خبرگزاری آسوشیتدپرس چندی پیش از نیویورک گزارش کرد که در نوبت سوم انتشار این کتاب 900 هزار نسخه به چاپ رسیده است. دولت تکذیب یا دولت انکار در حال حاضر در صدر کتابهای پرفروش آمازون کام و بازنز و نوبل کام است. این کتاب ضمنا به فروش بیشتر کتابهایی که به انتقاد از جورج بوش، رئیسجمهور آمریکا میپردازند مثل فاجعه اثر تامس ریکز کمک کرده است. شهرت وودوارد به عنوان گزارشگر روزنامه واشنگتن پست که باعث افشاگری واترگیت شد و دستیابی وی به مقامات ارشد دولت آمریکا حتی ریاست جمهوری باعث فروش زیاد کتابهای وی از جمله بوش در جنگ و برنامه حمله شده است. به نظر میرسد وودوارد پس از رسوایی واترگیت که به استعفای ریچارد نیکسون منجر شد، اینک به سراغ جورج دبلیو بوش رفته است.
انتشار جدیدترین کتاب باب ووداورد با توجه به برداشتهای مختلفی که از عنوان این کتاب وجود دارد، ترجمههای مختلفی از آن شده است که برخی از آنها عبارت است از: "دولت انکار"، "دروغ بزرگ"، "حکومت حاشا" و "وضعیت انکار" جدیدترین اثر وودوارد 63 برخلاف 2 کتاب دیگر این تریلوژی (سه گانه) با استقبال جمهوریخواهان مواجه نشده است. نخستین کتاب از این سهگانه که درباره حکومت بوش بود و با عنوان بوش در جنگ منتشر شد، به مذاق اهالی کاخ سفید خوش آمد. این کتاب پیامدهای بلافصل و فوری حادثه 11 سپتامبر را بررسی میکند.
دومین کتاب از این مجموعه که "طرح حمله" نام گرفت، به بررسی مقدمات جنگ عراق میپردازد. علاقه جمهوریخواهان به کتاب "طرح حمله" به حدی بود که بسیاری از آنها در دوران مبارزات انتخاباتی بوش برای به دست آوردن دوباره کرسی ریاست جمهوری، این کتاب را در فهرستی که برای مطالعه توصیه میکردند، قرار داده بودند، اما در برابر تازهترین کتاب وودوارد نمیتوان گفت مانند گذشته رفتار کردند. کاخ سفید در واکنش به انتشار این کتاب حالت تهاجمی به خود گرفته و به برخی از موارد مطرح شده در آن حمله کرده است. در حالی که لحن 2 جلد قبلی از تریلوژی وودوارد نسبت به ریاست جمهوری بوش مهربانانه انگاشته شده بود، جدیدترین عضو این مجموعه به شدت ناخوشایند به نظر میآید. وودوارد در کتاب تازه خود حکومتی را تصویر کرده که بر اثر درگیریها دو پاره شده است و دونالد رامسفلد که تنها از سوی رئیسجمهور و معاونش دیک چنی حمایت میشود، ژنرال و همکارانش را در تیم امنیت ملی نادیده میگیرد. باب وودوارد در کتابش (همانگونه که از عنوانش نیز بر میآید) به نکته اشاره میکند که با وجود پیشبینی کارشناسان و مشاوران اطلاعاتی رئیسجمهور آمریکا مبنی بر وخامت بیشتر وضعیت امنیتی عراق، بوش همچنان بر دیدگاه خوشبیانه و سادهلوحانه خود درباره جنگ عراق پافشاری میکند وی میگوید: هر هفته میان 800 تا 900 حمله علیه نیروهای آمریکایی و دیگر کشورهای حاضر در عراق انجام میشود؛ این بیشتر از 100 حمله در روز. با این وجود دولت بوش تاکید دارد که اوضاع عراق رو به بهبود است! از سوی دیگر، زمان انتشار کتاب وودوارد برای حکومت آمریکا بدتر از این نمیتوانست باشد. کتاب درست در شرایطی روانه بازار شده که تنها چند هفته تا انتخابات میان دوره ای نوامبر سنا و کنگره، زمان باقی مانده بود. امنیت ملی مساله ای است که جرجر بوش خود را پیگیر سرسخت آن جلوه میدهد با وجود این کار، انکار بزرگ به دشواری تصویری که حاکی از صلاحیت و کفایت او در امور مربوط به امنیت ملی آمریکا باشد، ارائه میکند. چنین به نظر میرسد همانگونه که باب وودوارد پس از انتشار 2 کتاب غیر انتقادی، اینک اگر چه دیر هنگام، نوک پیکان انتقادش را متوجه کاخ سفید کرده است.
دیویدکار، خبرنگار نیویورک تایمز و رقیب سرسخت واشنگتن پست، در یادداشتی با عنوان گزارشگری که گوی سبقت را از روزنامه اش ربود، کتا باب وودوارد را این گونه توصیف میکند: دستاوردهای حقیقی کتاب دولت انکار به لحاظ ژورنالیستی چندان گسترده نیست. 3 کتاب لازم بود تا وودوارد به نتیجهای برسد که هزاران وبلاگ نویس سالها پیش از آن خبر داده بودند: حکومت بوش ترکیبی از آدمهای است که جنگ را دوست دارند و البته به نظر نمیرسد در آن مهارتی داشته باشند. همه میدانند این افراد حتی به روی هم نیز اسلحه میکشند. با وجود این، تردیدی نیست که دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. در این خصوص باب وودوارد هم گرچه دیر به نتیجه رسید: اما این مساله بهتر از هیچ است. کتاب باب وودوارد حاوی نکات جالب توجه و در عین حال خیرهکنندهای است، مانند تداوم تاثیر و نفوذ هنری کیسینجر در کاخ سفید. کیسینجر در دوره ریچارد نیکسون، معلم او در زیمنه سیاست خارجی محسوب میشد و مهندسی خروج آمریکا را از ویتنام به عهده داشت. به نوشته وودوارد، کیسینجر، مشاور دائمی کاخ سفید بوش است به گونهای که او را میتوان یکی از اعضای خانواده بوش دانست. باب وودوارد در مصاحبه با برنامه 60 دقیقه شبکه تلویزیونی سی.بی.اس در این خصوص گفت: کیسینجر دوباره خود را درگیر جنگ ویتنام کرده است، زیرا به نظر او، مساله آمریکا در ویتنام از دست دادن اراده بود. توصیه کیسینجر به بوش بر این موضوع استوار است که تنها استراتژی معنادار برای خروج از عراق، پیروزی است. که وودوارد اگر متضمن افشای هیچ چیزی نباشد، حداقل روشن میکند اهالی کهنهکار سیاست خارجی ایالات متحده از کیسینجر گرفته تا چنی و رامسفلد همچنان تحت تاثیر نفوذ و تسلط فوق العاده جنگ ویتنام قرار دارند. و دامنه این تاثیر گذاری به حدی است که حتی آمریکا و ویتنام را به یکدیگر پیوند داده است.
روزنامه آمریکایی لسآنجلس تایمز در این باره نوشت: چنی و رامسفلد در دوران حکومت نیکسون و فورد، جونان سرزندهای بودند که در راه رسیدن به قلههای قدرت گام برمیداشتند و هر کدام از آنها (در حالی که دیگری نیز فکر مشابهی در سر داشت) خود را رئیسجمهور آینده آمریکا میپنداشتند. اگر چه فاجعه آسیای جنوب شرقی (ویتنام) گزند چندانی به آنها وارد نکرد؛ اما به طور حتم لکه ننگی در کارنامه آنها برجای گذاشت. جنگ عراق، بگومگوی پیچیده بر سر جاسوسی داخلی (سرک کشیدن به خصوصی شهروندان آمریکایی)، زندانیان سیاسی و یکپارچگی قدرت اجرایی همه موضوعاتی است که به نظر کیسینجر، چنی و رامسفلد با مساله ویتنام در ارتباط است. چندین دهه است که چنی، رامسفلد و کیسینجر متقاعد شدهاند تمام نتایج غلط دولتی و تاریخی که در ایلات متحده به بار آمده، ریشه در ویتنام دارد. مداخله در امور آمریکای مرکزی (در دوران ریگان)، نخستین گام برای امحای این نتایج بود: اگر چه که در ورطه رسوایی سلاح در برابر گروگانها» (ایران ـ کنترا) گرفتار آمد. همین که بوش، عنان اختیارش به دست آنها سپرد، تبدیل به ابزاری شد که چنی، رامسفلد و کیسینجر از آن برای محو تاریخ 30 ساله جنگ ویتنام و نیز التیام آزردگیهای دیرپای ناشی از شکست تجربیات دوران جوانی برای رسیدن به قدرت استفاده کردند. تجربیاتی که به شکست، مرگ و مصیبت انجامید.
ووداورد در بخشی از کتاب خود به حرفهای ردوبدل شده در گفتگوی باربارابوش، مادر رئیسجمهور بوش و یک دوست خانوادگی در ژانویه 2003 اشاره کرده که حاکی از تردید آنها درباره جنگ است. ظاهرا در این گفتگو مادر جورج دبلیوبوش به صورت محرمانه به دوستش میگوید، همسرش (پدربوش) یقینا نگران است و به همین دلیل بیخواب شده و شبها تا پاسی از شب بیدار میماند. اما گویا این تردیدها با بوش در میان گذاشته نشد.
وودوارد به انعطافناپذیری بوش و اصرار او بر درستی رویهاش در عراق اشاره کرد و جملهای را که در یک ملاقات مهم به همقطارانش در حزب جمهوریخواه بر زبان آورده بود، مورد توجه قرار داد. بوش در آن دیدار گفته بود: من عقبنشینی نخواهم کرد حتی اگر لورا (همسرش) و بارنی (سگ اسکاتلندی مورد علاقهاش) تنها حامیان من باشند.
عراق، پروندهای که همچنان باز است
وودوارد در کتاب جدید خود نوشته است: کاخ سفید جنگ عراق را سمبل کرده و بوش نیز افکار عمومی جامعه آمریکا را مورد میزان خشونت این جنگ گمراه نموده است. واقعیت این است که روزنامه نگاران اندگی در واشنگتن میتوانند کاخ سفید را این چنین مورد انتقاد صریح قرار دهند و تکاپور بیندازند و بدون شک باب وودوارد یکی از آنهاست. کتاب آخر و دولت انکار، روایتی انتقادی از سیاستهای کاخ سفید پس از حمله به عراق است.
خلاصه ای از این کتاب در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شد و به نوشته نیوزویک کاخ سفید حالا در وضعیت کنترل خسارت قرار گرفته است. وودوارد در 2 کتاب اولش درباره اشغال موفقیت آمیز عراق و جنگ افغانستان با رئیسجمهوری مهربان برخورد کرده بود. این یکی اما کاملا فرق دارد. وودوارد میگوید: به اسناد و واقعیتهای جدیدی دست یافتم. او از 34 سال پیش تاکنون خبرنگار و ویراستار واشنگتن پست است. اولین کتابش همه مردان رئیسجمهور را در سال 1974 با همکاری کارل بر نستاین نوشت که داستان رسوایی واترگیت بود. سلسه گزارشهای این دو خبرنگار در واشنگتن پست باعث خداحافظی زودهنگام ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت آمریکا از کاخ سفید شد. او در آخرین کتابش دونالد رامسفلد، وزیر دفاع بوش را هدف قرار داده است.
به اعتقاد بسیاری از آگاهان سیاسی، انتشار کتاب وودوارد در آستانه انتخابات میاندورهای سنا و کنگره تاثیر زیادی بر آرای رایدهندگان گذاشت.
این سومین کتاب باب وودوارد درباره دولت بوش پس از 11 سپتامبر است و بدون شک غیر دوستانه تر از 2 کتاب اول. این قابل پیشبینی بود. وودوارد در مصاحبههای ماههای اخیرش با لحنی خصمانهتر و تهاجمیتر مقامات بلندپایه را به چالش میکشید. دونالد رامسفلد، وزیر دفاع دولت بوش هدف اصلی این خبرنگار کهنه کار واشنگتن پست بود. خبرنگاری که 3 دهه پس از گزارش واترگیت، هنوز بهترین روایت گر ماجراهای مخفی و خصوصی کاخ سفید است. مشاوران به رئیسجمهوری و معاونش پیشنهاد کرده بودند این بار مصاحبه با وودوارد را نپذیرند؛ اما او با هر کسی جز جورج بوش و دیک چنی صحبت کرد. علاوه بر این باب وودوارد خود خلاصهای 5198 کلمهای را در اختیار هفته نامه معتبر نیوزویک گذاشت و البته این خلاصه کتاب به گزارش اصلی نیوزویک تبدیل شد.
آغاز جنجال
هنگامیکه دولت انکار به کاخ سفید رسید، تیمی از دستیاران مطالعه دقیق کتاب 576 صفحهای را با هدف اشکالگیری آغاز کردند. کاخ سفید تلاش کرد برشماری از افشاگریهای وودوارد انگ کهنه بودن بزند، مانند صحنهای که بوش درخواست برای اعزام نیروی بیشتر به عراق را نمیپذیرد. کاخ سفید توصیفات وودوارد از تنش میان نزدیکان بوش را تکذیب یا در مقابل آنها بیتفاوتی پیشه کرد. یکی از دستیاران بوش به خبرنگاران گفت: لورا، همسر بوش هیچ گاه خواستار برکناری رامسفلد نشده است. البته گزارشهای دیگر براحتی تکذیب شدنی نیستند. کاخ سفید هم در این موارد تلاش زیادی نمیکند. به نوشته وودوارد، اندی کارد، رئیس سابق کارکنان کاخ سفید تلاش گستردهای را برای خروج رامسفلد از کابینه آغاز کرده بود.
تونی اسنو، سخنگوی کاخ سفید خواست تمامی ادعاهای کتاب را با این جملات بیاعتبار کند: کتاب وودوارد مانند پشمک است. دست بزنی آب میشود! با این حال، کاخ سفید نمیتواند نقل قولهای مستقیم از کارد را تکذیب کند. اما این تشبیه جالبی نیست، بهتر است کتاب را به سازی پر صدا تشبیه کنیم. ارکستر کتاب، تردیدهایی بدآهنگی را از روش اداره جنگ عراق از سوی دولت بوش پخش خواهد کرد. در صحنهای دیگر، تنها انتخابات میاندورهای سنا و کنگره ماه نوامبر است و بوش و همراهانش تلاش میکردند با امنیتی ساختن فضای انتخابات آمریکا توجه رایدهندگان را از جنگ عراق به تهدیدات تروریستی جلب کنند. اما عراق هر روز به تیتر یک روزنامهها تبدیل میشد. پیش از انتشار کتاب وودوارد، افشای بخشهایی از گزارش محرمانه مرکز برآورد اطلاعات ملی درباره خطرات تروریسم باعث شد عراق دوباره به کانون توجهات باز گردد.
بوش زیر فشار جان نگروپونته، رئیس سازمان اطلاعات ملی را مجبور کرد خلاصهای 3 صفحه و نیمی از گزارش را منتشر کند تا مردم خود قضاوت کنند. براساس این گزارش جنگ عراق به ضرر پیکار جهانی علیه تروریسم بوده و این کشور به مرکز آموزشی تروریستها تبدیل شده است.
به هر حال، نگروپونته بخشهایی را خلاصه کرد که طبق آن خروج نیروهای آمریکایی از عراق اوضاع را وخیمتر میکند. اما این برای رایدهنده آمریکایی راضی کننده نبود و همانطور که شاهد بودیم، جمهوریخواهان سنا و کنگره و تعدادی از فرمانداریها را به رقیبان دموکرات خود واگذار کردند.
واضح است لحن دولت انکار کتاب آخر وودوارد با دو کتاب قبلیاش پس از 11 سپتامبر قابل مقایسه نیست. او در گفتگو با هاوارد کورتز، منتقد رسانهای روزنامه واشنگتنپست میگوید: لحنم انتقادیتر شده، چون به حقایق جدیدی دست یافتم. آرزو میکنم کاش در کتابهای قبلیام به این نتایج رسیده بودم. کتاب دولت انکار وودوارد، مانند دیگر نوشتههای انتقادی علیه جنگ، تنها پیشنویسی از تاریخ است. اما آیا با هر افشاگری تازه و با نشان دادن هر تصویر جدیدی از اتفاقات داخلی کاخ سفید و پنتاگون پیش و پس از حمله به عراق، دولت بوش با احتیاط بیشتری تصمیم خواهد گرفت؟
به هر حال شاید برای شما نیز پس خواندن این کتاب این پرسش مطرح شود که آیا بوش در برخورد احتمالی با تحولات جهانی نظیر پرونده هستهای ایران، از این گذشته تاریک درس میگیرد؟ چیزی که پاسخ به آن را فقط گذشت زمان مشخص میکند.