تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۳۹۳۸۲

ظهور نهادهاى مدنى شیعه در عراق


پوراندخت مجلسى
سرنخ هاى تازه اى از اهداف سیاسى عملیات آمریکایى ها در مناطق شیعه نشین عراق بدست آمده است. مدارک جدید که از سوى خود منابع آمریکایى فاش شده است دلالت براین دارند که سفارت آمریکا گزارش هایى را به کاخ سفید ارسال کرده است مبنى براین که طیف شیعیان بویژه در دو شهر بغداد و بصره تشکل هاى اجتماعى تازه اى را با الگوگیرى از مؤسسات خدمات رسانى حزب الله و حماس تشکیل داده اند. با آنکه فعالیت شیعیان در این مناطق بیشتر اهداف اجتماعى دارد و آنها به صورت داوطلبانه براى کاهش آلام آسیب دیدگان جنگ خونین داخلى مبادرت کرده اند اما آمریکایى ها با تجربه اى که از تأثیرات سیاسى این نوع خدمات اجتماعى در افزایش محبوبیت شیعیان دارند چاره کار را در از هم پاشیدن این مؤسسات رفاهى دیده اند. آمریکا مدعى شده آنها شبه نظامیان صدرند اما مطالعه اى جدید به وسیله سازمان جهانى پناهندگان در واشنگتن، آشکار مى کند که کسانى که در مناطق شیعه نشین بغداد و بصره از سوى ارتش آمریکا هدف قرار گرفته اند اغلب شیعیانى بوده اند که با راه اندازى مجموعه اى از فعالیت هاى اجتماعى و خیریه، عرصه را براى حضور آمریکایى ها و گروه هاى همسوى آن تنگ کرده اند. هم اکنون شیعیان در مرکز و جنوب عراق، بزرگ ترین سازمان توزیع اجتماعى و کمک هاى رفاهى در عراق را به صورتى داوطلبانه شکل داده اند.
برخى ناظران امور عراق عنوان کرده اند چنین موقعیت ستایش برانگیزى براى تشکل هاى اجتماعى شیعیان در پرتو پیش گرفتن همان الگویى به دست آمده است که حزب الله در لبنان به آن عمل مى کند. وقتى در کشور جنگ زده عراق، امکان دسترسى به آب، غذا، خانه، برق و ایمنى مورد نیاز براى زنده ماندن وجود ندارد و یا بسیار اندک است، نهادهاى مدنى دولتى قدم پیش گذاشته اند تا این خلأ را پر کنند و به عنوان آخرین پناه ستمدیدگان، این نیاز ها را برآورده سازند.
در ازاى این نیکوکارى ها چنین مؤسسات و یا تشکیلاتى مشروعیت خود را از مردمى که فشار جنگ و اشغال را بر دوش دارند، به دست مى آورند و در برابر بازسازى خانه ها، بیمارستان ها و عبادتگاه هایى که به وسیله دشمن ویران شده است، حمایت مالى طرفداران خود را نیز کسب مى کنند.
از آنجایى که این داوطلبان در خدمات اجتماعى شان متکى به پایگاه هاى سنتى اند، قدرت اصلى آنها در تأیید وسیع مردمى است و شرکت مخلصانه آنها در صفوف بازسازى و ترمیم آسیب هاى روحى و جسمى است که دوران اشغال و تجاوز آمریکا بر جاى نهاده است.
آنها به معناى واقعى یک جنبش سازندگى را در عراق ویران شده به راه انداخته اند. یعنى همان چیزى که بعد از جنگ ۳۳ روزه در لبنان شاهد آن بودیم. محور نگرانى آمریکا نیز به همین جا بر مى گردد که از بطن مؤسساتى که اکنون بدون گرایش سیاسى و جناحى دست به کار بسیج کمک هاى مردمى براى یارى رسانى به افراد مصیبت زده هستند احتمال دارد گروه ها و جنبش هاى سیاسى به مانند حزب الله لبنان یا حماس فلسطین یا اخوان المسلمین مصر پدید آید.
