محمدعلی صدر شیرازی– انقلاب اسلامی ایران از مهمترین پدیدههای جریانساز تاریخ جهان اسلام میباشد. از لحاظ جغرافیای انسانی هدف و مقصد این جریانسازی عمدتاً کشورهای اسلامی بوده است. بررسی بازتاب انقلاب اسلامی ایران بر سایر کشورها و به عبارتی بررسی میزان صدور انقلاب امری نیست که براحتی میسور باشد. متاسفانه در بسیاری از تحقیقاتی و مقالاتی که در این زمینه نگاشته شده است ما شاهد این مسئله هستیم که نگارنده صرف شباهت یک رفتار سیاسی و یا مذهبی و یا یک ایدئولوژی و شعار با اهداف و آرمانها و شعارهای انقلاب اسلامی و تأثیر زمانی بروز چنین رفتار و یا شعاری نسبت به انقلاب اسلامی را دال بر تأثیر مستقیم انقلاب اسلامی بر آن کشور یا جامعه فرض مینمایند. و این در حالیست که از نظر علم منطق صرف وجود شباهت و تقدم و تأخر زمانی نمیتواند رابطه علی و معلولی را ثابت کند و حداقل نیاز به قرینهای بسیار بیشتر آنچه برخی بر آن اکتفا میکنند میباشد. اما در خصوص ملت مومن و مقاوم لبنان وضعیت به گونهای است که تاثیر جدی عمیق و پایدار اندیشههای اما و آرمانهای انقلاب اسلامی بر آن امری است که هیچ کس منکر آن نبوده و نیست و شاه بیت این امر، تاثیرات غیرقابل انکار انقلاب اسلامی بر جنبش حزبالله میباشد.
فرضیه نوشتار حاضر این است که آغاز تأثیر انقلاب اسلامی بر حزبالله بر پیش از تشکیل آن بازمیگردد. اساساً شکلگیری این جنبش براساس آرمانهای انقلاب بوده و این رابطه عمیق و ایدئولوژیک امری نبوده که با مرور زمان و حتی تغییر رهبران انقلاب و حزبالله رو به کاهش بگذارد.
برخلاف عقیده برخی که معتقدند تأثیر انقلاب اسلامی بر حزبالله لبنان تنها تا اواخر دهه 80 ادامه یافته و پس از آن نمیتوان رابطه مستقیمی میان انقلاب و این جنبش یافت «1» باید گفت که این رابطه هرگز رو به افول نگذاشته است.
پیشینه شیعیان در لبنان
دادههای موجود در مورد تاریخچه استقرار شیعیان در لبنان به هیچ وجه قطعی نمیباشد و اصولاً چه از لحاظ زمانی و چه از لحاظ جغرافیایی اطلاعات بسیاری در این زمینه وجود ندارد. آنچه مسلم است این میباشد که سابقه حضور شیعه در لبنان از هزار سال متجاوز است. چه اینکه ناصر خسرو که در سال 439 هـ-ق از شهر صور گذشته است در سفرنامه خود آورده است که اکثریت مردم این ناحیه شیعه هستند. «2»
امروز در کشور لبنان افراد، با ادیان و مذاهب مختلفی زندگی میکنند به گروههای عمده این ادیان و مذاهب اشاره میکنیم.
1- مسلمانان
الف) شیعیان
ب) اهل سنت
ج) دروزیها که فرقهای مانند اسماعیلیه هستند.
2- مسیحیان
الف) مسیحیان کاتولیک، پروتستان، ارتدوکس و ارامنه.
ب) مسیحیان مارونی که از طبقات بالای ملت لبنان هستند.
شیعیان با وجود که بزرگترین گروه مذهبی این کشور را تشکیل میدهند در مقایسه با سایر گروهها چه از لحاظ اقتصادی، چه اجتماعی و چه سیاسی در محرومیت به سر میبردند. یکی از مهمترین علل این مسئله را میتوان در وضعیت گستردگی جغرافیایی شیعیان در لبنان جستجو کرد. بدین صورت که شیعیان عمدتاً بدور از شهرها و نواحیای زندگی میکردند که شاهد رشد و ترقی بودند. در نیمه دوم قرن نوزدهم بیروت به عنوان یک مرکز اقتصادی و سیاسی به پیشرفت فراوان رسیده شیعیان همچنان در جنوب و بقاع حاشیهنشین بودند. از سویی مسیحیان مارونی که دارای تفوق سیاسی بودند دغدغهای برای حل مشکلات شیعیان نداشتهاند.
ظهور امام موسی صدر
به هر حال در اثر عوامل مختلف که دو مورد از آن ذکر شد شیعیان با عقبماندگی شدید مواجه بودند در این شرایط سید موسی صدر وارد صحنه شده و به همراه وی مرحلهای جدید و پراهمیت در تاریخ شیعیان لبنان آغاز گردید.
سید موسی صدر در خرداد 1307 در قم متولد شد تحصیلات حوزهای و غیرحوزهای خود را در این شهر به پایان رساند. در آبان 1338 و به دنبال وفات آیهالله سید عبدالحسین شرفالدین، رهبر شیعیان لبنان و بنا به وصیت ایشان به لبنان هجرت و رهبری شیعیان را به دست گرفت. 3
اما صدر در لبنان از نزدیک با مشکلاتی از جمله گرایش جوانان به جریانات چپگرای لائیک و فقدان یک تشکیلات قوی در برابر احزاب ذی قدرت و در کل اصلاحات غیردینی آشنا شد و تصمیم گرفت که خود در جهت حل این مشکلات دست به کار شود.
وی در اولین گام به تاسیس مجلس اعلای شیعیان در 1967 دست زد. وی مشکل شیعه را تشتت و نداشتن سازماندهی میدانست و این اقدام وی در راستای حل این مسئله بود پارلمان لبنان در تاریخ ذکر شده تاسیس این مجلس را تصویب و امام موسی صدر به ریاست این مجلس انتخاب شد و بدین ترتیب وی به رهبری شیعیان لبنان برگزیده شد.
مجلس اعلا در راستای بازپسگیری حقوق شیعیان تلاش کرد و به موفقیتهای چشمگیری دست یافت و عقده حقارت را از اذهان شیعیان زدود و این موفقیتها باعث جذب جوانان شیعه گشت.
مشکلات امنیتی و تعارض به جان و مال شیعیان از جانب برخی گروهها و همچنین تجاوزات اسرائیل موجب شد که اما موسی صدر در سال 1972 «حرکت المحرومین» را بوجود آورد که سه سال بعد شاخه نظامی آن «امل» تاسیس شد. 4
وضعیت شیعیان لبنان با دو رویداد وارد فاز جدید شد:
ناپدید شدن امام موسی صدر
پیروزی انقلاب اسلامی ایران
امام موسی همزمان ریاست مجلس اعلا و امل را برعهده داشت که با ناپدید شدنش رهبری دینی از رهبری سیاسی جنبش امل جدا شد که زمینهساز کشمکشهای آینده شد.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران
پیروزی انقلاب اسلامی ایران بسیار زود تاثیرات خود را بر زندگی شیعیان لبنان نمایانگر ساخت که از جمله این تأثیرات می توان به بوجود آمدن احساس داشتن هویت مستقل و تمایز و برتری در میان شیعیان نسبت به سایر گروهها نام برد. 5
پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد امل چهره مذهبی از خود به نمایش و طبق بگذارد. البته مدیریت ناکارآمد باعث افول امل شد. پیروزی انقلاب نیز باعث شد اختلافاتی بر سر نحوه تعامل با ایران و حمایت یا عدم حمایت از انقلاب و آرمانهای امام خمینی (ره) در بین سران امل پیش بیاید. 6
تأثیر انقلاب اسلامی بر شکلگیری حزبالله
زمینههای پیوند عمیق و استراتژیک حزبالله و انقلاب اسلامی ایران به پیش از تولد از این جنبش باز میگردد. به طور کلی ریشههای شکلگیری این جنبش در پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن حمله نظامی اسرائیل در 1982 به لبنان وجود دارد.
هجوم اسرائیل به لبنان و اشغال بیروت و جنوب لبنان در سال 1982 قبل از هر چیز موجب نگرانی جهان تشیع و بویژه کانون آن یعنی جمهوری اسلامی ایران شد که خود در کوران جنگ تحمیلی و رویارویی با تجاوز رژیم بعث عراق بود. استمداد شیعیان لبنان، بویژه آن گروه از علما که با افکار ناب امام خمینی (ره) آشنایی دیرینه داشتند موجب شد که یگانهایی از سپاه و ارتش در لبنان حضور یابند و این حضور قبل از هر چیز در قلوب و اندیشه شیعیان به خصوص قشر جوان که در جستجوی سرپناهی بودند تأثیر بسزا داشت و در اولین روزها مجموعهای از علما و روحانیون بازگشته از قم و نجف و همچنین تعدادی از مجاهدان حقیقتجو را در یک هسته دور هم جمع کرد. 7
تجاوز نظامی اسرائیل به لبنان فرصت مناسب برای نخستین مشارکت مستقیم ایران در عملیات نظامی علیه اسرائیل را فراهم کرد. 8 این مسئله موجب شد اصل تأیید شده توسط انقلاب اسلمی یعنی مقاومت و ایستادگی در برابر ظالم از مقبولیت و اعتبار خاصی برخوردار شود و در نتیجه زمینه برای ادغام مجموعههای کوچک اسلامگرای شیعه و تاسیس یک تشکیلات اسلامگرای جدید بیشترین آمادگی را برای پذیرش آموزهها و ارزشهای انقلاب اسلامی را از خود نشان داد.
تاثیر انقلاب اسلامی ایران بر ایدئولوژی و عملکرد حزبالله مسلمانان لبنان بویژه حزبالله پیش از سایر مسلمانان جهات تحت تأثیر شخصیت والای امام خمینی (ره) قرار گرفتند و از سویی اما نیز برای مسئله فلسطین و لبنان اهمیت بسیار بالایی قائل بدند و این گرایش دو سویه زمینه عمیقترین تأثیرات ایدئولوژیک و بالتبع رفتاری امام خمینی را بر حزبالله فراهم ساخت.
تبیین ایدئولوژی و رفتارشناسی حزبالله اصلو اساسی جنبشی انقلابی حزبالله را میتوان به این صورت برشمرد:
1- پایبندی به «ولایت فقیه» و تبعین از دستورات ایشان.
2- مبارزه با استکبار و صهیونیزم تا نابودی کامل آن و آزادی اراضی اشغالی مسلمین
3- مقابله با نظام طایفهگری حاکم بر لبنان 10 مقاومت عاشورایی، تأثیرپذیری آشکار این اصول بویژه موارد اول و دوم 4 و مبانی از آرمانهای انقلاب اسلامی ایران را در همان نگاه اول میتوان دریافت.
ولایت فقیه
ولایت فقیه اصلی شیعی است که هر چند بحث آن قرنها در کتب فقهی وجود داشته است اما این امام خمینی (ره) بود که این اصل را احیا نمود و آن را به عنوان یکی از ابواب مستقل فقهی مطرح ساخت.
این اندیشه با تأسی از اندیشه امام خمینی (ره) جزء اصول اساسی ایدئولوژی مستقل حزبالله لبنان میباشد. اطاعت و التزام نسبت به ولایت فقیه و اینکه در هر موقعیت حکم ایشان چه میباشد زیربنای تفکر جنبش حزبالله حزبالله است.
حزبالله در عمل به تکلیف خود منتظر دستور دولت و یا شورای امنیت نمیماند چون میداند با دستورات آنان حتی یک وجب از سرزمینهای اشغالی آزاد نمیشود.
عشق به ولایت فقیه و مصداق آن که در زمان امام خمینی (ره) و امروز که حضرت آیتالله خامنهای (دام عزه) هستند امری است که در سرتاسر تفکرات و شعارهای اعضای حزبالله متبلور است. سید حسن نصرالله میگوید )پس از رحلت امام (ره) رسیدیم خدمت آقا که الآن شما رهبر ما هستید، یک نفر را معرفی کنید که زیاد هم مزاحم شما نشویم آقا فرمودند: «نه خیر مسئله اسرائیل و لبنان مربوط به من است و خودم هم مسئول این مسئله هستم.11»
نکتهای که نگارنده بر آن تاکید دارد این است که حزبالله کاملا مستقل از ایران میباشد. و ایران نیز با موضعگیریای کاملا منطقی و همراه با درایت هیچگاه نخواسته است که به این استقلال لطمهای وارد شو. چون این مسئله نه تنها هیچ کمکی به منافع مادی و ایدئولوژیک ایران نمی کند بلکه به دلیل مخالفت سایر گروهها موجودیت حزبالله به خطر میافتد. لذا باید در تحلیلها توجه داشت که اعتقاد به آرمانهای انقلاب به هیچ وجه دال بر وابستگی به کشور ایران نمیباشد. چه، اینکه اصولا آرمانهای انقلاب، آرمانهایی جهانی هستند که مرز جغرافیایی نمیشناسد.
عاشورا
مسئله عاشورا و قیام حسینی، امری است که انقلاب اسلامی ایران پس از قرنها به صورت گسترده در عمل آنرا احیاء نمود و در جنگ تحمیلی نیز بصورت عمیقتری ظهور یافت. مقاومت عاشورایی تنها چند سال از انقلاب اسلامی، از ایران به لبنان گسترش یافت و اعضای حزبالله آنرا اساس تفکر نظامی خود قرار دادند.
مهمترین شاخصه مقاومت عاشورایی در ایدئولوژی اعضای حزبالله، عملیات استشهادی میباشد که بیش از هر تجهیزات نظامی ای قلب دشمنان را به لرزه میآورد. در یکی از کتب منتشره توسط حزبالله می خوانیم که «حزبالله مقاومت استشهادی را در راه امام عصر (عج) و ولی امر آیهالله خامنه ای و با نهایت سربلندی انجام میدهد. 12» شدت علاقه به امام حسین و تبعیات از تفکر استشهادی را میتوان از آخرین جملات شهید صلاح محمد غندور، المعروف بملاک، اسأل الله ان یوفقنی الی لقاء سیدالشهداء ابی عبداللهالحسین علیه السلام، هذا الامام العظیم الذی علّم جمیع الاحرار یکف ینتقمون من ظالیهم 13.»
قیام عاشورایی درسی بزرگ است که حزبالله از امام خمینی (ره) آموخت. شهید سید عباس موسوی (ره) این درس را در جلمه ای به نقل از امام (ره) تکرار میکرد: «امام (ره) به ما فرمودند: مرحله شما مرحلهای کربلایی است. شما باید از صفر شروع کنید و نباید به فکر اینکه حتماً به پیروزی دست خواهید یافت باشید. شاید فرزندان شما به پیروزی برسند ولی اگر چینن کنید حتماً پیروز خواهید بود 14.»
ادبیات ساسی و روشهای تبلیغاتی
در واقع فرهنگ شعارهای حزبالله اشتراکات بسیاری با ادبیات انقلابی اسلامی دارد. نگاه به مستضعفان و مستکبران، نمونههای استکبار جهانی یعنی آمریکا و شوروی، طرح مباحثی مانند وحدت اسلامی و... عاریت گرفته شده از ادبیات انقلاب اسلامی هستند.
در بعد روش نیز تاکید ویژهای بر مساجد به عنوان پایگاههای تبلیغاتی و مبارزاتی شده است. همچنین مناسبتهای خاص مانند عاشورا، روز جهانی قدس و... مورد توجه ویژهای قرار میگیرد، که همگی برگرفته است انقلاب اسلامی است.
نمادگرایی
نمادهایی چون عاشورا و شهادت امام حسین(ع)، جنگهای رسول اکرم(ص) و انظار حزبالله را در انتقال پیامهای مربوط به جهاد، شهادت، صبر و... توانمندتر میسازد. 14
هر چند حزبالله از آغاز تاکنون گرایش شدیدی به صورت توأمان به «ایران» و «انقلاب اسلامی» داشته است، به عبارتی به علت فضای خاص حاکم بر ایران ایندو جدایاز هم نبودند اما پس از جنگ این جایگاه انقلاب اسلامی و همچنین ولایت فقیه و نه صرف جمهوری اسلامی بود که جایگاه خود را در بین سران و اعضای حزبالله حفظ نمود و ما شاهد استقلال ایران سیاسی هر چه بیشتر حزبالله از ایران میباشیم.
حزبالله برعکس اکثریت قریب به اتفاق جنبشها، نه تنها اسیر روزمرگی، پراگماتیسم و... نشد بلکه هر سال قدرتمندتر از قبل و با اعتصام به آرمانهای خود به پیروزیهای گستردهتری دست مییابد که مهمترین رمز آن را میتوان ایمان بسیار قوی اعضای آن به خداوند متعال دانست. چیزی که در میان بسیاری از گروهها وجود نداشته یا ندارد. عدم پایبندی به ایمان و دستورات دینی در بین برخی گروهها مسئلهای است که سردار رحیم صفوی آنرا در کتاب خاطرات خود اینگونه بیان میکند: "نکتهای که متاسفانه لازم است بیان کنم، عدم پایبندی مبارزین فلسطین این سازمان (الفتح) به مسائل مذهبی بود. هیچ کدام از اعضای سازمان الفتح نماز نمیخواندند... 15"
وضعیت کنونی حزبالله
امروز، از لحاظ نظامی شاهد قدرتیابی روزافزون حزبالله میباشیم. گفته میشود؛ حزب از لحاظ تسلیحاتی مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران است و از لحاظ سختافزاری و تجهیزات نظامی، به عنوان یک جنبش از وضعیت مطلوبی برخوردار است. رئیس سازمان سیای آمریکا مدعی شده است که ایران 10-8 هزار موشک در اختیار حزبالله قرار داده است.16 اما ایمان، شجاعت، قدرت کمنظیر رزم و جهاد حسینی مهمترین سلاحهای حزبالله هستند که امروزه قدرت پوشالی چهارمین ارتش جهان را به سخره گرفته است.
از لحاظ سیاسی نیز حزبالله روز به روز قدرت بیشتری در لبنان مییابد.
حزبالله در سال 1992 توانست 8 کرسی را در پارلمان بدست آورد که این رقم در انتخاباتهای بعدای به 14رسید. در سال 2000، بیرون راندن اسرائیل از جنوب لبنان حزبالله را به عنوان سمبل مقاومت مطرح کرد. اما از سال گذشته و در روز سخنرانی سیدحسن نصرالله که با حضور میلیونی مردم لبنان همراه بود جهانیان شاهد قدرتنمایی حزبالله در پایان دادن به مسئله توسط حزبالله امری است که قلم از بیان عظمت آن عاجز است.