کلمه «سفره» همواره برای ایرانیان حرمت داشته است، اما از بیست ماه قبل این عبارت جایگاه سیاسی نیز در کشور ما پیدا کرده است. ورود «سفره» به فرهنگ اصطلاحات سیاسی ایران، نخستین بار در روز سی و یکم خرداد ماه 84 اتفاق افتاد.
در این روز، مردم در صفحه اول روزنامه کیهان عبارتی را به نقل از محمود احمدینژاد رقیب هاشمی رفسنجانی در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری خواندند: «پول نفت باید سر سفرههای مردم دیده شود.» البته این سخن، بعدها توسط احمدینژاد تکذیب شد اما همین تکذیب و بازتابهای آن و یادآوری اظهارات برخی نزدیکان احمدینژاد در همین مورد، باعث شد که عبارت «سفرههای مردم» به کلمهای پرتکرار در فرهنگ اصطلاحات سیاسی کشور تبدیل شود. پس از آن نیز همین عبارت در اظهارات برخی از مسئولان و نمایندگان مجلس تکرار شد.
اما این بار، دیگر کسی به دنبال آوردن چیزی بر سر سفرههای مردم نبود، بلکه برخی افراد معتقد بودند که «اختلافات مسئولان حکومتی نباید بر سفرههای مردم آورده شود.» نایب رئیس و چند تن از نمایندگان مجلس از کسانی بودند که به این فرضیه اعتقاد داشتند و بر آن تاکید میکردند.
این که آیا طرح انتقاد متقابل مسئولان از یکدیگر را میتوان کشاندن اختلافات به سفرههای مردم دانست یا نه، موضوعی است که نیاز به بررسی بیشتر دارد، اما احتمالاً طرفداران این نظریه نیز در توجیه دیدگاه خود، لزوم حفظ آرامش جامعه را مانعی برای رسیدگی اصولی به مبانی اختلاف نمیدانند. آنها لابد توصیه میکنند موارد اختلاف، بدون علنی شدن، در جلسات خصوصی مطرح و برای نزدیک کردن دیدگاهها – انشاءالله در راستای حفظ منافع مردم! – تلاش شود.
این نکته بخصوص از آن جهت اهمیت دارد که معمولاً همه فعالان سیاسی ادعا میکنند حل مشکلات، خدمترسانی بیشتر به مردم و شناسایی راههای لازم برای رسیدن به این مرحله عمدهترین دلیل اختلاف آنها با سایر سیاستمداران و دولتمردان میباشد. البته اگر تنها عامل اختلاف، همین باشد نیز از علنی شدن اختلاف نگران بود، ضمن آنکه تجربه نشان داده است مخفی کردن اختلافات و اعتراضات، معمولاً منجر به گسترش انحراف و تضییع بیشتر حقوق مردم خواهد شد. همچنین «نبردن اختلاف بر سر سفرههای مردم» تنها در صورتی میتواند نتیجهبخش باشد که این اختلافات، در محافل کارشناسی و سیاسی حل و فصل شود. مثلاً وقتی که روسا و اعضای کمیسیونهای مختلف مجلس شورای اسلامی بودجه رفاهی، آموزشی، تحقیقاتی، بهداشتی، فرهنگی و دفاعی کشور را غیرمنطقی میدانند، تنها در صورتی میتوان آنها را از رسانهای کردن این موضوع برحذر داشت که راههایی برای توجه به دیدگاهها و رفع نگرانیهای آنها وجود داشته باشد.
این در حالی است که یک عضو کمیسیون اجتماعی مجلس به صراحت اظهار میدارد:
«این طور که دولت پیش میرود و تنها حرف خود را میزند و توجهی به نظرات مجلس ندارد، اثرات سوء خواهد داشت... ما بارها به نمایندگان دولت گفتهایم که چرا رئیس جمهور فقط حرف خود را میزند و در تنظیم بودجه به نظرات مجلس توجه نمیکند؟ پارسال هم وقتی مجلس اعلام نگرانی کرد که بودجه 85 تورمزا خواهد بود، دولت گوشش بدهکار نبود...»
البته این ادعا، در قالبهای متفاوت توسط تعداد دیگری از نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی نیز مطرح شده است.
بدیهی است در چنین شرایطی، خالی کردن سفرههای مردم از اخبار مربوط به اختلاف دستگاههای دولتی، به معنای تثبیت دیدگاههایی است که یک طرف اختلاف، با استفاده از اهرمهای قدرت، آنها را پیگیری میکند و به کرسی مینشاند و نتیجتاً اشکالاتی که مرتبط با سرنوشت فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و امنیتی مردم و جامعه میباشد، به دور از اطلاع افکار عمومی، در جلسات رفع اختلاف بایگانی میشود؛ بدون آن که تلاشی برای مرتفع کردن آنها صورت گرفته باشد.
اگر قرار نیست که سفرههای مردم شاهد پول نفت باشد، لااقل اجازه دهیم مردم اختلاف دیدگاهها را بر سر سفرههای خود ببینند و امیدوار باشند که چالش میان دیدگاههای گوناگون، منجر به ارائه راه حلهایی برای رفع مشکلات آنها خواهد شد. راستی مگر قرار است که سفرههای مردم تنها در زمان انتخابات، در خدمت سیاستمداران و شاهد اختلاف دیدگاهها و شعارهای رنگارنگ گروههای مختلف سیاسی باشد؟