دکتر پیروز مجتهد زاده
در جهان ژئوپلتیک امروز مهمترین وسیله انتشار یک عقیده سیاست و یا خواسته تبلیغات و ارتباطات است که در این راستا تلاش میشود افکار عمومی بینالمللی تحت تاثیر قرار گیرد. امروز کشورمان در برابر یک تهاجم تبلیغاتی بینظیر علیه برنامه هستهایاش قرار گرفته که باید دفاع کم نظیری صورت گیرد تا حقایق برای افکارعمومی داخلی و جهان روشن شود. هیچ قدرت و دولتی نمیتواند در جهان سیاسی امروز بدون پرداختن به این مقوله دوام بیاورد. نزدیک 20 سال است که محور آمریکایی – اسراییلی طی یک تهاجم تبلیغاتی کم نظیر و وحشتناک سعی کردهاند ایران را به عنوان یک خطر در سراسر جهان برای صلح و امنیت جهانی قلمداد کنند که اما در برابر آن غفلت کردهایم.
این بیاعتنایی باعث شده که حتی در افکارعمومی داخل کشور نیز کسانی مشاهده شوند که نسبت به حقوق حقه ایران در برنامه هستهای تردید نمایند به طوری که برخی از چهرههای دانشگاهی ایران شعار انرژی هستهای حق مسلم ماست را به سخره بگیرند. علت بروز این مساله دو چیز است یکی این که برخی از مسوولان توجه ندارند که در این جنگ تبلیغاتی نمیتوان دشمن را نادیده گرفت و دشمن را آن طور که هست باید شناخت چرا که بیاعتناری به دشمن عامل شکست است.
دلیل دوم هم در این مساله نهفته است که هنوز یاد نگرفتهایم که همه کس در همه چیز تخصص ندارد و باید برای مسائل مختلف افراد متخصص برگزیده و با آنان مشورت شود. دولت قبلی برای حل این مساله اعلام کرد که 300 مشاور در نظر گرفته است که حتی از یک نفر آنها مشورت گرفته نشد اما دولت جدید حتی لیست مشاور نیز ارایه نکرده است.
در دنیای امروز یا باید وارد کشمکشهای سیاسی نشد و یا در صورت وارد شدن باید از ابزارهای پیشرفته در این راستا بهره گرفت. راهکارهای مقابله با این گونه اقدامات غرب و بهرهگیری از ظرفیتهای کشورمان دیگر این است که حداقل ایران در 150 کشور دارای سفیر است که اینها میتوانند در دانشگاههای مختلف دنیا صحبت و مواضع بر حق ایران را تشریح کنند.
مساله دیگری که در این راستا باید مدنظر قرار گیرد این است که مسوولان باید متوجه باشند که در حال دفاع نمیتوان حالت تهاجمی گرفت چرا که در امر تبلیغات هیچ کس با حمله همدردی نمیکند و افکار عمومی بینالمللی و داخلی معمولا از مظلوم طرفداری و ظلم را محکوم میکنند. در این زمینه باید مظلوم بودنمان را برای افکارعمومی جهان تشریح کنیم تا از طریق بتوانیم آنها را به سمت کشورمان جلب کنیم. دیپلمات ها باید در این زمینه فعال شوند و خواستهها و مظلومیتهای کشورمان را به زیان دیپلماتیک حسن نیت و مودب برای افکارعمومی جهان اعلام کنند. مظلومنمایی آمریکا و غرب عاملی موثر در کسب توفیق آنها است که ایران نیز باید با دفاع از مظلومیت خود و نه با طرح ادعاها افکار عمومی جهان را برای مقابله با این حربه غرب جلب کند.
از ابتدا نباید اجازه میدادیم که پرونده ایران به شورای امنیت کشانده و یا قطعنامه صادر شود اما با این حال هم اکنون سه گزینه پیش روی ماست که باید هر یک از طریق افکارعمومی به بحث گذاشته و گزینه مناسب انتخاب شود. یکی از راهکارها این است که اعلام کنیم پرونده به طور غیرقانونی به شورای امنیت رفته و تمام روابط خودمان را با اروپا و آژانس قطع کنیم و از ان.پی.تی خارج شویم و حتی به سمت تولید سلاح هستهای برویم. راهکار دوم این است که در بحث تبلیغات نیروهای خود را سامان دهیم و جمعآوری کنیم و یک تهاجم تبلیغاتی گسترده را در سطح جهان برای دفاع از حقوقمان راه بیندازیم و در این راستا از متخصصان حقوقی کشورهای خارجی نیز بهره گیریم. گزینه سوم در این زمینه بازگشت به مذاکره با اروپا میباشد در جریان ملاقات لاریجانی و سولانا توافقنامهای11 مادهای حاصل شد که کسی از جزئیات آن اطلاع ندارد.
اما در این توافقنامه اجرای بدون پیش شرط مذاکرات وجود دارد. در صورتی که این بحث در آن وارد شده باشد باید برای حتی یک روز هم که شده تعلیق را قبول کنی تا بتوانیم بحران را پشت سرگذاریم. اگر چه آمریکا به این سادگیها دست بردار نیست چون دولت بوش در اختیار صهیونیستها است اما این مساله بهانه بحرانآفرینی را از امریکا میگیرد و ما میتوانیم به انتهای ریاست جمهوری بوش برسیم. بحث کنسرسیوم نیز در این راستا مفید میباشد غنیسازی مساله ژئواستراتژیک است و باید طوری عمل کنیم که محل این کنسرسیوم در ایران باشد چون غرب قابل اطمینان نیست و ممکن است از آن سوءاستفاده کند و مباحث مستعمراتی از ما داشته باشد. احمدینژاد بحث کنسرسیوم مشترک با آمریکا را مطرح کرد اما جوابی نگرفت چون غرب میخواهد اهداف خود را در این راستا توجیه کند اما احمدینژاد باید فریاد بزند و جواب پیشنهاد خود را بگیرد.