علی تتماج
جرج بوش رئیسجمهور آمریکا در حالی در مسکو با پوتین دیدار میکند که شکست جمهوریخواهان در انتخابات بر این دیدار سایه افکنده و بوش را وادار میسازد تا به عنوان کارکردی مثبت در سیاست خارجی به همگرایی با روسیه بپردازد.
جرج بوش رئیسجمهور آمریکا برای دیداری 8 روزه از شرق آسیا راهی منطقه میگردد. این سفر در حالی برگزار میگردد که شرکت در اجلاس آسیا ـ اقیانوسیه (اپک) در ویتنام و سپس دیدار از ژاپن، سنگاپور، اندونزی در دستور کار بوش قرار دارد. نکته قابل تامل در سفر دورههای بوش به شرق، حضور وی در مسکو و دیدار با پوتین میباشد. هر چند که آمریکا و روسیه در سالهای اخیر تلاش کردهاند که تا حدودی از سیاستهای خصمانه گذشته دوری گزیده و به نوعی روابط مسالمتآمیزی را برقرار سازند، اما همچنان نگاه منفی میان طرفین ادامه دارد در حالی که تحولات جهانی و مواضع طرفین به تشدید اختلافات منجر گردیده است. هر چند که مقامات دو کشور بر اهمیت سفر بوش تاکید و آن را گامی مهم در ذوب شدن یخها در روابط فیمابین میدانند اما عوامل متعددی بر این ملاقات سایه افکنده که عدم نتیجه مطلوب آن را میتواند در پی داشته باشد.
1) هر چند که جرج بوش با نام گسترش روابط با روسیه به مسکو وارد میشود اما شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بیش از هر چیز بر این امر تاثیرگذار میباشد. هر چند که دولتمردان کاخ سفید در سالهای اخیر (در ظاهر مهم که شده) به همکاری با روسیه تاکید داشته و ملاقاتهای بسیاری با سران این کشور صورت دادهاند اما دموکراتها چندان رضایتی از این امر نداشته و به دنبال تعدیل مواضع کاخ سفید میباشند. دموکراتها پس از پیروزی تاکید کردهاند که همچون دوران جنگ سرد به مهار روسیه و چین روی خواهند آورد که این امر دیدار بوش را با محدودیتهایی مواجه میسازد.
2) از دیگر موارد تاثیرگذار در مذاکرات مسکو پرونده هستهای ایران میباشد. در حالی که مقامات آمریکایی تلاش دارند که در این دیدار به نوعی بازگشت روسیه از مواضع گذشته و اتحاد 1+5 علیه تهران را به نمایش گذارند اما تاکید مسکو بر عدم پذیرش خواستههای غرب و استمرار همکاری با ایران، اختلافات میان طرفین را حفظ نموده که میتواند در دیدار اخیر تکرار گردد.
3) تحولات ماههای اخیر در آسیای مرکزی و قفقاز از دیگر موارد اختلاف روسیه با واشنگتن میباشد. از یک سو روسیه همچنان کشورهای منطقه را مناطق نفوذ خود دانسته و بر حفظ آن تلاش میکند از سوی دیگر آمریکا به دنبال ایجاد پایگاههای جدید تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی منطقه میباشد. تحولات گرجستان، اوکراین، ارمنستان، قرقیزستان و... که با تحرکات و کارشکنیهای غرب به بحران کشیده شدهاند، نارضایتی شدید روسیه از آمریکا را در پی داشته است. هر چند که واشنگتن تلاش دارد تا با اعلام بیطرفی و احترام به خواستهها و دغدغههای روسیه در منطقه به نوعی از واکنش شدید آن جلوگیری نماید اما مقامات مسکو همچنان آمریکا را عامل اصلی این بحران دانسته و خواستار پایان آن شدهاند.
4) در کنار گلایههای روسیه از واشنگتن، مقامات کاخ سفید نیز از بسیاری از تحرکات منطقهای روسیه ابراز نارضایتی میکنند. گسترش همکاری روسیه با هند، چین، سازمان شانگهای، گرایش به کشورهای اسلامی و عربی از عوامل نارضایتی آمریکا میباشند. کاخ سفید بر این باور است که سیاستهای منطقهای روسیه به ایجاد جبههای متحد در برابر غرب میانجامد که منافع بسیاری را از آن سلب خواهد نمود چنانکه بارها در این زمینه به مسکو هشدار داده و خواستار کاهش این فعالیتها گردیده است.
5) نکته قابل تامل در روابط مسکو و واشنگتن، نگاه منفی مردم دو کشور به مناسبات دو کشور میباشد که مانع از گرایش کامل آنها به یکدیگر میگردد. از یک سوم مردم روسیه از جنگطلبیها و سیاستهای خصمانه آمریکا ابراز نارضایتی میکنند بویژه این که دوران جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق را در ذهن دارند. نمود این طرز تفکر را در تظاهرات ضد آمریکایی میتوان مشاهده نمود. از سوی دیگر مردم ایالات متحده نیز با دیدی سنتی همچنان مسکو را اولین تهدید برای امنیت ملی و هژمونی جهانی خود ارزیابی میکنند.
6) در کنار آنچه ذکر شد، تحولات فلسطین و نگاه دوگانه دو کشور در حمایت و مقابله با حماس و رژیم صهیونیستی (روسیه خواستار مذاکره با دولت جدید فلسطین و آمریکا خواهان مهار گروههای مقاومت به نفع رژیم صهونیستی میباشد) بحران کره شمالی و چگونگی مقابله با آن حضور روسیه در سازمان تجارت جهانی، مسائل آفریقا و تلاش طرفین برای حضور در منطقه، تحولات لبنان، سوریه، صلح خاورمیانه، از دیگر موارد مطرح در دیدار بوش میباشد که میتوانند به چالشهایی در روابط دو کشور مبدل گردند.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که هر چند دیدار بوش از مسکو، نشانهای از همگرایی بیشتر دو کشور به یکدیگر میباشد اما در نهایت میتوان آن را بیانگر تشدید اختلافات طرفین ارزیابی کرد که واشنگتن را وادار ساخته تا در سطح سران به بررسی اختلافات بپردازد. با تمام این تفاسیر سیر تحولات بینالملل و نگاه دوگانه طرفین به آنها، مانع از اجرای کامل اهداف این سفر میگردند هر چند که در ظاهر آنها این دیدار را مثبت و بر همکاریهای دوجانبه تاکید خواهند نمود.