امام خمینی(ره) غدیر را از نو اثبات نکرد؛ او غدیر را اقامه کرد و این واقعه را از عرصه بحثهای تاریخی و کلامی به میدان زندگی مردم آورد. جمهوری اسلامی در نگاه او تلاشی برای بازگرداندن حاکمیت خدا به متن جامعه بود.
غدیر فقط نصب یک انسان نبود؛ نصب یک شیوه حاکمیت بود. پیامبر اکرم(ص) در غدیر تنها دست امیرالمؤمنین(ع) را بالا نبرد، بلکه پرچم حکومت الله را بر فراز تاریخ برافراشت. غدیر اعلام این حقیقت بود که مردم نباید اسیر قدرتها، ثروتها و ارادههای بشری باشند؛ جامعه باید بر مدار ولایت الهی اداره شود، احکام خدا در زمین جاری گردد و عدالت و قسط در میان مردم برپا شود.
به همین دلیل خداوند پس از غدیر از اکمال دین، اتمام نعمت و یأس کافران سخن گفت. زیرا با غدیر، مسیر آینده امت اسلامی روشن شد؛ مسیری که در آن حاکمیت خدا جای حاکمیت هواها و منافع بشری را میگیرد و عزت، امنیت و کرامت مردم تضمین میشود.
این مسیر آنگونه که خداوند و پیامبر(ص) امر کرده بودند ادامه نیافت. سالها گذشت و جامعه اسلامی از برکات کامل حکومت علوی محروم ماند. هنگامی هم که امیرالمؤمنین(ع) به حکومت رسید، بخش عمده دوران زمامداری او درگیر جنگهای تحمیلی شد. با این حال همان چند سال کافی بود تا تاریخ نمونهای از عدالت واقعی را مشاهده کند؛ عدالتی که امام(ع) آرزو داشت در سراسر جهان جاری شود. فرمان او به مالک اشتر تنها دستور اداره مصر نبود؛ منشور یک حکومت الهی، مردمی و عدالتمحور بود.
پس از آن، قرنها عالمان شیعه از غدیر دفاع کردند، آن را اثبات و تبیین کردند و اجازه ندادند حقیقتش به فراموشی سپرده شود. به یقین این نگارشها و مناظرات ضرورت داشت، اما غدیر برای ماندن در کتابها نیامده بود. غدیر آمده بود تا جامعه، حکومت و تمدن بسازد و زندگی انسان را بر مدار هدایت الهی سامان دهد.
اینجاست که در بین همه روایات و اقدامات درباره ماجرای غدیر خُم، «غدیرِ خُمینی» معنا پیدا میکند.
ولایت فقیه نیز حکومت یک شخص نیست؛ حکومت فقه و قانون الهی است. تفاوت آن با نظامهای استبدادی در همین جاست؛ در استبداد، اراده حاکم، قانون میشود، اما در منطق ولایت، حاکم نیز در برابر حکم خدا مسئول و مقید است.
امام خمینی(ره) غدیر را از نو اثبات نکرد؛ او غدیر را اقامه کرد و این واقعه را از عرصه بحثهای تاریخی و کلامی به میدان زندگی مردم آورد. جمهوری اسلامی در نگاه او تلاشی برای بازگرداندن حاکمیت خدا به متن جامعه بود. از همین رو دوازدهم فروردین را روز «حکومت الله» و «امامت امت» نامید؛ روزی که یک ملت اعلام کرد میخواهد بر اساس دین خدا زندگی کند و سرنوشت خود را به قدرتهای سلطهگر نسپارد.
در این منطق، ولایت فقیه نیز حکومت یک شخص نیست؛ حکومت فقه و قانون الهی است. تفاوت آن با نظامهای استبدادی در همین جاست؛ در استبداد، اراده حاکم، قانون میشود، اما در منطق ولایت، حاکم نیز در برابر حکم خدا مسئول و مقید است. ولایت فقیه استمرار همان مسیری است که انبیا برای آن مبعوث و ائمه(ع) برای آن از جانب خداوند نصب شدند. مسیر حاکمیت دین و رهایی انسان از بندگی غیر خدا.
پس از امام خمینی(ره)، این مسیر در رهبری امام شهید خامنهای ادامه یافت. گفتمان مقاومت، استقلال، عزت ملی، حمایت از ملتهای مظلوم و حرکت به سوی تمدن نوین اسلامی، ادامه همان منطقی است که در غدیر پایهگذاری شد؛ که به طور عینی عزت مؤمنان و یأس مستکبران را دنبال میکند.
امروز حقیقت غدیر بیش از گذشته خود را نشان داده است. ملتهای مسلمان به چشم خود میبینند که حاصل تکیه برخی حاکمان مفلوک منطقه بر قدرتهای خارجی، چیزی جز وابستگی، تحقیر و ناتوانی در دفاع از منافع امت اسلامی و خوش خدمتی برای شیاطین نبوده است. در مقابل، گفتمان برخاسته از انقلاب اسلامی نشان داده است که میتوان مستقل بود، در برابر استکبار ایستاد و از عزت مسلمانان دفاع کرد. از همین رو، غدیر فقط یک خاطره تاریخی نیست؛ الگویی زنده برای قدرت، عدالت، وحدت و نجات امت اسلامی است.