تاریخ انتشار : ۰۶ آبان ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۴  ، 
کد خبر : ۳۹۶۷۸
گفتگو با دکتر احمد بخشایشى و سعدالله زارعى کارشناسان مسائل خاورمیانه

فلسطینى‌ها دست از مقاومت برنمی‌دارند


*تحولات خاورمیانه و بخصوص محاصره نوار غزه توسط رژیم صهیونیستى از چه منظرى قابل بررسى و تحلیل است و به نظر شما چه اهدافى توسط اسرائیل در منطقه دنبال مى‌شود؟
**بخشایشى: تحولات غزه را باید در راستاى طرح خاورمیانه بزرگ بررسى و مطالعه کرد. براى اینکه بتوانیم این طرح را بررسى کنیم، مجبوریم نگاهى به نظم بین‌المللى داشته باشیم. نظم بین‌المللى را نظام حاکم بر روابط بین‌المللى است و روابط بین‌المللى مجموعه معدل سیاست‌هاى خارجى کشورها است. نظم حاکم از سال 1815 تا 1914 بر جهان نظم موازنه قوا بود که در واقع دو عنصر اصلى در آن وجود داشت یکى «کنسرت اروپایی» بود و دیگرى موازنه قوا بود. از سال 1914 تا 1990 نظم دو قطبى حاکم بود. که از سال 44 تا 64 نظم دوقطبى منعطف و 63 تا 90 نظم دو قطبى منعطف بود. از سال 1990 تا سال 2001 نظم نوین حاکم بود که از چهار پایه رهبرى آمریکا، اعتدال در روابط شمال و جنوب، مبارزه با سلاح‌‌هاى شیمیایى و مبارزه جهان با تروریسم شکل مى‌داد. از سال 2001 تا 2003 نظم یکجانبه‌گرایى ارشادى و از سال 2003 تا کنون نظم یکجانبه‌گرایى دستورى حاکم است. براى اینکه این نظم در جهان جا بیفتد یکى از مناطق هفتگانه بحرانى جهان خاورمیانه است و در خاورمیانه ریشه اصلى بسیارى از بحران‌ها اسرائیل است. چون این رژیم بر مبناى طرح بالفور و زور شکل گرفته طبیعتا بخش‌هایى از فلسطینى‌ها در مقابل آن ایستادگى کرده‌اند که تاکنون قریب به 8 جنگ میان رژیم صهیونیستى و فلسطینى‌ها و بعضى کشورهاى عربى رخ داده است. نهایتا اسرائیلى‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که آن طرح از نیل تا فرات نمى‌تواند ثمربخش باشد و جامعه اسرائیلى به امنیت نیاز دارد. آنها یک جو روانى را ایجاد کرده بودند مبنى بر اینکه اسرائیل هر کارى که مى‌خواهد مى‌تواند انجام دهد. اما از جنگ 33 روزه به بعد تقریبا اسرائیلى‌ها متوجه شدند که با چالش‌هاى بزرگى روبه‌رو هستند. این شکست باعث شد که اسرائیلى‌ها به درون خود بیشتر توجه کنند، زیرا یکى از عوامل شسکت آنها مشکلات روحى روانى بود و بحث لبنان، سوریه و مصر را تا حدى به حاشیه برد. لذا به مسائل داخلى سرزمین‌هاى اشغالى و فلسطین پرداخت. آنها احساس کردند احتمالا حماس و جهاد اسلامى ممکن است الگوى حزب‌الله را دنبال کنند و به این رژیم ضرباتى را وارد کنند. بر این مبنا از سال 1993 که تقریبا ایجاد یک فلسطین کوچک با مرکزیت غزه و کرانه باخترى و بخشى از قدس تشکیل شد و قرار داد اسلوهم امضا شد کم‌کم انتفاضه شکل گرفت. رژیم صهیونیستى به این نتیجه رسید که نمى‌تواند با حماس و جهاد اسلامى به توافق برسد. بر این مبنا تلاش کرد با سیاست تفرقه‌اندازى و حکومت کردن اهداف خود را دنبال کند و بین فتح و حماس جدایى ایجاد کند. بنابراین سعى کردند با کمک‌هاى مالى و حمایت‌هاى سیاسى از تشکیلات خودگردان که روحیه مذاکره و سازش داشت حماس را به حاشیه براند اما موفق نشد و على‌رغم تلاش‌هایى که کرد حماس همچنان میان مردم محبوب ماند ولى میان دو گروه فتح و حماس درگیرى ایجاد شد و فشارها بر نوار غزه که حماس نفوذ بیشترى در آنجا داشت شدت پیدا کرد و ما شاهد هستیم که طى یک ماه گذشته غزه کاملا در محاصره قرار گرفته است به طورى که نیازهاى اولیه مردم غزه به سختى به دست آنان مى‌رسد. این فشارها براى آن است که مردم از حماس خسته و رویگردان شوند و به نفع فتح وارد عمل شوند.
*اما شواهد نشان مى‌دهد که حماس على‌رغم تمام مشکلات و مصائبى که رژیم صهیونیستى بر مردم وارد کرده همچنان محبوب است و آن رویگردانى که مورد نظر اسرائیلى‌ها بوده محقق نشده است به نظر شما علت چیست؟
**بخشایشى: مردم غزه و حتى کرانه باخترى حماس را از خود و از جنس مردم درد کشیده فلسطین مى‌دانند که در همه حال در کنار مردم بوده‌اند. مردم فلسطین به این نتیجه رسیده‌اند که تنها راه احقاق حقوق از دست رفته‌شان مقاومت است و شکست راه‌هاى سازشکارانه گذشته را به خوبى لمس کرده‌اند به هر حال فشارى که اسرائیلى‌ها بر نوار غزبه وارد مى‌کنند چند هدف دارد. یک در هم شکستن نیروهاى مقاومت است. دوم اینکه اسرائیلى‌ها علاقه ندارند، حماس الگوى حزب‌الله را برگزیند، بلکه علاقه دارد فتح و تشکیلات خودگردان قدرت اصلى در فلسطین باشند تا بتواند از آنها امتیاز بگیرد و دیگر اینکه اگر در آینده دولت مستقل فلسطینى به وجود آمد این دولت با چالش پناهندگان و آوارگان فلسطینى و مرکزیت قسمتى از قدس دست به گریبان باشد. که در هر دو مورد رژیم صهیونیستى حاضر به امتیازدهى نشده است و در اصل مشکل فلسطین و رژیم صهیونیستى را همین دو مورد اساسى شکل مى‌دهد.
*چندى پیش کارتر رئیس جمهور اسبق آمریکا به منطقه آمد و با حماس مذاکره و دیدار داشت. ارزیابى شما از این سفر چیست و آیا دستاوردى در پى داشت؟ برخى معتقدند که حضور کارتر به عنوان نماینده دموکرات‌ها در مقابل طرح آناپولیس جمهوریخواهان است؟
**بخشایشی: معمولا سفر آقاى کارتر را مى‌توانیم در2 سناریو مورد بررسى قرار دهیم. سناریوى اول این است که معمولا آمریکایى‌ها وقتى با یک واقعیتى روبه‌رو مى‌شوند و از آنجا که خود راناظم نظم نوین جهانى مى‌دانند از اینکه دست نیاز به سوى برخى گروه‌ها و کشورها دراز مى‌کنند احساس شکست نمى‌کنند. آمریکا احساس کرده هر چقدر با کشورهاى عربى مثل مصر، عربستان مذاکره کند به جایى راه نمى‌برد، لذا باید با خود حماس وارد مذاکره شوند تا شاید آنها امتیازى به کارتر بدهند و ثانیا راه براى مذاکره بین حماس و آمریکا باز شود.
کارتر به خوبى دریافت که هر جا حماس پاى قرار داد یاتوافق نامه‌اى را امضا نکند آن قرار داد فاقد مشرعیت و قابلیت اجرا‌شدن است. سناریوى دوم این است که در راستاى تخالف و تعارض میل دو حزب است که باید در راستاى سیاست خارجى دموکرات‌ها باید مورد بررسى قرار گیرد. دموکرات‌ها در سیاست خارجى از جنگ نرم استفاده مى‌کنند. حتى در خاورمیانه بزرگ و در خصوص ایران مى‌گویند که دموکرات‌ها جنگ نرم را به راه مى‌اندازند و جمهوریخواهان جنگ سخت را. با توجه به اینکه سیاست جمهوریخواهانه شکست حماس و تروریست‌ خواندن آنها است و از هرگونه مذاکره با حماس سرباز مى‌زنند اما دموکرات‌ها به دنبال مذاکره و گفتگو هستند حتى اوباما نامزد دموکرات‌ها در انتخابات ریاست جمهورى از مذاکره، بدون پیش شرط با ایران سخن گفته است لذا مى‌توان مذاکره کارتر با حماس را در همین راستا قلمداد کرد. من فکر مى‌کنم حتى خود اسرائیلى‌ها این علاقه را دارند که با حماس مذاکره کنند. مخصوصا وقتى که فردى مثل کارتر این ظیفه را به عهده مى‌گیرند. به هر حال دیدار کارتر با حماس مى‌تواند به فال ینک گرفته شود و مورد استقبال تحلیلگران سیاسى قرار گیرد، زیرا نوعى مشروعیت بخشى به حماس است ولو اینکه گروه غیر حاکم بر آمریکا با آنان مذاکره کنند، البته احتمال مى‌رود رئیس جمهور آینده آمریکا از دموکرات‌ها باشد. حماس به عنوان گروهى که در حال حاضر مى‌تواند تاثیر زیادى داشته باشد مورد توجه دشمنان خود از جمله اسرائیل قرار گرفته است. نکته بعدى اینکه هر چه محاصره اسرائیل زیادتر شود و عملیات استشهادى فلسطینى‌ها بیشتر مى‌شود معنى آن این است که حماس قوى‌تر مى‌شود مگر اینکه مردم دست از مقاومت بردارند. که این حالت بسیار بعید است.
*ادامه اختلافات در میان گروه‌هاى فلسطینى چه تاثیرى در تداوم محاصره مردم غزه داشته است؟
**بخشایشى‌: گذشته چراغ راه آینده است. انگلستان در کشورهاى خاورمیانه از سیاست تفرقه‌بینداز حکومت کن بهره گرفته است. در عربستان سعودى تیم سعودى را به جاى شریف هاروى کار آورد و اجازه نداد هیچ یک از این دو طبقه بتوانند امپراتورى عربى را به وجود آورند. سیاست تضعیف ایران را دنبال کرد. انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستى در فلسطین همین سیاست را دنبال مى‌کنند این درگیرى‌ها و اختلافات فرسایش داخلى را به وجود مى‌آورد و هر چه این دو گروه به اختلافات خود دامن بزنند به طریق اولى امتیازاتى که اسرائیل از فتح خواهد گرفت بیشتر خواهد بود.
و حتى اگر قرار باشد مذاکره‌اى با حماس داشته باشد این اختلافات مى‌تواند تاثیرگذار باشد. تنها راه رهایى فلسطین وحدت است. حماس باید مقدارى کوتاه بیاید و با فتحى‌ها بار دیگر به میز مذاکره برگردد و متقابلا فتحى‌ها از عقلانیت پیروى کنند. آنها باید بدانند که اگر در حال حاضر امتیازى از اسرائیلى‌ها مى‌گیرند به دلیل مقاومت حماس است. اگر این دو متحد شوند و فشارهاى خود را بر اسرائیل بیشتر کنند قطعا امتیازات بیشترى را از دشمن خواهند گرفت. اما الان این روند برعکس شده و اسرائیل از این اختلاف نهایت بهره را مى‌برد و حتى از کشورهاى عربى هم امتیاز مى‌گیرد.
*در همین راستا رژیم صهیونیستى به سوریه پیشنهاد داده در صورت قطع رابطه با ایران و عدم حمایت از حزب‌الله لبنان و عدم دخالت در امور لبنان حاضر است از بلندى‌هاى جولان عقب‌نشینى کند. نظر شما در این خصوص چیست؟
**بخشایشى‌: به نظر من سوریه هیچ گاه تن به یک چنین معامله‌اى نخواهد داد. حتى اگر سوریه هم این کار را انجام دهد اسرائیلى‌ها هرگز از بلندى‌هاى جولان عقب نشینى نخواهند کرد.
