سیاستهای راهبردی آمریکا
1- دولت آمریکا برای خروج از بنبست راهبردی در صحنه عراق نیازمند منحرف کردن افکار از علتهای واقعی ناکارآمدی این راهبردها و سرپوش گذاشتن روی شکست سیاستهایش است؛ بر این اساس انگشت اتهام را متوجه ایران میکند و براساس این سیاست، هدف سندسازی و تکرار اتهامات علیه ایران را دارد به این ترتیب که ایران با تشکیلاتی به نام سپاه قدس، در آموزش، تأمین مالی، ارسال تجهیزات جنگی و مدیریت و هدایت گروههای ویژه عملیاتی، هستههای مخفی و جریان صدر دخالت دارد و به دنبال هدف قرار دادن نظامیان آمریکایی و متحدین آمریکا در عراق است. کلید واژههایی که در این اتهامات متوجه ایران میشود، هدفمند و براساس موارد مجرمیت فعالیتهای تروریستی است که به خصوص در قطعنامه 1373 شورای امنیت در موضوع مبارزه با تروریسم مورد تأکید قرار گرفته و همه کشورها موظفند با آن مقابله کنند.
2- آمریکا بر این باور است که ایران به دلیل داشتن پایگاه مردمی در عراق و ارتباط دوستانه و دیرینهای که با حاکمان امروز عراق دارد، با کمترین هزینه، بیشتری منافع را در عراق به دست میآورد و به راحتی بعضی سیاستهای آمریکا را با وجود هزینههای سنگین به تعطیلی میکشاند. ایران، هم از مقاومت سیاسی ضداشغال حمایت میکند و هم با تمام توان از دولت منتخب مالکی پشتیبانی میکند. در این زمینه سیاست آمریکا این است که باید ایران را در شرایطی قرار داد تا به سیاست دوگانهاش در عراق (حمایت توأمان از دولت عراق و معارضین دولت) پایان دهد و موقعیت ایران از حالت ارتباط و بهرهگیری همزمان از هر دو جریان پایان پذیرد و سیاست روشن و شفافی را دنبال کند و ناگزیر به یک انتخاب شود؛ یا پیوستن مطلق به جریان حمایت از دولت عراق و روند حاکم بر آن، یا قرار گرفتن در صف مخالفان دولت که اگر صرفاً و بدون قید و شرط از دولت عراق حمایت کند با جریان اشغال همراه شده و پایگاه ضدسلطهای خود را از دست میدهد و اگر به صف حامیان جریانات مقاومت بپیوندد، دولت شیعی منتخب را از دست خواهد داد.
3- هیأت حاکمه آمریکا معتقد است تا زمانی که دولتمردان عراقی و رهبران جریانات اصلی سیاسی عراق هم پیمان ایران باشند، سیاستهای آمریکا نمیتواند به راحتی در عراق به جریان بیفتد؛ برهمین اساس، هدف ایجاد شکاف میان ایران و دوستانش در عراق با پمپاژ ادعاهای اتهامی از نقش مخرب ایران در عراق و واسطه کردن دولتمردان و رهبران جریانات عراقی متحد ایران، برای انتقال این ادعاهای اتهامی به ایران و به شک انداختن آنها مبنی بر وجود ناهمگنی میان اظهارات مسئولان عالیرتبه ایرانی با اقدامات میدانی در عرصه عراق را دنبال میکند. در این زمینه آمریکا به صورت مستمر در تلاش است تا بسیاری از تحلیلهای خود را به باورهای دولتمردان عراقی تبدیل کند و سپس آنها را با ادبیات عراقی به ایران منتقل سازد که اگر ایران تحت تأثیر این اظهارات قرار گرفت، خواسته آمریکا محقق میشود و اگر هم در مقابل این اظهارات ایستاد، میان ایران و همپیمانان عراقیاش شکافی تدریجی ایجاد میشود و در هر دو فرض، آمریکا سود میبرد.
4- آمریکا که با به صحنه آوردن 160 هزار نیروی نظامی و اطلاعاتی در عراق و با گذشت بیش از 5 سال از اشغال این کشور، موفق به برقراری امنیت در آن نشده است، بر این باور است که توانسته اشراف نسبیای روی جریانات تروریستی القاعده و مرتبطان آن به دست آورد اما نسبت به ایران دستاوردی نداشته است؛ از یک سو ایران را متهم به دخالت نظامی و اطلاعاتی گسترده در عراق میکند و از سویی دیگر نتوانسته ادلهای برای اثبات این ادعا فراهم سازد و معتقد است این دخالت وجود دارد اما باید کشف شود و بر این اساس، هدف خود را ایجاد اشراف اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی برای ضربه زدن به توانمندیها و قابلیتهای ایران در عراق و برچیدن ریشههای قدرت ایران در عراق قرار داده است؛ با این جمعبندی که اعلان رسمی این هدف از سوی رئیسجمهوری آمریکا اولاً فضای رعب و وحشت را بین مأموران ایرانی ایجاد میکند و بر فعالیتهای آنها مؤثر خواهد بود، ثانیاً خود را در اذهان دولتهای عربی منطقه از اتهام همکاری با ایران در عراق مبرا خواهد کرد، ثالثاً دولت عراق را در تنگنایی قرار میدهد که تحفظاتی را در همکاری با بخشهای مختلف ایرانی اعمال کند.
5- در گزارش گروه بیکر – هامیلتون به دولت آمریکا پیشنهاد شده بود که برای پیشبرد راهبردهایش در عراق با ایران وارد مذاکره شود. از نگاه تهیهکنندگان این گزارش، ایران هم بخشی از مشکل در عراق است و هم میتواند بخشی از راهحل در عراق باشد. براساس توصیههای این گزارش و پاسخگویی به مطالبات داخلی آمریکا - که جنگ عراق راهحل نظامی ندارد و باید با تمام طرفهای ذینفع از راه دیپلماسی به دنبال راهحل بود – این کشور هدف انجام مذاکرات تاکتیکی با ایران در موضوع عراق – با این تأکید که این مذاکرات هر چه بیشتر فنی و کارشناسی و صرفاً در حیطه مسائل امنیتی عراق برای در تنگنای عملیاتی قرار دادن ایران باشد – را دنبال میکند تا اولاً با متهم کردن ایران و در موضع دفاعی قرار دادن آن – ولو به صورت موقت – کمکی به کاهش ناامنیهای عراق کرده باشد، ثانیاً پاسخی به یک نیاز داخلی آمریکا داده باشد که راه نرفتهای با ایران باقی نمانده است.
6- ایران مبتکر شکلگیری اجلاس وزرای خارجه و کشور همسایگان عراق بوده است تا هم تمامی همسایگان به دولت نوپای عراق کمک کنند و هم برای مسائل منطقه، با مشارکت کشورهای منطقه راههای حل و فصل پیشنهاد شود اما آمریکا در مقابل، هدف کاهش نقش سیاسی ایران در عراق با موسع کردن اجلاس همسایگان عراق و مشارکت دادن اعضای دائم شورای امنیت و گروه 8 کشور صنعتی را دنبال میکند و بعد از نهمین اجلاس وزرای خارجه همسایگان عراق، بحرین و مصر – که در جولای 2006 در ایران تشکیل شد – در شکل موسع آن اولین اجلاس وزرای خارجی در می 2007 در شرمالشیخ، دومین آن در نوامبر 2007 در استانبول و سومین آن در آوریل 2008 در کویت برگزار شد؛ با این جمعبندی که با وسعت بخشیدن به اعضای این اجلاس از یک طرف توازن قوا به نفع آمریکا تغییر میکند و از سوی دیگر امکان برگزاری چنین اجلاسی در ایران نخواهد بود (به دلیل محدودیت دعوت از مقامات آمریکایی).
7- واقعیت صحنه عراق این است که ایران پیشگام به رسمیت شناختن دولت عراق، سفر وزیر خارجه و سفر ریاست جمهوری به عراق در شرایطی بوده است که سایر کشورها از جمله کشورهای همپیمان عرب آمریکا از گشایش سفارتخانه و اعزام سفیر هم طفره میروند. آمریکا بخش از این موقعیت قدرت و نفوذ ایران در عراق را ناشی از خلأ حضور قبای ایران میداند و بر این اساس هدف تحریک کشورهای عربی در سیاهنمایی نقش ایران در عراق و تشویق آنها برای مشارکت در روند سیاسی، امنیتی و اقتصادی عراق برای گرفتن عرصه از ایران در عراق را دنبال میکند. تلاشهای مستمر رئیسجمهوری، معاون رئیسجمهوری، وزرای خارجه و دفاع و رئیس سازمان اطلاعاتی و فرماندهی نظامی و سیاسی آمریکا در عراق در سفر به کشورهای عربی منطقه در این جهت است که به این دولتها باید تفهیم کنند که قدرت ایران در عراق ناشی از خلأ حضور آنهاست و اگر میخواهند هویت عربی عراق حفظ شده، قدرت ایران مهار شود و هلال شیعی در منطقه خاورمیانه شکل نگیرد و عراق سپری در مقابل نفوذ ایران باشد، باید سیاستهای خود در قبال دولت عراق را تغییر دهند، حضور فعال و جدیای در صحنه عراق داشته باشند، با دولت عراق وارد مذاکرات سازنده شوند، سفارتخانههایشان را بگشایند، سفرایشان را بفرستند، از اقلیت سنی در این کشور حمایت کنند و با عراق به نوعی رفتار کنند که گویی واقعاً بخشی از جهان عرب است.
8- سرمایه اصلی، پایدار و ماندگار ایران در عراق، مردم این کشور و پیوندهای دیرینه تاریخی، فرهنگی، دینی و تمدنی میان 2 کشور است که با وجود تلاش همه جانبه 4 دههای حزب بعث عراق برای خطر اصلی جلوه دادن ایران، تأثیر ماندگاری بر افکار عمومی مردم عراق نداشته است. بعد از سقوط صدام، آمریکا بر این باور بود که مردم عراق، آمریکا را منجی خود تلقی خواهند کرد اما – با وجود تلاشهای وسیع و هزینههای گزافی که آمریکا در راهاندازی شبکههای رادیویی و تلویزیونی در این کشور کرد – تا کنون توفیقی در تغییر نگاه تنفری افکار عمومی از اشغالگر نداشته است. برای ایجاد شکاف میان ایران و این سرمایههای انسانی در عراق، آمریکا هدف تحریک افکار عمومی عراق علیه ایران و اجرای عملیات روانی روی افکار عمومی نسبت به اهداف، سیاستها و منافع ایران در عراق و ایجاد تشویش و نگرانی و اذهان علیه ایران و مقصر جلوه دادن ایران در ناامنیهای عراق – به خصوص در درگیریهای درون جناحی طیفهای شیعی – را دنبال میکند. آمریکا به دنبال تلقین این فکر است که منافع ایرانی و عراقی در صحنه عراق الزاماً با یکدیگر سازگاری ندارند و ایران به دنبال تأمین منافع خود و تحمیل آن به دولت عراق است.