تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۷  ، 
کد خبر : ۳۹۵۵۰
گزارشی از مکاتبه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دفتر نشر آثار امام(ره)

نامه‌های حقیقت‌یاب


محمدعلی انصاری
گروه سیاسی؛ اندیشه های سیاسی امام خمینی(ره) و برداشت های گوناگونی که از آرا و نظرات بنیانگذار فقید انقلاب اسلامی ایران می شود، موضوعی است که هر از گاهی اختلاف نظر گروه ها و شخصیت های سیاسی بر سر این اندیشه ها به چالش در عرصه سیاسی ایران تبدیل می شود. در تازه ترین نمونه بحث بر سر دیدگاه های امام(ره) درباره برخی روحانیون به چالش جدید تبدیل شد. البته این اولین نمونه و قطعاً آخرین نمونه چالش درباره آرا و نظرات امام(ره) نخواهد بود. چنانچه زمستان سال گذشته هم اظهارنظر سیدحسن خمینی درباره دیدگاه های امام درباره عدم ورود نظامیان به عرصه سیاست به چالشی تمام عیار تبدیل شد و بسیاری از شخصیت ها و روحانیون محافظه کار نامه هایی را خطاب به سیدحسن خمینی نوشتند و متقابلاً نزدیکان سیدحسن خمینی هم پاسخ هایی را به نویسنده های نامه های یادشده ارسال کردند. از جمله محمودرضا جمشیدی مسوول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در تاریخ دهم آذرماه سال 86 نامه یی را خطاب به سیدحسن خمینی نوشت و محمدعلی انصاری از مسوولان دفتر تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) هم در اول دی ماه 86 به محمودرضا جمشیدی جوابیه یی نوشت که متن کامل این نامه نگاری ها بدون هیچگونه تغییری و به خاطر سندیت تاریخی آن در پی می آید.
جناب حجت الاسلام آقای حاج سیدحسن خمینی «دام توفیقاته»
با سلام

از آن جهت که جنابعالی مستظهر و متصف به صفات عالیه سببی و نسبی توام با مراتب علمی و انتساب به بیت مکرم و عالیقدر رهبر گرانقدر و معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت امام خمینی رحمت الله علیه می باشید، مناسب است که من باب پندی مشفقانه برای حفظ جایگاه والایی که بحمدالله از آن متنعم هستید نکاتی را متذکر شویم و امیدواریم که با توجه به زیرکی و هوشمندی شایسته یی که در خاندان مکرم آن رهبر عظیم الشأن و والامقام نهفته است، اندک اشاره یی موجب پیمودن بیش از پیش طریق صحیح الهی خواهد گردید.
همان گونه که می دانید ارج و اعتبار و جایگاه عالیه و قدسی امام راحل عزیزمان قدس الله روحه آن مقدار برجسته و متعالی است که نمی توان به سادگی آن را احصا کرد. بی شک تفکرات و اندیشه های ناب آن فقیه متاله جاودانه بوده و در تمامی قرون و اعصار مشتاقان اسلام ناب محمدی(ص) را سیراب می نماید. این اندیشه ها الهام بخش تمامی ملل مستضعف جهان بوده و عامل شکل گیری وحدت و انسجام امت اسلامی بوده است.
در این میان یکی از امهات این تفکرات لزوم مبارزه جدی و همه جانبه با پدیده یی به نام اسلام امریکایی است؛ اسلامی که تنها پوسته یی از دین داشته و از درون نه تنها خالی از اسلام حقیقی که معارض و متضاد با حقیقت اسلام عزیز ناب است. از یاد نبرده ایم خروش بی وقفه آن پیر سفر کرده را که در مواجهه با اسلام نااهلان، حمیت و غیرت حقیقی را در صحنه مبارزه آورده و امت اسلامی را به روشن بینی و روشن نگری در این رابطه فرا می خواند. از سوی دیگر صلابت و استواری او در حمایت از حق و اسلام و انقلاب و ائمه طاهرین علیهم صلوات الله اجمعین زبانزد خاص و عام و عالم و جاهل گشته بود. از یاد نخواهیم برد که آن هنگام که عده یی بر اثر جهل مرکب یا غفلت و سهو و کم اطلاعی، بر دانش فراگرفته شان از علوم الهی غبار نسیان نشسته بود اما آن رهبر روشن ضمیر آبروی خویش را در کف نهاد، تهمت ها و جسارت ها را به جان خرید و در برابر هتاک ملعون ازل و ابد - سلمان رشدی خبیث صهیونیست - آن حکم تاریخی و فقهی را صادر فرمود و بار دیگر عظمت و قدرت و شوکت اسلام عزیز را به رخ ظالمان و زورگویان و هتاکان کشید. شما بحمدالله در چنین محیطی متولد شده، رشد یافته و منتسب به چنین فرد والا و بزرگواری هستید که جهان را شگفت زده ساخت و عالمیان را در حیرت فرو برد. طوبی لکم و حسن مأب.
جناب حجت الاسلام سیدحسن خمینی، فرزند یادگار همیشه همراه و مخلص امام و انقلاب،
شاید به همین دلایل باشد که شما و خاندان مکرم تان همواره در کانون طمع بدخواهان و بداندیشان بوده اید چرا که آن هنگام که بدفهمان به تصور خویش بتوانند دستمایه یی - ولو آکنده از خیال و وهم - برای خدشه به اندیشه ناب امام راحل برگیرند بی شک از آن فروگذار نخواهند کرد. آنان خود به خوبی می دانند که چه صدمات و لطماتی از روح و تفکر الهی خمینی کبیر متحمل شده اند که بی شک جبرانش برایشان نه میسر است و نه ممکن.
از این روست که به زعم خود درصدد آسیب رساندن به آن حیثیت عظیم ملی - اسلامی ایران عزیزند و به هر بهانه می کوشند تا آن را پایان یافته تلقی نمایند.
یادگار گرانقدر یادگار امام عزیز رحمه الله علیهما،
چندی است که در داخل کشور گروهی ورشکسته و مطرود از سوی مراجع معظم تقلید و مردم متدین و انقلابی ایران دوره افتاده و به جهت کسب آبروی از پیش ریخته شده خویش دست به دامان حوزویان شده اند. چنان که هم ایشان در دیدارهایی به سراغ مطرود امام راحل رفته تا از آبروی ریخته شده وی در نظام و انقلاب برای خویش آبرویی دست و پا کنند. هر کس نداند شما نیک می دانید که پدر بزرگوار شما و پدربزرگ شما که پدر انقلاب اسلامی ایران است، چه خون دلی از آن فرد ساده لوح خورد و با صبر و متانت علوی برای حفظ کیان نظام و انقلاب دم برنیاورد. از چه روست که متاسفانه این گروه که مراجع عظام تقلید دامت تاییداتهم اجمعین و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم - که متشکل از روحانیونی مجاهد، فقیه و عالم که در صحنه های انقلاب امتحان خویش را به مراتب پس داده اند - نامشروع دانسته شدند به سراغ فرزند عزیز یادگار امام رفته، مع الاسف کسب شرفیابی یافته و برای خویش وجاهت تراشیده اند؟
آیا توبه یی نسبت به جسارت آنان به ساحت شرع مقدس صورت گرفت که این هدیه بزرگ نصیب آنان گردید؟ آیا فرد هتاک به دین که دین را نه تنها افیون ملت ها که افیون حکومت ها دانسته بود و تقلید را حرکتی شبیه حرکات میمون دانسته، به ساحت مقدس ائمه اطهار (علیهم صلوات الله) جسارت روا داشته بود و ده ها و صدها کلام ناشایست را عمداً و علناً در مجامع دانشجویی و در مقاطع مختلف مطرح ساخته بود از کرده خویش و سخنان بر زبان جاری ساخته خود ابراز ندامت کرده یا آنکه با جسارت بیشتر و وقیحانه تر بر لزوم پروتستانیزه کردن اسلام سخن گفته است؟
آیا سازمان نامشروع مجاهدین حاضر شده است تا- حتی پس از پنج سال- آن فرد هتاک را- ولو در ظاهر- طرد نموده و از سخنان وی تبری بجوید یا آنکه همچنان عقاید ناشایست و خلاف بیٌن شرع مقدس وی را توجیه و تفسیر کرده و از آن حمایت می کند؟ پس در این صورت چه شده است تا عزیز یادگار امام و امت از آبروی ملکوتی آن عزیز سفر کرده رسوایان را بهره مند گردانده و با آنان ملاقات نموده است.
جناب حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی
نیک می دانید که با این ملاقات زمزمه احتمال وجود دوگانگی در میان جامعه علمی، حوزوی پیرامون حکم تاریخی که مراجع معظم تقلید (کثرالله امثالهم) بر آن تاکید نموده و امضا و ابرام نمودند، دوچندان گردید. که تنها نمونه آن را در دو نشریه الوطن چاپ کویت و شهروند امروز در تهران می توان مشاهده نمود. آنان ضمن آنکه نیش زهرآگین خود را به روح پرفتوح خمینی کبیر وارد آوردند از خمینی جوان آن گونه که خواستند بهره برداری نموده بی آنکه مروتی در میان آورند و بفهمند که خمینی و بیت او متعلق به انقلاب، اسلام و ایران است و هیچ کس و با هیچ ترفندی نخواهد توانست این حقیقت زنده همیشه جاوید را به دست تحریف بسپارد.
البته از آنان تعجبی نیست لکن از غفلت ها و سهو کم کاری ما جای تاسف است. ما و شما می دانیم که جسارت به ساحت دین چه مفاسدی در بر دارد و سیره ائمه معصومین و علما عاملین و امام راحل در این میان چه بوده است پس چه خوب که بر آن پایبند بوده و نگذاریم که خناسان خللی در صفوف متراکم ملت و مرجعیت وارد آورند. از دگر سو نیز شما را به عنوان فرزندی از صلبی طاهر و زکی به عمل بیشتر به فرمایشات گهربار حضرت روح الله آن عزیز سفر کرده دعوت می نمایم و توفیق و سعادت و سیادت بیش از پیش شما و بیت شریف و مکرم امام راحل عظیم الشأن از ذات احدیت مسالت می نمایم.
محمودرضا جمشیدی مسوول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم
پاسخ به جامعه مدرسین
اما متن نامه محمدعلی انصاری رئیس موسسه تنظیم و نشر آثار امام به مسئول دفتر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به این شرح است؛
جناب حجت‌الاسلام آقای جمشیدی
با سلام و تحیت

احتراماً، با عنایت به اینکه نامه های مربوط به حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سیدحسن خمینی جهت بایگانی به موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی- سلام الله علیه- ارسال می گردد، توفیق حاصل شد نامه جنابعالی به ایشان را مطالعه نمایم. نمی دانم آیا ایشان مصلحت می دانند که جواب بدهند یا خیر. لیکن همین بهانه یی شد که مطالبی را تقدیم کنم. پس از مطالعه نامه ناخودآگاه ذهنم معطوف به نامه خودم به حضرت امام(س) و جوابیه معظم له شد خصوصاً به جملات اول آن که فرمودند؛ «من به شما علاقه مندم. شما را مردی متدین و دانا البته کمی احساساتی می دانم.» تصور می کنم من و شما در این امر مشترک هستیم که هر دو احساساتی هستیم با این تفاوت که شما احساساتی تر می باشید. البته با تفاوتی دیگر که نامه من به امام بدون آرم و نشان ولی نامه جنابعالی با سربرگ و مهر رسمی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و تردید است که آیا تمامی محتوا و قضاوت ها و حتی ادبیات بعضاً غیرمحترمانه آن نسبت به یادگار امام مورد تایید و قبول تمامی اعضای معزز جامعه مدرسین می باشد. اگر چنین است چرا نامه از سوی دبیر محترم جامعه صادر نشده است در غیر این صورت چرا جنابعالی متذکر نشدید که نظرات شخصی خود را بیان نموده اید و چرا از مهر آن جامعه استفاده کرده اید؟
شکی نیست که همه آحاد ملت ایران خصوصاً پیروان راستین حضرت امام باید نسبت به شأن و منزلت امام در همه زوایا و ابعاد جامع آن حساسیت مضاعف داشته باشند و همه جانبه از این شجره طیبه الهی پاسداری کنند و توجه جنابعالی به این موضوع درخور ستایش است لیکن برداشت و تفسیر شما از یک رویداد معمولی و ملاقات غیرواقع بینانه و احساسی به تمام معنی است. اطمینان خاطر داشته باشید که دغدغه اهل بیت شریف حضرت امام در حفظ شأن و اهداف و آرمان و مکتب سیاسی و سیره عملی امام به مراتب بیشتر از همگان و حتی خواص از پیروان او است و این مطلب را امثال من که در یک ارتباط طولانی و عملی با آنان هستند، درک می کنیم. قطعاً بسیاری از نکاتی که سلباً و ایجاباً، ما و شما از آن غافل مانده ایم مورد دقت و توجه و پیگیری آنان است و اگر خدای ناخواسته طمع بدخواهان و بداندیشان از شاگردان حضرت امام و خصوصاً جامعه محترم مدرسین تامین شد، ممکن است در آن صورت چشم طمع آنان به دودمان امام باز شود. ما و شما هر قدر تجربه بیشتری در معاشرت و مجالست با بزرگان کسب کنیم، متوجه می شویم که بعضی نسبت ها همچون سوءاستفاده و امثال آن از ساحت بزرگان دور و تصور آن تصوری غیراخلاقی و در بعضی موارد قیاس مع الفارق است. جنابعالی سوابق حضور طولانی در حوزه یا جامعه مدرسین را ندارید و احتمالاً محضر بعضی از اعاظم و مراجع عالیقدر جامعه را درک نفرمودید. ان شاءالله به مرور زمان به این نکته واقف می شوید که سعه صدر و دوراندیشی و پرهیز از هرگونه پیش داوری شرط توفیق آنان بوده است و باید مراقب بود که احساسات و احتمالات و بزرگنمایی ها سبب خدشه دار شدن چهره پیشتازان حوزه و یاران امام نشود خصوصاً در شرایطی که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه یی مدظله العالی و علما و طلاب و حوزویان را به اهتمام بیش از پیش به کرسی های آزاداندیشی علمی فرامی خوانند و می فرمایند؛
«بنابراین کرسی های آزاداندیشی باید به یک عرف در حوزه های علمیه تبدیل شوند و زمینه تحمل دیدگاه های مختلف علمی فراهم شود.»
برادر بزرگوار اهتمام بیش از پیش به کرسی های آزاداندیشی از نگاه رهبر عزیزمان چه رسالت و تکلیفی فراروی حوزه می گذارد آیا کرسی آزاداندیشی یک صحنه تئاتر و یک نمایش مبتنی بر اتفاق همه کارگردانان و هنرمندان و نویسندگان بر یک هدف مشترک است در حالی که ظاهر آن اختلاف و جنگ و ستیز یا خدای نکرده به منظور عوام فریبی و ژست آزاداندیشی است؟ خیر، آزاداندیشی یک ضرورت و نیاز جدی و واقعی در بستر حرکت رو به تکامل جامعه و حوزه، آن هم نه در دایره ادبیات سیاسی و حزبی بلکه در گستره مفاهیم دینی اعتقادی و فقاهتی.
اینجانب در مقام دفاع از هیچ حزب و گروهی نیستم ولی با همه وجود معتقدم نفع ارتباط بزرگان با همه طوایف و احزاب و گروه هایی که در دایره نظام مقدس اسلامی بوده و هستند به مراتب بیشتر از ضررهای خیالی و احتمالی است و سیره عملی حضرت امام - روحی فداه - و یادگار گرانقدر ایشان بزرگ ترین سرمشق و درس جاودانه است و این سیره امام اینک نیز در دیدار مسوولان و شخصیت های علمی و سیاسی کشور با مقام معظم رهبری که در آن، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی هم حضور دارند و برخلاف نظر شما در محضر رهبری معظم انقلاب می نشینند، به خوبی قابل مشاهده است.
اینجانب از سال های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی به طور کامل در جریان نزاع و بحث های مفصل دو جریان فکری در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بودم و ارتباط بیشتری نیز با طیف طرفداران حضرت آیت الله راستی داشتم و به یاد دارم که بسیاری از مسائل آنان به حضرت امام منتقل می شد ولی یاد ندارم که امام موضعی جز دلسوزی و محبت نسبت به هر دو طیف داشته باشند و تا آخر هم آنان مورد احترام امام بودند.
آیا دودمان امام و علما و فضلا نباید همین میراث بزرگ امام را پاس بدارند؟ نمی دانم جنابعالی شرایط حوزه ها و بعضی از موضع گیری های بزرگان را قبل از پیروزی انقلاب درک نموده اید و به یاد دارید که در روزگاری که حوزه ها و دانشگاه ها و بعضی از علما، با کمال تاسف بعضی از مراجع عزیز درگیر موارد جزیی شده و معرکه ها در حب و بغض و نفرت ها برپا بود و مرتب بذر کینه و نفاق پاشیده می شد و عینک بدبینی همه چیز را سیاه و تباه می کرد امام چگونه رفتار می کردند و چقدر با عزت و کرامت حوادث را پشت سر می نهادند. چه شده است که فرزند یادگار امام امت که خود در حوزه صاحب کرسی درس و تدریس در سطوح بالا و دارای اندیشه یی پاک و روشن و مطالعات عمیق در حوزه های فقهی و فلسفی و تاریخی و اجتماعی و سیاسی و ادبی است از ملاقات با گروهی که بسیاری از آنان دارای سابقه درخشان مبارزه و پیروی از راه و رسم امام و حضور در مسوولیت های کلان نظام مقدس اسلامی هستند برحذر داشته می شوند. جنابعالی تصور می کنید که جناب آقای حاج سیدحسن خمینی از یک ملاقات و یا مقاله یی که دیگران از ایشان به خمینی کوچک یاد کنند مبتهج و مسرور و یا از تعبیر حجت الاسلام جنابعالی که حاکی از بی دقتی در امور متداول است، محزون می شوند؟
جناب آقای جمشیدی، من یک طلبه هستم و ضمن تعصب نسبت به حوزه و افتخار به طلبگی یاد ندارم که در حوزه به جز از موارد بسیار نادر علما و مدرسین و مراجع روی موضوعی متفق و به تعبیر دیگر اجماع داشته باشند و همواره نظرات مخالف وجود داشته است و در بزرگ ترین مناسبت هایی که مراجع نیز همسوی با امام و جامعه بوده اند طرح نظرات مخالفان امری رایج و به دور از شائبه ایجاد شکاف بود و در این باب آنقدر شواهد و ادله وجود دارد که ذکر آنها مثنوی... خواهد شد و قطع دارم که در میان اعضای محترم جامعه مدرسین نیز اختلاف در کلیات و جزئیات مطالب شما وجود دارد. پس استدلال شما در مورد خاصی که به آن پرداخته اید و همه حوزه را یک طرف و ایشان را طرف دیگر دانسته اید، غیرموجه و به دور از انصاف است، چرا که مشروعیت داشتن یک حزب یا گروه یا حرکت و ملاقات، در شرایطی که میان مراجع عظیم الشأن تقلید اجماعی بر آن وجود داشته باشد هم محتاج دلیل است چه رسد به آنگاه که در میان فقیهان موجود چنین اجماعی نیست و حتی فقهای بزرگواری که در جامعه مدرسین هم به دور هم نشسته اند - که البته بخشی از حوزه محسوب می شوند - نیز در آن اتفاق نظر ندارند.
امید است از عرایض من دلگیر نشوید، ان شاءالله تعالی همه ما در مسیر جلب رضایت حق پایدار و موفق باشیم.
والسلام علیکم و رحمه‌الله

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات