سیدحسین میرافضلی
تاریخ اقتصادی ایران نشان میدهد که میلیاردها دلار ثروت ناشی از فروش نفت، نتوانسته است بنیان صنایع مستقلی را فراهم آورد، مثل با 500 میلیارد دلار درآمد نفتی بعد از انقلاب چه کردهایم؟ چند درصد آن در صنایع سرمایهگذاری شده است؟
چند درصد آن جهت توسعه کشاورزی بکار گرفته شده؟ با 500 میلیارد دلار چه میشد کرد و چه کردهایم؟؛
ما به آسانی تصمیم میگیریم 5 میلیارد دلار بنزین وارد کنیم و 10 میلیارد دلار تولیدات داخل را هم مجانی بفروشیم. سالانه بیش از 10 میلیارد دلار یارانه گازوئیل میپردازیم اما چون تولید داخل بوده خم به ابرو نمیآوریم، ما به کدام سو در حرکت هستیم؟ فساد نشات گرفته از درآمد نفت در بوروکراسی ما، تا کنون اجازه نداده است که از درآمدهای نفت استفاده متناسب به عمل آوریم ولی فاجعه عظیمتر این است که اتکاء به درآمد نفت، فرهنگ مصرفزدگی و رفتارهای مقلدانه و غیر مولدی را در فرهنگ و ایدئولوژی ما تولید کرده است و ما را به مقلدانی بیاراده که به بازیهای کوچک خود دل مشغولند، تبدیل کرده است، بعد از جنگ و آن همه خرابی طبیعی است که سعادت جامعه در کم مصرف کردن، پسانداز و از این راه تامین نقدینگی برای سرمایهگذاری است.
مثالی میزنم حتما تصویر گاندی را که بالا تنهاش لخت است و لنگ به کمر بسته دیدهاید که در حال پنبهریسی است یادمان باشد که نیروی انسانی مولد تولید در هندوستان آن موقع به طور نسبی پیشرفته بود؛ ولی گاندی اولین کاری که کرد که خودش آن لباس را پوشید که عزم کم مصرف کردن را نشان بدهد این یک رهبر فرهیخته آگاه به توطئههای جهانی است و البته مسئولین هند نیز فرهنگ کار و تولید را داشتند که عمل رهبرشان در آنها چنین تاثیر گذاشت، متاسفانه این فرهنگ در بین مسئولین ما ضعیف بوده و هست و با وجود زندگی بسیار ساده رهبری و نصایح موکدشان در رابطه با صرفهجویی و انظباط اقتصادی، عملکرد مسئولین به گونهای دیگر بوده است.
فردای استقلال هند، گاندی استراتژی اقتصادیاش را اعلام کرد یعنی اقتصاد خودکفایی و با لباس پوشیدنش نشان داد که من ایستادهام و اقتصاد درون زای هند را رشد میدهم، تکنولوژی مناسب و ساده را هم انتخاب کرد و حالا میبینیم که تکنولوژی نساجی هند بسیار پیشرفته است. هند در صنایع ماهوارهای، صنایع فضائی، هستهای، بیوتکنولوژی و در تولید نرم افزارها بسیار پیشرفته است.
لباس گاندی توقع را پائین آورد و حد نهایی را نشان داد یک رهبر فرهیخته مانند گاندی میگوید لباسم را خودم تامین میکنم این خیلی پر معنا است و فرق میکند با کسی که میگوید، اگر دو برنامه 5 ساله اجرا کنیم به حد کشورهای پیشرفته میرسیم و نیاز به زهدگرایی وجود ندارد و... در حالی که یک فرد یا جامعه مسلمان باید به لحاظ عقیدتی کاملا مولد باشد.
امروزه طبقهای در جامعه شکل گرفته است که منافع این طبقه با منافع ملی فاصله دارد به مزایا و حقوقهایی که بعد از سال 68 برای مدیران در نظر گرفته شده، به یارانههای سرسامآور غیرهدفمند که با سرعت در حال فرو بردن کشور در کام آتش خود میباشد نگاه کنید.
در کشوری غیرمولد به سادگی میتوان مقدرات مردم را رقم زد اصولا غیرمولد بودن یک جامعه شرط ادامه غارت منابع ثروت طبیعی آن جامعه است. ساخت فرهنگ درخور این چپاول ضرورتی است که همراه آن حرکت میکند فرهنگی که حضورش را نسلی که دوران پهلوی اول و دوم را درک کرده به خوبی تجربه نموده است. در یک کلام فرهنگ از خود بیگانگی تاریخ 90 ساله وابستگی به نفت، شواهد غمانگیزی از فساد مردم، از خود بیگانگی فرهنگی و سرانجام مشتعل شدن درآمدهای بجا مانده از نفت در آتش جنگ دارد.
اما یادگار دیر پای مخرب آن فرهنگ دلالی است به اقتصاد کشور نگاه کنید چند درصد این اقتصاد متکی به دلالی است؟ در خیابانها و جادهها، هر کجا که نگاه میکنید قبرستان ماشین است. کشور ما در واقع نمایشگاه تولیدات بیگانه است. انسانی که تغذیه اش از بیگانه و حیاتش وابسته به آن است فرهنگ خودی نمیشناسد.
کارگزاران ما کمتر تعمق میکنند که با یک میلیارد دلار چه کاری را باید در اولویت قرار داد تا چرخه تولید ایجاد شود. یکی از دلایلش اینست که این دلارها ظاهرا ساده بدست آمده است. این درآمد نفت بدون تلاش و اراده و بررسی و محاسبه و ارزیابی در زندگی ما وارد شده و این عوارض را به بار آورده است.