تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۳  ، 
کد خبر : ۳۹۲۷۱

زمان بازنگری(بخش پایانی)


پل راجرز / استاد مطالعات صلح در دانشگاه برادفورد آمریکا و مشاور گروه تحقیق آکسفورد.
مترجم: نیره محمودی
پس از انتخاب جورج بوش به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا و حادثه ۱۱ سپتامبر و همچنین با ظهور صهیونیسم مسیحی در آمریکا، اسرائیل با شدت بیشتری مورد حمایت قرار گرفت. افزون بر این اسرائیل دیگر صاحب قوی‌ترین نیروهای نظامی ‌منطقه بود، هرچند که تهدیدات جدیدی از سوی بمب‌گذاران انتحاری درون اسرائیل و موشک‌های جنوب لبنان، خود را بروز داده بودند. اما اسرائیل هیچ یک از این تهدیدات را نمی‌توانست به یک کشور دشمن نسبت دهد. همچنین هیچکدام از آنان با راه‌حل‌هایی آسان قابل رفع نبودند. علاوه بر این در دوران آریل شارون علاقه چندانی به توافق با فلسطینی‌ها وجود نداشت.
در اواسط دهه جاری فقط جامعه‌ای مقتدر و نظامی ‌شده برجای مانده بود که آسیب‌پذیری در آن به حسی رایج تبدیل شده بود. همچنین این موضوع که باید با تمام قوا در مقابل خطرهایی که جامعه اسرائیلی را تهدید می‌کند، به یک فرهنگ فراگیر تبدیل شده بود. پس از نزدیک به چند دهه نزاع، کشته شدن هزاران اسرائیلی، ده‌ها هزار عرب و آوارگی میلیون‌ها فلسطینی در سراسر خاورمیانه و فراتر از آن، اسرائیل همچنان از یک زندگی راحت در درون مرزهای فرضی خود محروم بود. این در حالی است که اسرائیل امیدوار بود بتواند با اتکا به قدرت محض نظامی ‌خود، دشمنان خارجی‌اش را از حرکت بازدارد.
تاثیر موشک‌های حزب‌الله نباید کوچک شمرده شود. این موشک‌ها دست‌کم از نظر توانایی با موشک‌های اسکاد عراق که در سال ۱۹۹۱ آمریکایی‌ها را مجبور کردند به منظور جلوگیری از درگیر شدن اسرائیل در اولین جنگ عراق تمام منابع خود را در این جنگ به کار گیرند، برابری می‌کنند. افزون بر این، موشک‌هایی که به حیفا و سایر شهرهای اسرائیلی اصابت کردند مستقیماً از سوی یک کشور دشمن پرتاب نشده‌اند، بلکه متعلق به دشمنی هستند که موقعیت مشخصی ندارد. اسرائیل طوری به این حملات واکنش نشان می‌دهد که با راهبردهای درازمدت این رژیم مطابقت داشته باشد. اسرائیل مستقیماً درصدد ضربه زدن به حزب‌الله نیست، بلکه تلاش می‌کند کل اقتصاد لبنان را هدف قرار دهد. با توجه به روند کنونی اسرائیل می‌خواهد این جنگ را تا زمان به پایان رسیدن مهمات حزب‌الله دهد. واشینگتن با هیچ یک از این حملات مخالفت نخواهد کرد.
این روند بر مبنای استراتژی‌های نظامی ‌اسرائیل گریزناپذیر است، اما بر اساس روند تحلیلی اوضاع اسرائیل به دو دلیل عمده برای این رژیم خطراتی نیز در پی دارد. اول این که ادامه این روند می‌تواند موج جدیدی از نفرت از اسرائیل و آمریکا را در سراسر منطقه ایجاد کند که به رادیکالیزه شدن بیشتر در سال‌ها و حتی دهه‌های آتی منجر خواهد شد. این وضعیت تنها توسط عده خاصی قابل شناسایی است.
رسانه‌های اروپایی به صورت محدودی اخبار مربوط به روستاهایی را که مورد حمله قرار گرفتند و شهروندانی که کشته شدند پوشش دادند و در آمریکا نیز در واقع به هیچ وجه به این وقایع توجهی نشد، این در حالی بود که الجزیره و سایر شبکه‌های خبری منطقه کاملاً رویدادهای مربوط به لبنان را بازتاب دادند. دومین دلیل برای اسرائیل بسیار خطرناک است. در هفته اول جنگ ما شاهد بودیم که موشک‌های دوربردتری به حیفا اصابت می‌کنند و یک موشک کروز ضدناو نیز توانست مدرن‌ترین رزمناو جهان را مورد اصابت قرار دهد. رزمناوی که احتمالاً به تمام امکانات دفاعی برای مقابله با حملاتی از این دست، مجهز بوده است. ممکن است که یک کشور ثالث در این میان نقش داشته باشد، اما به هر حال این موشک‌ها توسط حزب‌الله مورد استفاده قرار گرفته‌اند.
چنین تسلیحاتی و با پیچیدگی بیشتر هم اکنون به وفور در بازارهای جهانی در دسترس هستند. اسرائیلی‌ها مدت‌ها است که از این موضوع باخبرند و از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱ برای توسعه و تحقیقات ضدموشکی میلیون‌ها دلار هزینه کرده‌اند. اما نتایج آن کمترین تاثیر را بر توانایی‌های حزب‌الله داشته است و مسابقه بین‌المللی میان سیستم‌های موشکی و ضدموشکی همچنان بر همان روال پیشین در جریان است. روسیه و چین هر دو به طور گسترده‌ای خواهان توسعه بازارهای صدور سلاح خود هستند.
این تمایل ابتدا در جهت کسب سود بیشتر است و در درجه دوم متکی به منافعی است که تکثیر تسلیحاتی می‌تواند در جهت محدود کردن قدرت آمریکا و جانشینش در منطقه یعنی اسرائیل نصیب چین و روسیه گرداند. این انتظار وجود دارد که گروه‌های شبه‌نظامی ‌نظیر حزب‌الله (و شاید هم گروه‌های دیگری که هنوز تشکیل نشده‌اند) به سیستم‌های پیشرفته‌تری دست یابند که برد بیشتری داشته و بتوانند نه تنها مناطق شمالی اسرائیل بلکه تمام این کشور را مورد تهدید قرار دهند. بر این اساس اسرائیل و آمریکا احتمالاً تلاش می‌کنند که طی دهه آینده یا بیشتر حوزه کنترل پیشگیرانه خود را حتی تا فراتر از مرزهای اسرائیل گسترش دهند.
اما این مسابقه‌ای است که طرف پیروزی ندارد، مخصوصاً اگر حملاتی که به غیرنظامیان در لبنان شد در سایر نقاط منطقه نیز تکرار شوند. ترکیب انگیزه‌های خصومت‌آمیز با نوآوری‌های فنی و تکنیکی در نهایت طراحان نظامی ‌را با این موضوع مواجه خواهد ساخت که این رژیم در روندی که به نابودی خودش منجر خواهد شد، وارد شده است.
اسرائیل مجبور خواهد شد که در تحلیلی نهایی در پارادایم امنیتی خود بازنگری کرده و به طور فزاینده‌ای با حزب‌الله، حماس و دیگران وارد تعامل شود. واکنش گسترده به حزب‌الله که هر روز در لبنان حضور آشکارتری می‌یابد، با تمام پیامد‌های انسانی‌اش ممکن است آخرین نمونه از «تفکر کهنه» اسرائیلی باشد. حتی اگر اینچنین باشد، هر نوع تحولی دربرگیرنده روندی طولانی و همراه با درد خواهد بود. اما این تحول در نهایت به وقوع خواهد پیوست و می‌تواند پیش درآمدی برای یک صلح عادلانه و بادوام باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات