تاریخ انتشار : ۲۷ مهر ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۷  ، 
کد خبر : ۳۹۴۱۴

اهداف غرب از گسترش ناتو به شرق


مصطفی ملکوتیان
بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و پیمان ورشو، غرب به تصور اینکه فروپاشی رقیب به معنی صلابت و قدرت غرب و نقطه آغازی بر ظهور جهان تک قطبی است، گسترش پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو به شرق -اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی- را در دستور کار خود قرارداد تا با حضور مستقیم در این مناطق سیطره جهانی خود را تحکیم بخشد و هرگونه نیروی احتمالی بازدارنده و مخالفی را تحت کنترل درآورده از نزدیک برای فروپاشی های دیگر در روسیه و محاصره ایران از شمال و شرق و افزایش فشار بر ایران در مرزهای شمالی کشور اقدام کند. این مسئله از این نظر هم اهمیت داشت که مناطق خلیج فارس و دریای خزر دارای ذخایر بزرگ نفتی هستند که غرب شدیدا نیازمند واردات آن هاست. از سوی دیگر غرب اعمال فشار بیشتر بر ایران را برای تامین امنیت دوست نزدیکش رژیم صهیونیستی نیاز داشت.
در این زمان، با توجه به آشفتگی های بعد از فروپاشی و بحران اقتصادی، فدراسیون روسیه چندان قادر نبود که در مسائل جهانی و منطقه ای ایفای نقش کند و این کشور به یک بازیگر منفعل تبدیل شده بود که در برابر دریافت برخی هدایای غرب، در مقابل گسترش ناتو به اروپای شرقی و با حضور نیروهای آمریکائی در آسیای مرکزی به بهانه مبارزه با حکومت طالبان یا حضور بن لادن در افغانستان سکوت می کرد.
در عین حال به زودی دولت های بزرگ آسیائی و اوراسیائی مانند چین و روسیه با اقدامات غرب در شرق اروپا، قفقاز و آسیای مرکزی به مقابله برخاستند و با بهبودی شرایط اقتصادی در روسیه و رشد و توسعه اقتصادی در چین این دولت ها سازمان پیمان شانگهای را که برخی از کشورهای آسیای مرکزی نیز در آن عضویت دارند بنا کردند.
در زمان تشکیل پیمان شانگهای، غربی ها فکر نمی کردند که این سازمان بتواند نقش امنیتی و دفاعی مهمی در مقابل ناتو ایفا کند و بنابراین ایستادگی زیادی در مقابل تشکیل آن از سوی آنها صورت نگرفت. اما بعدا و به ویژه زمانی که ایران و هند به عنوان عضو ناظر وارد آن شده و با توجه به اینکه آن دو در آینده به صورت عضو رسمی در خواهند آمد، در مقابل آن قرار گرفتند.
پیمان شانگهای سپس با حساسیت نسبت به حضور نیروهای غربی در آسیای مرکزی هشدار داد و از آنان خواست که منطقه را ترک کنند.
گسترش اهمیت و ایفای نقش این پیمان هم زمان با تغییر و تحولات جهانی و منطقه ای در سال های گذشته و تحلیل و بررسی رویدادهای احتمالی آینده جهانی، بر این نکته تاکید می کند که پیمان شانگهای در حال تبدیل شدن به وزنه تعادلی در برابر پیمان ناتو بوده و آرام آرام این ایده تقویت می شود که به مرور زمان آرزوهای غرب در مورد سلطه بلامنازع بر جهان جای خود را به کابوس غلطیدن در سراشیبی سقوط و زوال می دهد. زیرا با توجه به این که در چهار قدرت نامبرده -روسیه، چین، ایران و هند- پتانسیل ضدغربی همراه با شناخت اهداف استعماری و راهبردهای جهانی غرب وجود دارد، در صورت تلاش این چهار قدرت برای همکاری های استراتژیک و اهمیت استراتژیک منطقه به هم پیوسته آسیای شرقی تا اوراسیا و آسیای مرکزی و خلیج فارس، غرب هرگز نخواهد توانست به اهداف خود در مناطق مذکور دست یابد. از سوی دیگر خلع ید از غرب در این مناطق بحران های غیرقابل کنترلی را ایجاد خواهد کرد که حتی اصل موجودیت ناتو را تهدید می کند.
بنابراین تلاش های عجولانه امروزه غرب به ویژه آمریکا برای گسترش ناتو به شرق و عبور دادن آن از مناطق اروپای شرقی، قفقاز جنوبی، آسیای مرکزی و کشورهای افغانستان و پاکستان برای کسب اطمینان از عدم شکل گیری هرگونه اتحاد استراتژیک میان چهارقدرت نامبرده از طریق دورکردن آنها از یکدیگر، حائل شدن میان سه کشور دیگر و ایران و در نتیجه حصول اطمینان از ادامه جریان انرژی منطقه به سمت غرب، حضور در کنار مرزهای روسیه و چین و توطئه چینی علیه آنها و از جمله تقویت نیروهای گریز از مرکز و تلاش برای فروپاشی این دو کشور صورت می گیرد.
بنابراین در حالی که غرب و به ویژه آمریکا پس از فروپاشی اتحاد شوروی ابتکار عمل را در دست گرفته و یک استراتژی فعال در رابطه با قضایای جهانی داشت، امروزه و بعد از عدم کامیابی های بسیار در قضیه عراق و افغانستان که زمانی برخی از تحلیل گران آن را آغاز کامیابی های جهانی آمریکا قلمداد می کردند، به حال انفعال افتاده و تنها برای فرانرسیدن روز سیاه برای خود و جلوگیری از سقوط در تکاپو است و گسترش ناتو به شرق و استقرار سپر دفاع موشکی در اروپا را تعقیب می کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات