تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۳۹۵۵۱

ما کجا ایستاده‌ایم؟


مهرداد بهمنی
تاریخ گواه آن است که هرگاه دولتها، سازمانها و ارگان‌های رسمی‌ از مسیر فرهنگی مردم جدا افتاده و به دلایل متعدد از تعامل صحیح فرهنگی با آنان دور و پراکنده شده‌اند، فرهنگ جریان مطلوب و کمال یافته خویش را کم و بیش از دست داده و گاه به انقطاع و گسیختگی نیز مبتلا شده است. در اینصورت نظام نتوانسته است از بار فرهنگی و بنیه عقلانی خویش در هیات اجتماع به نحوی که مقتضای روح جمعی است، حداکثر بهره‌برداری را به عمل آورد.
شناخت مبانی فرهنگی و به کارگیری صحیح آن در تعامل با مردم به اندازه‌ای مهم و تاثیرگذار است که امام خمینی رضوان‌الله علیه در این باب می‌فرمایند: «فرهنگ مبداء همه خوشبختیها و بدبختیهای یک ملت است. نفوذ و جایگزین شدن فرهنگ آموزنده اسلامی، ملی و انقلاب فرهنگی در تمام زمینه‌ها در سطح کشور آنچنان محتاج تلاش و کوشش است که برای تحقق آن سالیان دراز باید زحمت کشید. راه اصلاح یک مملکت، فرهنگ آن مملکت است. اصلاح باید از فرهنگ شروع شود. تبلیغات که همان شناساندن خوبی‌ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدیها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.»
در واقع جامعه رشید جامعه‌ای است که بتواند نیازهای فرهنگی خویش را در رهگذر حیات و حرکت اجتماعی بازشناخته، از تظاهرات و تمایلات کاذب یا گذرا تفکیک کند و قدرت پاسخگویی به این نیازها و بهره‌گیری از آنها را در جهت رشد و کمال معنوی و مادی دارا باشد. حیاتی بودن این حقیقت آنگاه آشکارتر می‌شود که باور کنیم انقلاب اسلامی ‌ایران تنها انقلاب فرهنگی به معنای واقعی کلمه در طول تاریخ بشر بوده است. انقلابی که هدفش مبنا و اساس قرار دادن فرهنگ اسلامی ‌در کلیه شئون فردی و اجتماعی کشور بوده است. بنابراین نباید فراموش کرد که در چنین شرایطی اگر نگوئیم همه اختیارات و امکانات، قدر مسلم این است که بایستی بیشترین، مهمترین و عمده‌ترین تلاشها و توانمندیها برای تکامل، توسعه و تحرک فرهنگی در همه شئون فردی و اجتماعی به بهترین نحو صرف شود.
بدون شک شرط لازم برای تحقق چنین مطلوبی آن است که زمامداران اصولگرا و واقعگرا بتوانند به منظور همراهی با جریان عظیم، عمیق و اصیل فرهنگ در جامعه بطور هماهنگ و همسو، سیاست گزاری و برنامه‌ریزی کرده و اهم محورهای لازم برای این حرکت را تبیین کنند. سیاست فرهنگی در این جهت و در این مسیر است که تدوین می‌شود. سیاست فرهنگی در واقع همان توافق رسمی ‌و اتفاق ‌ظر مسئولان و متصدیان امور در تشخیص، تدوین و تعیین مهمترین اصول و الویتها در حرکت فرهنگی است. سیاست فرهنگی را می‌توان اصول راهنمای کارگزاران فرهنگی و مجموعه نشانه‌هایی دانست که مسیر حرکت را نشان می‌دهد.
به یقین شرط تحقق سیاست‌های فرهنگی موردنظر نظام در جامعه تهیه و تنظیم یک مهندسی فرهنگی دقیق و ظریف است، همان که رهبر معظم انقلاب بارها و بارها در مناسبت‌های مختلف به آن اشاره فرموده‌اند: «الان باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور روی میز آماده باشد و باید روی آن بحث شده باشد؛ کار شده باشد؛ تصمیم‌گیری شده باشد و نقشه کلان با راه‌کارها ـ نه فقط چیزهایی که صرفا آرزو و آمال است ـ کاملا کشیده شده و مشخص شده باشد؛ این حرف اصلی ما به شما دوستان است. این کار بزرگی است و بار سنگینی است؛ باید این بار را بردارید؛ این مار باید انجام بگیرد. این، حرف اصلی ماست که حرف تازه‌ای هم نبود؛ حرف همیشگی است و تکرار مکررات است؛ منتها بعضی از تکرارها، واجب است؛ مثل نماز صبح.»
تحقق اهداف متعالی مورد نظر نظام مقدس جمهوری اسلامی ‌ملزوماتی چون بینش عمیق فرهنگی، شناخت نقاط ضعف و کمبودها، تیزبینی و درک به موقع آسیب‌ها و خطراتی که فرهنگ جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد و در نهایت ارائه یک سامانه فرهنگی مدون و جامع را می‌طلبد. در حقیقت این موارد همچون حلقه‌های زنجیری است که کم توجهی به هر یک از آنان به کلیت مجموعه لطمه وارد می‌سازد.
آنچه مسلم است اینکه جامعه در شرایطی قرار گرفته که به شدت نیازمند آسیب‌شناسی خطراتی است که از هر سو آن را با تهدیداتی جدی روبرو ساخته است، تهاجمی ‌بس عظیم و یک پارچه که گریز از آن اگر نه غیرممکن اما بس‌هایل و خطرآفرین است. رهبر معظم انقلاب سال‌ها پیش مسئولان نظام را نسبت به این خطرات که امروزه از آن با عنوان تهاجم فرهنگی یاد شده و به شدت گریبانگیر جامعه است، انذار داده بودند لکن متاسفانه با بی‌توجهی و بی‌مهری روبرو شدند.
تهاجم فرهنگی چیست؟
تهاجم فرهنگی عبارت است از تلاش برنامه‌ریزی شده و سازمان‌یافته یک جامعه یا دولتی، برای تحمیل باورها، ارزشها، اخلاقیات و رفتارهای مورد نظر خویش بر سایر جوامع به منظور تغییر در نظام و ارزش‌های کشور هدف، که منجر به استیلای سیاسی و اقتصادی آنها شده و زمینه حاکمیت اندیشه، ارزشها و رفتارهای مطلوب خویش را فراهم می‌آورد. بنابراین، تهاجم فرهنگی به مفهوم نفی هویت فرهنگی و ملی کشور مورد هجوم، برای برقرار کردن سلطه فکری و فرهنگی از طریق تغییر باورها، رفتارها، روشها و آداب و رسوم آن ملت، منطبق با الگوهای فرهنگ مهاجم خواهد بود. نیل به این اهداف از طرق مختلفی دنبال می‌شود. برای اینکه ملتها وابستگی را بپذیرند و تقلید و پیروی از الگوهای بیگانه را از ضروریات اجتناب‌ناپذیر زندگی خود بدانند، لازم است که احساس کنند خود چیزی ندارند و یا آنچه دارند بی‌ارزش و غیرمفید است. این احساس ضعف سبب می‌شود تا دست نیاز به سوی فرهنگ مهاجم دراز کرده و فرهنگ سفارشی آنها را بپذیرند.
اما اینکه جامعه در برابر این تهدیدات چه موضعی را باید اتخاذ کند و در واقع سیاست‌های فرهنگی نظام برای مقابله و جلوگیری از گسترش تهاجم چیست موضوعی است که در مجرا و کانال مهندسی فرهنگی برنامه‌ریزی و تدوین می‌شود همان که رهبر معظم انقلاب شورای عالی انقلاب فرهنگی را مسئول پیگیری آن فرمودند.
ناکارآمد نشان دادن دین
ناکارآمد نشان دادن دین در اداره یک حکومت و همچنین القای عدم توان پاسخگویی دین به نیازهای بشر امروز، از جمله مهمترین اهدافی است که دشمن به منظور استیلای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی ‌خود بر کشورهای هدف همواره در دستور کار خود قرار داده است. این موضوع به خصوص در قرن اخیر در پی تقابل میان سیاستمداران غربی با ملل مسلمان جهان، نمود بیشتری یافته است، تقابلی که بر اساس پیش‌بینی اندیشمندانی چون ‌هانتینگتون امری مسجل و خدشه‌ناپذیر معرفی شده بود.
اتحاد کم نظیر مسلمانان جهان در دهه اخیر و همچنین موج بی‌نظیر گرایش اسلام خواهی در کشورهای غربی، سیاستمداران را وا داشته تا با استفاده از تمامی‌توان خود به مقابله با این موج عظیم بر خیزند. از آنجا که نقش ایران به عنوان مرکز ثقل تمامی ‌این وقایع در دو دهه اخیر امری انکارناپذیر است، سیاستمداران غربی بخش عمده‌ای از توان خود را صرف منحرف ساختن ایده و آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی ‌می‌کنند. این اقدامات گاه توسط شبکه‌های قدرتمند اطلاع‌رسانی ماهواره‌ای و خارجی تعقیب شده و گاه توسط عناصر دست نشانده داخلی به طرق مختلفی از جمله تولید انبوه کتاب، نشریات، برنامه‌های تلویزیونی، تئاتر و فیلم‌هایی دنبال می‌شود که صریحا پایه‌های بنیادین نظام جمهوری اسلامی ‌را هدف می‌گیرند.
در واقع ناکارآمد نشان دادن دین در اداره حکومت و پاسخگویی به نیازهای انسان مدرن در نهایت به تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی مردم و بی‌ارزش ساختن ارزش‌های اخلاقی و ترغیب به رها شدن از قیود منتج می‌شود. به عنوان مثال، القای فکر ناکارآمدی قوانین دینی در احقاق حقوق زنان از یکسو جامعه را به شک و بدبینی نسبت به دین و قوانین و مقررات آن سوق داده و از سوی دیگر جامعه را به پذیرش تفکراتی ترغیب می‌کند که در ظاهر دفاع از حقوق زنان، به ترویج باورهای انحرافی و رفتارهای آنارشیسم گونه می‌پردازد.
پایان‌نامه
ما کجا ایستاده‌ایم؟ وظیفه ما در قبال چنین تهاجمات گسترده‌ای که هر روزه بر عمق و گستره آن افزوده می‌شود، چیست؟ پرسش‌هایی از این دست محمل مناسبی برای طرح مباحثی است که از این پس در صفحه فرهنگی به آن پرداخته می‌شود. از آنجا که امروزه این قبیل تهاجمات به شیوه‌های مختلف در عرصه‌های هنر و فرهنگ کشور از جمله عرصه نشر کتاب، سینما، تئاتر، موسیقی و سریال‌ها رخ عیان ساخته است بر آن شدیم تا با یاری خداوند قادر و آنچه در توان داریم به کنکاش و بررسی پیرامون علل و عوامل و همچنین شیوه‌های نفوذ و گسترش این انحرافات بپردازیم. باشد که خداوند متعال از ما راضی و خشنود باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات