علی مطهری / فرزند شهید مرتضی مطهری و نماینده دوره هشتم
درباره علت تاکید حضرت امام نسبت به مقوله جمهوری اسلامی باید گفت که حکومت اسلامی میتواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ فرض کنید که در راس حکومت یک معصوم قرار بگیرد، چون میدانیم که راه او درست است فرضا اگر مجلسی هم نباشد مشکلی پیش نخواهد آمد؛ چرا که هدف اجرای احکام اسلام است و وقتی مردم به آن حکومت اعتقاد داشته باشند، آن حکومت، حکومت اسلامی است. ولی در حال عادی ، در غیاب معصوم این حکومت میتواند اشکال مختلفی داشته باشد؛ چنان چه میتواند ولی فقیهی یا خودش حاکم باشد و یا این که حاکمی بدون مراجعه به آرای مردم انتخاب کند. یک راه هم البته این است که ما رای مردم را در حکومت اسلامی دخالت دهیم و ضمن این که مراقب هستیم تا این حکومت از جاده اصلی خود که همان اسلام است خارج نشود- همچنین گلوگاههایی به نام ولایت فقیه و شورای نگهبان را نیز مورد توجه قرار دهیم- انتخاب حاکم ، رییس جمهور و نمایندگان مجلس را به عهده مردم بگذاریم و نقش مردم را فراموش نکنیم . اگر مردم با حکومت همراه نباشند، حتی اگر امام معصوم هم حضور داشته باشد، تحقق حکومت اسلامی امکانپذیر نیست. نقش مردم اساسی است، منتهی نه در انتخاب راه ؛ چرا که ما راه را قبلا مشخص شده میدانیم، راه ، اسلام است و ما میخواهیم در این راه حرکت کرده و یک راننده انتخاب کنیم و برای انتخاب راننده هم به مردم مراجعه کنیم تا ببینیم بین افرادی که مدعی اصلح بودن هستند کدامیک واقعا اصلح هستند.
تفاوت ما با دموکراسی غربی در همین مساله است ، دموکراسی غربی میگوید راه را هم باید مردم انتخاب کنند و اصلا در دموکراسی غربی، راه مشخص شدهای وجود ندارد. بنابراین ما میگوییم دموکراسی غربی به ناکجا آباد میرود هیچ خط معینی در آن وجود ندارد؛ چرا که ممکن است مردم هر روز مسالهای خاص را بپذیرند و روز دیگر مسالهای در مقابل آن را بپذیرند. ولی ما در دموکراسی مورد نظر اسلام میگوییم راه برای ما همان است که خدا مشخص کرده است ؛ اسلام و اصولی که تخلف ناپذیرند. این که امام فرمودند؛ جمهوری اسلامی، نه یک کلمه بیشتر و نه یک کلمه کمتر در پاسخ به کسانی بود که میگفتند جمهوری دموکراتیک اسلامی، چرا که فکر میکردند اسلام به تنهایی کافی نیست و ما باید از دموکراسی غربی هم کمک بگیریم و البته در پاسخ به این مساله شخصیتهایی همچون شهید مطهری سخنانی را ایراد کردند با این مضمون که اگر ما بگوییم جمهوری دموکراتیک اسلامی به این معنی است که اسلام، دموکراسی را در دل خود ندارد و ما باید از دموکراسی غربی استفاده کنیم و به این ترتیب فردا که مردم و مراجعه به آرای مردم را ببینند میگویند این موارد مربوط به اسلام نیست. دموکراسی به معنای درست خود در دل اسلام است ، اساسا نیازی به اضافه کردن کلمه دموکراتیک وجود نداشته و ندارد. درباره میران تحقق جمهوری اسلامی در حال حاضر نیز باید گفت، اگر چه تا حد زیادی این امر محقق شده است و گاهی در عمل، تندرویهایی در رد صلاحیت افراد برای نمایندگی صورت گرفته است ولی در کل میتوانیم بگوییم که بحمدالله جمهوری اسلامی راه مورد نظر امام(ره) را طی کرده است. درباره نوع رویکرد و نگاه امام(ره) به رقابتهای سیاسی نیز باید گفت که امام خمینی همواره به مسوولان تاکید میکردند که حتما کارهایتان باید برای خدا باشد، ایشان مجادلات و رقابتهای سیاسی را تا آن جایی که بر اساس اختلافات نظرها و سلیقهها و همچنین اختلافات فکری باشد به رسمیت میشناسند، اما آن جایی که پای هواینفس، قدرت پرستی و پایمال و لجنمال کردن دیگران به خاطر قدرت رسیدن خود در میان باشد، چنین مسالهای را نمیپسندند و دائما بر ضرورت وجود دوستی و وحدت توصیه میکردند. البته ایشان منظورشان از وحدت این نبود که همه یک نوع سلیقه داشته باشند؛ چرا که باید دانست بحث و اختلافات علمی یک جایگاه دارد و دوستیها هم به جای خود مورد توجه است. بسیاری از افرادی که وارد وادی سیاست شدهاند به اخلاق سیاسی اسلامی عمل میکنند، طبعا برخی هم رعایت نمیکنند. ما در این راستا گاهی شاهد تهمتها ، شایعات و دروغگوییها هستیم و به هر ترتیب باید درجهت رسیدن به نقطه مطلوب مورد نظر امام(ره) تلاش کرد. همچنین درباره ضرورت مورد توجه قرار گرفتن وصیتنامه حضرت امام از سوی گروههای سیاسی نیز من در این راستا باید به یک نکته کلی اشاره کنم؛ ما گاهی از سخنان امام (ره) استفاده درستی نمیکنیم، مثلا: در وصیتنامه حضرت امام مضمون این مطلب وجود دارد که حفظ نظام بالاتر از هر چیز است اما ما گاهی مطلب را به نفع خودمان تعبیر میکنیم. متاسفانه حساسیت لازم در برخودر با تخلفات و رعایت حقوق مردم وجود ندارد. اگر مقامی تخلف کند ما معمولا آن را پنهان میکنیم و اجازه نمیدهیم کسی از آن مطلع شود و اصلا آن شخص مورد نظر مجازات و بازخواست نمیشود. وقتی میپرسیم چرا چنین رفتاری دارید؟
میگویند امام فرموده که حفظ نظام مقدمتر و بالاتر از هر چیز است. باید توجه داشت که در این مسایل گاهی حقوق مردم ضایع میشود؛ چرا که فقط در مواردی از خود حساسیت نشان میدهیم که جایگاهمان در خطر باشد و در واقع در این مواقع حفظ نظام را به معنی حفظ خودمان تلقی میکنیم. من اعتقاد دارم چنین روندی تا به حال ضربه بزرگی به جمهوری اسلامی زده است، بسیاری از تخلفات که به بهانه حفظ نظام پنهان میشود، خود به خود تولید فساد میکند، در حالی که ما اگر میخواهیم نظام حفظ و اعتماد مردم نیز به این نظام جلب شود، باید در مقابل این مسایل حساس باشیم. چند سال پیش پسر یک فرد روحانی را به اتهام اختلاس گرفتند، ولی بعدا او با وثیقه شش میلیارد تومانی آزاد شد. گفتند ایشان از قانون اطلاعی نداشته است. قضیه هم تمام شد. ما با چنین اشخاصی برخورد نمیکنیم؛ چرا که معتقدیم طرح چنین مواردی برای نظام خطرناک است، این در حالی است که باید دانست چنین برخوردهایی باعث بدبین شدن مردم نسبت به نظام خواهد شد. به یاد دارم 10 روز از پیروزی انقلاب گذشته و کمیتههای انقلاب اسلامی تازه شکل گرفته بودند. در این وقت به پدرم اطلاع دادند که یکی از افراد کمیتهای تخلفی بزرگ را انجام داده است. شهید مطهری نیز گفتند وی را به همان نام کمیتهای معرفی کنید و با ضابطین و مسئولین حکومت هم همینطور برخورد کرد. ولی ما در حال حاضر به این روش عمل نکردهایم، به هر حال یک وزیر، یک سپاهی و روحانی هم ممکن است تخلف کند، اگر شخص تخلف کرد و جرمش اثبات شد، باید او را به نام خودش معرفی کنیم، نه این که حتی بخواهیم صورتش را تاریک کنیم. اگر این طور رفتار میکردیم مسالهای مثل قتلهای زنجیرهای اتفاق نمیافتاد. ما در مواردی که حقوق مردم در خطر است حساسیت لازم را به خرج نمیدهیم. ما در عمل به توصیههای حضرت امام(ره) درست عمل نکردهایم، بنابراین در این راستا نیز به بازنگری و حرکت دوباره داریم.
گزیده سخنان در میزگرد ایسنا