تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۹۳۶۱

شورشیان در اتاق انتظار کرزاى


مهین‌السادات صمدى
در کشور افغانستان که ترور، انفجار و حمله مسلحانه امرى عادى شده است حمله هشتم اردیبهشت به جشن ملى این کشور و سوء قصد به کرزاى نباید یک امر عادى تلقى شود. ناامنى که این حادثه براى پایتخت افغانستان به ارمغان آورد نیز از جنس ناامنى و شورش هاى ۶ سال دوران اشغال این کشور نیست. باید از زبان خود افغان ها شنید که حمله به بزرگترین جشن ملى این کشور چه ضربه اى بر پیکر امنیت این کشور وارد کرده است. این اتفاق ابعاد روانى، سیاسى و امنیتى گسترده اى به خود گرفت . بخشى از پیامدهاى این رویداد اکنون درداخل افغانستان بروز و ظهور کرده است و بخش دیگر آن انتظار مى رود در روزهاى آینده در نگاه قدرت هاى خارجى و بازیگران غربى نمایان شود. در داخل افغانستان اکنون این رویداد شکاف و دودستگى جدى را میان احزاب و جناح هاى سیاسى این کشور ایجاد کرده است. در این چند روز آهنگ نقد و انتقاد ها از دولت کرزاى حالتى عریان و بى پروا به خود گرفته است به گونه اى که گروه جدیدى از افراد حاضر در جبهه ائتلافى کرزاى عزم رفتن به جانب اپوزیسیون را کرده اند. در آن سوى پایتخت، مقر فرماندهى ناتو و آمریکا بعد از این حادثه زیر فشار خرد کننده قرار گرفته است.
اصل ماجرا چه بود؟
در جنگ ۶ ساله افغانستان این بزرگترین عملیات شورشیان طالبان بود. آنها که از ابتدا عملیات هاى نظامى خویش را با هدف به هم ریختن فضاى روانى جامعه خسته افغانستان پیش مى برند این بار در عملیات خویش توانستند نه تنها مردم افغانستان که افکار عمومى کل جهان غرب را تحت تأثیر قرار دهند.
شورشیان طالبان در یک سال اخیر بار ها از طریق حمله انتحارى پایتخت افغانستان را هدف قرار داده اند و چندین عملیات سوءقصد علیه مقام هاى ارشد این کشور طراحى کرده اند که وزیر دفاع در پارلمان این کشور اعتراف کرد که فقط در سه مورد از این عملیات ها خود وى مورد سوء قصد قرار گرفته است. فقط درسال گذشته آنان هفده حمله انتحارى، صد و بیست و پنج حمله زمینى، صد و پانزده انفجار و بیش از هزار حمله موشکى علیه مقر نیروهاى افغان انجام داده اند و طبق گفته عبدالرحیم وردک وزیر دفاع ۶۱۱ تن از نیروهاى ارتش ملى قربانى این حملات بودند.
اما اتفاق هشتم اردیبهشت رویدادى وراى این حوادث بود.
طالبان براى اجراى نقشه خویش روزى نمادین را انتخاب کردند، روزى که در نظر افغان ها تاریخ این سرزمین برش تازه اى مى خورد، هشتم ثور خاطره دو فتح بزرگ را براى افغان ها دارد فتح و غلبه نظامى بر ارتش سرخ و فتح کابل توسط گروه هاى جهادى. اگرچه طالبان را در عالم ایدئولوژى هیچ نسبتى با این دو رویداد نیست زیرا آنها به رخ هر دو گروه از فاتحان دو جنگ شمشیر کشیده اند اما در انتخاب روز هشتم ثور این گروه به حرکتى پرمعنا دست زد تا خاطره سومین شکست تاریخى یعنى شکست ارتش آمریکا و ناتو را هم بر آن فهرست تاریخى بیفزاید و از این رهگذر نگاه یأس آلود و سردرگم مردم افغانستان را متوجه یک دگرگونى در عقربه سیاست این سرزمین کند.
بنابراین برخلاف آنچه از ظاهر حادثه برمى آمد هدف طالبان فقط کرزاى نبوده است. به تعبیر زیباى یک تحلیلگر عرب گلوله هایى که از اسلحه یک مهاجم به مراسم شلیک شد به ظاهر جان و جایگاه کرزاى را هدف گرفت اما مقصد واقعى آن خیل دیپلمات هایى بودند که هر کدام نمایندگى یکى از ۲۶ کشور عضو ناتو را در جنگ افغانستان یدک مى کشند و با آنکه آنها از این حمله جان سالم بدر بردند اما کابوس ناامنى اکنون بر سر مقرهاى فرماندهى همه یگان هاى ارتش ناتو سایه افکنده است.
کافى است به فهرست مهمانان مراسم نگاه شود ویلیام وود سفیر آمریکا به اتفاق رؤساى قواى سه گانه افغانستان، رهبران جهادى، دیپلمات هاى خارجى، فرماندهان ناتو و شخصیت هاى سیاسى از زمره حاضران در این مراسم بودند که در فرداى هشتم ثور با موجى از پرسش و انتقاد در رسانه هاى کشور متبوع خویش روبرو شدند.
هیچ اتفاقى به اندازه هشتم ثور نمى توانست ضعف نیروهاى دولتى و لشکر پر سازوبرگ ناتو را در باتلاق افغانستان آشکارسازد. بویژه حقایق ناگوارى که از حاشیه این مراسم رسانه هاى گروهى به جهان مخابره کردند ضربه اى بزرگ بر عزم و اراده هم ارتش ناتو و هم ارتش نوپاى افغانستان وارد کرد. تصویرهایى که از فرار و دستپاچگى ژنرال ها و تفنگدارانى حکایت مى کرد که نشان پاسبانان صلح در کشور افغانستان را بردوش دارند.
نشانى بزرگ از ناپایدارى اوضاع
شاید خود مهاجمان هم تصور نمى کردند که حمله هشتم ثور این اندازه آسمان تیره سیاست افغانستان را براى ناظران جهانى شفاف سازد. حمله به کرزاى در وضعى رخ داد که محافل افغان درگیر مجادله عمیق بر سر دو موضوع استراتژیک در باره آینده این کشور هستند: مجادله بر سر توانایى دولت کرزاى در کنترل امور کشور بویژه تأمین امنیت و دوم بحث بر سر کارآمدى نیروهاى اشغالگر خارجى. همه تلاش آمریکا و ناتو در ششمین سال جنگ افغانستان این بود که شورش ها را ناچیز و ناامنى ها را محدود جلوه دهند. گزارش یکطرفه از میدان هاى جنگ باعث مى شد که هیچ کس تصویر درستى از موقعیت دو طرف جنگ بدست نیاورد.
دامنه این پنهانکارى تا آنجا بود که کارلوس برانکو سخنگوى نیروهاى چندملیتى (آیساف) چند روز پیش از این واقعه ادعا کرده بود که بخش هایى که دولت افغانستان بر آن کنترل ندارد بسیار اندک است و این مناطق در کنترل گروه طالبان نیز قرار ندارد. برانکو گفته بود: دامنه اقدام ها تروریستى در افغانستان بسیار محدود شده است. در چهار ماه اخیر در سى و هشت درصد شهرستان هاى افغانستان درگیرى هاى مسلحانه روى داد اما در شصت و هشت درصد شهرستان هاى این کشور ما شاهد هیچ گونه درگیرى مسلحانه نبوده ایم.
اما اکنون این تصویر آشفته از جنگ با هر گزارشى مخدوش تر مى شود تا جایى که در یک روز دولت افغانستان ادعا کرد که فقط بر پنج درصد اراضى این کشور کنترل ندارد و چندى بعد گزارش اداره امنیت ملى آمریکا اعلام کرد دولت افغانستان فقط بر ۳۰ درصد خاک این کشور کنترل دارد. با این اتفاق اکنون بسیارى از واقعیت ها روشن شده است و کفه این مجادله بزرگ در داخل و خارج افغانستان به سمت منتقدان کارنامه جنگى بوش و متحد او درکابل تغییر کرده است. تصویرهاى این حادثه مدرکى شد که راه را بر انکار واقعیت هاى جنگ بست. اما بیش از همه در این باره گزارش خبرگزارى رویترز از کابل قابل تأمل بود که نوشت ۶۶ درصد افغان ها از افسردگى یا اختلالات روانى رنج مى برند. این گزارش تأکید مى کرد که نفرت و نارضایتى توأمان دامن آمریکا ودولت کرزاى را گرفته است. گزارشگر رویتر نوشته بود : وضع روحى و روانى بسیارى از افغان ها را مى توان به دسته اى هیزم بسیار خشک تشبیه کرد که با کوچکترین جرقه اى مشتعل و به آتش کشیده مى شود. وضع روانى این مردم بر عملکرد بسیارى از نهادها، دولت و پارلمان تأثیرگذار است. شمارى از مردم افسرده به مصرف مواد مخدر تمایل پیدا مى کنند و شمارى دیگر از فقر و بیکارى توسط باندهاى طالبان جذب مى شوند و این چرخه شومى است که مردم افغانستان با آن دست به گریبانند.
به هر حال اعترافات مدیران کرزاى و بیانیه هاى ناتو و آمریکا در فرداى حادثه همگى دلالت براین داشت که واقعه هشتم ثور مى تواند نقطه عطف تازه اى در کارزار سیاسى این کشور باشد.
وزیر دفاع افغانستان گفت حمله تروریستى به جشن هشتم اردیبهشت در کابل وجهه ملى و بین المللى دولت و نیروهاى امنیتى افغانستان را خدشه دار کرد. در همان حال بسیارى از شبکه هاى انگلیسى گزارش دادند که این حمله تردید بعضى اعضاى ناتو براى ادامه جنگ را دوباره دامن زده و احتمال خروج شرکت هاى فعال در افغانستان از این کشور را شدت بخشیده است.
تاحدى که گزارشگر شبکه الجزیره نوشت حمله در جایى انجام شد که چند ماه پیش نیز تنها هتل پنج ستاره افغانستان در آن مورد حمله واقع شد. چنان که پس از حمله چند ماه پیش به هتل پنج ستاره در مرکز کابل، بسیارى از اتباع کشورهاى غربى تصمیم گرفتند افغانستان را ترک کنند.
دست کم از تصمیم هاى شتابزده اى که در فرداى حمله، آمریکا و شوراى امنیت گرفتند مى توان وضع فاجعه گونه افغانستان را فهمید. شوراى امنیت سازمان ملل متحد با صدور بیانیه اى این حمله تروریستى را که در آن سه تن جان باختند بشدت محکوم کرد. در بیانیه شوراى امنیت از تمام کشور ها خواسته شدتا با دولت افغانستان براى مجازات تروریست ها و سازمان دهندگان و تأمین کنندگان آنها همکارى کنند. اعضاى شوراى امنیت همچنین درخصوص تهدیداتى که طالبان، القاعده، گروه هاى مسلح غیر قانونى، جنایتکاران و دست اندرکاران قاچاق تولید و مواد مخدر براى مردم افغانستان و امنیت این کشور به دنبال دارند هشدار داد.
به دنبال آن آمریکا ضمن تصویب بیانیه اى در شوراى امنیت براى تشکیل جبهه حمایت از کرزاى براى نخستین بار طى سال ها اشغال افغانستان، نیروهاى تفنگدار خود را به این کشور اعزام کرد.
