* (الوطن): سؤالمان را از موضوع ترور رفیق حریری، نخست وزیر اسبق لبنان و اظهارات کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر اینکه هیچ معاملهای با سوریه در خصوص عدم محاکمه بینالمللی خانواده اسد صورت نگرفته، آغاز میکنیم، آیا شما این اظهارات را تهدیدی برای سوریه و خودتان و یا نوعی اعمال فشار سیاسی علیه کشورتان میدانید؟
** (بشار اسد): ابتدا باید بگوییم ما از کسانی هستیم که به شدت با معاملات سیاسی مخالف هستیم، سیاست موضوعی نیست که قابل خرید و فروش باشد، این مسأله به حقوق، اصول و منافع کشورها باز میگردد و دیگر این که شنیدن این قبیل اظهارات از سوی آمریکاییها برای ما عادی است هر چند که بارها اعلام کردهایم، موضوع دادگاه بینالمللی برای محاکمه عاملان ترور رفیق حریری کاملا به دولت لبنان ارتباط دارد و بر اساس توافق بین دولت لبنان و سازمان ملل متحد پیگیری میشود، پس با این وجود چطور سوریه میتواند در خصوص این موضوع مذاکره کند؟
اما در مورد مسأله خانواده اسد به نظر من این اظهارات احمقانه است و تاکنون کسی چنین موضوعی را مطرح نکرده است، در صورتی که مطرح هم شود، ما هرگز این معاملات را نخواهیم پذیرفت، ما از ابتدای امر حمایت همه جانبهمان را از انجام تحقیقات بینالمللی برای روشن شدن پرونده ترور حریری اعلام کردیم و دوستان سوریه در لبنان نیز از این تحقیقات حمایت کردهاند، لذا این اظهارات فاقد ارزش است.
* اظهارات «آرلین اسپکتر»، سناتور آمریکایی را که گفته بود دادگاه بینالمللی موجب نگرانی سوریه است، چگونه ارزیابی میکنید؟
** این اظهارات صحت ندارد و هر گاه هر یک از مسئولان عرب و یا بینالمللی تاکید کرد که این دادگاه عامل نگرانی ما است، گفتهایم که چنین ادعاهایی صحت ندارد، اما همواره در این خصوص پافشاری میشود و تلاش میشود تا هر مشکلی در منطقه به ویژه لبنان، به سوریه نسبت داده شود. اما موضوع این است: چنانچه هدف از تشکیل دادگاه بینالمللی، شناسایی عاملان ترور حریری باشد، پس مشکلی وجود ندارد. سوریه از ابتدا با کمیته تحقیق بینالمللی همکاری کرده و گزارشهای «سرژ برامرتز»، رئیس این کمیته به سازمان ملل متحد نیز این مسأله را به اثبات میرساند، در این گزارش بر همکاری همه جانبه سوریه با کمیته تحقیق تاکید شده است.
اما چنانچه برخی سعی داشته باشند، این دادگاه را سیاسی کنند، باید بدانند که سیاسی کردن دادگاه بینالمللی بیش از سوریه ، لبنان را متضرر میسازد. نگرانی ما هرگز از تشکیل این دادگاه نیست، بلکه ما نسبت به ایجاد شکاف در لبنان نگران هستیم.
* کسی که از سیاسی شدن دادگاه سخن میگوید، شما و رسانههای سوری هستید، علت این امر چیست؟
** این نتیجه اظهارات دولت آمریکا است، زمانی که دولت آمریکا و مسئولان آن همواره میگویند، تحقیقات به فلان جا میانجامد یا دادگاه اینچنین عمل خواهد کرد، یعنی این که آنها خود را در جایگاه دادگاه قرار دادهاند و به جای قضات اظهارنظر میکنند. این مسأله نشان میدهد آنها سعی در سیاسی کردن دادگاه دارند.
* یکی از دو شاهد اصلی این پرونده از اظهاراتش عقب نشینی کرده و شاهد دیگر در شرایطی نامعلوم ناپدید شده است، آیا به نظر شما این نوعی بازی علیه دمشق نیست.
** من از جزئیات این موضوع اطلاع ندارم، اما میدانم که یکی از این افراد در زندانهای فرانسه گرفتار است، پس پنهان شدن او در شرایط پیچیده معنا ندارد.
* اما بر اساس اطلاعات ما او در زندان نیست و حتی در فرانسه نیز حضور ندارد.
** من دقیقاً اطلاعی ندارم، اما این که چگونه توانسته از فرانسه خارج شود، مسلما پاریس باید در این خصوص توضیح دهد.
* میخواهم در کمال شفافیت بپرسم که چرا در خصوص پرونده ترور حریری و دیگر ترورها در لبنان انگشتهای اتهام به سوی سوریه نشانه رفته است، هدف از این امر چیست؟
** طبیعتاً من نمیتوانم به نیابت از آنها این اهداف را مشخص کنم، اما همانطور که میدانید سوریه از سالها پیش اینچنین هدف قرار گرفته است، نمیدانیم که چه کسی این ترورها را انجام داده و هدفش از این اقدامات چیست و مسلما در شرایط کنونی بیان اهداف این امر نیز سخت و دشوار است.
* اما همزمانی خروج شما از لبنان با این ترور موجب شده که شما را به این اقدام ربط دهند و آن را نوعی انتقام جویی سوریه جلوه دهند، نظرتان چیست؟
** بر عکس ترور حریری پیش از خروج نیروهای سوریه از لبنان صورت گرفته است.
* در خصوص دیگر ترورها چطور؟
** ما از لبنان خارج شدیم زیرا بخش زیادی از مردم این کشور نسبت به ما دید منفی داشتند و دلیل خروج ما نیز همین بوده است. حضور نیروهای سوری از لبنان موجب ایجاد شکاف داخلی در این کشور شده بود و دیگر نمیتوانست نتایجی را که ما انتظار داشتیم، بوجود آورد. بر همین اساس ما نیروهایمان را از این کشور خارج کردیم. اما در خصوص جنایاتی که در لبنان روی داد، باید بگویم هر اقدامی که موجب بیثباتی درلبنان شود با حقایق موجود طی تاریخ 30 سالهای که سوریها جان و مالشان را برای حفظ صلح در لبنان و جلوگیری از تقسیم آن انجام دادهاند، تناقض دارد. از نظر ما هر گونه بیثباتی در لبنان سوریه را نیز وادار به پرداخت تاوان میکند و دیگر این که اصلاً مصلحت سوریه از این امر چیست؟ از نظر ما انتقامجویی در سیاست احمقانه است، در سیاست باید به دنبال چیزهایی بود که منافع را تحقق بخشد و این اقدامات بر خلاف منافع سوریه است، لذا آیا عاقلانه است که به قول ضربالمثل آمریکایی، تو به پای خود شلیک کنی؟ مسلما چنین امری غیر ممکن است.
* اما در زمان حضور سوریها در لبنان نیز ترورهای زیادی صورت گرفت، این مسأله را چگونه ارزیابی میکنید؟
** طبیعتاً ترورهایی نیز در سوریه روی داد آیا مسئول این ترورها نیز سوریه بود؟ ابتدا باید مشخص کنیم، مسئولیت سوریه در لبنان چه بود؟ مسلما مسئولیت سوریه حفظ امنیت شخصی نبود، بلکه مسئولیت ما حفظ امنیت ملی و جلوگیری از درگیریهای داخلی بود که در این راستا حمایت همه جانبهای از ارتش لبنان به عمل آمد، اما زمانی که در دهه 90 و با روی کار آمدن امیل لحود، رئیس جمهور لبنان، وضعیت در این کشور تحکیم یافت، شرایط برای خروج سوریه فراهم شد و ما عقب نشینی را پیش از ترور حریری آغاز کردیم.
* از مسأله ترورها بگذریم و به موضوع انتخابات ریاست جمهوری روی آوریم. کاملا مشخص است که سوریه از نامزدی میشل سلیمان، فرمانده ارتش لبنان برای ریاست جمهوری حمایت میکند، چرا او تاکنون به عنوان رئیس جمهور انتخاب نشده و دلیل عدم برگزاری جلسه پارلمان برای انتخاب رئیس جمهور چیست؟
** نمیتوانم به نیابت از لبنان جواب این سؤال را بدهم از نظر ما میشل سلیمان یک شخصیت مورد اعتماد و شناخته شده است و ما نیز مانند سوریها او را فردی شایسته میدانیم، اما مشکل، انتخاب رئیس جمهور نیست، این موضوع بخشی از مشکلات بزرگ ناشی از بیاعتمادی بین احزاب لبنانی است که به موضوعاتی همچون ریاست جمهوری، دولت، پارلمان و قوانین انتخابات باز میگردد. زمانی که حس اعتماد در یک کشور وجود نداشته باشد، مشکلات حل نخواهد شد و هر مشکل، مشکلی بزرگتر را بوجود میآورد.
* موضوع تأخیرهای مکرر در برگزاری جلسات پارلمان لبنان برای انتخاب رئیس جمهور را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا این مسأله وجهه نبیه بری، رئیس پارلمان و هم پیمان شما را مخدوش نمیسازد؟
** تا زمانی که تمامی احزاب در خصوص اختلاف نظرها به توافق نرسند، نمیتوان مسئولیت آن را به گردن کسی انداخت، نبیه بری همان کاری را انجام میدهد که در قانون اساسی این کشور مشخص شده است و این امر با در نظر گرفتن منافع لبنان صورت میگیرد.
* شما با معارضان لبنانی روابط ویژهای دارید، تا چه اندازه میتوانید از این تاثیرگذاری برای حل بحران لبنان استفاده کنید؟
** ما به اعمال فشار و یا نفوذ در تعامل با احزاب مختلف چه در لبنان و چه در دیگر مناطق اعتقاد نداریم و بارها این موضع را برای همه تشریح کردهایم، آنها میخواهند، ما با اعمال فشار بر احزاب معارض در این خصوص مداخله کنیم، اما ما بر اساس روابط عادی بین دو طرف عمل میکنیم و با احزاب لبنانی بر اساس نقطهنظرهای خودمان مذاکره میکنیم و در نهایت، مسلماً احزاب لبنانی بیشتر از ما از منافعشان مطلع هستند.
