسئلهای است که امروز هم اتفاق میافتد و میبینیم که با وجود افزایش درآمد نفت، توسعه صنعتی و اقتصادی به وجود نمیآید و حتی کارخانجات با بحران ورشکستی مواجه میشوند.