تاریخ انتشار : ۰۵ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۱  ، 
کد خبر : ۳۹۲۶۷

تابعیت از دست رفته


نعمت احمدی/وکیل پایه یک دادگستری
در هفته‌های گذشته در گیرودار تلاطم پرونده هسته‌ای و نوشتن نامه ریاست جمهوری به رئیس‌جمهور آمریکا و دغدغه انتخابات مجلس خبرگان فرصتی در مجلس شورای اسلامی ‌از دست رفت که باید بر این فرصت از دست رفته غبطه خورد، مجلس شورای اسلامی ‌درصدد آن بود که تابعیت طفلی را که از مادر ایرانی متولد شده است نیز به عنوان تبعه ایرانی به رسمیت بشناسد. برابر ماده ۹۶۴ قانون مدنی روابط بین ابوین و اولاًد تابع قانون متبوع پدر است مگر اینکه نسبت طفل فقط به مادر مسلم باشد که در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.
علاوه بر آن حسب ماده ۹۷۶ قانون مدنی که افراد تابعه ایران را بر می‌شمارد فقط فرزندانی که پدر آنها ایرانی باشد اعم از اینکه در ایران متولد شده باشند یا در خارجه ایرانی می‌شمارد. البته موارد خاصی ذیل ماده ۹۷۶ آمده که مقررات عام این ماده را در شرایطی تخصیص می‌زند و یا ماده ۹۷۹ شرایط خاصی را برای پذیرفتن تابعیت ایرانی در نظر گرفته است. ولی موضوع مورد نظر این نوشتار بحث دیگری است که با تاسف رای لازم نمایندگان را کسب نکرد. بیش از ۳۰ سال است که اتباع کشور افغانستان به لحاظ موقعیت کشور خود به ایران رفت و آمد می‌کنند.
با نبود آمار واقعی نمی‌توان از تعداد افاغنه ساکن در ایران گفت‌وگو کرد اما استان‌های شرقی و جنوب شرقی و بعضاً مرکزی ایران از نیروی کار افغانی انباشته است. از طرفی حضور مستمر و دائمی‌این افراد که بعضاً متولد ایران هم هستند با تکیه بر همزبانی و هم دینی و وجود مشترکات فرهنگی و دینی باعث شده که تعداد زیادی از این افاغنه در ایران ازدواج کنند و تعداد پسران ایرانی که با دختران افغانی ازدواج کرده‌اند کمتر مورد اشکال و ایراد واقع شود هر چند به ظاهر این ازدواج‌ها کم هستند اما ازدواج مردان افغانی با زنان و دختران ایرانی هم از نظر تعداد و هم از نظر آسیب‌های اجتماعی به شدت بحث‌انگیز است.
مضافاً به اینکه در ازدواج پسر ایرانی با دختر افغانی اگر فرزندی به دنیا بیاید هم برابر قوانین موجود اشکال اساسی پیدا نخواهد شد. هر چند موضوع ازدواج و ثبت واقعه ازدواج با زنان افغانی که عموماً فاقد شناسنامه هستند محل بحث است اما ازدواج مردان افغانی با دختران و زنان ایرانی که عموماً ثبت نمی‌شود و مهم تر اینکه با وقوع اختلاف بین زوجین ممکن است شوهر، زن ایرانی و فرزند بدون شناسنامه و هویتش را رها کند مسئله بغرنج و دردسرآفرینی است عوامل متعددی دست به دست هم داده است تا زنان و دختران ایرانی با مردان افغانی ازدواج کنند.
فقر، بالا رفتن سن ازدواج در مردان، تطمیع خانواده ایرانی، عدم برخورد مقامات مسئول و یا بهتر بگویم عدم امکان برخورد با اینگونه ازدواج‌ها و عوامل دیگری دست به دست هم داده و امروزه فرزندان زیادی حاصل این ازدواج‌های عموماً ناموفق فاقد هویت در جامعه رها شده‌اند که به لحاظ نداشتن شناسنامه فرزندان حاصل از ازدواج دختران ایرانی با مردان غیرایرانی عموماً به مدرسه نمی‌روند و باسواد نمی‌شوند. بعضی از دختران حاصل این ازدواج‌ها که به سن رشد می‌رسند همانند مادران خود به ازدواج ناخواسته دیگری دست می‌زنند که دو نسل فاقد اسناد سجلی مثبته وارد اجتماع می‌شوند. باید سرنوشت این افراد را در نظر گرفت، به فرزندان حاصل ازدواج‌های گذشته حداقل شناسنامه داد تا بتوانند در دنیای پرآشوب امروزی دارای هویت باشند.
۱ـ از نظر شرعی، اسلام دین جهان‌شمولی است و مرز نمی‌شناسد و بالطبع قواعد و مقررات داخلی کشورها نباید مقررات کلی اسلامی ‌را تحت‌الشعاع قرار دهد. به استناد آیه شریفه انما المومنون اخوه و یا عند اکرمکم عندالله اتقیکم مسلمانان همه برابر هستند و در موارد قواعد تابعیت نمی‌گویم که مقررات کلی آن را عوض کنید اما نیم‌نگاهی هم به اسلام داشته باشید.
می‌دانیم که دو رویه در جهان در مورد تابعیت وجود دارد. روش خون و دیگری روشن خاک. اسلام به روش خون نزدیک است ولی روش حقوقی حاکم بر قواعد حاکم بر تابعیت در قانون مدنی به روش خون آن هم صرفاً از ناحیه مرد نظر دارد هر چند با اختصاصات قواعد تابعیت نوعی روش مختلط بر سیستم تابعیتی ما حاکم است. اینکه بپذیریم بطن و نسل از مرد منتقل می‌شود خلاف سیادت اولاد حضرت رسول است چه نسل سادات از حضرت زهرا دختر حضرت رسول منتقل شده است و امروزه همه سادات از قبل وراثت از حضرت زهرا(ع) نسب به حضرت رسول می‌رسانند.
۲ـ از نظر مصالح مردم: اینکه حکومت چارچوب منظمی ‌در ورود و خروج اتباع بیگانه بنا به ملاحظات خاص زمانی نداشته و از باب شرعی و نوع‌دوستی کشور ایران بزرگترین مهاجرپذیر دنیا و از طرفی بزرگ‌ترین مهاجرفرست دنیا هم است آمار درستی در اختیار نداریم و از اعداد ۱ میلیون و دو میلیون مهاجر افغانی و عرب در ایران و بیشتر یاد می‌کنند. طبیعتاً گروهی از اینان که عموماً جوان بودند و به ایران آمده‌اند شرعاً ازدواج کرده‌اند و بالطبع فرزندانی دارند اعم از اینکه پدران اینان ترک زندگی خانوادگی کرده باشد و یا کماکان در ایران باشد. آیا درست است که به فرزندان ناشی از چنین ازدواجی شناسنامه داده نشود و به بهانه تابعیت مضاعف گروهی از فرزندان کشور که حداقل از مادر ایرانی به دنیا آمده‌اند را از هویت اجتماعی محروم کنیم.
به هر حال مادر این فرزندان ایرانی است باید کاری کرد که حداقل فرزندان‌شان بتوانند به تابعیت مادر خود درآیند. علاوه بر آن ظاهراً نزدیک به ۵ میلیون ایرانی مهاجر داریم و تعدادی از آنها در کشورهای دیگر اعم از نسل اول یا دومی‌ها به ازدواج افراد غیرایرانی درآمده‌اند و فرزندان آنها دوست دارند به تابعیت مادر خود در آیند. نگارنده در بروکسل به جوانی برخورد کردم که پدر عرب و مادر ایرانی داشت و دوست داشت به تابعیت کشور مادر خود یعنی ایران دربیاید و افتخار می‌کرد که ایرانی است. با اینکه در خانواده فارسی صحبت نمی‌کردند ولی توانسته بود فارسی را به خوبی یاد بگیرد.
اکثر نسل دومی‌ها فقط فارسی صحبت می‌کنند ولی نمی‌توانند بخوانند و بنویسند ولی این جوان با کوشش خود توانسته بود خواندن و نوشتن فارسی را یاد بگیرد و حتی به زبان فارسی شعر می‌گفت همه آرزوی او این بود که به تابعیت ایران دربیاید و بارها به سفارت ایران رجوع کرده بود. حتی نمی‌دانست که برابر ماده ۹۶۳ قانون مدنی. زوجینی که تبعه یک کشور نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین متبوع شوهر خواهد بود و وضع مادرش هم مسئله‌دار است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات