صدرا خلیلی
با وقفه ده سالهای که به دلیل ظهور انقلاب اسلامی در برنامههای هستهای و ساخت و تجهیز نیروگاههای اتمیکشور رخ داده بود، کمتر کسی گمان میبرد زمانی که استارت شروع مجدد و آهسته نیروگاههای هستهای کشور زده شود، آرام و آرام و علیرغم تمامی تحریمهای دور و نزدیک فعالیتهای هستهای کشور پی گرفته شود. و روزگاری این تلاشهای مخفی نه چندان چشمگیر و بلکه معمول در میان اعضای NPT تبدیل به اهرم فشاری برای توقف برنامههای مطالعاتی و صنعتی اتمی کشور شود. اما با اوج گرفتن اراده عمومی در میان مسئولان و قشر دانشگاهی و پژوهشگران کشور در سالهای پس از 1378 و همزمان با بالا گرفتن اعتراضات قدرتهای امپریالیستی نسبت به فعالیتهای هستهای ایران مشخص شد که در مراکز و نهادهای بینالمللی این شفافیت و خوداتکایی جوانان و اندیشمندان کشورها که در مسیر اعتلای مرز و بوم خود قدم برمیدارند، نیست که تعیینکننده روابط، ضوابط و بایدها و نبایدهای جهانی است، بلکه نوعی سیاستزدگی برآمده از نگرش تک قطبی و قدرت محور است که نمیتواند کشورها و ممالکی را که روزگاری با خیانتهای گوناگون و ترفندهای رنگارنگ چنگ در آب و خاک و ثروتهای آنان داشت در قامت رقیبی جدی و تازه نفس با ارادههایی فولادی در مسیر پیشرفت و آبادانی میهن خود ببیند. در مرداد ماه 1381 و همزمان با زمزمههای جنگ آمریکا و عراق، موضوع مخفیکاری در برنامه هستهای ایران طی بیست سال گذشته و نیز نیت دستیابی این کشور به بمب اتمی در دستور کار شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی و به تبع آن، رسانهها و افکار عمومی قرار گرفت. اما با توجه به سفری که محمد البرادعی در همان سال به ایران انجام داد و نیز به دلیل حمله آمریکا به عراق پیگیری پرونده هستهای ایران در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی عملاً به خرداد سال 82 موکول شد که در آن زمان شورای حکام آژانس، با تصویب قطعنامه شدیداللحنی علیه فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران، سبب خروج پرونده از سازمان انرژی اتمی و تغییر ماهیت آن، از نوعی نزاع فنی بینالمللی، به مسئله سیاسی و در بعد امنیت ملی و در نتیجه، طرح آن در شورای عالی امنیت ملی ایران، شد.
اما، این مانع تراشیها و سنگاندازیهای آمریکا در صحنههای مختلف بینالمللی بود که در همین سال موجب امضای پروتکل الحاقی توسط ایران شد، در حالی که هیچ جای پیمان ان.پی.تی یا معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای صحبتی از تعلیق یا اجبار به توقف فعالیتها به میان نیامده است. پس از دیدار مقامات ارشد مذاکرهکننده هستهای کشور با وزرای سه کشور اروپایی در سعدآباد، که مقامات امضا و اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، که در نهایت، زمینهساز تعلیق و توقف خودخواسته برخی فعالیتهای علمی، تحقیقاتی و صنعتی شد، فراهم گردید.
این پروتکل که محورهای اصلی آن جلوگیری اروپا از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، تحقق و بازرسی و در نهایت شناختن ایران به عنوان یک کشور دارای فعالیتهای صلحآمیز هستهای بود، از این رو مورد قبول واقع شده بود که با کنار گذاشته شدن موقت فعالیتهای هستهای ایران، زمینه بازرسی بیشتر در مرحله بالاتر، اعتمادسازی بهتر در میان کشورهای موثر شورای حکام آژانس و شورای امنیت پدید آید. به همین دلیل، همکاری مثبت و سازنده ایران با بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی در بازرسیهای سر زده و نابهنگام از تاسیسات هستهای کشور و نیز توقف کامل غنیسازی در مراکز مختلف فعالیتهای هستهای ایران، سبب شد تا در سال 83 قطعنامهای با رویه و جهتگیری مثبت و در تایید صلحآمیز بودن برنامه هستهای جمهوری اسلامی در آژانس بینالمللی انرژی اتمی به تصویب برسد. این در حالی بود که جهتگیری عملی قطعنامه بر ادامه تعلیق غنیسازی اورانیوم در معدود دستگاههای سانتریفیوژ ایران استوار شده بود و همین موضوع بود که سبب شد تا با روی کار آمدن دولت جدید و تغییر تیم مذاکرهکننده هستهای کشور سیاستهای کلی هستهای کشور نیز تغییر پیدا کرده و فعالیتهای غنیسازی تحقیقاتی اورانیوم از سر گرفته شود؛ امری که سبب شد تا در بهمن 84 و پس از اولتیماتومهای غرب، آمریکا و حتی در مواردی روسیه و چین، وضعیت پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران با 27 رای موافق اعضای شورای حکام آژانس انرژی اتمی، به شورای امنیت سازمان ملل گزارش شود. تا این شورا درباره فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران وارد عمل شده و قضاوت نهایی را به عهده بگیرد.
در حالی که طبق بند چهار معاهده ان.پی.تی حق غنیسازی اورانیوم و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای به تمامیکشورها داده شده است. اما به عقیده تحلیلگران هدف آمریکا به عنوان کلیدیترین مهره شورای امنیت و شورای حکام آژانس در باز کردن پای ایران به شورای امنیت سازمان ملل، حل و فصل خصومتها و مشکلات سابقهدار خود با ایران بود که در حال حاضر، در قالب تهدید هستهای کشور و خواستار بمب اتم، جامعه جهانی را متوجه خود کرده بود.
اما در این میان یکپارچگی مردم، مسئولان و دولت ایران، در بیاعتنایی به تهدیدهای شورای امنیت سازمان ملل و تهدید به خروج از معاهده ان.پی.تی در صورت بروز اعمال نابخردانه از جامعه جهانی زمینه ساز این شد تا تصمیم گیران اصلی طرف حساب با پرونده هستهای ایران علاوه بر سیاست تهدید، حربه تطمیع را نیز به مدد طلبیده و با ارسال بسته پیشنهادی به ایران، سیاست یک طرف چماق و یک طرف هویج را به اجرا درآوردند. اما عزم راسخ مردم و مسوولان جمهوری اسلامی در برخورداری کشورهای دارنده این تکنولوژی در صدور و آموزش علوم و فنون مربوط به آن، با همت و تلاش جوانان ایرانی ساخته شده بود، سبب تا با قاطعیتی که ایران در مورد زمان پاسخ به بسته پیشنهادی به خرج داده و آن را تا موعد از پیش گفته شده خود به تعویق انداخت، در نهایت این پاسخ به مذاق اروپا خوش نیامد و تصویب قطعنامه 1696 سازمان ملل را که بر پایه مفاد بند چهل و یک فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد علیه فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران تهیه و تنظیم شده بود، به همراه داشته باشد؛ قطعنامهای که به امضای چهارده عضو شورای امنیت، منهای قطر رسیده و طی آن از ایران خواسته شده بود تا فعالیتهای غنیسازی اورانیوم خود را حداکثر تا 31 اوت (9 شهریور) به حالت تعلیق درآورد.
ولی بنابر گزارش محمد البرادعی دبیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، درباره عدم تعلیق فعالیتهای غنیسازی تهران در موعد مقرر، تکاپوی غرب را، برای اقدام بعدی که طبق منشور سازمان ملل و بر پایه مفاد بند 41 فصل هفتم سازمان ملل، گزینههای خشن تر و ضربتی تری را در صورت عدم موفقیت، در اجرای بند 40 پیشبینی کرده بود، دو چندان کرد مذاکرات خاویر سولانا هماهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور و مذاکره کننده ارشد هستهای هر چند تا مدتها امیدهای فراوانی را در زمینه توافقی مرزیالطرفین، به وجود آورده بود ولی دخالتهای نابهجای آمریکا و برخی دول اروپایی و عدم حمایت کافی از مواضع سولانا موجب گردید تا این مذاکرات شکست بخورد و راه، برای صدور قطعنامه 1737 شورای امنیت سازمان مل متحد برای فعالیتهای هستهای ایران باز شود.
چگونگی تصویب قطعنامه 1737
پس از مدتها کشمکش، اعضای شورای امنیت بر سر چگونگی تصویب قطعنامهای در محکومیت فعالیتهای هستهای ایران بالاخره این قطعنامه در دوم دی ماه 85 با 15 رای موافق به تصویب اعضای دایم و غیر دایم شورای امنیت رسید. این قطعنامه که نسبت به پیشنویسهای اولیه که تحریمها و محدودیتهای جدی را متوجه ایران میکرد از لحن نسبتا معتدلتری برخوردار بود، استثنائاتی مانند اجازه ادامه فعالیت به نیروگاه بوشهر، عدم لغو قراردادهای گذشته و ممنوعیت ایجاد معاهدات و قراردادهای جدید، در آن به چشم میخورد. هر چند این قطعنامه با تعیین مهلتی شصت روزه برای ایران، هشداری بود که در صورت پایان این مهلت و عدم متابعت ایران از مفاد مندرج در قطعنامه طبق بند 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل، شورای امنیت تصمیمات شدیدتری علیه ایران میگیرد. (خبرگزاری فارس 2/10/85)
همچنین در بند ده 1737 آمده که از تمامی کشورها خواسته شده تا نسبت به ورود و خروج و مراوده با دوازده مقام ایرانی و چندین موسسه تحقیقاتی جمهوری اسلامی نهایت احتیاط را به عمل آورده و از ورود به این کشورها جلوگیری کند. (خبرگزاری مهر 30/10/85 )
ولی در این میان، درباره چگونگی حمایت روسیه و چین، به عنوان متحدان ایران، از تصویب این قطعنامه که از مدتها پیش با صدور چنین قطعنامهای مخالفت کرده و بندهایی از آن را نیز حذف و تعدیل کرده بودند، احتمالات فراوانی مطرح شده است که عمدهترین آنها تضمینهای عینی آمریکا به این کشور قدرتمند، برای ورود هر چه بیشتر به عرصههای تجارت جهانی و اقتصاد بینالمللی بود. خبرگزاری ورنیانوستی روسیه در روز شنبه دقایقی پیش از تصویب قطعنامه تحریم فعالیتهای هستهای ایران از مکالمه تلفنیای خبر میدهد که طی آن جورج بوش در تماس با پوتین میخواهد که برای اطمینان به حمایت روسیه از تصویب قطعنامه، بیطرفی روسیه و عدم رد این مصوبه شورای امنیت را از زبان رئیسجمهور روسیه ولادینیر پوتین بشنود.
به موازات تصویب قطعنامه 1737 سازمان ملل 184 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در تاریخ 3/10/85 به دو فوریت طرحی رای مثبت دادند که در صورت تصویب نهایی دولت را ملزم به تجدید نظر در همکاری با آژانس میکرد.(خبرگزاری ایسنا 3/10/85) و پس از آنکه کلیات این طرح با 167 رای موافق در 6/10/85 به تصویب نمایندگان مجلس رسید، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان، کمیتهای را بر اساس مصوبه مجلس، برای کاهش روابط ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمیتشکیل داد. (خبرگزاری فارس 6/1/85)
واکنشهای ایران به قطعنامه
در نخستین عکس العمل رسمیپس از تصویب قطعنامه، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان با حضور در جمع خبرنگاران داخلی و خارجی اعلام کرد که ایران خود ملزم به اجرای قطعنامه نمیداند. وی همچنین از راهاندازی سه هزار دستگاه سانتریفیوژ در آیندهای نزدیک خبر داده و وعده برگزاری جشن هستهای در ایامالله دهه فجر را به مردم داد. (خبرگزاری مهر 3/10/85)
در همین حال، در حالی که رئیس جمهور در جمع مردم شهرستان گتوند اعلام کرده بود که ایران امروز یک ایران هستهای است و به زودی کلید تولید صنعتی سوخت را خواهد زد (13/10/85). دبیر شورای اطلاعرسانی دولت اعلام کرد که در دهه فجر آخرین دستاوردهای ایران در زمینه انرژی هستهای اطلاع رسانی شد و جشن بزرگ هستهای در مدارس کشور برگزار خواهد شد (16/10/85، خبرگزاری فارس) همچنین مقام معظم رهبری در دیدار با مردم قم که در آن با اشاره به اینکه بدون تردید ملت ایران از حق هستهای خود نمیگذرد،فرمودند: مسوولان هم حق ندارند از این دستاورد بزرگ صرفنظر کنند. (18/10/85، فارس) این بیانات عنوان اظهارات عالیترین مقام جمهوری اسلامی و در راس تصمیمات هستهای ایران بازتاب بسیاری در رسانهها غربی داشت. علی لاریجانی دبیر کل شورای امنیت ملی کشورمان نیز که در یک نشست با رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس پاکستان شرکت کرده بود تاکید کرد: گفته بودیم اگر شما با ما برخورد غیر معقول و منطقی کنید، ما اجرای پروتکل را معلق میکنیم. بنابراین سطح همکاریهای ایران دیگر بر اساس پروتکل الحاقی نیست. (19/10/85 فارس) لاریجانی که گفته میشد حامل پیامیاز جانب مقام معظم رهبری به پادشاه عربستان بوده که بعدها این خبر تکذیب شد، با سفر به این کشور و دیدارها و گفت و گوهایی که بدون شک جدای از فعالیتهای هستهای ایران نبود، پس ا انجام مذاکرات در سطح مقامات بلندپایه دو کشور عربستان را به مقصد ایران ترک کرد.
همزمان با شدت گرفتن موج تحریم و انزوای ایران در صحنه بینالملل و گزارش روزنامه واشنگتنپست مبنی بر اینکه دولت بوش سه شرکت صادرات تسلیحاتی رو سیه به نامهای، روز، یورن و اکسپورت (شرکت طراحی قطعات فولاد) و شرکت طراحی ماشینهای کولومنا را به خاطر فروش اسلحه به ایران تحریم کرد. (15/10/85 خبرگزاری مهر).
دکتر احمدینژاد رئیسجمهوری اسلامی ایران در آئین گرامیداشت روزنامه ایران گفت: بیش از سی رئیسجمهور با من تماس گرفتند که مبادلات خود با ایران را ادامه خواهند داد. وی به مردم اطمینان داد که پروژه هستهای ما با کمترین هزینه به انجام برسد. (خبرگزاری فارس 28/10/85)
راه ندادن 38 تن از دویست بازرس آژانس بینالمللی انرژی اتمی به ایران (ایسنا 2/11/85) و ارسال نامه اعتراض و گلهمندی ایران به چهارده عضو شورای امنیت سازمان ملل از اقداماتی بود که توجه رسانهها و افکار جهانی را به نفع فعالیتهای ایران معطوف کرد. (2/11/85 خبرگزاری ایرنا)
وضعیت همکاریهای ایران و آژانس پس از قطعنامه
با وجود عملکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمیدر گزارش پرونده ایران به شورای امنیت مخالف قوانین و آیین نامههای آژانس بود، اما ایران حتی پس از تصویب قطعنامه 1737 فعالیتهای خود را با این آژانس قطع نکرد و در حالی که دیپلماتهای وین مدعی شدند که ایران کار نصب سه هزار سانتریفیوژ را در نطنز آغاز کرده است (13/11/85 خبرگزاری فارس) مسوولان جمهوری اسلامی اجازه بازدید نمایندگان جنبش عدم تعهد، رئیس گروه 77، نمایندگان اتحادیه عرب و صدها خبرنگار داخلی و خارجی را از تاسیسات یو.سی.اف اصفهان صادر کردند. (14/11/85 خبرگزاری مهر)
اما علی رغم اقدامات و همکاریهای یک طرفه ایران، با نزدیک شدن به پایان مهلت شصت روزه قطعنامه 1737 علیه ایران، محمد البرادعی، گزارش خود را براساس قطعنامه 1737 شورای امنیت به 35 کشور عضو شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمیارائه داد (25/11/85 خبرگزاری فارس) و با توجه به حساسیت این گزارش و تاثیر آن در جلسه آتی شورای امنیت، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان با سفر به وین، مذاکرات چندجانبهای را با البرادعی آغاز کرد. (2/12/85 خبرگزاری فارس)
در حالی که چندی پیش نخستوزیر اسرائیل رسما اعتراف به در اختیار داشتن سلاح هستهای کرده بود، اما با این حال هر چند بنابر اسناد و مدارک آژانس و گزارشهای محمد البرادعی، فعالیتهای هستهای ایران صلحآمیز و در جهت اهداف غیرنظامی است، اصرار و فشار غرب و آمریکا برای پایان دادن به غنیسازی اورانیوم ایران تمامی نداشته و موجب میشود تا در نهایت محمود احمدینژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران، طی سخنرانی خود در جمع مردم رشت بگوید: اگر آنها میگویند چرخه تولید سوخت هستهای ما متوقف شود، اشکالی ندارد، ولی به شرطی که کارخانههای سوخت آنها نیز متوقف شود. (1/12/85 ایسنا)
هر چند غرب هیچ گاه نتوانست ضمانتهای اجرایی وعدهها و بستههای پیشنهادی خود را به درستی اثبات کند اما با این حال جمهوری اسلامی به عنوان یکی از طرفین نزاع هستهای، حسننیت خود را تا بدانجا نشان میدهد که اعلام میکند در صورت انجام مذاکرات بدون شرط، ایران ممکن است به غرب ضمانتهایی درباره صلحآمیز بودن برنامههای هستهای خود بدهد. (لاریجانی در وین، 2/12/85 فارس)
گفتنی است؛ پس از گزارش نهایی البرادعی به شورای امنیت و اینکه برنامه اتمی ایران انحرافی به سمت فعالیتهای غیر صلح آمیز هستهای ندارد (3/12/85، مهر) در حالی که صلحآمیز بودن فعالیتهای جمهوری اسلامی ایران برای اعضای این شورا مسجل شد، اما پافشاری کشورهای 1+5 بر برون رفت ایران از دستیابی به انرژی هستهای و پیوستن این کشور به باشگاه کشورهای هستهای جهان، همچنان ادامه داشته و اهرم تحریم و فشار بیشتر، هیچگاه از دستور جلسات روزهای اخیر گروه 1+5 حذف نشده است.
مواضع اروپا، آمریکا، چین و روسیه
چین و روسیه به عنوان دو مدافع اصلی ایران در میان اعضای دائم در شورای امنیت سازمان ملل هر چند رای مثبتی به قطعنامه 1737 دادند، اما با توجه به مبادلات تجاری پانزده میلیارد دلاری ایران با چین و افزایش 150 برابری این مبادلات و مناسبات در 27 سال گذشته (17/10/85 فارس) به نظر میرسد اعمال تحریمهای بیشتر و قطعنامهای شدید اللحن تر، آغازی برکنار کشیدن و استقلال این دو کشور از سایر اعضای 1+5 باشد و در همین جهت ایوانف دبیر شورای امنیت روسیه، در کنفرانس مطبوعاتی با لاریجانی که در تهران برگزار شد گفت: ما در حال انجام مشورتهایی برای شروع مذاکرات هستیم که باعث شویم گزارش آژانس به شورای امنیت مثبت باشد. (19/11/85، فارس)
اما مواضع متضاد، نا هماهنگ و گاه متناقض غرب و آمریکا در برخورد با پرونده هستهای و چگونگی برخورد با آن، دلیلی است بر اختلاف نظر فراوان و تناقضات پشت پرده سران 1+5.
آسوشیتدپرس گزارش داد که تلاش آمریکا برای کاهش کمکهای اتمی سازمان ملل و سازمان انرژی اتمی به ایران، به عنوان جزئی از تحریمات سازمان ملل، با مخالفت متحدان سنتی آمریکا در اتحادیه اروپا و کشورهای در حال توسعه روبرو شده است. (27/10/85، بازتاب)
اما علیرغم تاکیدات و ادعاهای اروپا و آمریکا بر حل مسالمتآمیز پرونده هستهای ایران از طریق مذاکره، هنگامی که البرادعی، در اجلاس داووس، طرح توقف غنیسازی ایران و وقفه در تحریمهای جامعه بینالملل را مطرح کرد (7/11/85 ـ ایسنا) این آمریکا و اروپا بودند که همزمان و هم رای، پیشنهاد البرادعی را به علت تقابل توقف فعالیتها و تحریمها نپذیرفتند.
در حالی که موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک در انگلیس، طی گزارشی مدعی شد که ایران تا زمان به دست آوردن مواد لازم برای تولید بمب اتمی، دو تا سه سال فاصله دارد (12/11/85 ـ بیبیسی) گریگوری شولتی نماینده آمریکا در سازمان ملل، گفت: اتحادیه اروپا حتی فراتر از درخواستهای تحریم ایران عمل کرده و از سفر 12 ایرانی که نامشان در قطعنامه شورای امنیت آمده بود جلوگیری کرده و از هر گونه معاملات تجاری در زمینه فناوریهای تعیین شده در قطعنامه شورای امنیت، حتی در موارد غیراتمی خودداری کرده است (19/11/85 ـ مهر) و این وضعیت تا بدانجا پیش رفته که به گفته یک مقام مسوول در آژانس انرژی اتمی، حدود نیمی از پروژههای همکاری آژانس با ایران، یعنی 22 پروژه از 55 پروژه به حالت تعلیق درآمده است. (20/11/85 ـ مهر)
و در عین حال که آنجلا مرکل، صدر اعظم آلمان، از باز بودن باب مذاکرات هستهای با ایران خبر میداد (17/11/85) به نوشته رویترز، برخی دیپلماتها نیز، از طرحی که سوئیس بر پایه پیشنهاد البرادعی به ایران داده در حاشیه کنفرانس مونیخ خبر دادند و گفتند در این طرح ایران تا پایان مذاکرات بر سر مشوقهای پیشنهادی گروه 1+5 از تزریق گاز هگزافلوریدا (UF6) به داخل این دستگاه خودداری میکند.
اما وزیر خارجه فرانسه به عنوان یکی از اعضای گروه 1+5، به موازات طرح پیشنهادی سوئیس، انجام مذاکرات هستهای همزمان با ادامه غنیسازی اورانیوم را غیرقابل قبول خواند (22/11/85 ـ مهر) . در حالی که چند روزی بیشتر از این سخنان وزیر خارجه فرانسه، فیلیپ دوست بلازی نگذشته بود، وی در سخنانی دیگرگونه اظهار میدارد: فرانسه معتقد است آمریکا در حال برنامهریزی برای جنگ با ایران نیست. وی گفت: دیپلماسی تنها راه برای حل موضوع هستهای ایران است. (25/11/85 ـ ایرنا)
البته این گونه تغییر مواضع و به چشم نخوردن استراتژی واحد، در میان دولتمردان آمریکا نیز به وفور یافت میشود.
وزیر خارجه آمریکا، با اشاره به بیاعتنایی ایران در قبال اجرای قطعنامه 1737 اعلام کرد: واشنگتن احتمالا به دنبال تصویب قطعنامه دیگری علیه ایران خواهد رفت.
ولی هنوز تصمیمیدر این باره اتخاذ نشده است (27/11/85 ـ فارس) و دو روز پس از انتشار این سخنان، رایس در تناقضی کامل با سخنان قبلی خود و با اعتراف به اشتباه بودن سیاست کشورش در 27 سال گذشته علیه ایران، گفت: شخصا پیشنهاد تغییر 180 درجهای سیاست واشنگتن نسبت به تهران را دادهام. (29/11/85 ـ ایسنا)
این گونه تناقضهای رفتاری و گفتاری اروپا و آمریکا در کنار نبود محورهای مشترک نه چندان زیاد، ناشی از حس رقابت گونه ای است که در بین اعضای 1+5، از اروپا و آمریکا، به چشم میخورد. یعنی پس از مواضع تند آمریکا علیه ایران و در مقابل، مذاکرات طرفهای اروپایی با این کشور، آمریکا نیز برای اینکه از قافله عقب نمانده وضعیت خود را در عراق و دیگر صحنههای حساس، وخیم تر نکند، اعلام کرد به دلیل شکست مذاکرات 1+5، حاضر است به مذاکرات اتمی اروپا با ایران بپیوندد. منتها به شرطی که ایران غنیسازی را تعلیق کند. (8/12/85 ـ فارس) این سخنان، در حالی اعلام میشود که دو روز پیش از این رایس، در گفتوگو با فاکس نیوز، از ایران خاست تا برای حل مساله هستهای به میز مذاکرات بازگردد. (بیبیسی ـ 6/12/85)
وضعیت فعلی پرونده هستهای ایران
پس از اعلام رئیسجمهوری اسلامی ایران، مبنی بر اینکه ترمز قطار هستهای ایران را به دور انداختهایم و عقبنشینی نمیکنیم (6/12/85 ـ فارس) و با بینتیجه تمام شدن مذاکرات مقدماتی گروه 1+5 در روزهای پس از گزارش البرادعی به شورای امنیت، آمریکا ادعا کرده است که در تازهترین دور گفتوگوهای 1+5 درباره چگونگی گسترش تحریمها، پیشرفتهایی حاصل شده است. (11/12/85 ـ رادیو فردا)
با تاکید دوباره سولانا در روزهای اخیر بر تداوم مذاکرات جدی با ایران، در کنار تعلیق غنیسازی اورانیوم (13/12/85 ـ مهر) در کنار اظهارات یک سویه برخی مقامات آمریکایی برای تشدید تحریمها و حتی دست یازی به حمله نظامی، علامت سوالی بزرگ، در امکان تصویب قطعنامهای جدید و شدیدتر از گذشته علیه ایران، به اذهان متبادر میشود؛ چرا که در حالی که آمریکاییها از اشتیاق خود برای شرکت در کنفرانس امنیتی بغداد و در کنار روسیه و ایران خبر میدهند، سخنگوی کاخ سفید از عدم تغییر موضع آمریکا در قبال ایران و آمریکا خبر میدهد! (10/12/85 ـ فارس)
به راستی آیا قطعنامه دیگری در راه است؟ آیا با ورود دومین ناو هواپیمابر آمریکایی (جان سی استنیس) آمریکا و پیوستن آن به ناو (دوایت آیزنهار) مقدمات حمله نظامی آمریکا به ایران در دست بررسی و اقدام است؟ (1/12/85 ـ فارس)
آیا در حالی که شرکتهای معتبر اروپایی، از تاثیرات منفی تحریم ایران بر تجارت خود و منطقه خبر داده اند (13/12/85 ـ بازتاب) تحریمهای اقتصادی شدیدتری اعمال میشود؟
سخنان چندی پیش وزیر دفاع آمریکا، گیتس، مبنی بر اینکه واشنگتن به دنبال بهانهای برای حمله به ایران نیست (27/12/85 فارس) در کنار اقدامات و تلاشهای آمریکا در دامن زدن به اختلافات کشورهای هم مرز با ایران و تحریک ایران با دستگیری و اذیت و آزار و به خطر انداختن منافع ایران در این کشورها، چه ملازمه و همخوانیای میتواند داشته باشد؟ آیا این نوع آشفتهگوییها عجز و لابهای را نشان نمیدهد، که پس از اصرار ایران مبنی بر راه ندادن رئیس و تعدادی از بازرسان آژانس به کشور، دامن تصمیمات آمریکا و اروپا را گرفته و آنها را به آشفتهگویی وا داشته است؟
هر چه هست، گزارشهای نهادهای مختلف بینالمللی به خوبی نشان داده است که نه تنها ایران از تحریمها تاثیر مستقیم چندانی نگرفته است، بلکه با توجه به فشارهایی که در طول جنگ ایران و عراق متحمل شده، مقاومتر هم شده است. (25/11/85 ـ مهر) یعنی اهرم فشار، لااقل درباره کشوری مانند ایران، با سابقه تحمل سختیهای فراوان، دیگر کارایی نخواهد داشت.
از سوی دیگر، به هر اندازه که اقتصاد و وضعیت نظامی ایران میتواند متاثر از تهاجمها و تحریمهای احتمالی باشد، به همان مقدار، منافع و تأسیسات نظامی کشورهای تهدیدکننده و هم پیمان آنها، در برابر برآشفته شدن ایران، آسیبپذیر و منفعل است.