تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۳۹۲۴۹

پاسخی همیشگی به گستاخی اعراب باید داد


سمیرا فرخ‌منش
بنابر آنچه به جا مانده، بنیانگذار تمدن هزاران هزار ساله سرزمین پارسیان در وصیتنامه خود می‌گوید: «روزی خواهد رسید، که دیگر اقوام بر این سرزمین و مردمانش رشک خواهند ورزید. اما بدانید من این مملکت را با یاری اهورا مزدا و تلاش ملت ساختم و...» می‌گویند هر آنچه ارزشش والاتر است، از خطر آسیب مصون نمی‌ماند و این مصداق، حکایت سرزمین همیشه جاوید ماست... دیاری که اصالت تمدن آن بر هیچ آگاهی پوشیده نیست و جلوه هویت دیرینه‌اش بر همگان آشکار است و مبرهن... اما چه سود که بسیاری توان پذیرش چنین حقیقتی را ندارند و گویا خلاء جلوه‌های هویت قدیمی هنوز که هنوز است در وجود آنان باقی مانده... پس از اقدام توهین آمیز نشریه نشنال جیوگرافی قریب به دو سال پیش در جعل نام خلیج فارس به خلیج عربی، با وجود عقب‌گرد این نشریه از عمل توجیه‌ ناپذیر خود، بسیاری از صاحبنظران و اقشار متفاوت ملت بر این باور بودند که این باور اول و آخر چنین گستاخیهایی نبوده و نیست.
تحقق این باور زمان زیادی نطلبید و با وجود جبران اشتباه این نام و معذرت خواهی نشریه معتبر جغرافیایی، در خلال یکی از بازیهای فوتبال ایران و بحرین در گذشته، باز هم شاهد چنین توهین زننده‌ای بودیم. جالب اینجاست که مسوولین هر بار با دیدن چنین مواردی کار را با یک معذرت خواهی و یا تذکرت شفاهی، فیصله می‌دادند. و همین امر باعث تداوم چین گستاخیهایی می‌شد.
در حالیکه اگر از آغاز کار برخوردی مقتضی از جانب مقامات ایرانی در برابر این چنین توهینهایی صورت می‌گرفت. شاید تکرار آن در آینده بدین راحتی قابل رویت نبود. حقیقت ماجرا اینجاست که نه تنها خلیج همیشگی فارس بلکه جای جای این سرزمین پهناور، همیشه و همه جا مورد توجه دشمنان داخلی و خارجی بوده است. زمانی خزر بهانه این چپاولگری‌ها بود و امروز خلیج ایرانی ما... اما آنچه در این میان تغییری نمی‌کند، نفس ماجراست. ماجرایی که علت آن فقط فقدان تمدنی قابل توجه در میان قومی است که دهها و بلکه صدها سال عقب‌تر از همسایه‌اش بر جای مانده است، فراموش نکنیم سالها پیش از آنکه پیامبر اسلام زنان و مردان عرب را به پوشاندن بدن خود امر فرماید، در سرزمین کهن ایرانیان، پوراندخت، بر اریکه پادشاهی نشسته بود و این اهانتها حاصل فراموشکاری ماست که پس از گذشت سالها، هنوز باید شنونده جعل نام خلیجی باشیم که در قرنهای آغازین میلادی نیز آن را با نام ایران و ایرانی یاد می‌کرده‌اند! کمتر از یک هفته پیش در سفری که امیر قطر به منظور مذاکرات سیاسی، فرهنگی و... به کشورمان داشت، بار دیگر جلوه‌ای از چشم طمع همسایگان ایران را به این آب و خاک دیدیم، گر چه رییس‌جمهوری در خلال این مکالمه توهین آمیز، کلام امیر قطر را بی‌پاسخ باقی نگذاشت، اما بپذیریم بیان چنین سخنی ریشه در تفکری چپاولگرانه و برنامه‌ای از پیش تعیین شده دارد.
این جریان در حالی اتفاق می‌افتد که برخی کشورهای عربی به همراه نشریه نشنال جیوگرافی دو سال پیش عذرخواهی خود را به مقامات ایرانی ابزار داشتند... اما با این وجود ما باز هم شاهد چنین جسارتهایی حتی در سفرهای دیپلماتیک سران این کشورها هستیم و همین امر نشان از عدم پشیمانی و پافشاری این قوم وابسته که اکنون به واسطه حمایت قدرتهای غربی حرفی برای گفتن پیدا کرده‌اند، می‌باشد... در چنین شرایطی است که پاسخگویی به اینگونه گستاخیها در محدوده وظایف مسوولین کشوری قرار می‌گیرد و انتظار ملت از مقامات ایران در جهت‌ حمایت از حقوق ملی، بیش از پیش افزایش پیدا می‌کند.
توهین امیر قطر در حالی صورت گرفت که با وجود اشاره احمدی‌نژاد به پیشینه این جریان حتی در کتب درسی وی مجدداً جسارت خود را افزون کرد و مدعی شد که در قدیم به اشتباه (!) خلیج فارس را به نام ایرانیان می‌شناختند. حال منظور این امیر تنومند جوان عرب، کدامین تاریخ و استناد است، کسی نمی‌داند...همین پافشاری امیر قطر و امثال وی، قاطعیت دولتمردان ایرانی را در جوابگویی به اهانت حقوقی مردمان عرب، ضروری‌تر می‌نماید. که در غیر این صورت، تکرار چنین سخنانی را باید به گوش جان پذیرا باشیم.
نکته منفی دیگر جریان عدم واکنش رسانه‌ها و وارونه جلوه دادن قضیه بود. پس از بیان این سخنان توسط امیر قطر تنها تعداد اندکی از نشریات کشور این موضوع را جزو اخبار قابل توجه خود قرار دادند و برخی خبرگزاریها نیز در کمال تاسف، این کلام را یک شوخی قلمداد کرده و بدین شکل راه را برای تداوم بیان چنین ادعاهایی هموار کردند. قبول کنیم عدم پاسخگویی مراجع مربوطه در کشور به این جسارت و تاکید بر آن، به معنای تایید و پذیرش این اشتباه تاریخی خواهد بود! که یقیناً این قضیه خوشایند هیچ ایرانی نبوده و نیست. اگر دولتمردان رژیم اسراییل تلاششان در راستای عدم رسیدن ایران به دانش هسته‌ای است، همسایگان عزیز ما نیز در رویای پوچ مالکیت حقوق ایرانیان، روز و شب را می‌گذرانند و بیدار کردن آنان از این خواب شیرین وظیفه‌ای است که تنها بر عهده مقامات کشوری ما قرار دارد. که این توقع انتظار بی جایی هم نیست.
شاید در این میان برخی، شرایط حساس کنونی را در مجامع بین‌المللی بهانه قرار داده و همین امر را توجیهی به منظور عدم پاسخگویی بدانند... اما از خاطر نبریم در صورت زیر پا گذاشتن حق آشکارمان در زمینه مسایل حساس ملی میهنی، هیچ گاه به حقوق بالاتر خود دست نخواهیم یافت، چرا که اگر روزی آنچه را که از آغاز متعلق به ما بوده به راحتی از دست بدهیم، هرگز نخواهیم توانست آنچه را که از ما دریغ می‌دارند و ما خواهان دستیابی به آنیم داشته باشیم.
گستاخی امثال امیر قطر بر هیچ ایرانی، بخشیدنی نیست، مگر به واسطه بازپسگیری این کلام که زحمت آن نیز جز به عهده دلسوزان مملکتی و نمایندگان ملی نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات