تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۲:۵۱  ، 
کد خبر : ۳۹۱۹۱

سیری در نظام لیبرال دموکراسی غرب (بخش هفتم)


محمد ملک‌زاده
یکی از پیامدهای آشکار نظام لیبرال دموکراسی غرب، فروپاشی و انحطاط فرهنگی است. این انحطاط فرهنگی غرب اعم از فیلم، موسیقی، شعر و حتی عملکردها و رفتارهای ظاهری افراد در غرب می‌توان مشاهده کرد. به گفته پروفسور رابرت اچ.‌بورک – از استاتید معروف دانشگاه‌های آمریکا و منتقد لیبرالیسم مدرن- اشعار به گونه‌ای تغییر کرده که گویی عمدا کلمه‌های زشت را در آن‌ها به کار می‌برند.(1) مشاهده فرهنگ کنونی در غرب با مورد مشابه در سال‌ها پیش از آن، نشان از تضاد قابل توجهی دارد که به نام آزادی و دموکراسی در غرب به ویژه امریکا حاصل شده است. انحطاط شدید فرهنگی که هم اکنون جوامع غربی را دربر گرفته، هیچ سابقه قبلی ندارد. در اشعار، فیلم‌ها، تراکت‌های تبلیغاتی، صفحات روزنامه‌ها و مجلات، رسانه‌های جمعی و ارتباطی و... همه و همه روح سرکشی، بی‌شرمی، خشونت و عصیان موج می‌زند. تنها افتخار فرهنگ لیبرالیسم این است که مسایل غیر اخلاقی و مبتذل را پیش پا افتاده و کاملا طبیعی جلوه می‌دهد؛ گویا هر مساله اخلاقی، غیر طبیعی و نامانوس است!
فاجعه خشونت در پناه لیبرالیسم به حدی است که بر اساس یکی ازآمارها، در امریکا هر نیم ساعت یک نفر به ضرب گلوله به قتل می‌رسد. البته این وضعیت در کشوری که با زور و خشونت پا گرفته هم چندان عجیب نیست. به عقیده جامعه شناسان امریکایی نباید تعجب کرد جامعه‌ای که با نیروی آتش تفنگ به وجود آمده اشتیاق شدید خود را به سلاح‌های آتشین به خصوص ششلول‌های معروف تگزاس و کالیفرنیا همچنان حفظ کرده باشد. «انجمن ملی اسلحه» شامل دوستداران سلاح‌های مختلف از تفنگ‌های شکاری گرفته تا کلکسیونرهای اسلحه و کسانی که می‌خواهند عدالت را به دست خویش اجرا کنند. امروزه حدود یک میلیون نفر عضو دارد. چهل هزار باشگاه و انجمن که هر یک دارای مربیان تحصیل کرده و متخصص هستند به این انجمن وابسته‌اند و افراد مختلف را با کاربرد اسلحه آشنا می‌کنند.(2)
البته نباید تصور کنم که طرفداران اسلحه در غرب فقط هزاران تن از گروه‌های آماتور و یا وارثان گاوچران‌های ششلول‌بند غربی باشند؛ بلکه باید میلیون‌ها تن از افراد معمولی جامعه را نیز به این گروه اضافه کرد. اوج‌گیری خشونت و ناامنی و ترس از کشته‌شدگان آرامش شهروندان غربی و امریکایی را به گونه‌ای برهم ریخته که برای مقابله با آن چاره‌ای جز مسلح شدن ندیده‌اند. به طوری که بر اساس آمارهای منتشر شده، ازهر دو خانواده آمریکا یکی مسلح می‌باشد.(3) این وضعیت البته با پشتوانه قانونی نتیر همراه است؛ دومین اصلاحی که سال 1787‌در قانون اساسی امریکا به عمل آمد، به صراحت مقرر می‌دارد: «‌با توجه به این که وجود یک نیروی شبه نظامی منظم برای امنیت یک دولت آزاد ضرورت دارد، حق افراد در مورد حمل یا داشتن اسلحه حقی است از بین نرفتنی که شمول مرور زمان نمی‌شود.»(4)
این قانون و قوانین مشابه آن، شهوت امریکاییان را به سلاح گرم آن‌چنان افزایش داده که هر از چندی اخبار مربوط به درنده‌خویی‌های خونبار در گوشه‌ و کنار این کشور از جمله مدارس به گوش می‌رسد. اکنون دیگر هیچ نیازی به توصیف تراژدی روزانه خشونت در ایالات متحده به عنوان سمبل لیبرال دموکراسی غرب و با ارایه آمار و شواهد در این زمینه نیست. عمق فاجعه و فجایع ناشی از خشونت در این کشور به حدی است که به راحتی می‌توان از آن اطلاع یافت. سرقت‌های مسلحانه، تصفیه حساب‌های خونین بین جنایتکاران، تیراندازی‌های مداوم پلیس و جانیان به سوی یکدیگر، کشتارهای فجیع دسته جمعی و... همه و همه صحنه‌هایی است خونبار از آنچه روزانه در این کشور پهناور روی می‌دهد و به امری معمول تبدیل شده است.
هیچ منطقه و گروه اجتماعی از این جنایت‌ها در امان نیست. حضور همیشگی پلیس در همه جا، نگهبانان جلوی ساختمان‌ها و فروشگاه‌ها و... تصویری از جامعه‌ای را نشان می‌دهد که مضطرب، ناآرام و آماده هرگونه خشونت است و این تصویری از جامعه‌ای است که مدعی برخورداری از بزرگ‌ترین تمدن بشری است؛ جامعه‌ای که در کلام پروفسور رابرت.اچ.‌بورک این چنین توصیف شده است: «‌مردمی غرق در نعمت و جامعه‌ای که ابزار نظم و ترتیب و شرمساری و ترس از بدنامی را از کف داده، غرق در احساسات حیوانی و اولیه خود شده و در این میان فحشاء خشونت و احساسات تسلط جویی، صلاحیت کامل دارند و به عبارت دیگر، از این راه‌ها انسان‌های امروزی غرق در لذت‌های زودگذر می‌شوند. فراتر از این می‌توان تصور کرد که این وضعیت، منعکس‌کننده خشم و طغیان روحی عمومی و به ویژه عصیان و خشم علیه «قدرت اجتماع» است.»(5)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات