محمدمهدی اسلامی
مدتی است حضور آیتالله مصباح یزدی در رسانهها بسیار محدود گردیده است، نه سخنرانیهای عمیق و علمی ایشان چندان مورد استقبال خبرنگاران واقع میگردد و نه سخنان چندان سیاسی از ایشان نقل میگردد که موج رسانهای جنجالآفرینان را به دنبال داشته باشد.
به یاد دارم سال گذشته زمانی که برای چندمین بار ستاد برگزاری نماز جمعه تهران از آیتالله مصباح یزدی برای ارائه یک فصل جدید از سخنانیهای موضوع پیش از خطبهها دعوت به عمل آورد، باز هم با نظر مخالف ایشان مواجه شد، چه آنکه دیگر ضرورتهای دوران گذشته برای چنین ورودی به مباحث احساس نمیشد.
درست برخلاف سالهای پایانی دهه هفتاد، زمانی که در پی تخریب مکرر ارزشهای اسلامی، آیتالله مصباح یزدی از تریبون نماز جمعه تهران اعلام کرده بود که سکوت را در برابر این هجمهها جایز نیافته و احساس تکلیف شرعی برای دفاع از کیان اسلام نموده است. از همان زمان بود که آیتالله که از چهرههای علمی و شاخص حوزه شناخته میشد مورد هجمه روزنامههای زنجیرهای قرار گرفت. اما عدم حضور رسانهای او در دوره جدید، بیشک ریشه در وظیفهای جدید داشت، چه آنکه آیتالله مصباح یزدی بارها با اجابت دعوت جمعهای کوچک متدینین اثبات نموده بود تنها به دنبال تکلیف است، نه هیبت عالمانه!
آیتالله مصباح بزدی از تربیت یافتگان برجسته حوزه است که علامه طباطبایی «او را در بین شاگردانش مثل انجیری دانسته بود که هیچ چیز آن دور ریخته نمیشود» و شهید بهشتی او را "مصباح دوستان" نامیده بود. رهبر معظم انقلاب سابقه آشنایی خود با او را به نزدیک چهل سال قبل ارجاع میدهد که به عنوان یک فقیه، فیلسوف، متفکر و صاحبنظر در مسایل اساس اسلام حضور داشته است و بدیلی برای خلا حضور داشته است و بدیلی برای خلا حضور شهید مطهری است و... اما این چهره برجسته تا پیش از این رویارویی تنها برای خواص شناخته شده بود، اما به دلیل ورود عمیق به هماوردگاه چالش اندیشه غرب و اسلام، دورانی که برخی کمر به حذف مبانی اندیشه اسلامی در کشورمان بسته بود؛ مورد هجمههای شدید رسانهای قرار گرفت. ترور شخصیتی او تا آنجا پیش رفت که سخنان سخیف درباره او در روزنامهها به چاپ رسید و حتی این اهانتها در حوزه کاریکاتور که در مورد روحانیت بیسابقه بود نیز دنبال شد.
اما این هجمهها با رویگردانی مردم از اندیشه غربزدگان حاکم بر فضای رسانهای دوم خرداد و رویکرد معنادار آنها در سوم تیر به شعارهای انقلابی تا مدتی تقلیل یافته و تنها محدود به ارجاع مبانی تفکر دولت نهم به اندیشه مکتب آیتالله مصباح و سپس تخریب دولت گردیده بود.
روزهای گذشته اما یکی از چهرههایی که سابقه سیاسی بسیار مشوشی دارد بدون هیچ بهانهای به تخریب شدید آیتلله مصباح پرداخت؛ برای آنکه مشوش بودن افکار او به تصور کشیده شود کافی است به یاد بیاوریم که او زمانی خود فتوای غیرقانونی بودن نهضت آزادی را از امام گرفته بود اما در سالهای اخیر در تلاش برای ارائه توجیههایی به نفع این گروهک غیر قانونی برآمده است. او تحلیلهای عجیب دیگری نیز دارد؛ مرور بخشی از مواضع او درباره دفاع از صدام در حمله اول آمریکا به عراق به خوبی گویای میزان عمق نگاه سیاسی وی است. «امروز بحث بر سر گذشته ایران و عراق نیست. امروز مسلمانان منطقه، بخصوص ملت رشید ایران وظیفه شرعی دارند که در جهادی مقدس به مقابله با نیروهای کفر آمریکا و ناتو برخیزند، او در این یادداشت بارها تأکید کرد که موظف به دفاع از صدام به عنوان سردار جهان اسلام هستیم و مخالف سیاست رسمی جمهوری اسلامی در بیطرفی بود و جالب آنکه نظر خود را به اسم امام که تنها یکسال از عروجش میگذشت تبلیغ مینمود. چندی از این تحلیل نگذشت که سازش صدام با آمریکا و بقای حکومت او پس از جنگ 1369 اثبات کرد نگاه روشنبینانه مقام معظم رهبری تا چه میزان درست بوده است و این جنگ زرگری تنها دامی برای ایران تازه فارغ شده از جنگ هشت ساله بود.
هرچند این نوع تحلیلها منحصر به علیاکبر محتشمیپور نبود و مشابه آن بارها تکرار شد، یکی از مشهورترین آن، موضع همفکران سیاسی او در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود که در رویارویی آمریکا با طالبان خواستار همراهی ایران با طالبان شده بودند و...
اینک این عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز بار دیگر تفکر خود را منطبق با دیدگاه امام فرض نمود و در نوزدهمین سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، یکی از شاگردان وی که به شهادت اعضای بیت امام مورد توجه ویژه ایشان بوده است را مورد حمله قرار داد.»
بارها شاهد بودهایم گروهی که هرگز قدرت هماوردی با ایشان را در میان فلسفه و علوم اسلامی ندارند، تلاش کردهاند با دستاویزهای سیاسی از قدرت علمی و دریای مطالب ایشان انتقام بگیرند و این موضع به خوبی در پرهیز آنها از مناظره با این شخصیت علمی به چشم میآید؛ آنچنان که محتشمیپور نیز چندی پیش در پاسخ به دعوت یکی از شاخصترین شاگردان آیتالله مصباح یزدی به مناظره در خصوص ادعاهای موهن وی در مراسم ختم مرحوم توسلی با بهانهجویی از این مناظره فرار نموده بود.
اما اینکه چرا چنین حملهای از سوی «رییس ستاد انتخاباتی کروبی» در این مقطع که آیتالله مصباح یزدی حضور رسانهای کمرنگی دارد و جنجال رسانهای جدیدی بر علیه او در جریان نبوده، صورت گرفته است را شاید بتوان در به نتیجه رسیدن تلاشهای آیتالله مصباح یزدی و سخنرانیهای دردمندانه او در سالهای اوج دوم خرداد دانست. و روشنگریهایی که با هوشیار نمودن مردم نسبت به عمق تفکر لیبرال مسلکان مدعی اصلاحات، در بازگشت مردم به شعارهای انقلابی در سوم تیر 1384 به ثمر نشست و به رغم هیاهوهای این جریان در انتخاباتهای پس از آن نیز همچنان تثبیت گردید. اما جای این افسوس باقی است که چرا افرادی که در مقاطعی حساب خود را از تندروها جدا نموداند گاهی از آنها نیز تندروتر میگردند!