به نظر مى آید آنچه رایان کراکر در گزارش تازه خویش به کاخ سفید به عنوان هشدار درباره مؤسسات خود جوش شیعیان مطرح کرده است برگرفته از مطالعه اى است که این دیپلمات کهنه کار درباره سوابق جنبش هاى انقلابى خاورمیانه داشته است. کراکر مدت زیادى را در قاهره و بیروت فعالیت کرده است و به ادبیات و فرهنگ عرب اشراف دارد. شبیه سازى و مقایسه اى که در این گزارش میان خاستگاه جنبش حزب الله و مؤسسات اجتماعى شیعیان عراق شده است ناظر به همین تاریخ خاورمیانه است. زیرا هر سه جنبش پرآوازه امروز خاورمیانه یعنى حماس، اخوان المسلمین و حزب الله لبنان مبدأ حرکت خویش را رسیدگى به نیازهاى اجتماعى قرار داده اند و در واقع با تز محرومیت زدایى به میدان آمده اند و یک دلیل پایدارى این جنبش ها نیز به همین اصل برمى گردد که همه آنها در نظر مردم ستم کشیده لبنان تصویر یک نیروى منجى را داشته که بدون هر چشمداشت و تمنا توان خویش را براى گشودن گره هاى فرو بسته زندگى و معیشت آنان صرف کرده اند.
بنابراین این مسئله که چرا طیف شیعیان با وجود همه تبلیغات منفى که طرف هاى عربى بعد از سقوط صدام علیه آنان انجام داده اند هنوز در اوج محبوبیت قرار دارند به همین اصل بر مى گردد که مردم عراق پس از سه دهه از دیکتاتورى سیاه بعث و پنج سال جنگ داخلى خونینى که یک سوى آن طرف هاى متعصب عربى بودند اعتماد عمیق نسبت به چهره ها و نهادهاى شیعه پیدا کرده است.
اعتماد مردمى گنجى است که جنبش اجتماعى آن را براى رویارویى با تهدیدات بیرونى نیاز دارد. تهدیداتى که حیات او را در هم مى شکند. حمایت هاى مردمى براى یک جنبش اجتماعى، همان قدر اساسى اند که حمایت مالى از طرف دولتهاى همراه خارجى. مورد علاقه بودن از طرف مردمى که به خاطر آنها یک عده از نیروهاى داوطلب، جانفشانى مى کنند رؤیایى است براى همه آرمان خواهان و انقلابى ها.
به نظر مى آید اکنون که طرف آمریکایى به طور مستقیم این جنبش ها و پایگاه هاى اجتماعى شیعیان را هدف قرار داده است آنها براى عبور از این گرداب فشار و محاصره نظامى - سیاسى نیز به چند اهرم براى حفظ حیات خویش باید تکیه کنند:
مسئله اول اعتماد به نفس این نیروهاى اجتماعى است. تشکل هایى مانند مؤسسات خدمات اجتماعى شیعیان عراق باید این واقعیت را باور کنند که فعالیت آنها همواره در معرض نگاه خصمانه رقباى داخلى و خارجى است و هر اندازه اقبال مردم به این نهاد ها و مؤسسات خود جوش بیشتر شود آهنگ تهدید ها و تحریم ها نیز فزونى خواهد گرفت. دست کم با مرور در سابقه هر سه جنبش بزرگ خاورمیانه این نکته را مى توان دریافت که محیط سیاسى اعراب همیشه بر ضد نهادهاى مدنى عمل کرده است. حاکمان جهان عرب که راه تثبیت قدرت را در پیوند با قدرت هاى خارجى جسته اند همواره در برابر شکل گیرى این گونه نهادهاى خود جوش مقاومت کرده اند.
بنابراین رمز ماندگارى این گونه نهادهاى مدنى در میان موج دشمنى ها، تجهیز این نیروها به نیروى ایمان و اعتماد به نفس انقلابى است. یعنى همان چیزى که در خاورمیانه امروز به عنوان «اراده مقاومت» تعبیر مى شود. براى جریان هاى خود جوشى که با آرمان نجات اجتماعى مردم پا به عرصه مى نهند چنان که این اراده معنوى روحى نباشد فشار ها و تجاوز ارتش خارجى مى تواند به انزواى آنان بینجامد یا آنکه بذر انشعاب پاشیده شود و تشکیلات را از هم بپاشد. پرورش و بارورى صبر انقلابى یک نیاز حیاتى براى گروه ها وجنبش هاى رهایى بخش است تا بتوانند منسجم باقى بمانند و اعتقاد خود را نسبت به هدف هاى شان حفظ کنند.
مائوتسه تونگ، در این باره مى گوید بدون اقیانوسى از همدردى توده ها ، «ماهى» ارتش انقلابى دچار خفگى مى شود. زاغه نشینان به ستوه آمده، یا کارگران بدون زمین مى توانند به چریک ها در موقع ضرورت، پناه بدهند، اطلاعات جمع آورى کنند و تماس هاى محلى لازم را براى شان برقرارکنند و حتى به عنوان نیرو هاى کمکى به آنها بپیوندند. برقرارى این مناسبات مانند مسیرى دو سویه است، هم افراد تهیدست به این تشکیلات به مثابه طناب نجاتى مى نگرند و هم منجر به پیوستن بسیارى از همین افراد به تشکیلات مى شود و تلفیق و ادغام حزب یا تشکیلات انقلابى با مردم ، به طورى که دیگر این دو از همدیگر قابل تشخیص نیستند.
تهاجم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ و هرج و مرج پس از سقوط صدام، شرایطى از استیصال و درماندگى کامل ایجاد کرد که در آن، جنبش شیعه به شکل بهت آورى پر آوازه شد. با ستمى که جریان شیعه در دوران دیکتاتورى متحمل شده بودند انتظار مى رفت که در خروشى دوباره آنها در سیاست عراق چنین مؤثر و تعیین کننده واقع شوند و مانند تیغى در پاى نیرو هاى اشغالگر آمریکایى قرار گیرند.
حتى گروه مقتدى صدر نیز با بهره گرفتن از همین محبوبیت تاریخى شیعه توانست نیروى نظامى اش را که با تعداد اندک حدود ۵۰۰ نفرى در سال ۲۰۰۳ براى حراست در نجف تشکیل شده بود، اکنون به چندهزار نفر برساند.
ظهور جنبش هاى اجتماعى شیعیان از جهات زیادى داستان آنهایى است که در مورد خاور میانه اشتباه مى کردند و تصورشان این بود که مى توانند نقشه عراق و خاورمیانه را به دلخواه خود تغییر دهند. واقعیت این است که همه تحولات صحنه سیاسى و اجتماعى امروز عراق مخلوق اشتباهات بوش و یاران نو محافظه کارش، است. اگر تهاجم آمریکا به عراق براى سرنگونى صدام و پى آمدش استقرار نیروهاى خارجى در عراق نبود منطقه شاهد پدیده اى در هیأت رزمندگان و آرمان گرایان امروز عراق نمى شد.
ستم ستیزى اسلامى در واقع کنشى است به مشاهده ستم خارجیان و یا دشمنان منطقه اى. بدیهى است این واکنش به مرور زمان شکل باور و اعتقاد به خود بگیرد و سازمان داده شود و درنهایت به سوى تغییر در معادلات سیاسى میل پیدا کند. در هر حال تا وقتى که جنبش هایى مانند داوطلبان نجات عراق انگیزه کمک هاى انسانى به مردم ستمدیده و همچنین روند مبارزه با اشغال خارجى را حفظ کند، یارانشان را در بغداد و جنوب عراق گرد خود خواهند داشت و هیچ تهاجمى از طرف نیروهاى آمریکایى و یا ارتش عراق نمى تواند آنها را از جایگاه انسانى شان به عنوان رابین هود عراق پائین بکشد.
در گام بعدى نیز باز در یک اتفاق کاملاً طبیعى این جنبش رهایى بخش به سوى پیوند با جنبش هاى همزاد خویش در دیگر نقاط جهان گرایش پیدا خواهد کرد و همین رنج هاى مشترک است که رابطه جنبش هاى عدالتخواه را محکم تر مى کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات