جدیدترین و مهمترین خبر مرتبط با موضوع هستهای ایران است که طی هفتههای اخیر به گونهای ویژه از سوی رسانههای داخلی و خارجی مورد پردازش قرار گرفته است. مهمترین نکاتی که میتوان درباره این سفر مورد توجه قرار داد، در زیر مورد اشاره و بررسی قرار گرفته است:
1- در خصوص ماهیت این سفر دو گمانه بیش از سایر گزینهها مطرح شده که هر دو به گونهای به دستور وظایف سولانا به عنوان «نماینده 1+5» باز میگردد. بر این اساس نخستین گمانه مطروحه چنین است که سولانا بر اساس وظایف محوله از سوی 1+5 بار دیگر تلاشی را جهت آغاز مجدد روند مذاکرات هستهای با ایران به کار میبندد. اما دومین گمانه به عاملی خارج از وظایف صرف سولانا اما در طول وظایف محوری او باز میگردد که به «بسته جدید» کشورهای موسوم به گروه 1+5 برای ارائه به ایران مربوط میشود.
2- چنانچه آخرین موضع سخنگوی دولت درباره سفر سولانا به تهران را مبنای تحلیل خود قرار دهیم، رئیس سیاست خارجی اتحادیه اروپا و نماینده 1+5 صرفاً برای ارائه بسته پیشنهادی جدید این کشورها به تهران سفر کرده؛ این موضع را میتوان به آن معنا تفسیر کرد که تهران با مواضع اعلامی 1+5 به خوبی آشناست و تمایلی به شنیدن سخنان تکراری ندارد. به بیانی دیگر اگر مطلب جدیدی باشد، پس از بررسی بسته جدید غرب از سوی ایران آشکار خواهد شد.
3- مسئله قابل توجه دیگر ترکیب هیأت اعزامی 1+5 به تهران است؛ هیأتی که این کشورها برای دور اخیر مذاکراتشان با ایران به تهران اعزام کردهاند، متشکل از خاویر سولانا و مدیران کل وزرای خارجه کشورهای آلمان، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین است. در این ترکیب البته جای نماینده ایالات متحده به عنوان سردمدار تقابل هستهای با جمهوری اسلامی ایران خالی است و طبعاً شخص سولانا یا یکی از مقامات اروپایی همراه وی باید وظیفه حافظ منافع واشنگتن در این مذاکرات را عهدهدار شده باشند. علاوه بر آنچه ذکر شد حضور نمایندگانی از کشورهای عضو گروه 1+5 به همراه سولانا را میتوان نشانهای از سوی این کشورها برای ایران محسوب کرد. بر این اساس غرب با اضافه کردن نمایندگانی ویژه که هر یک پیگیر منافع کشور خود نیز خواهند بود، به مذاکره مستقیم با ایران میپردازند. بدون شک حضور نمایندگانی از آلمان، انگلیس، فرانسه، روسیه و چین در این مذاکرات علاوه بر حساسیت آن، نگاه ویژه غرب به این دور از گفتگوها را یادآوری مینماید.
4- به هر حال در این مقطع زمانی و با توجه به صدور چهار قطعنامه ضدایرانی در شورای امنیت سازمان ملل متحد، آنچه این هیئت خارجی در این مقطع زمانی برای تهران میآورد، اهمیتی ویژه داشته و میتواند آتیه مسئله هستهای ایران را به میزان قابل توجهی مشخص سازد. از سوی دیگر ارائه بسته پیشنهادی به ایران در شرایطی که فشارهای غیرمنطقی غرب بر ایران در قالب قطعنامههای سیاسی شورای امنیت تداومی ولو نه چندان موفق داشته، نمایانگر نکاتی اساسی است: از آن جمله اینکه 1+5 دریافتهاند فشار بیش از این بر ایران، هزینههای سنگینی برای خودشان نیز در پی خواهد داشت و لذا در چنین شرایطی مجدداً با طرح بسته پیشنهادی تلاش برای از سرگیری روند سیاسی آغاز میشود که طبعاً اجماع از دست رفته غرب در برابر ایران را نیز تا حدودی احیا خواهد کرد.
5- با مروری اجمالی بر پیشینه بستههای تشویقی ارائه شده از سوی 1+5 به ایران و حواشی آن، مشخص میشود که پیش از این 1+5 دو بار دیگر و در (مرداد 84 و خرداد 85) نیز پیشنهاداتی را با عناوینی چون «بسته پیشنهادی»، «بسته مشوقها» یا مواردی از این دست به تهران ارائه کردهاند اما عملکرد آنها در هیچ یک از موارد گذشته، گشایشی در بنبستهای ایجاد شده مربوط به مسئله هستهای ایران ایجاد نکرده است. در اینجا باید به طور مشخص به بررسی علل عدم راهگشایی ناکارآمدی بستههای پیشین 1+5 برای ایران پرداخت و پرسید که آیا غرب باز هم برای تکرار بازی باخت – برد پیشین خود که در جریان مذاکرات جلیلی در رم رخ داد، بر سر میز مذاکره با ایران حاضر شده یا گزینه دیگری را مدنظر دارد؟
6- هر چند که جزییاتی درباره مشوقهای جدید 1+5 به ایران منتشر نشده اما چنانچه اخبار رسانههای غربی که طبعاً به میزان قابل توجهی از محتوای این بسته اطلاع دارند را مبنای تحلیل قرار دهیم، محتوای بسته پیشنهادی جدید نیز تفاوت قابل ملاحظهای با طرح قبلی کشورهای غربی جهت ترغیب ایران به پذیرش تعلیق غنیسازی ندارد. آنچه در سال 2006 به ایران ارائه شد شامل رفع برخی تحریمهای تجاری آمریکا، گسترش روابط سیاسی – اقتصادی جمهوری اسلامی با غرب، دریافت کمکهای فنی خارجی در بخش انرژی هستهای و تأمین سوخت مورد نیاز نیروگاههای هستهای بود که تهران در ازای آن به تعلیق بخشهایی از برنامه هستهای خود از جمله غنیسازی اورانیوم و راهاندازی برخی تأسیسات هستهای برای مدتی نامشخص ملزم میگشت.
7- فرمول به کار گرفته شده در دو بسته قبلی غرب، فرمول بازی برد – باخت به زیان ایران بود و لذا از سوی تهران رد شد اما به نظر میرسد آنچه که ایران به عنوان «آلترناتیو فرمول سابق» در قالب بسته جدید خود ارائه کرده، ظرفیتهای قابل توجهی در این زمینه داشته باشد. بدون شک نمونه «طرح اقدام» به عنوان الگویی کارآمد که در صورت عدم کارشکنی چند کشور غربی به بازی برد – برد منجر میشد، در این عرصه نیز قابلیت اجرایی دارد.
8- در دو مورد قبل، تهران با تأکید بر حقوق مسلم و قانونی خود، صراحتاً بستههای حاوی تعلیق را رد کرده و بر بینتیجه بودن تکرار چنین راهبردی از سوی 1+5 تأکید کرده است. التبه ایران در عین پافشاری بر گزینه «غنیسازی اورانیوم»، همواره مذاکره با تمام طرفها را به جهت اعتمادسازی و تداوم تعاملات بینالمللی در دستور کار خود داشته است. بر اساس استدلال مقامات ایرانی، ارائه بسته جدید از سوی 1+5 در صورت تکرار مواضع گذشته این کشورها اقدامی بیحاصل بوده و بنابراین تهران از بسته جدید غرب انتظاراتی فراتر از دو بسته گذشته را دارد.
9- نکته دیگری که باید در چارچوب «دیپلماسی بستهای» مورد توجه قرار گیرد آنکه جمهوری اسلامی ایران توانست با ساماندهی به موقع «اقدامی پیشدستانه» ضمن ارائه بسته پیشنهادی خود به کشورهای غربی، آن هم مدتی قبل از اقدام آنها برای تقدیم بسته جدیدشان به تهران، عملاً از ورود به بازی از پیش تعیین شده آنها خودداری کرده و به بیان دیگر «گفتمانی دو جانبه» را در «عرصه دیپلماسی هستهای» به جریان بیندازد. بر این اساس ایران علاوه بر آنکه احتمالات آتی مربوط به رد بسته 1+5 را مدنظر قرار داده، این کشورها را نیز در قبال بسته پیشنهادیاش به واکنش واداشته است.
10- اکنون باید در انتظار پاسخ دو طرف به بستههای یکدیگر باشیم. باید دید آیا به واقع بسته پیشنهادی گروه 1+5 گشایشی در موضوع هستهای ایران ایجاد خواهد کرد یا صرفاً شامل مشوقهایی برای ترغیب ایران به قبول قطعنامههای مصوب شورای امنیت خواهد بود؟ در واقع باید دید سولانا چه مصادیقی را برای مفهوم «آغاز روند جدید» که پیش از این بر آن تأکید کرده، به تهران آورده است؟ بدون شک چنانچه حضور نمایندگان کشورهای اروپایی و روسیه و چین در مذاکرات تهران را به معنای عبور ولو نسبی از «حاکمیت یگانه آمریکا» در عرصه مواجهه با موضوع هستهای ایران به حساب آوریم، میتوان نسبت به بسته جدید 1+5 امیدهایی هر چند مقطعی را داشت. اما برای این منظور ابتدا باید دید کدام بخش از مذاکرات اخیر بوش با کشورهای اروپایی بر تصمیمگیری آنها در این برهه تأثیرگذار خواهد بود: مواضع هدایتگر او یا خداحافظیاش از کاخ سفید؟