سیدمحمد بهشتی
موفقیت یک رسانه در توجه به ظرایف و نکاتی است که میتوان به عنوان وجه ممتاز و تاثیرگذار آن در کنار دیگر رسانهها مطرح باشد. از این منظر، محیط اطلاعاتی به عنوان چشماندازی که از گزینش و دستهبندی اطلاعات در یک رسانه آغاز میشود، یک رکن و البته یک محصول استراتژیک محسوب میشود که در توفیق یا ناکامی رسانه، در جلب و جذب مخاطب موثر است. ایجاد و معماری محیط اطلاعاتی یکی از هنرهای اصلی برای هر رسانه در حوزه پیامسازی و بهرهمندی از آن در چارچوب اهداف و برنامههایی است که دارد. هنری که گاه غفلت از آن سبب میشود تکرار، نبود مخاطب، خستگی و بیاعتباری دامن یک رسانه را بگیرد و فرصتهایش از دست برود. محیط اطلاعاتی زمینه ایجاد فرصت در یک رسانه در رقابت با دیگر رسانههاست. این که چگونه فرصت ایجاد کنیم و چگونه مخاطبان را با سلایق و ذائقههای گوناگون همراه کنیم. به یقین، بدون شناخت دقیق محیط اطلاعاتی دستیابی به چنین فرصتی برای مدیران و دستاندرکاران رسانه ممکن نیست.
چرا در عصر فعلی رسانهها تا این حد اهمیت دارند؟ چه عواملی در ارتقای فوقالعاده نقش رسانهها دخیل هستند؟ اساسا وجه تمایز و ارزش رسانهها چیست؟ چگونه میتوان از درستی معیارها و ملاکهایی که در قضاوت ما نسبت به رسانهها موثرند، اطمینان یافت؟
از هنگامی که کشور ما با مظاهر جوامع صنعتی و فراصنعتی (از قرن یازدهم شمسی به این سو) آشنا شد و از ابزاری همچون روزنامه و در ادامه رادیو و تلویزیون استفاده کرد تا به امروز تعریفی سنتی از این پدیدهها رایج شده است. در کشور ما برای تعریف رسانهها (اعم از دیداری و شنیداری) گفته میشود که نقش و وظیفه یک رسانه، اطلاعرسانی است. اگر این عبارت نشاندهنده یکی از ویژگیهای فرعی یک رسانه باشد، میتوان آن را پذیرفت؛ اما اگر در مقام تعریفی تام و تمام بیان شود، باید اذعان کرد که به نحوی بیغرضانه، ناقص و نارساست.
اطلاعرسانی، یکی از بیشمار ابزارهایی است که رسانههای امروز به کار میگیرند تا به کمک آنها اقتدار کسب کنند. کافی است دوباره نگاهی اجمالی به رسانههای کامیاب (صرفا از جهت احاطه بر خاطر مخاطبان انبوه) بیندازیم. بدون تردید این رسانهها مقتدرند. سفارت امریکا در کوبا با تکیه بر قدرت و نفوذ کشور متبوع خود به نمایندگان مردم کوبا دستور میدهد که از شرکت در تظاهرات ضدامریکایی خودداری کنند؛ اما در مقابل، شبکه CNN در اقتدار خود به هیچ وجه مدیون امریکا نیست، بلکه این ایالات متحده است که از رسانه خود اقتدار میگیرد.
در ادامه برای بازشناخت رسانههای مقتدر و شیوههای کسب اقتدار از سوی یک رسانه به ایجاز، عوامل و عناصری چند را باز خواهیم شمرد.
محیط اطلاعاتی
عمدهترین قابلیت و توانایی یک رسانه، ایجاد یک محیط اطلاعاتی است. محیط اطلاعاتی عبارت است از فضایی که در نتیجه گسترش دامنه اطلاعات انتشار یافته پدید میآید.
این تعریف از منظری درونیتر به این شکل قابل ارائه است: محیط اطلاعاتی در صورتی پدید میآید که بدانیم چگونه دامنه اطلاعات را گسترش دهیم و برای انتشار آنها چه شیوهها و روشهایی را به کار بریم. بر این مبنا تکنیکهای رایج رسانهای عبارتند از:
1- گزینش و دستهبندی اطلاعات
2- جهتدهی به اطلاعات از طریق تغییر مرکز ثقل آنها
3- بازخوانی و بازنویسی اطلاعات با استفاده از روشهایی مثل سانسور، ایجاد ابهام و استناد به مراجع و منابع موثق بینام.
پس محیط اطلاعاتی، محصول فرایندی است که از گزینش و دستهبندی اطلاعات در یک رسانه آغاز میشود، با دستکاری اطلاعات (بازنویسی و جهتدهی) امتداد مییابد و در نهایت به شکلگیری محیط اطلاعاتی میانجامد. همچنان که در ابتدا اشاره شد اطلاعرسانی، جزیی کماهمیت و فرعی از تعهد یک رسانه است و چنانچه در نظر بگیریم که همین بخش فرعی در بازخوانی و بازنویسی چه سرنوشتی مییابد، بیشتر به نقص تعریف موجود (البته در کشور ما) پی میبریم.
کارکرد محیط اطلاعاتی
مسلم است که محیط اطلاعاتی به مثابه یک پارادایم به کار گرفته میشود. اهمیت این عنصر حیاتی هنگامی واقعا مشهود خواهد شد که بپذیریم در دوران فعلی، رسانهها به عنوان عاملی تهاجمی عمل میکنند.
در واقع، اگر رسانهای مهاجم نباشد، تنها منفعل است. غرب در مواجهه با رقبا یا مخالفان خود، از پارادایم محیط اطلاعاتی بهره میگیرد تا هم بر اقتدار خود بیفزاید و هم رسانههایش را مقتدرتر کند.
برای مثال راهپیمایی عظیم و میلیونی 22 بهمن سال گذشته را در نظر بگیرید. برای غرب و بویژه امریکا، این راهپیمایی، حد نهایی شکستهای متوالی او در سالهای پس از انقلاب بود. اما به نظر نمیرسد که او خود را باخت. به کمک رسانههای غربی، انعکاس این واقعه باورنکردنی، به صورتی کاملا کنترل شده در جهان انجام شد.
تمام رسانههای دیداری و شنیداری غربی با این خبر شگفتانگیز برخوردی مشابه داشتند. اگر غرب خبر این راهپیمایی را از بنیان سانسور نکرد، صرفا به این خاطر بود که نتوانست چنین کند. اما با استفاده از همان روشی که تشریح شد، تا حد امکان در انعکاس اخبار دخالت کرد. رقم میلیونی را به صدها هزار و دهها هزار کاهش داد (گزینش و بازخوانی) و کوشید توجه مخاطبان جهانی را به سخنرانیهای احمدینژاد جلب کند (تغییر مرکز ثقل خبر) و چنین وانمود کند که رئیس جمهور ایران قصد دارد بزودی هرگونه تعهد خود را به NPT باطل کند (ایجاد ابهام و جهتدهی) در مقابل، رسانههای ما علمکرد بسیار خوبی داشتند اما اقتدارشان، نتوانست از مرزهای کشورمان فراتر رود. این مبحث، البته مجالی مستقل میطلبد.
اهداف سازندگان یک محیط اطلاعاتی چیست؟
به اجمال، اشاره شد که در این عصر (که از قول متفکران غربی، فراصنعتی نامیده میشود) موفقیت و نفوذ یک رسانه و فراگیر شدن آن، بستگی به شیوهای دارد که در ساختن یک محیط اطلاعاتی به کار میبرد. از آنجا که نگارنده علاقهند است به کلیات بسنده کند، بنابراین اشارهای گذرا به اهداف شاخص رسانهها (بخوانید دولتها و مراجع متمرکز قدرت سیاسی) کافی است:
1. تاثیرگذاری فعال در همه ساحات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی به قصد اشاعه دیدگاهی خاص و به انگیزه ترویج و تثبیت سلطه گروهی معین که واجد مقاصد مصلحانه در حوزههای سیاسی و اقتصادی وانمود میشوند (نگاه فرامرزی)
2. تنظیم فاصله مردم از دولت که میتواند به انگیزه ایجاد قرب و با بعد بیشتر صورت گیرد و به عنوان یک اهرم فشار عمل میکند بیآن که کانون آن آشکار باشد (نگاه برونمرزی)
3. تاثیر عمیق در ذهن و زبان مخاطبان که در نهایت به تعمیق اثر رسانه بر مخاطبان میانجامد (نگاه درون مرزی، برون مرزی و فرامرزی)
به عنوان شاهد مثالی در اهمیت محیط اطلاعاتی، کافی است پرسشی طرح شود: اگر امروز یک روزنامه یا تلویزیون پاکستانی یا حتی انگلیسی درصدد برآید که با انجام یک تحقیق میدانی، از میزان محبوبیت پرویز مشرف یا بلر در میان مردم جهان آگاه شود، در طوفانی از تمسخر و استهزا غرق خواهد شد؛ اما نگاه کنید و ببینید که چطور موسسه امریکایی گوالوپ، همین کار را درباره جرج بوش انجام میدهد و احدی از پرسششوندگان این کار را مسخره و احمقانه ارزیابی نمیکند!
فراموش نکنید که جورج بوش و پرویز مشرف از حیث جایگاه سیاسی تفاوتی ندارند. اما بخش عمدهای از جهان، به هر دلیل، مجموعا اهمیت نقش امریکا را در جهان پذیرفته است، گو این که این نقش، کذب، غیرواقعی و جعلی باشد. چیزی که هست، این که امریکا این تاثیر را نه مرهون قدرت ارتش هخویش است و نه مدیون نفوذ دلار، بلکه آن را در یک دوره 50 ساله (از جنگ جهانی دوم تا به اکنون) و به کمک رسانههای خود به دست آورده است.