عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی تهران با بیان اینکه فهم و درک نارسایی از جریان روشنفکری در ایران وجود دارد، قرائت ایرانی روشنفکری را قرائت دینی خواند و ابراز عقیده کرد که روشنفکران ایران، امروز به دلیل شرایط خاص موجود، موقعیت خوبی پیدا کردهاند و به فعالیتهای اجتماعی و فکری بازگشتهاند.
دکتر تقی آزاد ارمکی، استاد گروه جامعهشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و رئیس اسبق این دانشکده در گفت و گو با ایسنا، با تشریح دلایل به وجود آمدن سوالاتی درباره روشنفکری و تأثیرات آن در تغییرات اجتماعی گفت: وقتی ما وارد جهان مدرن میشویم و داعیههای مدرن پیدا میکنیم به این سوال میرسیم و میپرسیم که نیرویی که عامل تغییر بوده است چیست و دارای چه ظرفیتی است؟ این نیرو به طور قطع خیلی متفاوت از نیروی کلاسیک جامعه ایرانی است یعنی متفاوت از نوع حضور دهقانان، مدعیان قدرت یا سران ایلات و عشایر یا متمولان جامعه یا زحمتکشان و عیاران است. وی اظهار کرد: یک اتفاق خاص که در دوره جدید در مقایسه با گذشته در ساحت تغییرات اجتماعی افتاده است، به ماهیت و هدفگیری نیروی اجتماعی مؤثر در جریان تغییرات برمیگردد. نیروی اجتماعی در دوره جدید کمتر میل به کسب قدرت دارد در حالی که نیروی اجتماعی در دوره گذشته همه چیز را در سیطره قدرت و مدیریت خود میدید.
آزاد گفت: روشنفکران در دوره جدید کمتر مسأله خود را دارند. آنها بیشتر متوجه مشکلات دیگران هستند تا خودشان. روشنفکران سعی دارند تا به بیان مشکلات کلی جامعه بپردازند تا خودشان. این نیرو، همانطور که اشاره شد، روشنفکران هستند. البته در بعضی از شرایط روشنفکران در کنار بوروکراتها قرار گرفتهاند و اختلاط نقش یافتهاند.
وی با بیان اینکه آن جا گفتهاند روشنفکران نیروی اصلی تغییرات اجتماعی معاصر بودهاند، دعوا شروع میشود ادامه داد: یک زمانی بود که بسیاری نزاعشان این بود که چگونه عمل را انجام بدهیم، چه تغییراتی را دنبال کنیم و در کجاها دنبال کنیم، یک سطح دیگر تغییرات در ایران، بحث بر سر امروز ایرانی است و بحث در این نیست که چه تغییراتی صورت بگیرد، در این است که کسانی که تغییرات را انجام دادند را چگونه تعبیر کنیم و آنها را چه بخوانیم و چه تعبیری کنیم. این یک بحث متفاوت با آن چیزی است که در ادبیات ما وجود دارد و فکر میکنم که باید به این موضوع خیلی توجه کرد. این پژوهشگر حوزه علوم انسانی در ادامه تشریح کرد: پس زمانی افرادی بدون اینکه این ملاحظات را داشته باشند که چه کسی هستند و چه کاری میکنند، عامل تغییر بودند و تنها میخواستند تغییر اتفاق بیفتد و جامعه را به سمت بهبود و وضعیت بهتر ببرند، کمتر به این امر توجه داشتند که چه کسانی هستند با شرایطی که آنها را مجبور به داوری در مورد خودشان و جریان فکریشان کرد، متفاوت است. این موقعیت منحصر به فرد در مورد روشنفکران ایرانی جدید است. البته نتیجه آن ضمن اینکه موجب شکلگیری جریان آسیبشناسی روشنفکری شده است، راهی در بازبینی آن هم شده است. در بعضی از شرایط ما میبینیم که روشنفکران متفاوت با گرایشهای مختلف، به یک امر نسبتاً شبیه و اشتراک برای تغییر میرسند، مثل اوایل انقلاب اسلامی و مشروطه. وی با اشاره به تفاوت در تفسیر و تعبیرها از این که چه کسانی تغییرات را ایجاد کردند، این موضوع را یادآور شد که امروز بحث این است که آیا در جریان تغییرات، نقش اصلی با روحانیت بوده است یا نه روشنفکران هم بودهاند؟ اگر روشنفکران در جریان تغییرات فرهنگی و اجتماعی بودهاند، به چه میزان نقش داشتهاند؟ کدام یک از صورتهای روشنفکری در ایران مهم هستند و نقش آفرینی کردهاند؟ آیا در کنار روشنفکران دینی، روشنفکران غیردینی هم بودند؟ آزاد ارمکی در ادامه با تشریح مباحث موجود و نتایج آن بیان کرد که روشنفکری دارای مفهوم عامتری بوده است که هم روحانیت و هم غیر آن را دربرمیگرفت. امروز عدهای به طور جد تلاش دارند که تاریخ تحولات اجتماعی ایران براساس تاریخ تحولات روحانیت به نگارش درآورند. این تعبیر، روشنفکری را به عنوان یک پدیده خائن میبیند و در ادبیات برخی هم میبینید که به عنوان منورالفکر و فرنگی مآب از آنها یاد میکنند. کسی که منوالفکر است، دیگر نمیتواند تغییرات اجتماعی ایجاد کند و مدعی تغییر در حوزه فرهنگ و دین و سیاست و اخلاق جامعه ایرانی باشد. منورالفکر از این دید اساساً باطل، غربزده و فرنگی مآب است. وی به بیان تعبیری دیگر در این مورد پرداخت و افزود: روشنفکران افرادیاند که به دنبال پیشرفت و ترقیاند و به دنبال جامعه بهتر هستند کسانی هستند که حس و درک مشکلات و مسایل جامعه امروز را دارند و بر اساس واقعیتهای پیرامونیشان به شرایط بهتر فکر میکنند. نمیدانم به چه دلیل کسانی که در فکر جامعه و شرایط بهتر برای مردم و کشور هستند میتوانند خائن و مخالف مردم و ملت باشند و کسانی که درکی از این وضعیت ندارند و کمتر برای بهبود جامعه تلاش میکنند خادم و مدافع. این استاد دانشگاه و صاحب نظر در حوزه علوم اجتماعی فهم و درک از نیروهای روشنفکری را بد و نارسا خواند و گفت: برخی مدعیان دینمداری باید واضح بگویند که آیا برداشتشان از دین واقعاً ضد پیشرفت، ضدترقی، ضدرشد و ضدجامعه خوب و ضدزندگی مردم، ضدعدالت و توسعه است؟ این نگاه را باید تصریح کرد. وی با بیان اینکه اصولاً انقلاب اسلامی، داعیهی دین را برای بهتر کردن شرایط، نه برای بدتر کردن شرایط دارد افزود: با این تعبیر است که من میگویم دین نمیتواند ضدپیشرفت باشد. طبیعتاً دین نمیتواند ضداصلاحات، رشد، پیشرفت، بهبود و ساماندهی باشد. روشنفکران ایرانی، دینی هستند و معتقد به جامعهی ایرانی هستند و به ارزشهای جامعهی ایرانی و اسلامی اعتقاد دارند، آنها نمیتوانند منورالفکر و خائن تلقی شوند و با برچسب غربزده مورد داوری قرار گیرند. وی افزود: روشنفکری که در جامعهی ایرانی است، نمیتواند در دفاع از امام حسین(ع) برخیزد و سخن از تغییر هم بگوید و ما آن را غربزده تلقی کنیم؛ زیرا او بین دین و دموکراسی، دین و عدالت، دین و توسعه آشتی برقرار میکند و این فرد اساساً نمیتواند غربزده تلقی شود اما در تاریخ ایران کسانی را داریم که معتقدند جامعهی ایران باید دچار فروپاشی شود و اساساً مثل غرب شود و دین و زبان را باید حذف کرد. آنها همهی جریان روشنفکری نیستند. این افراد هم باید داعیه خود را بگویند تا معنی روشنفکر مسلمان و دیندار و مدافع فرهنگ و ادب و مرز و بوم ایرنی معلوم شود. آزاد یادآور شد: یکی از مشخصات روشنفکری، دردمندی و دردشناسی و موقعیتشناسی است. روشنفکر ایرانی هرگز نمیتواند داعیههای روشنفکر آمریکایی و اروپایی را تنها داشته باشد. آنها میتوانند در سطوحی با هم اشتراک داشته باشند ولی روشنفکر از این تمدن و مرز و از این جامعه و موقعیتها برآمده است و مسأله آن مسأله جامعه ایرانی است. وی با بیان آنکه روشنفکر ایرانی درد تمدنی، درد فرهنگی، درد مردم خود، درد استبداد و سلطه بیرحمانه و درد بیاعتمادی و بحرانهای مکرر دارد، افزود: روشنفکر ایرانی در دورهی طولانی مسألهاش، استبداد بوده است. کدام روشنفکر آمریکایی در قرن بیستم مسألهاش استبداد بوده است؟ کجا اینها با هم اشتراک دارند. روشنفکر ایرانی مسألهاش، مسألهی سنتگرایی افراطی و نوعی تحجر بوده است. کدام روشنفکر غربی همچین داعیهای را داشته است. آزاد بیان کرد: قرائت ایرانی روشنفکری، قرائت دینی است. توجه به مسایل جامعه ایرانی است که او را متفاوت کرده است. البته در تضاد با روشنفکر جهانی نیست؛ زیرا در مجموع داعیه، داعیه جامعه بهتر و جامعهی آزاد و برابر و به سوی پیشرفت است. چند اشکال این جا وجود دارد؛ یکی این که روشنفکری را به یکی از صورتهای آن با عنوان غربزده تقلیل دادهاند. وی افزود: مشکل دیگر این است که الان متأسفانه جامعهی ایرانی را از عمل بازخواندند و بعد داوری در باب عمل کنندگان قرار دادند یعنی یک زمانی بود که روشنفکران همه تلاش خود را در باب چگونگی عمل انجام میدادند و خیلی فرقی نمیکرد و دعوایی بین آنها وجود نداشت ولی الان هم دعوا بر سر این است که ببینیم چه کسی روشنفکر هست یا نیست و هم تعابیر متفاوت به کار میبریم و دیگر به عمل کاری نداریم. دکتر آزاد ارمکی اولین مسأله روشنفکری را دغدغههای اندیشهای و فکری و بعد دغدغههای اجتماعی و بعد دغدغههای سیاسی خواند و گفت: وقتی از روشنفکری سخن میگوییم که در دههی 60 و 70 جامعه ایرانی فعالیت کردند، میبینیم بحث اصلی آنها دغدغههای سیاسی بوده است. به نظر من روشنفکران جامعه ایرانی امروز به خاطر شرایط خاص سیاسی پیش آمده، موقعیت خوبی پیدا کردند و به فعالیتهای اجتماعی و فکری بازگشتند. وی افزود: روشنفکری تمام امکانات خود را برای دوره انقلاب اسلامی و شرایط بعد از آن مطرح کرد. روشنفکری مشغول عمل سیاسی بود و از عمل فرهنگی و اجتماعی دست کشیده بود و به رفتار سیاسی میپرداخت و دچار یک نوع مقاومت در مقابل جریان روشنفکری ایجاد کرده است، فرصتی به روشنفکری ایرانی داده است تا برگردد و در حوزهی اندیشه و اجتماع فعال باشد. الان یک جریان جدید روشنفکری داریم که دغدغههای فکری و اجتماعی دارند تا دغدغههای سیاسی. حوزهی سیاسی را به معنایی به مردان و کنشگران سیاسی وگذاشتند و به حوزهی فرهنگ و اجتماع بازگشتهاند، آزاد خاطر نشان کرد: نسل جدید روشنفکری در حال شکلگیری و عمل است و در آینده به نظر میرسد که ظهورهای خیلی خوبی در اصلاحگری فرهنگی و اجتماعی خواهد داشت. این جریان در آینده مناقشههای جدید اجتماعی را شروع خواهد کرد یعنی اگر تا دیروز مناقشه اصلی روشنفکری، سنت و مدرنیته بود یا حتی بحث انطباقپذیری با شرایط جدید بود، امروز بحثهای جدیدی است که روشنفکران در آینده مطرح خواهند کرد و این بابهای جدید را خود باید مطرح کنند. وی با اشاره به اینکه باید بدانیم جامعه چه منفعتی از عمل سیاسی برده است، با طرح این سوالات که آیا واقعاً لازم داریم این همه کنش سیاسی داشته باشیم؟ آیا ما باید به دنبال مشارکت انبوه توده باشیم یا نه؟ و آیا تأکید بر حوزه قدرت، دولت و حوزهی سیاسی ضروری است یا نه؟ بیان کرد: اگر روشنفکری به آنها بپردازد یک بیاعتنایی و کماعتنایی به حوزهی سیاست به معنای سیاسی ایجاد خواهد کرد. کانون عمل روشنفکران و کسانی که اثرگذار در عرصهی فرهنگ حوزه اجتماع است و آن جاست که اتفاقات دیگر اجتماعی میافتد و آن دورهی طلایی دیگری است که ما در پیش داریم. این استاد دانشگاه گفت: من بسیار خوشبین هستم و تصور میکنم این نیرو اگر چنانچه بخش بیشتر آن منتقل شود، میتواند منشأ عمده حوادث دیگری شود و به جامعه کمک کند تا به لحاظ اجتماعی پوستاندازد و جهتگیری جدید فکری منتقل شود تا مناقشههای قدیمی که در جامعه ایرانی وجود داشت را دنبال کند. آزاد در ادامه کنارهگیری روشنفکران از عمل سیاسی را بسیار هوشمندانه توصیف کرد و با بیان اینکه روشنفکری به دنبال دعوای ساختگی نیست بیان کرد: این دعوای ساختگی در جامعه ایجاد شده که عدهای میگویند وا اسلاما و ادعا میکنند که جامعه دچار فروپاشی میشود و ضددینی عمل میکند، پس مواظب باشیم و به دنبال بازگشت بد و غلط روشنفکران به حوزهای ساختگی نشویم. این حوزه میتواند همان دعوای قدیمی بر سر سنت و مدرنیته باشد که عمرش به پایان رسیده است. روشنفکران هم باید و هم اینکه بیاعتنا به این دعوا شدهاند و میگویند که این حرفها غلط است و روایت اشتباهی از دین است. آزاد ارمکی، روشنفکری ایرانی و روشنفکری دینی را مدافع مدرنیت جامعه ایرانی خواند و گفت: این اتفاق بسیار خوبی است که روشنفکران ایرانی و روشنفکران دینی به آن پرداختهاند و از آن حرف میزنند و این حرکت خیلی خوبی است. وی، عدم انتشار محصولات جدید در حوزه روشنفکری را نشانه سکوت منفی این جریان ندانست و گفت: تغییر جهت، تغییر حوزه پارادایمی و اندیشهای است و اکنون به تمها و موضوعات جدید میپردازد و وقتی که این اندیشهها متراکم شود، اثرات ماندگار میگذارد و ما را از آن وضعیت تناقضگونه و تعارضگونه بین بحث سنت و مدرن و دینداری و سکولار بودن و فروپاشی و از این افراط و تفریط نجات میدهد. آزاد با اشاره به اینکه مردم ما مدرن هستند و زندگی مدرن میکنند و در حوزه دین، اجتماع و سیاست مدرن عمل میکنند، مفهومسازی جریان مدرن شدن جامعه و زندگی مردم را کاری روشنفکرانه خواند و با تشریح نگاه روشنفکری در دفاع از مدرنیت بیان کرد: در این شرایط ما باید تغییری در سازماندهی، مشاغل، مناسبات جنسیتی و در مواجهه با جامعهی جهانی ایجاد کنیم. این حرکت الان بسیار پنهان و ناشناخته است و به طور جدی و اساسی از آن دفاع آشکار نمیشود. عضو هیأت علمی دانشگاه تهران، شکست و حذف گفتمان غیر روشنفکری را حتمی دانست و با بیان توضیحاتی در این زمینه اظهار داشت: جامعه و افراد جامعه در طی زمان به احساس آرامش خواهد رسید و خواهند فهمید که جامعه مدرن است و مدرن عمل میکند و اساساً دینی است و مدعیان سکولار عمل کردن جامعه را کنار میزند. جامعه آن زمانی که روشنفکری به طور آشکار اعلام موضع کند، باز خود را خواهد یافت. وی، این جریان را طولانی مدت معرفی کرد و گفت: وقتی تحولات بزرگند، زمان دارند و در عین حال چون زمان دارند پنهان عمل میکنند و کسی آن را حس نمیکند. آنها را نمیفهمد و اصلاً کسی دنبال آن نمیرود. پس مزاحم پیدا نمیکند و به راحتی در تمام سطوح جامعه نفوذ میکند و در عرصههای دیگری نفوذ میکند و جامعه یکباره احساس میکند که جریان ظهور کرده است. آزاد در ادامه بیان کرد: جامعه الان در حال عمل کردن است ولی از آن سخن نمیگوید؛ زیرا فضایی که سخن میگوید از آن دیگری است در حالی که عمل از آن جامعه است. وقتی این دو به هم وصل شوند این اتفاق میافتد یعنی در واقع کسانی از تعارض این دو عرصه استفاده میکنند؛ وقتی فشار صحنه عمل بیشتر شود، آن وقت اثرگذاری را میبینید و کسانی پیدا خواهند شد که این روایت را بیان میکنند و قهرمانان آن دوره خواهند شد. مشکل در این است که قهرمانان آن دوره خواهند شد. مشکل در این است که قهرمانان باید قهرمانان راستین باشند و روایت کنندگان این تحول نباید انحرافی داشته باشند. وی روشنفکری دینی به معنای عام در جامعه ایرانی را نیازمند شکستهای ممتد خواند و گفت: وجود این شکستها راه و رمز تامل در مورد خود و دیگری و در نهایت دستیابی به معنایی درست است. استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران افزود: همه کسانی که بحث از دوم خرداد میکنند، به گونهای بحث از پایان روشنفکری و اصلاحات ایرانی را مطرح میکنند که من مخالف آن هستم؛ آن دوره تجربهای بوده است و عمل سیاسی اتفاق افتاده است و آن مرحله پایان این تجربه نبوده است، آن تجربه را روشنفکری نیاز داشت و باید کسب میکرد. روشنفکری دینی به معنای عام در جامعه ایرانی شکستهای ممتد لازم دارد تا بتواند تأمل عمده کند و در اوج شادی، فریادی زند و زمانی که شادی وجود ندارد و آرامش با شکست ممکن میشود، شکستها بسیار چیز میمونی برای روشنفکری دینی جامعه ایرانی است. وی بیان کرد: تأمل از زمان و دوره و شرایط یأس و شکستهای مکرر بدست میآید. وقتی که حوزه سیاسی و دستیابی به قدرت مسدود است، تأمل در مورد مسایل اجتماعی جایز و لازم میشود. آزاد خاطر نشان کرد: دور شدن از حوزه سیاست و قدرت به معنای دست کاری در نظام سیاسی، روشنفکر را وامیدارد که سختیهای عمل اجتماعی و تصمیمگیری و اثرگذاری و پیچیدگیهای آن را بفهمد. وقتی سختیها را بفهمد، سخن روانتر و دقیقتر میزند، سخن احساس و هیجانی نمیگوید. وی با بیان اینکه ما نیاز به کسانی داریم که سخنشان ارزش ماندگاری و ثبت در تاریخ را داشته باشد، افزود: روشنفکری در فضای حاکم فرصت ثبت و بیان اندیشهاش را به هر نحوی پیدا میکند، جامعه ایرانی جامعه تک صدایی نیست و تکثر در حوزههای آن پیدا شده است و کسانی که حرفی برای گفتن داشته باشند، بالاخره حرفشان را میزنند. آزاد با بیان این که وقتی سخنی ثبت شد به عنوان یک عنصر تغییر به جا میماند و مانند گذشته نیست که با رفتن یک فرد مثل امیرکبیر یک جریان اجتماعی از بین برود، سطح بندیهای موجود در روشنفکری را توضیح داده و با تأکید بر این که روشنفکری نیاز به یک بازشناسی و بازبینی و تجدید قوا دارد، عمل روشنفکری در زمانه ما را هوشمندانه دانست و گفت: در این مرحله یک خلوتی برای خود انتخاب کرده است و در خود رفته و در حال تأمل است. وی موفقیت دولتها را در گرو نیروهای واسط خود با مردم دانست و افزود: دولتهای عاقل دولتهایی هستند که نیروی واسطه میان نیروهای خود و نیروهای دیگر ایجاد میکنند و اگر اتفاقی در جامعه رخ دهد با آن از طریق این نیروها آشنا باشند؛ البته ممکن است در جاهایی با تغییرات فراگیر و تندی روبرو باشیم. آزاد افزود: تحصیلکردههای بسیار زیاد در جامعه ایرانی از شکلگیری حرکتهای تند جلوگیری میکنند و اینها هستند که ناقدان دولتهای افراطی و رادیکال هستند. این گروههای منتقد رادیکالیزم در میان دموکراسی خواهان هم هستند؛ مثل جنبش اصلاحات دوم خرداد که این نیرو با آنها نیامد و البته با جریان رادیکال بنیادگرا هم نیامد و همین نیرو مقاومت کرد و همراه نشد. اگر به جامعه نگاه کنیم همین نیرو در آن عمل میکند. این نیرو به میزانی که حجمش بیشتر میشود، جامعه را به سطحی از اعتدال فراخواهد خواند و این نیرو ظرفیت این اقدام را دارد و از این شدت برخورد جلوگیری میکند و از انقلاب اجتناب میکند. آزاد با اعتقاد به این که ایران همیشه در فرآیند اصلاحات است، شرایط فعلی جامعه و نحوه تعامل روشنفکران با جامعه را تشریح کرد و در ادامه گفت که دولتها باید جلوی سرعت جامعه را بگیرند تا عمل جامعه ماندگار شود اما وقتی هم جامعه و هم دولت تندروی میکنند، بحران ایجاد میشود. روشنفکری به دلیل جریان تند جامعه نمیتواند بنیادی فکر کند؛ تنها راه آن، این است که از حوزه سیاسی کنار برود و به یک تأمیل بیشتری بپردازد. به نظر من این اتفاق افتاده است و این حرکت یک جریان هوشمندانه است. وی بیان کرد روشنفکری از حرکتهای تندی که جامعه انجام میدهد دست کشیده و در پشت صحنه در حوزه هنر، ادبیات، زبان، فلسفه و... تأملات بیشتری میکنند و در حوزه علوم انسانی، صنعت، بوروکراسی و ساماندهی حوزه سیاسی و قدرت و... را دنبال میکند و این تأملات خوبی است.