بسیاری از تظاهرات سیاسی از مسجدها آغاز گشت. مسجدها که در روند تعطیل اماکن عموم به وسیله مقامهای اشغالگر، بیشتر از سایر اماکن مصون ماندهاند به میعادگاه بحث و گفت و گوی سیاسی روز مبدل شدهاند و این مسئله بیانگر نقش سیاسی مسجدها در مناطق اشغالی است. افزایش تعداد مسجدها تنها پدیده اجتماعی تغذیه کننده جو مذهبی نبود بلکه در سالهای اخیر همانطور که گفته شد آنچه به نام «الروابط الاسلامیه» (جمعیتهای اسلامی) خوانده میشود رو به فزونی و گسترش نهاده است.
سال 1986 و 1987 سال اسلام مجاهد در فلسطین بود؛ سالی که با خون پاک و طاهر اسلامی زمینه را برای انتفاضه آماده ساخت. روز 16/10/1987 اولین شعله انتفاضه را بر افروخت آن هنگام که یک هسته از فدائیان جهاد اسلامی با نیروهای اطلاعاتی دشمن درگیر شد و در خلال این درگیری 4 نفر از بهترین جنگجویان جهاد اسلامی به شهادت رسیدند و تعداد زیادی از افسران و سربازان دشمن کشته و مجروح شدند.
به این ترتیب با شکست و ناکامی جریانهای چپ و ملی و سرخوردگی ملت مظلوم فلسطین از این سازمانها و همچنین دولتهای عرب، راه برای یک ایدئولوژی تازهتر هموار شد و اسلام سیاسی مورد توجه و اقبال مبارزان و عموم مردم قرار گرفت.
سازمانهای مرتبط با انتفاضه
با شروع قیام عمومی (انتفاضه) ملت فلسطین، بسیاری از سازمانها و گروههای فلسطین از این حرکت استقبال کردند و خواستار استمرار انتفاضه شدند. به جهت نقش عمدهای که جهاد اسلامی در شروع انتفاضه ایفاء کرد و تأثیری که متقابلاً جهاد اسلامی و حماس از انتفاضه پذیرفتند این دو جنبش را مورد مطالعه قرار میدهیم و سپس موضع ساف را نسبت به انتفاضه بررسی خواهیم نمود.
جهاد اسلامی
این جنبش نقش عمدهای در آغاز انتفاضه داشت و در واقع جرقه اصلی قیام در سال 1987 به دست اعضای جهاد اسلامی زده شد و هم تحت تأثیر انتفاضه تقویت شده و گسترش پیدا کرد. جهاد اسلامی در واقع مورد یک انشعاب از اخوان المسلمین است. در سالهای آخر دهه 70 جوانان انقلابی عضو اخوان المسلین در غزه دست به انشعاب زدند.
در سال 1986 با دستگیری و زندانی شدن چند عضو جهاد اسلامی به ویژه عبدالرحمن ابوحصیر و سپس دکتر فتحی شقاقی نام گروه بر سر زبانها افتاد. بسیاری از اعضاء جهاد اسلامی در سال 1986 دستگیر و زندان شدند. همچنین شیخ عبدالعزیز عوده استاد علوم اسلامی دانشگاه اسلامی غزه، بارها گرفتار زندان صهیونستها شد.
جهاد اسلامی در سال 1986 و 1987 چندین عملیات نظامی علیه نیروهای اسرائیل به راه انداخت که مهمترین آن، عملیات اکتبر 1987 در محله «شجاعیه» در شهر غزه بود که زمینهساز قیام در ماه دسامبر سال 1987 شد. به اعتقاد دکتر فتحی شقاقی گروه جهاد اسلامی فلسطین از آغاز پیدایش در فلسطین از سه مرحله عبور کرده است:
مرحله اول: مرحله آماده سازی و بسیج از طریق کار سیاسی و مردمی و تبلیغ در مساجد، دانشگاهها، اتحادیهها، جزوات، اعلامیهها و نشریههای مخفی. مرحله دوم: آغاز مبارزه و جهاد مسلحانه که در ایجاد اعتماد به نفس مردم فلسطین تأثیر زیادی داشت؛ مانند درگیری شهادت طلبانه در تاریخ 6/10/1987 با نیروهای صهیونیستی که اولین شعارهای انتفاضه را بر افروخت.
مرحله سوم: انتفاضه که جنبش جهاد اسلامی از روز اول و به طور روزمره در تمامی رویدادهای انتفاضه حاضر بود، هفتهها گذشت تا دیگر نیروهای اسلامی و ملی بپا خیزند و صفوف خود را منظم سازند و با قوت در انتفاضه شرکت نمایند.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس)
حماس مخفف واژه «حرکت المقاومه الاسلامیه» یعنی جنبش مقاومت اسلامی است. چنین واژهای پس از یک هفته از وقوع قیام ملت مسلمان فلسطینی از سوی اخوان المسلمین در سرزمین اشغالی اعلام شد. اخوان المسلمین طی دهههای 30 و 40 از مبارزات سیاسی و جهادگرانه علیه اشغالگری اسرائیل برخوردار بود. در دهه 50 با روی کارآمدن ناصر در مصر از مبارزات سیاسی و نظامی اخوان المسلمین کاسته شد.
اخوان المسلمین در دهه 60 از فعالیتهای سیاسی دست کشیده و صرفاً به فعالیتهای مذهبی میپرداخت. پیروزی انقلاب ایران تأثیر به سزایی در درون تشکیلات اخوان المسلمین به لحاظ تحول فکری سیاسی بر جای گذاشت.
با بروز قیام ملت مسلمان فلسطین (انتفاضه) در اواخر دهه 80 (1987) اخوان المسلمین مواجه با موج مبارزات ملت مسلمان فلسطین شد و تحت تأثیر قیام مردم تحت ستم فلسطین جنبش مقاومت اسلامی (حماس) را اعلام کرد. رهبران حماس در توجیه عدم حضور در عرصه مبارزه چنین میگویند: حماس در آغاز به شیوههای آموزشی و تربیتی گرایش داشت و دست به عملیات مستقیم نمیزد.
ساف و انتفاضه
با وقوع انتفاضه مردمی فلسطین و استمرار آن، ساف با توجه به برگ برندهای که به دست آورد سوار بر امواج حوادث شد و از انتفاضه به عنوان کارتی در مذاکرات صلح با اسرائیل استفاده کرد. انتفاضهای که در نتیجه چندین دهه مبارزه ملت مظلوم فلسطین به عنوان مرحلهای جدید در مبارزات آنان ثبت شد، وسیلهای شد که از طریق آن عرفات، که تا آن زمان کمتر در روند صلح به بازی گرفته میشد به دلیل شدت، قدرت و گستردگی، استمرار حرکت مردمی انتفاضه و تأثیر منفی که بر روحیه و اجتماع و اقتصاد صهیونیستها گذاشت، وارد بازی در منطقه شود.
یک سال بعد از انتفاضه، ساف در نوزدهمین اجلاس ملی فلسطین در الجزایر، تأسیس کشور فلسطینی در کنار اسرائیل را تصویب کرد. و قعطنامههای 242 و 338 را پذیرفت این اجلاس از سوی برخی به معنای پایان حیات میثاق ملی فلسطین و آغاز زمان میانه روی، پختگی و واقعگرایی در سطح اکثریت نمایندگان مجلس ملی فلسطین به قصد ورود به صحنه مشروعیت بینالمللی توصیف شد. هر چند که در عمل مشاهده شد که معتقدان آن، فاقد درک و بینش صحیح سیاسی بودهاند.
جبهه انقاذ فلسطین در بیانیهای ضمن حمله به رهبری ساف و منحرف دانستن آن، ساف را به سوء استفاده از انتفاضه در یک برنامه تسلیم طلبانه و اعطای امتیازات سیاسی از جمله قبول قطعنامههای 242 و 338 متهم کرد.
حماس در آستانه برقراری نوزدهمین کنفرانس ملی فلسطین اعلام کرد طراحی که، «حکومت موقت یا سند استقلال یا حکومت در تبعید» نامگذاری میشود، چیزی جز ضربه زدن به دستاوردهای انتفاضه و وارد ساختن خنجر بر پشت «فرزندان سنگ» و ممانعت فرزندانمان در از سرگیری «مبارزه و شهادت طلبی» نیست.
جهاد اسلامی نیز قبول قطعنامه 242 را محکوم کرد. به اعتقاد این جنبش با قبول این قطعنامه، در آینده درگیری، از درگیری با دشمن به درگیری با خود در صحنه فلسطین منتقل میشود.
در همین بیانیه جهاد اسلامی نسبت به تحول انتفاضه از ابزاری آزادیبخش به ابزار حل و فصل آنچنانی قضیه فلسطین هشدار داده و آن را با قضایای پس از جنگ اکتبر سال 1973 مقایسه کرد. به اعتقاد جنبش اقدامات رهبری سازمان، دیپلماسی گام به گامی است که با سوء استفاده از انتفاضه آغاز و با کنار نهادن عناصر قدرت و وحدت یکپارچگی آن به کارگیری باقیماندگان آن برای امضای توافقنامهای که در بهترین حالت از موضوع خود مختاری تجاوز نخواهد کرد، پایان خواهد یافت.
در شرایط کنونی پس از تشکیل حکومت خودگردان، میتوان گفت: آنچه رهبران انتفاضه پیشبینی میکردند تا حدودی محقق شده است. ساف از یک طرف برای تحت فشار قرار دادن اسرائیل از انتفاضه استفاده میکند و از طرف دیگر با توجه به مسئولیت خود برای حفظ امنیت در مناطق خودگردان مجبور به پذیرش خواستهای اسرائیل مبنی بر سرکوب انتفاضه فلسطین است.
و به این جهت با خشونت تمام انتفاضه را سرکوب میکند و از زمان تشکیل حکومت خودگردان تاکنون صدها نفر دستگیر و زندانی شده و تعدادی نیز زیر شکنجه افراد حکومت خودگردان به شهادت رسیدند.
یکی از عوامل کاهش قیام عمومی پس از تشکیل حکومت خودگردان، سرکوب انتفاضه توسط این حکومت است زیرا فلسطینیها نمیخواهند درگیری فلسطینی – صهیونیست را به درگیری فلسطینی – فلسطینی بکشانند.
زیانهای اسرائیل از انتفاضه
خسارات جانی چندان چشمگیر نیست. 15 کشته و یک هزار و 500 زخمی، فقط 3 تا 5 درصد تلفات فلسطینیها است. کشته شدگان اسرائیلی همگی سرباز و بیشتر آنها در اثر اصابت سنگ جان خود را از دست دادند.
آنچه برای اسرائیل طاقتفرساست خسارات مالی و هزینه سنگین مقابله با انتفاضه با توجه به وضع اقتصادی نابسامان این کشور است. براساس اظهارات «دان مریدور» وزیر دارایی مستعفی اسرائیل، زیانهای مستقیمی که اسرائیل از انتفاضه متحمل شده بالغ بر 758 میلیون دلار است.
زیانهای غیرمستقیم از این رقم نیز افزونتر بوده است که از جمله آن میتوان تحریم کار فلسطینیها، فراخواندن افراد ذخیره ارتش یا از دست دادن فرصتها باشد. شدیدترین زیانها را بخش ساختمانسازی و کشاورزی اسرائیل متحمل شده است.
به سبب عدم امنیت حاکم، توریسم به شدت کاهش یافته و خسارات آن در مجموع، بین 200 تا 500 میلیون دلار است، در حالی که کاهش صادرات به اراضی اشغالی به حدود 500 میلیون دلار بالغ میشود.
به طور کلی تولید ناخالص داخلی در اسرائیل طی سال 1988 سه درصد کاهش داشته و رشد پیشبینی شده را به یک درصد که نمایانگر کل خسارات در زمینه تولید به میزان متجاوز از یک میلیارد دلار است رسانده است. صورت خسارات ناشی از انتفاضه برای اسرائیل در نخستین سال آن به احتمال قوی از مرز 2 میلیارد دلار که تحلیلگران آمریکایی و فلسطینی برآورد میکنند، افزونتر بوده است.
این هزینه در افزایش بحران اقتصادی اسرائیل مهم بوده که گواه آن تورم 32 درصدی و کاهش 13 درصدی ارزش شیکل (واحد پول اسرائیل) و همچنین 2/7 دهم درصد بیکاری و نیز کاهش ارزش واقعی دستمزدها به میزان هفت تا هشت درصد و 5 میلیارد و 300 میلیون دلار کسری بازرگانی اسرائیل است.
فلسطینیها هزینه سرکوب خود را برای نیروهای اشغالگر، بسیار سنگین ساختهاند. میخهای چنگکی در جادهها طی 6 ماهه اول قیام، بیش از 6 هزار خودرو نظامی ارتش را از کار انداخت. در حالی که حملات با سنگ و چوبدستی به سه هزار دستگاه اتوبوس شرکت اتوبوسرانی منحصر به فرد «اگو» در سال 1988 آسیب رساند. هزینههای مستقیم قیام در سال اول موجب افزایش بودجه نظامی به میزان 220 تا 250 میلیارد دلار شده است و هزینه سرکوب قیام به رقم تخمینی یک میلیون و 350 میلیون دلار بالغ میشود. بر این رقم باید هزینه ارتش و هزینه بسیج افراد و غیره را بر اقتصاد بیمار اسرائیل افزود.
به هر حال اگر چه قیام عمومی در مناطق اشغالی از سالهای 1987 تا 1993 (تشکیل حکومت خودگردان فلسطین) استمرار داشته است و پس از آن از شدت قیام عمومی تا حدودی کاسته شده اما انتفاضه ملت فلسطین هیچگاه خاموش نگشت و بدنبال آن بارها و بارها در مناطق اشغالی اعتصاب و شورش تظاهرات جهت مقابله با صهیونیستها رخ داد و سازمانهایی مثل جهاد اسلامی، حماس و... فلسطین ضمن دعوت مردم به ادامه انتفاضه، با عملیات شهادت طلبانه آتش مبارزه را گرم نگه میدارند و گروهی از جهادگران فلسطینی را امید بر آن است که انتفاضه بتواند حقوق از دست رفته ملت فلسطین را به آنها بازگرداند.