تاریخ انتشار : ۲۳ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۰  ، 
کد خبر : ۳۹۲۸۱

بازگشت واقعی فرانسه به ناتو؟


ایمانوئل والراشتاین
نیکلاسارکوزی رئیس جمهور فرانسه از سلوکش در آمریکاگرایی عدول کرده است.
او در سال 2007 برای ملاقاتی صمیمانه با جورج بوش رئیس جمهور آمریکا راهی کنبونکپورت شد. از آنجا که هیچیک به زبان دیگری سخن نمی گفتند به مترجمانی نیاز داشتند. بنابراین شاید من اجازه داشته باشم تا آنچه را که میان آندو گذشته است ترجمه و تفسیر کنم. بله، سارکوزی در مقایسه با برخی از اسلافش از گفتمانی استفاده می کند که به گوش آمریکایی ها دلپذیرتر است. بله اکنون فرانسه سابقا قابل اعتماد با صدراعظمی محافظه کار است که بیش از فرانسه سابقا ضدآمریکایی غیرقابل اعتماد برای دولت آمریکا دغدغه آفرین شده است. بله، به نظر می رسد که سارکوزی از همان لفظ و لحنی که آمریکا درباره ایران، افغانستان و اسرائیل استفاده می کند با بوش اشتراک دارد. اما پاره ای ملاحظات اندک را که بی سر و صدا به درون این گفتمان خزیده است در نظر بگیرید. فرانسوی ها 800 نیروی دیگر را به افغانستان، آنهم به مناطق شرقی، اعزام می کنند. این امر، به برخی نیرو های آمریکایی امکان می دهد تا به جنوب که به راستی منطقه ای خطرناک است، اعزام شوند.
کانادایی ها بر اعزام نیرو های کمکی به جنوب که خود در آنجا هستند اصرار ورزیده اند و گفته اند که در غیر این صورت از این منطقه خارج خواهند شد. آلمانی ها، بریتانیایی ها و هلندی ها همگی از فرستادن نیرو هایشان به جنوب امتناع ورزیده اند. به همین دلیل، رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا اقدام آنها را تقبیح کرد. اینک فرانسه به آرامی این امکان را به آمریکایی ها داده است تا ماموریتی را که از دیگران خواسته بود به انجام برسانند. چه روحیه سخاوتمندانه ای! بله، فرانسه در اجلاس ناتو (بخارست) به پیشنهاد آمریکا برای استقرار سامانه دفاع موشکی در لهستان و جمهوری چک رای موافق داد. اما فرانسه با خودداری از دادن اجازه عضویت اوکراین گرجستان در ناتو و پیشروی به سوی سرزمین هایی که تحریک کننده روسیه است جانب آلمان، بریتانیا، کشور های بنلوکس، اسپانیا و ایتالیا را گرفت، بنابراین فرانسه به جورج بوش اجازه داد که مستقیما در برابر ولادیمیر پوتین بخت خود را درباره حل این مساله بیازماید. چه روحیه سخاوتمندانه ای! فرانسه اعلام کرد که شریکی «تمام و کامل» در ناتو خواهد شد چرا که آمریکا از اصول ایجاد «نیروی واحد دفاع اروپایی» حمایت می کند و این پیمان همیشه به نحوی با ناتو در ارتباط خواهد بود. با توجه به اینکه آمریکا در 20 سال گذشته با چنگ و دندان علیه ایده ایجاد نیروی واحد دفاع اروپایی مبارزه کرده است به نظر نمی رسد که این یک شرط کوچک میان آمریکا و فرانسه باشد. درست است که بوش در اجلاس اخیر ناتو در بخارست شفاها از این ایده حمایت کرد اما همانطور که لوموند در سرمقاله 4 آوریل خود باعنوان «فرانسه و ناتو» هشدار داد، سخنرانی بوش تنها یک سخنرانی بود. در سر مقاله لوموند آمده: «آقای سارکوزی پیش از لغو تصمیم 1966 (مبنی بر خروج فرانسه از فرماندهی ناتو) باید ضمانت هایی واقعی از آمریکا بگیرد نه فقط یک سخنرانی.» به هر حال، سارکوزی در سخنرانی اش در بخارست گفت که نیروی دفاع اروپایی هم «آرزو» و هم «اولویت» وی است. بنابراین آشکار است که این مساله هنوز حل نشده است. 7 مارس 1966 هنگامی که ژنرال دوگل از ساختار فرماندهی ناتو خارج شد، کار بزرگی را به انجام رساند. همه نیروهای آمریکایی و مقر ناتو از فرانسه منتقل می شد. البته این تصمیمی ناگهانی نبود.فرانسه سال ها پیش آرام آرام از ساختار فرماندهی ناتو خارج شده بود. زمانی که فرانسه تسلیحات هسته ای خود را منفجر کرد دوگل اعلام کرد از این سلاح ها برای حمایت همه جانبه از فرانسه استفاده می شود اما شنیدن این واقعیت برای آمریکا خوشایند نبود. با این حال، دوگل محتاطانه گفت که فرانسه بخشی از ناتو باقی می ماند - یک عضو مستقل ناتو که نیرو هایش تحت فرماندهی آمریکا نخواهد بود. همانطور که روند خروج از فرماندهی ناتو تدریجی بود بازگشت آن نیز همینگونه بوده است. این ژاک شیراک بود، نه سارکوزی، که در سال 1995 با الحاق فرانسه به کمیت نظامی ناتو این روند را از سرگرفت. همانگونه که می بینیم فرانسه از این مرحله فراتر نرفته است. به همان نحوی که فرانسه هرگز خارج از ناتو نبود، اکنون نیز به طور کامل در آن نخواهد بود. پس هدف از نمایش پرسر و صدای تغییر این سیاست چیست؟
لوموند سرمقاله خود را با عبارت «سمبل ها مهم هستند» آغاز کرد.
دوگل یک سخنرانی نمادین داشت- درباره سیاست خارجی مستقل فرانسه سارکوزی امروز می خواهد چه چیزی را نمادین کند؟ همانطور که لوموند خاطرنشان کرده، این بازگشت مجدد به فرماندهی ناتو - با همه تاثیرات و اهدافش - نخواهد بود زیرا فرانسه تاکنون تا حد زیادی به ناتو بازگشته است. دو پاسخ احتمالی برای این پرسش وجود دارد. از یک سو، سارکوزی تحولی در نسل راست فرانسه ایجاد کرده است. او وقتی به قدرت رسید همه کادر باقیمانده گلیست ها با وی مخالف بودند. به نظر می رسد، سارکوزی می کوشد تا حضور دائمی دوگل در واقعیات سیاسی فرانسه بزداید و وی را به شان یک موزه نشین تنزل دهد. احتمالااین بازی برای سارکوزی خطرناک خواهد بود زیرا وجهه و جایگاه دوگل احیانا 10 سال دیگر یا بیشتر بر بسیاری از راست ها سایه خواهد افکند.
پاسخ احتمالی دیگر آن است که سارکوزی تلاش می کند که میراث گلیست را در خفا به ثمر و حد اعلابرساند. آشکار است کهنیروی واحد دفاع اروپا در لحن و بیان کاملاگلی است و به طور شفاهی می توان هر تضمینی درباره نحوه عملکرد این نیروی واحد داد و اطمینان داد که هرگز با ناتو مخالف نخواهد بود. اما واقعیت آن است، زمانی که این نیرو تشکیل شد، احتمال دارد اروپایی ها رای به انحلال ناتو بدهند و در کنار اتحادیه اروپا و یورو یک نیروی مسلح موثر نیز داشته باشند و چه بسا این نیروی مسلح با روسیه مصالحه کند. در هر صورت هنوز بسیار زود است که نومحافظه کاران آمریکا از بازگشت فرانسه به دسته آنها ابراز خرسندی کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات