تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۱  ، 
کد خبر : ۳۹۱۹۰

بهائیت و وهابیت؛ دو چالش پیش‌رو در قفقاز


صالح سرخیل
منطقه قفقاز از دیر باز جزء استراتژیک‌ترین نقاط جهان بوده و هست. این سرزمین که شامل منطقه‌ای است بین دریای خزر و دریای سیاه، امروزه بعنوان تابلوی رنگارنگی که کمتر منطقه‌ای در نظام بین‌الملل کنونی شاهد رقابت و فعالیت پیرامون ادیان و مذاهب گوناگون در محدوده‌ای با وسعتی نه چندان زیاد می‌باشد. شاید مهمترین علل این موضوع ناشی از عواملی نظیر احساس خلاء فرهنگی بعد از فروپاشی شوروی، اهمیت ویژه ژئوپولتیک قفقاز و نقش مهمی که این ناحیه در ترتیبات امنیتی منطقه‌ای و حتی جهانی برخوردار است باشد.
همین موضوع سبب شده تا جریانات و تفکرهای انحرافی و افراطی دینی نیز در چنین شرایطی بدنبال رشد و گسترش خود برآیند. در این میان بهائیت و وهابی‌گری به عنوان د‌و فرقه منحرفی که با استفاده از ناآگاهی و علائق دینی مردم درصدد مشروعیت بخشی و گسترش جایگاه خود قرار داشته‌اند، بدنبال رخنه و گسترش نفوذ افکار خود بوده‌اند که با توجه به تاثیر بسزایی که در معرفی ناصحیح اسلام ایفا می کنند در جای خود بعنوان یکی از مهمترین پدیده‌های در خور مطالعه و بررسی در خصوص مباحث فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و در زمینه آفت‌شناسی و آسیب‌های حوزه عملکردی دین می‌باشند.
متاسفانه، این قبیل حرکت‌ها و جریانات هدفدار، علاوه بر تمسک به تعصبات شدید و کور، آلوده به اغراض و مقاصد سیاسی بوده‌اند و گردانندگان پشت صحنه سناریوهایی از این قبیل خواستار ایجاد انشعابات و دسته‌بندی‌های مذهبی‌اند و با سرمایه‌گذاری زیاد و بکارگیری ابزارهای مدرن تبلیغی و رسانه‌ای، نیات و مقاصد شوم خود را دنبال می‌کنند.
لذا شناخت بیشتر تحرکات این دو فرقه و اندیشیدن تمهیدات مناسب در جهت مقابله هدفمند و آگاهانه با روند رو به رشد آنها در این منطقه ژئوپلتیک از اهمیت خاصی برخوردار است. بخصوص آنکه بدلیل همجواری قفقاز با ایران و تقابل ذاتی این دو فرقه با جمهوری اسلامی ایران بر اهمیت هر چه بیشتر موضوع می‌افزاید.
علل تمایل گروههای افراطی- انحرافی برای فعالیت در قفقاز
منطقه قفقاز اگر چه از قدیم‌الایام پاره‌ای از سرزمین‌های اسلامی و با جمعیت مسلمان و. اکثریت نسبی شیعیان بوده است، ولی متاسفانه امروزه در حوزه مسائل فرهنگی و دینی در شرایط ناگوار و آشفته‌ای به سر می‌برد و در مواردی به عرصه تاخت و تاز فرقه‌های افراطی و انحرافی قرار گرفته است.
درتبیین و بررسی علل و زمینه‌های پیدایش چنین وضعیتی می‌توان به پارامترهای ذیل اشاره نمود:
1) وجود شکاف فرهنگی به دلیل حضور حاکمیت طولانی کمونیستی و دین‌زدایی گسترده طی آن و اشتیاق به هویت‌یابی و آموزه‌های فرهنگی بعد از رهایی از نظام اتحاد جماهیر شوروی.
2) توجه دائمی قدرتهای بزرگ به دلیل موقعیت خاص سیاسی این منطقه در نظام بین الملل.
این منطقه همواره به دلیل موقعیت خاص ژئوپلتیکی‌‌اش در شمال ایران و همجواری با روسیه، محل نزاع قدرتهای بزرگ قرار داشته است. قفقاز در طول تاریخ بعنوان شاهراه اصلی دسترسی روسیه به آسیای صغیر و دریای مدیترانه و بالتیک بوده است. لذا روسها در اولین فرصت برای حفظ منافع خود این منطقه را اشغال و از ایران جدا کردند.
درعصر حاضر نیز قفقاز از شرایط ممتازی نظیر عبور خطوط لوله نفت و گاز به اروپا و آسیای صغیر برخوردار شده است. بنابراین طبیعی است که گروه های افراطی نیز به طمع جذب منافع بیشتر درصدد نفوذ در این منطقه برآیند. باید افزود که این مساله معمولا با تحریکات و حمایت‌های قدرتهای بزرگ از گروههای ساختگی، جدابیت بیشتری برای فعالیت آنها فراهم نموده است.
3) شرایطی اقلیمی مناسب.
قفقاز به دلایل مناسب طبیعی و وجود کوهستانهای مختلف از گذشته‌های دور محل امنی برای فعالیت گروههای مختلف بوده است. همچنین وجود منابع آبی و کشاورزی مناسب سبب شده تا این منطقه شاهد پراکندگی گسترده مراکز تجمع زندگی و فعالیت در نقاط گوناگون شود.
4) فقدان برنامه‌ریزی جامع در زمینه مسائل فرهنگی و اجتماعی به دلیل برقراری الگوی لائیسم و سکولاریسم به عنوان نوع نظام سیاسی.
این موضوع سبب شده تا گروههای مختلف بدون توجه به ساختار مذهبی اکثریت جامعه و در سایه پافشاری بر مساوی بودن همه ادیان و مذاهب به فعالیتهای خود بپردازند. لذا در چنین شرایطی که خلاء طولانی مدتی در خصوص مسائل دینی و اعتقادی وجود داشته باشد، طبیعی است که زمینه برای حضور و رشد مکاتب و نحله‌های مختلف فکری و اعتقادی ساختگی و التقاطی مهیا می‌شود و مردم در برخورد با این قبیل جریانات و امواج فکری - فرهنگی، دچار سردرگمی می‌شوند. اکنون با توجه به مسائل فوق الذکر باید دید دو فرقه بهاییت و وهابیت چه برنامه‌ها و اقداماتی در منطقه داشته‌اند.
بهائیت در کمین قفقاز
بهائیت نام فرقه‌ای است که میرزا حسینعلی نوری، ملقب به بهاءالله خالق آن می‌باشد. وی در ابتدا خود را از یاران امام زمان(عج) قلمداد کرده و بعد از مدتی ادعای امام زمان بودن، سپس در اواسط قرن نوزدهم دعوی پیامبری از سوی خدا کرد. بهائیت توسعه یافته فرقه و آئین دیگری به نام بابی‌گری (Babism) است که در سال 1844 توسط میرزا علی محمد شیرازی ملقب به باب ایجاد گردید.
نگاهی اجمالی به تاریخچه کوتاه تولید بهاییت بیانگر آن است که این فرقه یکی از محصولات دوران استعمار انگلیس و زاییده سیاست تفرقه انداز و حکومت کن روباه پیر است که طی آن تلاش شده تا با سو‌ء استفاده از ناآگاهی مردم و عوام فریبی منافع خود را تامین کنند.
در همین راستا با اینکه شمار پیروان این فرقه جعلی حتی کمتر از 0.01% جمعیت دنیاست ولی به دلایل سیاسی و اهداف نخستین شکل‌گیری، ازهمان ابتدا بهاییان در تلاش بوده‌اند تا از نظر پراکندگی در نقاط مختلف عالم گسترش یابند و در سایه شعارهای حقوق بشری به منافع خود دست یابند.
مرکز جهانی بهائیان درحیفا واقع در منطقه اشغالی اسرائیل قرار دارد که خود این مطلب ایجاد کننده تردیدها و ابهامات بسیاری است که نهایتا حکایت از وابستگی این گروه به صهیونیستها می‌نماید.
زیرا حتی در اولین سوالی که در بررسی‌های الویه ذهن هر خواننده را به خود جلب می کند این نکته است که چرا این منطقه بعنوان مرکز بهائیت درجهان شناخته شده است. درحالیکه هیچ وجهه تاریخی و فرهنگی نظیر محل سکونت رهبران اولیه آن فرقه، پیروان اولیه و... متصور نیست.
درمورد تاریخچه نفوذ افکار بهاء الله در قفقاز باید گفت‌ که وی از همان ابتدا بخت خوبی د ترویج عقاید خود در سراسر ایران نیافت ومجبور شد مدتی شانس خود را بغداد بیازماید. اوسپس به استانبول رفت و در سرزمین‌های امپراطوری عثمانی برنامه خود را از طریق ارسال نامه‌هایی موسوم به الواح به رهبران ایران، ترکیه، روسیه، پروس، اتریش، بریتانیا و فرانسه و برخی رهبران مذاهب مختلف مسیحی و روحانیان مسلمان پیگیری نمود.
می‌توان گفت به تدریج از این تاریخ بود که فرقه بهائیت تلاش کرد تا گروه‌های حامی خود را در نقاط مختلف دنیا در شمال آفریقا تا شرق دور و ایالات متحده آمریکا تاسیس کند. به زودی گسترش این فرقه در منطقه قفقاز نیز سرلوحه کار قرار گرفت. در این زمان منطقه قفقاز توسط امپراطوری روسیه از سرزمین ایران جدا شده بود و تحت سیطره روسها قرار گرفته بود.
الف) بهائیت در دوره تسلط روسها
1) بی‌توجهی روسها به مسائل فرهنگی در قفقاز
روسها در دوره اولیه نفوذ بهائیت درگیر مسائل سیاسی و نظامی ناشی ا ز درگیریها با ایران رقابت با استعمار انگلیس بر سر تسلط بر قلمرو ایران بودند. اما به تدریج تزارها در رقابت با برینانیا، رویدادهای ایران را با دقت و توجه بیشتری پیگیری کردند و اتفاقات روی داده در آن را زیر نظر گرفتند.
درهمین راستا روسها تصمیم گرفتند که به رسم همیشگی خود چالش های دینی و مذهبی نظیر موضوع بهائیت در ایران و قفقاز را مورد بهره‌برداری سیاسی قرار دهند. لذا طبق این سیاست محدودیت خاصی بر سر فعالیت‌ بهائیان ایجاد نکردند. چرا که آنها مهمترین عامل مقاومت علیه اشغالگری خود بر مناطق جدا شده ازایران را در رهبران مذهبی شیعه می‌دانستند و اختلافات ناشی از بهائیت می‌توانست درصدد ایجاد تفرقه و تضعیف رهبری دینی بکار گرفته شود.
ترجمه سریع و گسترش آثار بهاء الله به زبان روسی توسط شرق شناسان روس و برخی از روشنفکران روسی در این چهارچوب قابل بررسی است.
اتخاذ این سیاست از سوی روسیه همچنین سبب شد تا آن دسته از افرادی که به حلقه بهائیت پیوسته بودند انگیزه کافی برای نفوذ قلمروهای تحت سیطره روسیه و بخصوص ترکمنستان و آذربایجان پیدا کنند و برخی از مناطق را به مرکز تجمع تبعیدیان و رانده‌شدگان بهایی مبدل نمایند.
این موضوع سبب شد تا برخی از اهالی مناطق قفقاز که بدلایل مختلف سیاسی و جغرافیایی از ارتباط کافی برای بهره‌مندی از تعالیم ناب دینی را نداشتند مورد سو‌ء استفاده‌های فرهنگی- سیاسی قرار گیرند و مجذوب نظم و سازماندهی اجتماعی گروه‌های بهائی شوند. بخصوص آنکه بهاییان تلاش داشتند تابرخی نیازهای روحی و مادی مردم محروم و در بند روسها را نظیر بیمارستان‌ها، مدارس، کارگاههای آموزشی، روزنامه‌ها و مراکز تفریحی تامین کنند.
اما این به آن معنا نبود که بهائیت بتوانند توفیق دلخواه را در بین مردمی که قرنها از چشمه زلال معنویت سیراب شده بودند بدست آورد. مقاومتهای مردمی در این زمینه خود نیازمند پژوهشهای گسترده ای است.
2) سخت‌گیری‌های تزاری
با تثبیت نسبی روسها بر مناطق تحت اشغال خود در قفقاز روسها سیاست دین‌زدایی را در دستورکار خود قرار دادند. زیرا آنها بر این عقیده بودند که تمامی ادیان و مذاهب منبع و الهام بخش عقب ماندگی و خرافات هستند.
بهائیت در آغاز این هجمه مصون ماند چرا که پیروان آن جوامعی‌ کوچک و کم تعداد بودند که در شهرهای کوچک قفقاز و آسیای مرکزی پراکنده بودند.
اما رفته رفته بهائیان نیز که درصدد توسعه پایگاه‌های خود در قفقاز بودند نیز در امان نماندند. بطوریکه با شکل گیری گروه‌های کوچکی از بهائی‌ها در مناطق مختلف نظیر باتومی، تفلیس، ارمنستان و قره باغ، روسها دیگر ادامه سیاست‌ تساهل در برابر بهاییان را در جهت منافع خود قلمداد نکردند. بنابراین فعالیت‌های آنها نیز با خشونت روبه‌رو شد و فقط برخی از گروهها مانند جامعه بهایی باکو که بیشترین تعداد از پیروان این مذهب را در برمی‌گرفت توانستند به صورت جسته و گریخته به کار خود ادامه دهند و برخی چهره‌های روشنفکری و فرهنگی منطقه را تحت تاثیر قرار دهند.
با تحکیم جایگاه بلشویکها در اوایل دهه 20 میلادی، سختگیریهای دینی رنگ وبوی بیشتری گرفت و تبلیغات دینی توسط زندان، تبعید و شکنجه‌ها ممنوع گردید و لذا بهائیان نیز مانند دیگران از ارائه و عرضه عام ممنوع شدند و به حلقه‌های خانوادگی و حوزه زندگی خصوصی تقلیل یافتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات