علی تتماج
جرج بوش برای تکرار حضور بولتون درشورای امنیت در حالی تلاش میکند که کارنامه وی و نگرش منفی دموکراتها به افراطیگریهای او این امر را در هالهای از ابهام قرار داده بگونهای که بسیاری بولتون را قربانی دوم تقابل بوش با دموکراتها ارزیابی میکنند.
با اعلام نتایج انتخابات میان دورهای کنگره آمریکا، چالشهای جرج بوش در عرصه داخلی بیش از پیش تشدید گردید. دولتمردان کاخ سفید از یک سو با مشکلات ایجاد شده در عرصه اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایالات متحده و از سوی دیگر بحرانهای شدید در چارچوب سیاست خارجی (بویژه در عراق، افغانستان، پرونده هستهای ایران و کره شمالی، مقابله با قدرتهای چند جانبهگرا و ضد نظام تک قطبی و تشدید احساسات ضد آمریکایی در سراسر جهان) رویارو میباشند، در ادامه اجرای سیاستهای خود با بحرانی به نام تقابل با دموکراتها مواجه گردیدهاند، اما نگرشهای متفاوت و ناهماهنگ آنها که در شعارهای انتخاباتی آنها مشهود بود، میرود تا به رویارویی (هرچند پنهان) آنها مبدل گردد.
یکی از اصولیترین چالشهای دموکراتها و جمهوریخواهان، چگونگی حضور یا برکناری برخی از سیاستمداران ارشد میباشد. دموکراتها بر این امر تاکید دارند که افراطیون نو محافظهکار نظیر رامسفلد، دیک چنی، رایس، جان بولتون و برخی مشاوران بوش باید از صحنه خارج و افرادی با دیدگاه متعادل جایگزین آنها گردند. در این راستا نکته قابل تامل تقابل دموکراتها و کاخ سفید در مورد جان بولتون نماینده افراطی آمریکا در سازمان مللمتحد میسازد.
1)جان بولتون از آن دسته از نو محافظهکاران میباشد که از دیدگاههای افراطی برخوردار میباشد. نفوذ و جایگاه او در سیاستگذاریهای بوش از عوامل تاثیرگذار در تندرویهای سیاستمداران آمریکایی است.
در شرایط کنونی که سیاست دمکراتها بر اصل پاکسازی دستگاه اجرایی از افراطیون بویژه بانیان جنگ عراق میباشد، خروج بولتون از سازمان ملل یکی از گزینههای آنها قلمداد میشود. دموکراتها در حالی از عدم پذیرش بولتون سخن میگویند که سال گذشته نیز به رغم حضور اکثریت جمهوریخواه در کنگره، از پذیرش وی خودداری نمودند و بوش براساس اختیارات ریاست جمهوری او را راهی سازمان ملل ساخت.
2) به رغم ادعای مقامات کاخ سفید مبنی بر تاثیر مثبت اقتدارگرایی بولتون در تحقق اهداف جهانی ایالات متحده سیاستهای افراطی جان بولتون در سازمان ملل بیش از گذشته دوری این سازمان از اهداف آمریکا را در پی داشت چنانکه اولا کشورهای حاضر در مجمع عمومی و شورای امنیت بیش از گذشته به صفبندی در برابر آمریکا روی آوردهاند که در رای گیریها و تصمیمات این سازمان مشاهده میگردد چنانکه بسیاری از کشورها در نشستهای آن با اعتراض به سیاستهای آمریکا خواستار تغییر اساسی در آن گردیدند. ثانیا دیدگاههای ضد آمریکایی در اقصی نقاط جهان افزایش یافته که یکی از عوامل اصلی آن عملکردهای ناموفق و افراطی بولتون در سازمان ملل عنوان شده است. ثالثا دموکراتها از ابتدا سیاستشان بر اصل همگرایی با سازمان ملل و بهرهگیری از مولفههای آن برای پیشبرد اهدافشان میباشد.
آنها در تلاشند با برکناری جان بولتون و حضور نماینده متعالتر بار دیگر سیاست خود را احیا نمایند تا بیش از این وجهه آمریکا در سازمان ملل و عرصه جهانی به دلیل عملکردهای بولتون تضعیف نگردد. با تمام این تفاسیر هر چند که دموکراتها تاکید کردهاند که بولتون را به عنوان دومین قربانی از صحنه خارج خواهند ساخت اما نو محافظهکاران و بوش تلاش دارند تحت هر شرایطی بولتون را در سمت خود حفظ نمایند تا مانع فروپاشی بیشتر ترکیب تصمیمگیرندگان کاخ سفید گردند.
الف) سیاستهای دولتمردان کاخ سفید در ماههای اخیر حکایت از این امر دارد که آنها که تا حدودی شکست در انتخابات را پیشبینی میکردند، بر آن بودهاند تا به نحوی کارنامهای موفق را برای بولتون تشکیل دهند تا شاید جایگاه وی را در صورت پیروزی دموکراتها حفظ نمایند. تشدید سیاستهای خصمانه علیه ایران، تصویب قطعنامه بر ضد کره شمالی، اعمال فشار بر سوریه و لبنان، حمایت قاطع از رژیم صهیونیستی در برابر درخواستهای مکرر جهانی برای محکومیت این رژیم جهت کسب رضایت و حمایت لابی صهیونیستی، (بسیاری از صهیونیستها از بر کناری بولتون ابراز نارضایتی کردهاند) جلوگیری از ورود ونزوئلا در شورای امنیت که پاناما را جایگزین آن نمود از جمله فعالیتهای بولتون برای بیان اقتدار و عملکرد موفقش در سازمان ملل میباشد هر چند که بسیاری از این اقدامات که برگرفته از افراطیگری است و خود از عوامل تزلزل موقعیت وی و آمریکا در عرصه جهانی گردید.
ب) جرج بوش در حالی پس از شکست در انتخابات، اولین کارکرد خود با سنا را رای اعتماد به بولتون تدوین نمود که با شک و تردیدهای بسیار تلاش دارد تا اولا به دلیل جو آشفته و دگرگون که بر کنگره حاکم است ثانیا با عنایت به اینکه دموکراتها بر اصل همکاری با کاخ سفید تاکید کردهاند، به نوعی رضایت کنگره برای پذیرش جان بولتون را کسب نماید. البته این نکته قابل ذکر است که بوش برای آنکه در محاکمه دموکراتها قرار نگیرد این احتمال میرود که با پیشقدم ساختن بولتون در استیضاح کنگره و برکناری وی خود را از اتهامات مبرا ساخته به عنوان دومین قربانی پس از رامسفلد را فدای سیاستهای خود نماید.
با تمام این تفاسیر بررسی پرونده بولتون در کنگره را بدون در نظر گرفتن نتیجه آن میتوان تقابل جمهوریخواهان و دموکراتها ارزیابی نمود که بیتردید نتیجه آن تضعیف بیشتر دولتمردان کاخ سفید در عرصه داخلی و خارجی باشد. در همین حال این نکته قابل ذکر است که حتی اگر بولتون بتواند از کنگره نیز رای آورد صرفا به دلیل گرایش دموکراتها برای بیان وحدت در داخل در قبال تحولات بینالملل میباشد و نمیتوان آن را کاهش فشار دموکراتها برای تعدیل مواضع نومحافظهکاران افراطی دانست لذا اعمال نفوذ برای کاهش فعالیتهای تندروانه افرادی نظیر بولتون ادامه خواهد یافت تا بیش از این موقعیت جهانی آمریکا تضعیف نگردد.