جدال بر سر ادامه ریاست کرزاى
واکنش آمریکا وناتو به اتفاق هشتم ثور اعزام یگان هاى تازه نفس نظامى بود اما واکنش گروه ها و جناح هاى سیاسى افغان به این ماجرا گشودن پرونده سنگین بازخواست از کرزاى و مدیرانش شد. وزیران کشور، دفاع و رئیس اداره امنیت ملى افغانستان در مجلس نمایندگان این کشور استیضاح شدند. در پایان استیضاح که رأى گیرى شد «عبدالرحیم وردک» وزیر دفاع، «ضرار احمد مقبل» وزیر کشور و «امرالله صالح» رئیس اداره امنیت ملى افغانستان هر چند از ترکش بحران هشتم اردیبهشت جان سالم بدر بردند و سلب اعتماد نشدند اما این جلسه خود آتش اختلافى بزرگ را شعله ور ساخت.
دعواى بزرگى که از مدت ها پیش میان چهره هاى جهادى افغانستان با دولت کرزاى بر سر نحوه عملکرد او و ناکامى هاى ناتو بروز کرده بود با این اتفاق وارد مسیر غیرقابل بازگشتى شد. همه این اختلافات در تریبون پارلمان که اکنون پایگاه منتقدان کرزاى شده است تبلور مى یابد. در روز استیضاح وزیران دفاع و امنیت کرزاى هیچ پاسخ قانع کننده اى براى منتقدان نداشتند. آنها تریبون استیضاح را به جنگ تسویه حساب با منتقدان تبدیل کردند.
سخنان رئیس اداره امنیت ملى افغانستان در باره دلایل پیشروى طالبان همان توجیهاتى بود که قبل از این از زبان سخنگویان ناتو بیان شده بود. بدترین بخش این ماجرا آنجا بود که مدیران کرزاى به تهدید منتقدانشان پرداختند.
اما درگیریهاى پارلمان بخشى از دو حادثه مهمى است که در واقع سرلوحه رویدادهاى افغانستان را در سال ۲۰۰۸ تشکیل مى دهند. رویداد نخست همانا اولتیماتوم نانوشته اى است که افغان ها به نیروهاى بین المللى و دولت کابل براى برقرارى امنیت دراین سال داده اند. چنان که در گزارش رویترز و دیگر رسانه هاى غربى نیز آمده است: کاسه صبر مردم لبریز شده است و در وضع انفجار آمیز داخل افغانستان، ارتش ناتو و نیروهاى کرزاى با زمان اندکى براى به انجام رساندن مأموریت خویش روبرو هستند. کرزاى و وزیر دفاعش وردک هنوز نخستین وعده خویش براى ایجاد ارتش ملى افغانستان را به انجام نرسانده اند و افغان ها همچنان در برابر طالبان بى پشتوانه مانده اند.
اما رویداد دوم در مبارزه انتخاباتى براى ریاست جمهورى آینده افغانستان نمایان خواهد شد. دعوا برسر رهبرى آینده که از مدت ها قبل شروع شده بود اکنون با این حادثه وارد مرحله جدى ترى شد. آمریکا و شوراى امنیت نیز با همین انگیزه صف حمایت از کرزاى را تشکیل دادند. این حادثه چشم انداز حضور کرزاى در انتخابات را با دشوارى روبرو کرد. رئیس جمهور افغانستان که سال ۲۰۰۷ یکى از خونین ترین سال ها را گذراند اکنون در سال جدید با وضع بغرنج ترى روبرو است. رئیس جمهورى افغانستان پیش از این گفته بود که در سال ۲۰۰۹ براى یک دوره دیگر در انتخابات ریاست جمهورى شرکت مى کند. کرزاى اکنون یک تغییر لحن داده است و سعى مى کند واقعیاتى که تا دیروز پذیرش آنها را سخت مى دید این بار اعتراف کند. او به صراحت گفته است که طالبان اکنون قدرت گرفته اند هرچند اضافه مى کند که آنها بدون حمایت دیگران قدرتى نخواهند داشت. در سالى که پیش روست کرزاى چند مأموریت مهم پیش رو دارد و بخت سیاسى آینده او نیز بسته به انجام این مأموریت ها است. شاید یکى از جدى ترین تکالیف کرزاى قطع منابع خارجى طالبان بویژه پیوندهاى این گروه با جریان هاى داخل پاکستان باشد.
کرزاى در این باره در پاسخ به سؤال منتقدانش که اقرارکرده همه چیز درباره فرداى افغانستان بستگى به این دارد که منابع حمایت از افراطى گرى در منطقه پایان یابد و اگر این کار را نکنیم، تصویر، سیاه و ملال انگیز خواهد بود؛ هم براى پاکستان و در نتیجه براى افغانستان. دیگر تغییر لحن کرزاى که درست در آستانه سوء قصد صورت گرفت این بود که او براى نخستین بار جبهه آمریکا و ناتو را زیر سؤال برد.
کرزاى در نطقى که با استقبال منتقدانش روبرو شد گفت که افزایش نیرو تنها راه چاره افغانستان نیست و ناتو و آمریکایى ها در این جنگ باید صریح و صادق باشند. او با این گلایه منتقدانش همنوا شد که غرب در تعهداتش براى افغانستان و قولى که براى بازسازى این کشور و نیز ایجاد ارتش ملى داده بود صادق نبوده است. این سخن کرزاى مى تواند مجوزى براى کلیه نیرو ها و احزاب افغانستان باشد تا اولتیماتوم خویش را براى ایجاد ارتش ملى و نیز بازسازى افغانستان به عنوان دو اصل مصوب در اجلاس بخارست ناتو با جدیت پیگیرى کنند. اما هنوز هیچ نشانه اى از این نیست که کرزاى قصد تغییر در تصمیمى که براى سال ۲۰۰۹ و تصدى دوره دیگر ریاست جمهورى گرفته است داشته باشد. او همچنان مى گوید: من کارهایى دارم که باید به انجام برسانم و تعهداتى بر دوشم بوده که به انجام نرسانده ام.
اما بدون شک کرزاى براى رسیدن به این هدف دشوار باید از سد بلندى از رقبا عبورکند که اکنون در ائتلافى به نام «جبهه ملى» گرد آمده اند جبهه اى که اساساً فلسفه تشکیل خود را ناکامى آمریکا وناتو در اداره امنیت افغانستان قرار داده است. این جبهه به رهبرى «برهان الدین ربانى» در کابل پایتخت این کشور رسماً اعلام موجودیت کرده است. در این تشکل سیاسى شمارى از مجاهدین سابق، فعالان سیاسى فعلى و پیشین افغانستان حضور دارند.
خود ربانى تشکیل این تشکل را با ترکیب کنونى آن به عنوان گامى جدید و تجربه نو در حیات ملى و سیاسى کشور دانسته و اظهار داشته است : تجربه نشان داده زمانى که بحران سنگین امنیتى، اجتماعى و سیاسى دامنگیر کشور ها مى شود عبور از آن به تنهایى امکان پذیر نیست. به باور رهبران این جبهه دوران مهلت کرزاى و پروژه آمریکا به اتمام رسیده است. ربانى مى گوید: پس از حضور جامعه جهانى هنوز هم بر بستر بحران حرکت مى کنیم بطورى که امنیت و ثبات سیاسى تکمیل نشده است. بحران بى اعتمادى هنوز خاتمه نیافته و وضع اقتصادى و اجتماعى مردم خوب نشده و آتش نفاق قومى و جناحى درحال زبانه کشیدن است.
نکته قابل تأمل این است که این جبهه شعارهاى خویش را بر پایه اى قرار داده است که نارضایتى مردم متوجه آنها است. آنها مى گویند: ضعف دولت در حل بحران و ظهور مافیاى فساد به اعتراف برخى مسئولان عالى رتبه دولتى، تهدید جدى امنیتى را متوجه کشور کرده است. در این جبهه کرزاى با چهره هاى شاخصى رقابت مى کند که هر کدام مى توانند یکى از مدعیان جدال انتخاباتى ۲۰۰۹ باشند چهره هایى مانند احمدضیاء مسعود، برهان الدین ربانى، قاسم فهیم، محمد یونس قانونى، و...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات