محمدعلی صمدی کارشناس مسائل فلسطین
* مراحل مبارزاتی ملت فلسطین از ابتدا به چه شکل بوده است؟
** صمدی: در مرحله اول که اساساً فلسطینیها مبارزهای نداشتند و بحث مبارزه را دولتهای عربی پیگیری میکردند. این مرحله در مقاطع اول اشغال فلسطین بود. مردم فلسطین یا آواره بودند و یا تحت محاصره شدید و در بیخبری و بیتحلیلی به سر میبردند و به همین دلیل نقشی نداشتند. ارتشهای عربی هم البته کاری پیش نبردند.
* علتش چیست؟
** صمدی: برخلاف آنچه گفته میشود من کهنگی ساختار نظامی ارتشهای عربی که به جا مانده از دوره عثمانی بود را در شکستهای اعراب از اسراییل دخیل نمیدانم، چون در اول جنگ این ارتشها پیروز شدند. بلکه بیتوجهی و بیتدبیری بود که آنها را در مقابل دشمن بسیار زیرکی مثل اسراییل زمینگیر کرد.
در مرحله دوم گروههای ناسیونالیستی وارد میدان شدند که با شعار عربیت سعی کردند احساسات عربی را تحریک کنند. متأسفانه این مسأله هم به نتیجه نرسید. به نظر من دلیل عمده آن هم این بود که احساس ناسیونالیستی طرف مقابل یعنی اسراییل بسیار قویتر بود. یعنی صهیونیستها احساس ناسیونالیستی قویتری داشتند که حدوداً یکصد سال روی آن کار شده بود و با ترفندهای تبلیغاتی بسیار پیچیده که نمونههای آن در تاریخ آمده این مسأله در آنها تقویت شده بود.
* چه نمونههایی؟
** صمدی: مثلاً بحث هولوکاست و مبارزه ضدیهودی در روسیه تزاری و مشکلات یهودیها در اروپا و... حدود صد سال بود که مطرح میشد و سعی داشتند تا این روحیه در صهیونیستها تقویت شود که این حق شماست و با زحمت بدست آمده و باید آن را نگه دارید. از طرف دیگر انگیزه دینی هم به نوعی این مسأله را تکمیل میکرد. در مقابل مسلمانان، با یک احساس ناسیونالیستی کاریکاتوری، دست و پا شکسته به مواجهه با اسراییل پرداختند. تاریخ این را نشان میدهد زیرا در بسیاری موارد این ناسیونالیسم دو آتشه در ظاهر، عقب نشسته و جبهه را به دشمن واگذار کرده است. اینها احساسات مردم را تحریک میکردند و موج ایجاد میکردند ولی در مدیریت این موج هیچ موفقیتی نداشتند و این موج دست کسانی میافتاد که در تشکیل آن نقشی نداشتند. به این مسائل میتوان سر سپردگی حیرتانگیز برخی سران عرب به عوامل خارجی را اضافه کرد. برای مثال پدیده عجیب خاندان خانواده هاشمی در اردن که از اسراییل به فلسطینیها بیشتر ضربه زده است، قابل توجه است.
مرحله سوم این مبارزات دست گروههای چپ افتاد. گروههایی که گرایشات کمونیستی داشتند که با استفاده از فضای انقلابی مارکسیستی سالهای بعد از جنگ جهانی دوم در کشورهای اروپای شرقی و آسیا دست به مبارزه زدند. مسألهای که مطرح بود این که مارکسیسم زاییده فرهنگ غرب بود از آن طرف صهیونیزم هم همین وضعیت را داشت و در نهایت باید گفت که چاقو دسته خودش را نمیبرد. ضمن اینکه چپیها مشکل اعتقادی با مردم مسلمان فلسطین داشتند و این هم سبب میشد که مارکسیسم این جماعت هم یک مارکسیسم کاریکاتوری و مضحک باشد که به جایی نرسد.
* یعنی تقریباً راههای مختلف توسط فلسطینیها امتحان شده بود؟
** صمدی: بله. بعد از فروپاشی کمونیزم مبارزان چپی در یک حالت کما فرو رفتند. به دلیل جنگ ایران و عراق هم عرفات موفق شده بود که فضای فلسطین را از جنگ برای مدتی دور نگه دارد.
* چطور؟
** صمدی: چون عرفات همیشه عراق را به عنوان یک متحد معرفی میکرد. به دلیل این جنگ آنها موفق شدند مردم فلسطین را از فضا دور نگه دارند و به این شکل پیام انقلاب هم دیرتر و هم از مسیر دیگری به فلسطین رسید. این مسیر لبنان بود که پیام ایران ابتدا به لبنان و سپس به فلسطین منتقل شد. جایی که کسی فکر آن را نمیکرد. به لطف خدا به دلیل جنگ ایران و عراق که عرفات سعی کرد به آن بهانه از انتقال پیام انقلاب به فلسطین جلوگیری کند، اصولگرایی شیعی به لبنان منتقل شد و به شکل مشخص بعد از حمله گسترده اسراییل به لبنان در سال 1982 این گروه شیعی با روشهای خود دست به دفاع زدند که در این مورد تاثیر انقلاب اسلامی کاملاً مشهود است.
خلاصه پس از آنکه روشهای قبلی جواب نداد، با پیروزی انقلاب اسلامی عامل جدیدی به وجود آمد و سیاسیون لائیک فلسطین، اسراییلیها، آمریکا و... موفق نشدند ایران و فلسطین را از هم جدا کنند و یک حلقه غیرقابل پیشبینی یعنی لبنان این دو را به هم وصل کرد. این روش مبارزه خصوصاً بعد از پیروزی حزبالله بر ارتش اسراییل در سال 2000 بسیار مورد توجه و قبول قرار گرفت. میدانید که پدیدهای که باعث شد اسراییل در جایی که تثبیت شده عقبنشینی کند و زمین را در اختیار طرف مسلمان قرار دهد، اساساً در جهان عرب غیر قابل باور بود. مسأله مهمی که اتفاق افتاد این بود که همه متوجه شدند که روشهایی که در لبنان و به تأثیر از انقلاب اسلامی انجام شد، جواب داده است.
* چه روشی؟
** صمدی: روشهای متکی بر عملیات شهادت طلبانه و چریکهای سبک اسلحه شهادتطلب.
* چریکها قبلا هم بودند ولی گویا تاثیر عملیات استشهادی خیلی بیش از اینها بوده است. علت این امر چیست؟
** صمدی: همه امور اسراییل کلاسیک است. یعنی سرمایهگذاریای که روی این رژیم توسط حامیانش صورت گرفته، باعث شده که یک سیستم کلاسیک قدرتمند پدید آید. این سیستم کلاسیک در برابر سیستم غیرکلاسیک حزبالله لبنان کاملاً ناتوان است.
* فلسطینیها چهطور؟
** صمدی: فلسطینیها قبل از آن حملاتی داشتند و مثلاً در مرزهای لبنان، اردن و... مستقر بودند و میآمدند با عملیاتهایی به اسراییل ضربه وارد میکردند و برمیگشتند. بلد هم نبودند که از کارشان استفاده تبلیغاتی کنند و به دشمن ضربه بزنند. اهداف غلط را انتخاب میکردند.
* چطور؟
** صمدی: همانطوری که قبلا هم گفتم هدف غلط بود مثلاً گرایش ناسیونالیستی گروههای فلسطینی ضعف آنها بود که اسراییلی در مقابل، پادزهر آن را داشتند. یک مساله بسیار مهمی که در فلسطین یا شاید هر جای دیگر وجود دارد این است که شما بتوانید با انجام یک عملیات (حالا هر عملیاتی باشد) یک موج انسانی درست کنید؛ حداقل در کشورهای اسلامی افکار عمومی را با خود همراه کنید. فلسطینیها از این قضیه هم ناتوان بودند چرا که بعضا گرایشات غیردینی آنها باعث میشد که قلوب مردم با آنها نباشد و با آنها همراه نشوند. اسراییل در مقابل به سرعت پاتک تبلیغاتی میزد و فلسطینیها را زمینگیر میکرد.
فلسطینیها اختلاف داخلی وحشتناکی داشتند. واقعهای مثل سپتامبر سیاه که جنگ فلسطینیها با اردن بود. شما میدانید که دو سوم جمعیت اردن فلسطینی هستند، یعنی جنگ فلسطینیها با فلسطینی. ایدئولوژیها مشکل دار، رهبران مشکل دار و... یعنی اینها هیچی نداشتند. اما الان حزبالله تمام جهان اسلام را با خود دارد. شما میبینید اگر شعار عربیت میدهد پشت آن شعار اسلامیت هم میدهد یعنی تمام جهان اسلام را با خود همراه میکند، که کرده است. مبارز غیراسلامی فلسطینی با همان قواعد صهیونیستها میجنگید در صورتی که با صهیونیستها نمیتوان با قاعده خودشان جنگید چرا که آنها در این قاعده قدرتمند هستند و از سوی تمام کشورهای قدرتمند هم پشتیبانی میشوند. اما در مقابل مقاومت اسلامی صهیونیستها کاملاً فلج هستند.
* چرا؟
** صمدی: چون این پدیده برایشان نا شناخته است و نمیتوانند حوادث آن را پیش بینی کنند. بعد از پیروزی حزبالله در سال 2000 بلافاصله انتفاضه دوم آغاز میشود که همان روشهای حزبالله را پیگیری میکند. موشکهای کوتاه برد و عملیات استشهادی. عملیات استشهادی به امنیت اسراییلیها ضربه وحشتناکی زد و صهیونیستها هیچطوری نتوانستند با تبلیغات، مردم فلسطین را از فضای عملیات استشهادی دور کنند چون این بار سر و کارشان با مذهب بود. قبلا گروههای چپ چند مورد خیلی محدود عملیات انتحاری کرده بودند ولی مردم با آنها همراه نبودند اما این بار چون عنصر مذهب در میان است و مردم هم مذهبی هستند این عملیات جواب میدهد و مردم و افکار عمومی با آن همراه میشوند.
الان دیگر بحث گروهها نیست بلکه توده مردم از هر طیفی وارد میشوند. اینجا دیگر هدف فقط فلسطین نیست بلکه هدف میشود شهادت و رسیدن به خدا. هدفی که اسراییلیها از درک آن کاملاً عاجز هستند و به این شکل نمیتوانند آن را خنثی کنند. اساسا یهودیت، صهیونیزم، لیبرالیزم، ناسیونالیسم و... نمیتوانند درک کنند و بفهمند که کشته شدن برای رسیدن به خدا یعنی چه؟ این همان ضربه اصلی است که آنها را سر در گم کرده و معادلات آنها را به هم ریخته است و اجازه نمیدهد که قضیه فلسطین را تمام کنند.
* روز قدس چه قدر در این معادلات تأثیرگذار بود؟
** صمدی: روز قدس تدبیر زیرکانه و کاملاً مؤثر امام بود. ببینید برنامه اینها این بود که بعد از «کمپ دیوید»، اسراییل قضیه را در بازی سیاسی یا کاملا تمام کند یا یک جوری با ایجاد رکود و مذاکرههای طولانی فرسایشی، فراموشی را حاکم کند و مسأله یکجوری ختم شود. اما امام آمد و یک تدبیری را به کار برد که مسأله فلسطین فراموش نشود و مردم به یاد آن بمانند. شما الان در طول سال یک روز را دارید که همه مردم به فکر فلسطین هستند. اگر هیچ اتفاق دیگری نیفتد حداقل یک روز در سال مردم این روز را گرامی میدارند و به یادش هستند. این یک روز یک ویژگی هم دارد.
این روز در سال میچرخد و در فصلهای مختلف و ماههای مختلف قرار میگیرد. این امکان برنامهریزی برای خنثی کردن روز قدس را تا حد زیادی از بین میبرد چرا که این روز در ماههای مختلف و زمانهای مختلف و در شرایط مختلف قرار میگیرد و به این واسطه این امکان از صهیونیستها سلب میشود. اسم این روز هم جالب است. روز «قدس» نه روز فلسطین یا چیز دیگر. قدس، مسجدی است که همه جهان اسلام به آن احترام میگذارند.
* اهمیت جهانی این روز برای حضرت امام چقدر بود؟
** صمدی: سال 58 یعنی دقیقا چند ماه بعد از پیروزی انقلاب این اتفاق افتاد و امام اولین اقدام بینالمللی خودش را انجام داد. از همان اول هم به شدت استقبال شد که اگرچه فراز و نشیبهایی به دلیل جنگ ایران و عراق و تبلیغات عرفات پیدا کرد ولی استقبال خوب بود. الان هم برخی، حتی بعضی گروههای فلسطین میخواهند این روز را فراموش کنند ولی نمیشود. اتفاقی که افتاده و یکه تازی شیعیان در مقابل اسراییل باعث شده که این روز زنده بماند. این را دیگر نمیشود کنترل کرد، یعنی حتی از کنترل جمهوری اسلامی هم خارج گشته و دیگر تبدیل به یک مساله درونی ملتهای مسلمان شده است.
* حرف آخر...
** صمدی: هر زمانی که فلسطینیها وارد فازی شوند که اسراییل در آن حرفهای است دچار مشکل میشوند. فاز سیاسی، فاز مذاکره و... مشکلاتی را برای فلسطینیها به وجود آورده است چرا که صهیونیستها بزرگترین و حرفهایترین مذاکرهکنندگان هستند و از طرف دیگر سیاسیون متبحری هم دارند. هرگاه فلسطینیها از امتیازات خود مثل عملیات استشهادی و جهاد استفاده نکردند دچار مشکل شدند. این امتیاز فلسطینیها را پیش برده و آنها را در برابر صهیونیستها بیمه کرده است. الان چند ماهی است که این وضعیت در فلسطین حاکم است. الان فلسطین تلفات میدهد ولی امتیازی به دست نمیآورد.
توازن کشتهها که در انتفاضه 1 به 3 شده بود دوباره 1 به 6 یا 7 رسیده است. گروههای فلسطینی اگر دوباره به همان شکل اول به فاز جهاد بازگردند دوباره برتری خود را حفظ خواهند کرد. معتقدم که با جنگ 33 روزه لبنان، ماجرا کاملا از دست اسراییل خارج شده است. تاریخ نشان میدهد که هر صد سال یک جنگ کوچک اتفاق میافتد که قدرتهای بزرگ را زمین میزند. جنگ لبنان به اعتقاد خیلی از کارشناسان از آن جنگهای کوچک قرن 21 است که تبعات آن 20، 30 یا حتی 60 سال آینده معلوم میشود. به نظر من حتی اگر گروههای فلسطینی اسلامی ، امروز در این امر کوتاهی کنند کار به دست گروههای جهادیتر و اصولگراتر مسلمانان خواهد افتاد و این پرچم هیچ گاه بر زمین نخواهد ماند.
دکتر لاسجردی کارشناس مسائل فلسطین
* الان وضعیت گروههای جهادی در فلسطین به چه شکل است؟
** لاسجردی: اگر حوادث روزهای گذشته فلسطین را پیگیری کنیم، دو، سه مورد خیلی به چشم میآید یکی اختلاف حماس و فتح از یک طرف و حماس و جهاد از طرف دیگر. فتح و حماس بر روی کلیت ساختار قدرت و دولت و همچنین اداره امور با هم اختلاف دارند و اختلافنظر حماس و جهاد هم روی تصمیمگیریهای سیاسی و مشکلات دیگر است. اتفاق مهمی که افتاده این است که برخی از عوامل داخلی و خارجی سبب شده که روند رو به جلوی گذشته تغییر یابد و رویکرد گروهها تغییر کند.
البته الان کمیتهای برای حل مشکلات و اختلافات تشکیل شده است. در حال حاضر فشار آمریکاییها به ویژه در هفتههای گذشته که سعی داشتند کفه ترازو را به سمت فتح سنگینتر کنند و حتی به غزه ارسال سلاح داشتند تا فتح قدرتمندتر شود و فضای کشمکش داخلی را تشدید کنند و... ولی به هر حال این مشکلات اندکی فروکش کرده و به نظر میرسد در آستانه روز قدس نیز با محوریتهای مطرح شده مانند ضدیت اسرائیل و پایتخت قدس و... به طور حتم تا روز قدس فضای ذهنی فلسطین فضای منسجمی خواهد بود.
* به گفته اکثر کارشناسان تأثیر عملیات استشهادی بیشتر از عملیاتهای دیگر است حتی اگر در تعداد تلفات دشمن برابر باشد. به نظر شما علت چیست؟
** لاسجردی: ببینید، اسرائیلیها سعی دارند در روش تبلیغاتیشان از جنگ روانی استفاده کنند و این روش را بارها در طول دوران اشغال امتحان کردهاند از جمله میتوان به کشتار صبرا و شتیلا اشاره کرد که آن موقع هم از این روش استفاده کردند. ولی اکنون فلسطینیها هم سعی دارند تا مثل خود اسرائیلیها این آرامش را از آنها بگیرند. و لذا میبینید وقتی شارون در دوران انتفاضه به قدرت میرسد، با شعار توقف مقاومت شروع میکند. لذا تأثیرگیری اینگونه عملیاتها برمیگردد به آن سلب آرامشی که از مردم اسرائیل گرفته میشود.
* تاثیر انقلاب ایران را در این مبارزات تا چه حد میدانید؟
** لاسجردی: بدون شک باید پذیرفت که این انگیزه مردم فلسطین برای مبارزه از انقلاب اسلامی ایران گرفته شده است. نکته دیگر که من فکر میکنم هر اندیشمند منصفی به آن توجه میکند تمرکز اندیشه ما روی بحث فلسطین به عنوان اولویت اول جهان اسلام است. وقتی حضرت امام(ره) با این دیدگاه وارد عرصه جهانی میشود، فلسطین نمیتواند از این دیدگاه حضرت امام(ره) بینصیب باشد. لذا میبینیم امام تلاش کردند تا قالب مبارزه و قالب نگاه فلسطین را عوض کند. قالب نژاد را برداشته و قالب ایدئولوژیک و جهانی را جایگزین آن کردند و لذا مردم فلسطین و گروههای جهادی هم در همین فضا رشد میکنند و در واقعیت آنها محصول تفکر و اندیشه امام(ره) هستند.
و همه مردم فلسطین، گروهها و کارشناسان هم معتقد به تاثیرات فراوان نگرش حضرت امام(ره) و انقلاب اسلامی ایران بر مسائل فلسطین هستند.