احسان شادی
شکست و پیروزی در انتخابات و دست به دست شدن نهادهای قدرت در میان احزاب و جناحهای سیاسی یک قاعده پذیرفته شده دموکراتیک است که در بسیاری از جامعههای مدرن به سادگی انجام میپذیرد. در همین ماههای گذشته در نیکاراگوئه که یک کشور خاص به حساب میآید حزب حاکم در انتخابات شکست خورد و جایش را به دولت جدید داد. در اکوادور و در شیلی نیز همین اتفاق افتاده است. در سوئد حزب حاکم شکست خورد و جناح راست برنده شد.
در انتخابات کنگره آمریکا حزب دموکرات توانست حزب جمهوری خواه را پشت سر بگذارد. این رویدادها هرگز پدیده غیرعادی به حساب نمیآید. در ایران نیز از سال 1376 به این سو قدرت دو بار دست به دست شده است.
اکنون جریان سیاسی اصلاح طلب فقط در برخی از شوراهای شهر نمایندگانی دارد و مجلس و دولت در اختیار جناح سیاسی مخالف اصلاحطلبان است. اصلاحطلبان منتظرند در انتخابات دوره هشتم مجلس با تمام قدرت در میدان رقابت حاضر شده و مجلس را از کف اصولگرایان خارج کنند. به نظر میرسد به جز برخی مسائل که مربوط به رفتار شورای نگهبان و شرایط احراز صلاحیت کاندیداها برمیگردد و تقریبا کاری از دست اصلاحطلبان بر نمیآید، پیروزی با توجه به برخی شرایط چندان دور از انتظار نیست. بخشی از راه پیروزی احتمالی اصلاحطلبان در انتخابات مجلس هشتم را رفتار دولت در بخش اقتصاد هموار کرده است. تصمیمهای دولت در اقتصاد به گونهای است که از امروز تا روز انتخابات دستمایه انتقادها حتی از سوی طیفهایی از اصولگرایان خواهد شد و این به نفع اصلاحطلبان خواهد شد. بخش دیگری از راه را اصلاحطلبان باید با تدبیر و توشهای که دارند هموار کنند.
اصلاحطلبان از همین امروز میتوانند و باید این کار را انجام دهند که هر حزب و جریان سیاسی ابزار تبلیغاتی خاص خود را داشته باشد. ابزارهای تبلیغاتی اگرچه در انتشار روزنامه خلاصه نمیشود اما این یک ابزار نیرومند است.
در حال حاضر روزنامههایی که با هزینه نهادهای عمومی منتشر میشود در طیف اصولگرایان قرار دارند و از این جهت توازنی میان ابزار رسانهای میان اصلاحطلبان و اصولگرایان وجود ندارد. پس از این مرحله و در گام دوم اصلاحطلبان باید پایههای ائتلاف فعلی را مستحکمتر از گذشته کرده و روی مبانی نظری و عملی ائتلاف همکاری و سازگاری بیشتری پیدا کنند. از میان مقولههایی چون اقتصاد، فرهنگ و سیاسی کدامیک میتوانند عنصر قوام بخش و حیاتی برای استحکام پایههای ائتلاف فعلی شوند؟ به نظر میرسد مقوله اقتصاد که یک مقوله نیرومند و بسیار تاثیرگذار است به دلایل گوناگون توانایی عمق دادن به ائتلاف را دارد.
در گذشته نه چندان دور شاید اصلاحطلبان دیدگاههای متفاوتی نسبت به این عنصر داشتند اما امروز که تجربه کامیاب جهانی را پیش رو داریم تکیه بر اقتصاد آزاد میتواند پایههای ائتلاف را دوام بیشتری بخشد. اما در میان شاخصها و عناصر زیرمجموعه عنصر اقتصاد موضوع عدالت و فقرزدایی میتواند دستمایه فعالیتهای نظری و تبلیغاتی قرار گیرد. واقعیت این است که در چند سال گذشته اصلاحطلبان در اینباره قافیه را به اصولگرایان باختند و در حالی که میتوانستند افکار عمومی را متقاعد کنند عدالت جز با اقتصاد آزاد به دست نمیآید از این سنگر عقب نشینی کردند. در میان اصلاحطلبان اقتصاددانان و سیاستمداران ورزیده ای وجود دارد که از یک سو با علم اقتصاد و مدرن آشنایند و از طرف دیگر اقتصاد و سیاست ایران را خوب میشناسند و همچنین با رفتار افکار عمومی جامعه آشنایی دارند و میتوانند در یک فرایند یک ساله با محوریت عدالت فعالیت کنند. جامعه ایرانی مثل همه جامعهها میخواهد کسب و کار و روزگار اقتصادی مناسبی داشته باشند و دغدغه تامین معاش نداشته باشد.
اصلاحطلبان میتوانند بر همین پایه از همین امروز نشستهای عمومی و درون گروهی برگزار و «عدالت بر پایه آزادی» را استراتژی تبلیغاتی خود قرار دهند و اجزای آن را برای افکار عمومی و به ویژه روشنفکران و هنرمندان و دانشجویان تشریح کنند.