* شما معتقدید که با سیاست اعمال فشار مخالف هستید، اما در تاریخ روابطتان با لبنان شاهد اعمال فشارهای سوریه جهت تمدید دوره ریاست جمهوری امیل لحود بودیم، آیا اکنون نمیتوانید از این سیاست در تعامل با پرونده لبنان استفاده کنید؟
** برخی طرفها در لبنان با این تمدید مخالف بودند، ما نیز موضوع را به خودشان واگذار کردیم و هرگز کسی را تحت فشار قرار ندادیم.اکنون نیز بر موضع قبلی خود هستیم و با اعمال فشار علیه گروهها مخالف هستیم.
* نظر شما راجع به میشل عون دشمن سابقتان و هم پیمان استراتژیکی حزبالله چیست؟ آیا این ائتلاف موجب میشود که روزی از عون برای سفر به سوریه دعوت شود؟
** من عون را دشمن توصیف میکنم، دشمن از نظر من کسی است که سرزمینم را تحت اشغال در آورد و یا به خاک آن تجاوز کند. لذا اختلافاتی که منجر به خصومت شده را نباید به حساب دشمنی گذاشت.دشمن از نظر ما اسرائیل است. در خصوص دعوت از او برای آمدن به سوریه نیز من بارها گفتهام، درهای سوریه به روی همه باز است، چنانچه میشل عون نیز در شرایط مناسب قصد سفر به دمشق را داشته باشد، درهای سوریه برای او باز است.
* آیا شما آمادگی برای ازسرگیری روابط دیپلماتیک متقابل با بیروت را دارید؟
** من این مسأله را در سال 2005 و در آخرین نشست شورای عالی مشترک سوریه و لبنان مطرح کردم. اگر موضوع سفارت برای حفظ روابط بین دو کشور لازم است، من مشکلی با این موضوع ندارم. سوریه همچنان لبنان را به عنوان یک کشور مستقل و عضو اتحادیه عرب به رسمیت میشناسد و اتهاماتی که علیه سوریه در این خصوص وارد میشود، فاقد صحت است.
اما بازگشایی سفارتها نیازمند ایجاد روابط خوب بین دولتهای دو کشور است. از سوی دیگر، اگر ما در بسیاری از کشورها به دلایل مختلف سفارتخانه نداریم، این بدان معنا نیست که این کشورها را به رسمیت نمیشناسیم. در لبنان نیز هنگامی که دولت متحد ملی تشکیل شود و این دولت خواهان ایجاد روابط مثبت با سوریه باشد، طبیعتاً مسأله سفارتها نیز حل خواهد شد.
* اظهارات سعدحریری، رهبر حزب اکثریت پارلمان لبنان را علیه حکومت سوریه و تاثیر آن بر تیره و تار شدن هر چه بیشتر روابط دو جانبه چگونه ارزیابی میکنید.
** مشکل ما با کل لبنان نیست، بلکه با یک گروه خاص در لبنان است، من نمیخواهم به چنین اظهاراتی واکنش نشان دهم، اما مسلما هر کسی که چنین ادعاهایی را مطرح میسازد، باید برای ادعاهایش دلیل داشته باشد. در حال حاضر یک کمیته تحقیق بینالمللی تشکیل شده و توجه تمامی جهانیان به این موضوع دوخته شده است، چنانچه آنها مدارکی دال بر دخالت سوریه در ترور رفیق حریری دارند، باید ارائه دهند، اما رد و بدل کردن اتهامات طی سه سال گذشته تنها به اتلاف وقت منجر شده است.
* واگذاری ریاست دوره، نشستهای کشورهای عربی به دمشق را با توجه به مشکلات موجود در عرصه جهان عرب و احتمالات ضعیف برای حل و فصل قریب الوقوع بحران لبنان چگونه ارزیابی میکنید؟
** نشست کشورهای عربی جنبههای مثبت و منفی مختلفی داشت. جنبههای منفی مربوط به اختلافاتی بود که البته چیز جدیدی به نظر نمیرسد، اما در این قبیل نشستها بیشتر خود را نشان میدهد. اما نکته مثبت، مشارکت منسجم کشورهای عربی با توجه به شرایط نامناسب موجود و به رغم تمامی اعمال فشارهایی است که وجود دارد و این امر نشان داد که وضعیت جهان عرب آنطورهم که تصور میشود، بد نیست. من به عنوان یک عرب معتقدم که ما باید از دروغ و فریب دوری کنیم، تمامی امور روشن و آشکار است و ما نباید از چیزهایی که وجود ندارند، سخن بگوییم. همبستگی کشورهای عربی، روابط برادرانه و دیگر چیزها، واقعیتهای غیر موجود است که به صورت جزئی در برخی کشورها وجود دارد و در برخی دیگر از کشورها اصلا به چشم نمیخورد.