سخنگوی دولت اعلام کرده است که محمود احمدینژاد برای دفاع از حق هستهای ملت ایران در جلسه احتمالی شورای امنیت شرکت خواهد کرد. در مورد این سفر و علت حضور در جلسه شورای امنیت، برخی گمانهزنیها وجود دارد.
1- یک فرض کاملاً سیاسی – و البته بعید- آن است که برخی مذاکرات با روسیه، این اطمینان را در دولتمردان ایجاد نموده است که در جلسه آتی شورای امنیت، قطعنامه پیشنهادی «وتو» خواهد شد و مسئولان دولت نهم میخواهد این تحول در پرونده هستهای را به نام رئیس جمهور نهم ثبت کنند. در این صورت باید دید هزینههای پرداخت شده برای جلب نظر روسها به چه اندازه بوده است، زیرا بسیاری از تریبونداران و عناصر با نفوذ حکومتی، قطعنامههای قبلی را فاقد کارآیی دانستهاند و حتی اعلام کردهاند که اگر دهها قطعنامه دیگر هم صادر شود اتفاقی نخواهد افتاد. اگر این تحلیل مورد قبول دولتمردان باشد، قاعدتاً نبایستی برای جلوگیری از صدور قطعنامههای بعدی، تلاش خاصی صورت گیرد و هزینهای پرداخت شود.
2- فرضیه دوم آن است که رئیسجمهور و همکاران او به این نتیجه رسیدهاند که همه سیاستمداران دنیا آنقدرها هم بد نیستد و تمام اختیار جهان تنها در مشت چند عضو موثر شورای امنیت نیست. بر اساس این فرض با ارائه منطق محکم، میتوان مسیر پرونده را در جهتی هدایت کرد که به جای صدور «کاغذ پاره» شورای امنیت پس از شنیدن توضیحات قانعکننده بالاترین مقام اجرایی ایران، قطعنامهای منطقی صادر کند که در آن منافع ایران هم لحاظ شده باشد اما حتی اگر ادعاهای سابق خود در مورد نفوذ قدرتهای بزرگ بر مجامع بینالمللی را پس بگیریم و تصور کنیم که صدور قطعنامهها را میتوان با برخورد قوی در جلسه شورای امنیت را تحت کنترل آورد، باز هم حضور در جلسه شورای امنیت، مشکلی را حل نخواهد کرد زیرا قطعاًً تصمیمگیریها قبل از تشکیل جلسه شورای امنیت صورت میگیرد؛ البته شاید برخی مسئولان ایرانی تصور کردهاند که در سایر کشورها نیز تصمیمگیریها فیالمجلس انجام میشود و در همان جلسه میتوان طرفهای مقابل را قانع کرد.
3- تبدل تریبون شورای امنیت به محلی برای رساندن سخن ایران به جهانیان، احتمال دیگری است که میتوان آن را دلیل اصلی حضور احمدینژاد در جلسه شورای امنیت دانست. اگر این فرض را بپذیریم، مهمترین سوال آن خواهد بود که مگر در ماههای گذشته، رسانهها و فعالان سیاسی حامی رئیس جمهور، بارها ادعا نکردهاند که فراگیرترین رسانههای غربی و عربی، با قطع برنامههای عادی خود، سخنان احمدینژاد در مراسم داخلی را به صورت مستقیم به تمام دنیا مخابره میکنند؟ اگر اینچنین است آیا ضرورت ندارد با زیر پاگذاشتن پروتکلهای مرسوم، رئیس جمهور ما در جلسهای شرکت کند که سایر شرکتکنندگان در سطحی به مراتب پایینتر از معاون وزیر هستند؟ آیا احتمال عدم موفقیت احمدینژاد و صدور قطعنامهای شدید علیه ایران، باعث نخواهد شد که در این تصمیم تجدیدنظر شود؟
البته این موضوع از زاویه دیگر نیز قابل بررسی است.
در طی ماههای گذشته، مسئولان ایرانی بارها اعلام کردهاند که ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت فاقد هر گونه مبنای حقوقی و قانونی است. در آخرین موضعگیری، نماینده ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، سه روز قبل اعلام کرده است که اگر پرونده از دست شورای امنیت خارج و به آژانس برگردد، ایران حاضر به مذاکره کامل و حل و فصل مسائل باقی مانده با آژانس میباشد. با توجه به این موضعگیری، اعلام پیشاپیش خبر حضور احمدینژاد در جلسه احتمالی شورای امنیت، چه مفهومی جز به رسمیت شناختن نقشآفرینی شورای امنیت در این موضوع دارد؟
نکته دیگری که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، پیوستگی مذاکرات و هماهنگی دستگاههای مسئول در این مورد میباشد. در ماههای گذشته، رئیس تیم مذاکره کننده هستهای – دکتر لاریجانی- سفرهای طراحی شده به کشورهای گوناگون داشته و با روش خاصی، اعتماد سازی در مجامع بینالمللی را تعقیب میکند اما اعلام زود هنگام سفر احمدینژاد برای حضور در جلسه احتمالی شورای امنیت، میتواند بهانهای برای طرفهای مذاکره باشد تا تعمداً وزن لاریجانی را در مذاکرات کاهش دهند که قطعا این موضوع در نهایت به نفع کشورمان نخواهد بود.
همه موارد فوق، این نکته را یادآوری مینماید که قبل از اعلام علنی تصمیم احمدینژاد برای حضور در جلسات شورای امنیت، بایستی موضوع به بحث کارشناسی گذارده میشد که ظواهر امر گویای عدم اقدام در این زمینه است. البته تجربه بیست ماه گذشته نشان میدهد که رئیس جمهور و همکاران او، بر تصمیماتی که میگیرند پافشاری دارند و لذا به نظر میرسد این تصمیم نیز مشمول تجدیدنظر نخواهد شد.
پس تنها توصیهای که میتوان به رئیس جمهور و همراهان ثابت او در این سفرها داشت آن است که متن سخنان، مذاکرات و پیشنهادات را با همفکری صاحبنظران و کارشناسان – بدون توجه به گرایشهای سیاسی آنان- تهیه و از طرح هر سخنی خارج از موارد کارشناسی شده، خودداری گردد. زیرا تریبون شورای امنیت و مسائلی که در آن مطرح میشود با عرضه داخلی کاملاً متفاوت است و نه تنها فرصتی برای ارائه توضیح و توجیه نسبت به برخی سخنان وجود ندارد بلکه حاضران در آن جلسه، مترصد کلام یا اقدامی هستند که همان را بهانه افزایش فشارها بر کشورمان قراردهند.