امین بیطرف
مشارکت سیاسی در جمهوری اسلامی بر اساس احکام و موازین اسلامی طراحی شده است. اسلام، علاوه بر بعد فردی انسانها بر ابعاد اجتماعی آنها نیز توجه کرده است و مسأله مشارکت سیاسی و دخالت افراد در سرنوشت اجتماعی خویش، امری مورد توجه است. البته واژه مشارکت در آیات و روایات به صورت مشخص مطرح شده است و دارای کلمات و مفاهیمی است که بیانگر مشارکت مردمی و تأیید و امضای مشارکت و همچنین تشویق آموزههای دینی به طرف مشارکتهای مردمی است. برای بیشتر قابل فهم شدن این جملات، به صورت مختصر و کوتاه به برخی از آیات و روایات در این خصوص اشاره میکنیم: به طور مثال، از آیه شریفه: «إنَّ الله لایُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأنفُسِهِم» (رعد – 11) استفاده میشود که علاوه بر اراده الهی در سرنوشت انسان، اراده خود آدمی تأثیر بسیاری دارد و انسان است که سرنوشت خود را رقم میزند. همچنین آیاتی که در خصوص لزوم شورا (آل عمران – 3) وارد شده است، بر اهمیت مشارکتهای مردمی در امر حکومت دلالت میکند.
حضرت پیامبر صلیاللهعلیهوآله نیز در موارد مختلف بر اهمیت حضور مشارکت مردم تأکید فرمودند؛ از جمله در زمان آخرین حجشان در مسجد حنیف منا مردم را به چند نکته مهم سفارش کردند:
1- اخلاص در عمل برای خدا؛
2- نصیحت به زمامداران؛
3- التزام به کیان اجتماعی؛
4- برادری؛
5- برابری خونها و جانها؛
6- حق مشارکت برای همه در قراردادهای اجتماعی و میثاق مشترک عمومی. (جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، قم، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1371، ح 2، ص 461)
از این مطلب فهمیده میشود که حکومت حضرت، همگان را به مشارکت در امر حکومت دعوت کرده و خواستار نصیحت زمامداران و مشارکت در امر کشورداری شده است. گرچه براساس آموزههای شیعه پس از حضرت رسول خدا صلیاللهعلیهوآله، حضرت علیهالسلام از طرف خداوند بر حکومت منصوب شده و خود حضرت نیز به آن تأکید میکردند؛ اما آن حضرت، حضور مردم و درخواست آنها برای رهبری را علت پذیرفتن رهبری اعلام کرد؛ به طوری که تحقق عملی حکومت را منحصر به خواست و اراده مردم کردند و مشارکت آنها را موجب حکومت بیان نمودند. بدین ترتیب، نگرش شیعیان به مشارکت سیاسی با تجربههای تاریخی از ناحیه پیشوای معصوم همراه شد و شیعیان، اولاً اصل حضور و مشارکت سیاسی را لازم و ضروری دانستند و ثانیاً، این مشارکت را تنها در راستای فرامین و آموزههای الهی، موجه و معتبر شمردند و ثالثاً، مشارکت عمومی را تنها زمانی قابل قبول شمردند که رأی و اراده مستقیم الهی درباره مصداق معینی اعلام شده باشد.
مشارکت سیاسی در جوامع اسلامی به علل مختلف، از جمله استبداد داخلی و بهرهکشیهای استعمار خارجی نتوانسته است به صورت مثبت و قابل قبولی ظاهر شود. گرچه در مقابل حاکمان غیرمتعهد و مستبد، مشارکتهای منفی محقق شده است. این نوع از جهتگیریهای سیاسی اجتماعی در بین مسلمانان که به صورت جنبش و نهضت علیه حاکمان مستبد تبلور یافته است، حاکی از آموزههای اسلامی است که مسلمانان را به دخالت در امور اجتماعی و سیاسی خود فراخوانده است.
البته در این مختصر، در پی اثبات و یا تشریح مشارکت سیاسی در اسلام نیستیم؛ بلکه به مناسبت بحث مشارکت، به صورت گذرا به دیدگاه اسلام نیز اشاره میکنیم. لازم است در همین جا برخی از مبانی و دلایل مشارکت مردم در نظام اسلامی را ذکر کنیم که مهمترین دلایل آن بدین قرار است:
1- حق آزادی تعیین سرنوشت، شرط تحقق هدف خلقت است و این امر در صورتی کامل است که در عین اختصار و آزادی انسان، اراده وی دخیل باشد. حتی در غیر اینصورت، ثواب و عقاب نیز برایش معنا ندارد. حال که انسان به لحاظ تکوینی آزاد آفریده شده، به لحاظ حقوقی و اجتماعی نیز آزاد است.
2- حکم عقل به آن: جامعه اسلامی همواره باید از تعادل و توازن در رفتار سیاسی و اجتماعی برخوردار باشد و از مهمترین نشانههای تعادل، وجود رضایت و مقبولیت در امور سیاسی در بین مردم است و لذا عقل حکم میکند برای ایجاد تعادل، به مشارکت عمومی کمک کرد.
3- مشارکت مردم، ضامن بقای نظام اسلامی است و حتی این مشارکت، ضامن بقای هر نوع رژیمی است؛ چون بدون حضور مردم، امکان ادامه برای نظام نیست.
4- انجام برخی وظایف دینی مثل «امر به معروف و نهی از منکر» و نکوهش «بیتفاوتی در جامعه دینی»، مقدمهای برای لزوم مشارکت سیاسی است؛ چون در صورت عدم مشارکت، امکان انجام این امر وجود ندارد.
5- در سیره معصومین علیهمالسلام نیز مشارکت سیاسی در صورتهای مختلف، نظیر بیعت، مشورت و دعوت به نصیحت ملوک دیده شده است که تأسی به آن در جامعه اسلامی لازم است.
مکانیزمهای مشارکت سیاسی در اسلام
در اسلام، مشارکت در امر حکومت به طبقه و قشر خاصی اختصاص ندارد؛ بلکه همگان براساس صلاحیتهایی که دارند، میتوانند مشارکت کنند و این مشارکت میتواند در عرصههای مختلف و سطوح گوناگون به ظهور رسد مشارکت سیاسی در اسلام از دو زاویه قابل بررسی است.
الف) مشارکت سیاسی ایجابی، بر اساس این مشارکت، مردم تلاش میکنند، طبق روشها و برنامههای اعلام شده حرکت کنند و حضور و تصمیم خود را در دورن چارچوبهای از قبل پیشبینی شده اعلام نمایند. این نوع مشارکت در گذشته کمتر بوده، اما در دوران معاصر مورد توجه و تأکید فراوان قرار گرفته است. مکانیزمهای این نوع مشارکت در ادبیات اسلامی، فرایند «بیعت» و «انتخاب» ذکر شده است.
ب) مشارکت سیاسی سلبی: در این نوع مشارکت، ساز و کارهای معمولی، مورد اعتراض و نفی قرار میگیرد. از جمله مصادیق آن میتوان به نظارت با ابزارهایی نظیر امر به معروف و نهی از منکر، مشورت و نصیحت ائمه مسلمین اشاره کرد. نکته دیگری که پس از پذیرش اصل مشارکت سیاسی در اسلام مطرح میشود این است که مردم در چه محدودهای حق مشارکت و انتخاب دارند؟ آنچه مسلم است، این است که جامعه دین مدار، پس از انتخاب مذهب و دین خاص خود، خویشتن را در پرتو شعاع موازین و معیارهای مذهب مزبور قرار میدهد و تعیین آن موازین و معیارها را طبق روش معهود عقلانی، از طریق دین شناسان خود به انجام میرساند. چنان که مردم ایران اسلام و مذهب شیعه رأی داده و خواستار حرکت سیاسی جامعه بر این نحو شدند.