ترجمه: مهدی صفری
- چین:
ایالات متحده با نگرانی، افزایش قدرت نظامی چین را نظاره میکند. مقامات پکن این اقدام را به عنوان پاسخی به حضور نظامی پیوسته آمریکا در آسیا توجیه میکنند. تحلیلگران آمریکایی معتقدند افزایش قدرت نظامی پکن تأیید میکند که ایالات متحده کانون طرحهای دفاعی چینیهاست، بویژه به علت هرگونه خطر احتمالی نظامی در مورد تایوان. به نظر چیپمن چین و ایالات متحده این حس را تداعی میکنند که درگیر تعارض امنیتی کلاسیک هستند.
- آفریقا:
اخبار خوب و بدی از آفریقا میرسد. در دوازده ماه گذشته وضعیت در مناقشههای سنتی مانند آنگولا، مناقشه دو کنگو، سیرالئون، لیبریا، اوگاندا و روآندا بهبود یافته یا تثبیت شده است. نقاط پرتنش کنونی سودان (در دارفور) و سومالی (که به اعتقاد برخی بعد از عراق و افغانستان به جبهه سوم سازمان تروریستی اسامه بن لادن رهبر القاعده تبدیل شده است) هستند و در عین حال تنش میان اتیوپی و اریتره شدت گرفته است.
- افغانستان:
ناتو کار جایگزین کردن نیروهای آمریکایی را مدیرکل موسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) در گزارش سالانه خود به نام توازن نظامی که این مرکز مشهور در مورد مسائل دفاعی انجام میدهد، گفت: «ایالات متحده برای تدوین دستور کار فعالیت بینالمللی خود به اندازه کافی قدرتمند است اما برای اجرای آن در مقیاس جهانی بیش از حد ضعیف است».
جان چیپمن در نتیجهگیری خود گفت: این دوگانگی متناقض قدرت آمریکا به این معنی است که جهان در واقع چند قطبی یا تک قطبی نیست، بلکه در جهانی زندگی میکنیم که قطبی ندارد.
افزایش قدرت نظامی چین تا سطح قدرت اقتصادی و دیپلماتیک این کشور، مناقشههای عراق و افغانستان، تحولات تلخ و شیرین آفریقا و هستهای شدن ایران و کره شمالی محور توجه چیپمن در ارائه گزارش توازن نظامی سال 2007 بودند.
در جنوب شرقی افغانستان به پایان رسانده است، اما نیروهای طالبان همچنان بطور جدی امنیت منطقه را در فصل زمستان تهدید میکند و این امر موجب ترس و نگرانی از ظهور دوباره شورشها در فصل بهار شده است که متحدان را مجبور میکند نیروهای بیشتری به افغانستان اعزام کنند.
دولت پاکستان با دقت در حال تعقیب اعضای القاعده است که در نواحی مرزی مشترک با افغانستان تحرکات انجام میدهند، اما همچنان متهم به کمکاری در برابر نیروهای طالبان میشود که این مساله موجب بوجود آمدن تنش میان دولتهای پاکستان و افغانستان شده است.
- عراق:
جورج بوش، رئیس جمهوری آمریکا میخواهد شمار سربازان آمریکایی را در عراق از 132000 نفر به 154000 تن که عمدتا در بغداد متمرکزند، افزایش دهد. اما این تعداد بسیار کمتر از آن است که بتوان شهری با شش میلیون نفر جمعیت را کنترل کرد. بعلاوه، تنها پر کردن منطقهای از عراق توسط سربازان هیچ یک از جنبههای مهم دکترینهای مبارزه با شورش را دارا نیست. ضعف سیاسی نوری المالکی، نخست وزیر عراق که انعکاس تنشهای داخلی است، راهحل داخلی مشکلات امنیتی کشور را دشوار کرده است.
- مبارزه علیه شورش:
توازن نظامی معتقد است که ایالات متحده و انگلیس در افغانستان و عراق در حال کنار گذاشتن مهمترین عامل در مبارزه با شورش هستند: جنگ روانی. شورشیان مبارزهای اطلاعاتی را در جهان رهبری میکند که مناطق مختلف را پوشش میدهد و خشونت را در دیگر عرصهها اشاعه میدهد. اما نظامی غربی نشان دادهاند که در اجرای عملیاتهای روانی و اطلاعاتی از توانمندی کافی برخوردار نیستد.
- کره شمالی:
نشانههایی از انعطافپذیری در واشنگتن دیده میشود که پیشنهاد میکند که میتواند نوعی توافق دیپلماتیک بوجود آید، اگر چه باید منتظر ماند و شاهد رویدادهای بعدی بود.