نظام ژئوپلتیک جهانی ترکیب پیچیدهای از فرآیندهای فضایی قدرت میان بازیگران متعددی است که در وجوه مختلف اقتصادی سیاسی و فرهنگی در عرصه محیط جغرافیایی کره زمین به نقش آفرینی میپردازد و دائما با یکدیگر در تعامل میباشند و نقشه سیاسی جهان بازتابی از این نقش آفرینی و تمایلات است.
بازیگران نظام ژئوپلتیک جهانی سازمانها یا نهادهای رسمی یا غیررسمی هستند که به طور مرئی یا نامرئی برای به دست آوردن زمینهها و فرصتهای اعمال قدرت جهت رسیدن یا دستیابی به اهداف مورد نظر و گسترش نفوذ خود به منظور اثرگذاری به تحولات جهانی تلاش میکنند. اتکای بازیگران به عنصر قدرت است که جهت رسیدن به آرمان و اهداف خود آن را به کار میگیرند و هر روز گونه خاصی از مناسبات قدرت (در فضای جغرافیایی کره زمین) میآفرینند به عبارت دیگر این گروهها و سازمانها در رقابتی سخت تلاش میکنند تا ضمن حفظ نفوذ اجتماعی و جغرافیایی خود آن را گسترش دهند. جایگاه قدرت در مناسبات بینالمللی نیز عبارت است از توانایی یک بازیگر صفحه بینالمللی در استفاده از امکانات و منابع برای تاثیرگذاری به رویدادهای جهانی به نفع خود. در اینجا برآنیم که ضمن شناسایی بازیگران نظام ژئوپلتیک جهانی میزان نقشآفرینی آنها و همچنین حوزه نفوذ آنها را مورد بررسی قرار دهیم. چنان که گفتیم بازیگران این عرصه، گروهها و نهادها و سازمانهایی هستند که برای کسب و اعمال قدرت با هم در حال رقابتاند اما این افراد هستند که این گروهها و سازمانها را تشکیل میدهند، یعنی گروهها و سازمانها در واقع افراد و شخصیتهایی هستند که درون سازمانها هویت مییابند و با برخورداری از تشکیلات منسجم سازمانی میتوانند قدرت خود را اعمال کنند بنابراین در اینجا بررسی رفتارهای گروههای انسانی و میزان تاثیرگذاری رفتار آنها به عنوان بازیگر نظام ژئوپلتیک جهانی حائز اهمیت است از آنجا که ساختار نظام ژئوپلتیک جهانی شامل چندین خرده سیستم و همچنین حوزههای جغرافیایی مختلف است میزان قدمت و نقش آفرینی بازیگران و قلمرو نفوذ آنها نیز متفاوت است.
بازیگران نظام ژئوپلتیک جهانی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: 1- دولتهای مستقل ملی 2- نهادهای بینالمللی 3- سازمانها یا نهادهای غیرحکومتی یا غیر دولتی.
1-دولتهای مستقل ملی
نکته ای که در اینجا با ید به آن اشاره کرد این است که مفهوم دولت از دیدگاه علوم سیاسی با مفهوم دولت از دیدگاه جغرافیای سیاسی با هم متفاوت است. در علوم سیاسی مفهوم دولت همان سازمان سیاسی ملت یا مجموع افراد و نهادهایی است که قوانین جامعه را وضع و اجرا کرده و از قدرت فوقالعاده برای تنظیم روابط ملت با سایر ملتها و آحاد ملت با یکدیگر برخوردار است و واژه انگلیسی the . State برای آن به کار برده میشود. اما در جغرافیای سیاسی این مفهوم گستردهتر است و معادل کشور با تمرکز بر بعد سیاسی آن به کار گرفته میشود و دارای عناصر سرزمین، جمعیت، نظام سیاسی یا حکومت حاکمیت اصل شناسایی نظام اقتصاد سازمان یافته و شبکه ارتباطی است. امروزه با وجود کاهش تدریجی نقش دولتها در اعمال حاکمیت ملی و همچنین در عرصههای جهانی و بینالمللی نظام کشوری در حال تکثیر و گسترش است و بیشترن نقش را در تحولات جهانی برعهده دارد. امروزه حدود 200 کشور با وسعتهای بسیار وسیع تا وسعتهای بسیار کوچک نقشه سیاسی جهان را فرا گرفته است. علاوه بر تفاوت در میزان وسعت وجود تفاوت در بسیاری از عناصر از جمله: جمعیت، قدمت اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی همچنین انسجام ملی و مشارکتهای اجتماعی و درجه علمی ـ پژوهشی شاخصهایی هستند که میزان قدرت ملی هر یک را معین میکند در حال که قدرت ملی، خود شاخصی است که میتواند میزان اثرگذاری سیاستهای یک دولت در نظام ژئوپلتیک جهانی را نشان دهد. بنابراین میزان نقشآفرینی دولتها در این نظام متفاوت است. اگر چه همیشه و صرفا نمیتوان شاخصها و معیارهای قابل اندازهگیری مانند قدرت اقتصادی یا نظامی وسعت، جمعیت و منابع طبیعی و غیره را دال بر درجه بالایی از قدرت ملی یک کشور فرض کرد چرا که بازیگر اصلی نظام ژئوپلتیک جهانی انسان است و انسان با تکیه بر اراده و رفتار غیرقابل پیشبینی خود، میتواند مسیر رویدادها را تغییر دهد و قدرتها را به چالش بکشد. اتحاد جماهیر شوروی با وجود داشتن قویترین ارتش جهان مجهز به پیشرفتهترین سلاحها و تجهیزات نظامی از هم فرو پاشید و سیستم جهانی دچار یک تحول اساسی گردید امروزه نیز ایالات متحده آمریکا با وجود برخورداری از معیارها و ابزارهای متعدد قدرت در مقابل خواست و مقاومت ملتها و برخی از کشورها با چالش مواجه شده است و برای پیشبرد سیاستهای جهانی خود به دنبال یار گیری و ائتلاف با دیگران است.
سائول کوهن در نظریه سیستم ژئوپلتیک جهان برای کشور 5 سطح قدرت را تعیین میکند که سطح اول آن را قدرتهای جهانی، سطح دوم را قدرتهای منطقهای و سطح سوم آن را قدرتهای فرعی منطقهای و سطوح دیگر را کشورهایی تشکیل میدهند که فاقد توانایی در شکل دادن به حوزههای نفوذ هستند و بیشتر درگیر مسائل خود میباشند. بنابراین از آنجا که میزان قدرت این دسته از بازیگران متفاوت ست درجه نقشآفرینی آنها نیز تفاوت دارد.
سائول کوهن کشورها را براساس قدرت ملی به سه دسته تقسیم میکند. گروه اول: کشورهایی هستند که قدمت ملی آنها بد جهانی دارند. گروه دوم: آنهایی که قدمت ملی در سطح منطقهای دارند و گروه سوم دارای قدرت ملی در سطح محلی میباشند که با هم در کنش متقابل هستند.
2- نهادهای بینالمللی
این نهادها در قالب سازمانهای بینالمللی و بین حکومتی همچنین نهادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در مقیاسهای منطقه ای و جهانی به وجود میآیند و به ایفای نقش میپردازند. این نهادها عبارتاند از:
الف- سازمانهای بینالمللی: سازمانهای بینالمللی به اجتماعی از کشورها اطلاق میشود که بر اساس حقوق و احترام متقابل و برابری دولتها و کشورها به منظور دستیابی به اهدافی معین و مشخص گرد هم آمدهاند و به صورت رسمینهادی را تشکیل دادهاند که دارای وظایف و اختیاراتی از سوی حکومتهای عضو بوده و تلاش میکنند. این سازمانها در چارچوب اصول بینالمللی و روابط بینالملل و مفاد اساسنامه خود در قلمروهای جهانی و منطقهای به ایفای نقش میپردازند. مسابقه اینگونه سازمانهای رسمیو بینالمللی به قرن نوزدهم میلادی برمیگردد. اولین سازمان فراگیر بینالمللی جامعه بینالمللی جامعه ملل متفق بود که پس از جنگ جهانی اول در سال 1919 تشکیل گردید و به دنبال ناکارآمدی آن پس از جنگ جهانی دوم منحل و به جای آن سازمان ملل متحد تاسیس شد. منشور سازمان ملل متحد در 26 ژوئن 1945 در شهر سانفرانسیسکو به امضای بیش از 50 کشور جهان رسید و به طور رسمی در 24 اکتبر 1945 به عنوان بزرگترین سازمان بینالمللی آغاز به کار کرد. سازمان ملل متحد امروزه به عنوان فراگیرترین و موثرترین نهاد رسمی بینالمللی در امور مختلفی چون صلح و امنیت امور فنی، امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، بهداشتی و زیست محیطی و مدیریت بسیاری از مسائل مربوط به بشر و کره زمین تاثیر میگذارند و بزرگترین بازیگر اصلی عرصه جهانی میباشد.
سازمانهای بین حکومتی رسمیدر مقیاسهای منطقهای و جهانی و به دنبال مقتضیات و شرایط خاص تحت تاثیر عوامل مختلف ایجاد و توسعه مییابند مانند: بروز تحولات اساسی در جامعه بینالمللی و روابط ملتها، توسعه فناوری اطلاعات، توسعه ناامنی و تروریست، کاهش تدریجی نقش حکومتهای ملی، ناتوانی حکومتها در پاسخگویی به نیازهای جامعه و ملتها، نقش آفرینی عوامل طبیعی، فرهنگ، نژادی، قومی و دینی، اقتصادی، سیاسی، عمومی ، علمی، فرهنگی، ارتباطی، حقوقی، اجتماعی، دفاعی، امنیتی و... میباشند.
ب- اتحاد و پیمانهای دو جانبه و چندجانبه: این گونه نهادها نیز که اجتماعی از دو یا چند کشور بوده و بر اساس ضرورتها و اهداف خاصی تشکیل میشوند نوعی دیگر از سازمانهای بینالمللی تلقی میشوند که میتوانند نگرش و رفتار بازیگران عضو خود و به عبارتی حکومتهای مربوط (هماهنگ نمایند و نوعی کنش جمعی را در سطح بینالمللی شکل دهند پیمانهای امنیتی و دفاعی از این نوع میباشند. انگیزههای تاسیس این پیمانها عبارتند از: دفاع و امنیت، تجانس ساختاری، نیازهای داخلی، پیوستگیهای ایدئولوژیکی و... اهمیت این نوع سازمانها و نهادها به قدری است که گویی به تدریج ساختار نظام جهان را فرا خواهد گرفت و اکثرا در مقیاس منطقهای تشکیل این نوع این و نوع سازمانها و نهادها چشمگیر است، چرا که مقولههای همکاریهای امنیتی اقتصادی، سیاسی و... در ایجاد ثبات و آرامش، تاثیر بسیاری به خصوص در سطح منطقهای به جای میگذارد به طوری که پس از تشکیل نهادهایی چون اتحادیه اروپا، سازمان آ.س.آن و... سازمان همکاریهای شانگهای نیز در مبنای امنیت با شرکت دو کشور بزرگ روسیه و چین و چهار کشور قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان و تاجیکستان در 5 سال گذشته در عرصه نظام بینالملل شکل گرفته است و کشورهای هند، پاکستان، ایران، افغانستان نیز خواستار پیوست به این سازمان شدهاند.
3- سازمانهای غیرحکومتی یا غیردولتی:
این سازمانها تشکلهایی مرکب از فعالان و شهروندان کشورهای مختلفی هستند که با انگیزه خاصی به هم پیوسته و در سطح بینالمللی به عنوان گروههای فشار جهت تاثیرگذاری به سیاستها و فرآیندهای بینالمللی عمل میکنند مانند فعالین محیط زیست حقوق بشر، مبارزه با تبعیض نژادی، امور پناهندگان و... که در کنوانسیونهای بینالمللی اقدام به سخنرانی، اجتماع، مذاکره با هیاتها و حضور در مباحثات و همچنین اقدامات دیگر فعالیت میکنند.
برخی از سازمانهای غیردولتی جنبه اقتصادی و تجاری دارند که شرکتها و سازمانهای فرا ملی که دارای شبکه گستردهای از شعبات تابعه در مناطق جغرافیایی و یا سراسر جهان میباشند عمل میکنند و به صورت بازیگران فعال بینالمللی بر فرآیندهای سیاسی اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جهان تاثیر میگذارند که پدیده جهانی شدن به نحو موثری قدرت محل و تاثیرگذاری این گونه سازمانها را نشان میدهند. این بازیگران تاثیراتی از جمله تاثیر بر موازنه تجاری کشورها، الگوهای تولید، انتقال تکنولوژی، تاثیر بر الگوی مصرف و تاثیرات سیاسی از خود به جای میگذارند.
گروهها و سازمانهایی هستند که به صورت پنهانی عمل میکنند و با دسترسی به فناوریهای نوین اطلاعاتی و تکنولوژیکی، ساختار کنونی نظام جهانی را تحت تاثیر اعمال خود قرار میدهند که گروههای مافیایی قاچاق مواد مخدر و سازمانهای تروریستی از این قبیلاند. این گروهها و سازمانها دقیقا شناخته شده نیستند و رفتار و اعمال آنها هم قابل پیش بینی نیست اما تاثیرگذاری اعمالشان در ساختار نظام ژئوپلتیک جهانی غیرقابل انکار و تا حدودی نافذ است.
علاوه بر دستهبندیهای بازیگران فوق به نقش بازیگران دیگری نیز میتوان اشاره کرد که فرآیندهای سیاسی جهان را در مقیاسهای منطقهای و جهانی تحت تاثیر رفتار و اقدامات خود قرار میدهند از جمله: رهبران و نخبگان سیاسی و ایدئولوژیکی گروههای سازمان نیافته و غیرمتشکل و گروههایی از ملتها در اشکال مختلفی مانند: میتینگ و انجام راه پیمایی و تظاهرات خیابانی و شرکت در انتخابات برای گزینش مسئولان وکلای خویش.
امام خمینی به عنوان یک رهبر سیاسی و مذهبی، انقلابی را به پا کرد که نه تنها در مقیاس منطقهای قلمرو خاورمیانه را تحت تاثیر خود قرار داد بلکه در مقیاس جهانی نیز در دوران نظام دو قطبی توازن قدرت میان دو ابر قدرت را دچار تحول و چالش کرد. تسخیر سفارتخانه ایالات متحده آمریکا در تهران در 13 آبان 1385 به وسیله گروهی از دانشجویان، دولت مردان آمریکایی را در معرض فشارهای سیاسی قرار داد و باعث شکست حزب حاکم در انتخابات ریاست جمهوری و روی کار آمدن حزب رقیب گردید. همین امر موجب تغییراتی در استراتژیهای جهانی دولت ایالات متحده آمریکا شد. نتیجه اینکه بازیگران نظام ژئوپلتیک جهانی الگوهای رفتاری خود را بر پایه اصول چندگانه جغرافیا، سیاست، قدرت، منفعت نسبت به یکدیگر انتخاب میکنند.
الگوهای مزبور توسط بازیگران مختلف اعم از دولتها، سازمانهای بینالمللی، نهادهای غیردولتی رهبران و سایر نهادها نسبت به یکدیگر اتخاذ میشوند.