*پس از پیروزى حماس در انتخابات و تشکیل دولت آقاى هنیه فشارها بر مردم فلسطین و بخصوص منطقه غزه بیشتر شده است. آیا مى‌توان گفت جنایات رژیم صهیونیستى در نوار غزه نوعى انتقام‌گیرى از مردم به دلیل راى به حماس و حمایت از آن است؟
**زارعی: لازم است براى بررسى این موضوع نگاهى به سابقه آن داشته باشیم. موج حملات علیه ساکنان غزبه از زمان روى کارآمدن دولت حماس در حدود آذرماه سال 84 آغاز شد. اسرائیلى‌ها به قصد ساقط کردن دولت حماس و ایجاد تبلیغات سوء علیه هوادارن آن سلسه عملیات‌هایى را علیه ساکنان غزه به مرحله اجرا گذاشتند. اما پس از مدتى که مشخص شد این حملات موضع مردم را نسبت به حماس و دولت اسماعیل هنیه مستحکم‌تر مى‌کند آنها حملات خود را متوقف کردند. پس ازآن اسرائیلى‌ها صرفا در چارچوب پاسخ به بعضى از اقدامات نظامى‌ گروه‌هاى فلسطینى نظیر جهاد اسلامى و گردان‌هاى عزالدین قسام اقداماتى را انجام مى‌دادند. اما شاهد هستیم که پس از اجلاس آناپولیس که آذر ماه سال گذشته در ایالت مریلند آمریکا با حضور طرف‌هاى آمریکایى و اروپایی، صهیونیستى و برخى رژیم‌هاى عربى برگزار شد اسرائیلى‌ها عملیات‌هاى پى در پى را علیه ساکنان غزه به مرحله اجرا گذاستند. به نظر مى‌رسد طى 5 ماه گذشته اسرائیلى‌ها با حملات بدون وقفه به نوار غزه که گاهى در قالب عملیات‌‌هاى هوایی، گاهى در قالب عملیات‌هاى زمینى به مرحله اجرا گذاشته مى‌شود تلاش کردند یک وضعیت جدیدى را در منطقه به وجود آورند. سوال اساسى این است که این حملات با چه هدف و انگیزه‌اى دنبال مى‌شود. خود اسرائیلى‌ها اعلام کرده اند این اقدامات در پاسخ به عملیات‌هاى موشکى هواداران حماس صورت مى‌گیرد. اما واقعیت این است که این عملیات‌هاى گسترده و پى درپى نمى‌تواند در واکنش به اقدامات حماس و یا جهاد اسلامى باشد. به نظر مى‌رسد اسرائیلى‌ها در یک جمع ‌بندى جدید به این نتیجه رسیده‌اند که باید یک اقدامات فرسایشى دنباله‌دارى را علیه حماس و مردم غزبه به مرحله اجرا بگذارند تا در نهایت از طریق ترسیم یک چشم انداز خونین علیه مردم فلسطین، آنان و حامیان آنان را در منطقه وادار کنند به یک چارچوبى براى حل مسائل فلسطین روى بیاورند و در واقع آنها را وادر به پذیرش یک طرح خاص بکنند.
*منظور اسرائیلى‌ها از این طرح خاص چیست؟
**زارعی: در جریان اجلاس‌هاى مادرید و اسلو در سال هاى 1991 و 1993 برگزار شد دولت وقت اسرائیل در خصوص تشکیل دولت فلسطین در حدود 20 درصد از خاک فلسطین که شامل سرزمین‌هاى 1967 مى‌شد رضایت دادند اما طرف فلسطینى بخصوص مبارزین فلسطین یعنى جنبش جهاد اسلامى و حماس از پذیرش این تقسیم‌بندى اجتناب مى‌کردند و بر ادامه عملیات‌‌هاى نظامى به قصد تشکیل دولت فلسطین در کل سرزمین فلسطین تاکید داشتند. در واقع این سلسله عملیات‌هاى متناوب که در فاصله اجلاس آناپولیس تاکنون به مرحله اجرا گذاشته شده به قصد وادار کردن حماس و جهاد اسلامى و اعمال فشار بر علیه هوادارن حماس در منطقه شامل سوریه و ایران به قصد پذیرش نتایج قرار داد مادرید و اسلو هست که به مرحله اجرا گذاشته مى‌‌شود. بر همین اساس باید براى متوقف کردن ماشین جنگى رژیم صهیونیستى یک افشاگرى در خصوص طرح اسرائیلى‌ها و سپس یک اقدام سیاسى هماهنگ در سطح منطقه با همکارى کشورهاى اسلامى و سازمان‌هاى اسلامى نظیر کنفرانس اسلامى دنبال کرد و جلوى اعمال فشار بر مردم فلسطین گرفته شود.
اوایل سال رژیم صهیونیستى به اتفاق آمریکا مانور نظامى گسترده‌اى را در منطقه انجام دادند. تجلیل شما از علل این مانور چیست و آیا احتمال جنگ دیگرى در منطقه وجود دارد؟ آیا این مانور نمادى از ضعف رژیم صهیونیستى است یا نماد آمادگى و قدرت ارتش اسرائیل به حساب مى‌آید؟
*آیا رژیم صهیونیستى در وضعیتى قرار دارد که بتواند دست به یک عملیات نظامى گسترده در منطقه بزند؟
**زارعى‌: بعد از پایان جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستى علیه مردم لبنان که به شکست کامل رژیم صهیونیستى در ابعاد مختلف نظامی- اطلاعاتی، سیاسى و مدیریتى منجر شد اسرائیلى‌ها مدتى در حالت کما به سر مى‌بردند و در این مقطع این تحلیل به صورت جدى در محافل مختلف سیاسى ومردمى مطرح شد که رژیم صهیونیستى در سراشیبى سقوط قرار گرفته است. و در واقع شمارش معکوس براى پایان حیات این رژیم آغاز شده است. حتى این تحلیل در بین محافل مرتبط با رژیم صهیونیستى مطرح شد و شاهد زمزمه‌هایى در این خصوص در آمریکا بودیم. این موضوعات نگرانى‌هاى زیادى را در محافل صهیونیستى پدیدآورد آنها را وادار کرد تا سلسله اقداماتى را به مرحله اجرا بگذارند. گام اول آنها تشکیل کمیته و ینوگراد بود که از حدود 160 حقوقدان از احزاب مختلف رژیم صهیونیستى تشکیل شده بود. آنها مامور بودند تا قضاوت خود را در خصوص مسائل مربوط به جنگ 33 روزه و علت ناکامى این رژیم در این جنگ مطرح کنند. ابتداى کار به نظر مى‌رسید که این کمیته به طور واقعى مامور رسیدگى به موضوع است ولى بعدها وقتى که اولین گزارش این کمیته در اردیبهشت سال گذشته منتشر شد مشخص گردید که این کمیته در صدد بازسازى توانایى‌هاى اسرائیل در اذهان عمومى مردم است. در واقع آنچه که طعم تلخ شکست را براى اسرائیلى‌ها رقم زده نه موجودیت اسرائیل بلکه دولتمردانى است که در شرایط کنونى روى کار آمده‌اند. کمیته وینوگراد موظف بود که شکست را از اسرائیل به دولت کنونى و فرماندهان ارتش منتقل کند. در عین حال آنها اعلام کردند کمیته گزارش دوم را با جزئیات بیشتر منتشر خواهد کرد و همه در یک وضعیت انتظار قرار گرفتند. اما گزارش دوم کمیته وینوگراد که در بهمن ماه سال گذشته منتشر شد و عوامل شکست را از حد مسئولان ارشد اسرائیل به مسئولان و فرماندهان میانى منتقل کرد در واقع اثبات نمود که کمیته وینوگراد یک کمیته سیاسى به قصد بازسازى چهره رژیم صهیونیستى تشکیل شده است. همزمان با این اقدام اسرائیلى‌ها به قصد اینکه قدرت خود را بازسازى کنند و به تعبیر بهتر به قصد اینکه بار دیگر اقتدار رژیم صهیونیستى را به رخ بکشند سلسله عملیات‌هایى را در سرزمین‌هاى اشغالى و حتى در منطقه به مرحله اجرا گذاشتند که حمله به منطقه شمال سوریه که با استفاده از فضاى ترکیه صورت گرفت از جمله این اقدامات بود. همچنین اقدامات جدید علیه حماس که از گزارش اول وینوگراد آغاز و تا به امروز شدت یافته است در راستاى همان بازسازى اقتدار فرو ریخته اسرائیل است.
*گفته مى‌شود این مانور حاکى از آمادگى این رژیم براى شروع یک جنگ در منطقه است. آیا احتمال شروع این جنگ علیه سوریه، حزب‌الله و یا ایران مى‌رود؟
**زارعى: اسرائیلى‌ها و همین طور آمریکایى‌ها خیلى تمایل دارند که شرایط منطقه براى ایران و جریان‌هاى ناهمخوان با خود امنیتى کنند و این طور وانمود کنند که مسئله شکست آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ 33 روزه پایان مسائل منطقه و رژیم صهیونیستى و جریان‌هاى مقاومت در سطح منطقه نیست. آنها مى‌خواهند بگویند که ماجرا پایان نیافته و تازه اول کار است. این موضوع بیشتر یک عملیات روانى است که به قصد اعمال فشار مداوم علیه سوریه، ایران و حزب‌الله و همین طور جریان مقاومت فلسطین به مرحله اجرا گذاشته مى‌شود. بسیار بعید به نظر مى‌رسد که امروزه در اسرائیل جریانى وجود داشته باشد که معقتد باشد که از طریق توسل به عملیات‌ نظامى مى‌تواند وضعیت اسرائیل را بهبود بخشد. در واقع اسرائیلى‌ها خود را در یک وضعیت ضعیفى ارزیابى مى‌کنند به گونه‌اى که آنها احساس مى‌کنند براى بازسازى قدرت خود حداقل به یک دوره 10 ساله آرامش احتیاج دارند. آرامشى که فقط شامل اسرائیل باشد. یعنى دیگران در یک شرایط ناامنى و مخاطره آمیز به سر ببرند. لذا استراتژى حمله به معناى جنگ تمام عیار از دستور کار اسرائیل خارج باشد. آنها مایل هستند آمریکایى‌ها به نیابت از آنها مخالفان اسرائیل در منطقه را سرگرم کنند تا آنها بتوانند این دوره آرامش را به دست آورند و به بازسازى قدرت خود بپردازند. این مانورها آن‌قدر جدى نیست و ارزش توجه جدى را ندارند. اسرائیلى‌ها بسیار مایل هستند که ما این موضوعات را بسیار جدى تلقى کنیم و احساس کنیم جنگى در راه است و براى پرهیز از این جنگ روند حرکت جریان اسلامى در منطقه را کند کنیم. بیشتر یک اقدام بازدارنده به نظر مى‌رسد تا یک اقدام آفندى ابتکارآمیز که به قصد درگیرى تازه در منطقه به راه افتاده باشد.
*صهیونیست‌ها در فلسطین از اختلافات میان فتح و حماس نهایت استفاده را مى‌برد. گفته مى‌شود آنها به سوریه پیشنهاد داده‌اند که بلندى‌هاى جولان را به سوریه برمى‌گردانند تا آنها دست از حمایت ایران و حزب‌الله بردارند و در مسائل لبنان هم دخالتى نکنند. آیا این پیشنهاد را مى‌توان در راستاى ایجاد تفرقه میان متحدان منطقه علیه اشغالگرى محسوب کرد. واکنش سوریه را چطور ارزیابى مى‌کنید؟ آیا سورى‌ها فکر مى‌کنند اسرائیل این بار در مذاکرات جدى است و واقعا مى‌خواهند از منطقه استراتژیک جولان عقب نشینى کند و این عقب‌نشینى همیشگى است؟
**زارعى‌: در ابتدا باید عرض کنم که اسرائیلى‌ها به هیچ وجه مایل نیستند از بلندى‌هاى جولان عقب نشینى کنند. از نظر آنها بلندى‌هاى جولان یک منطقه بسیار استراتژیک است که از طریق در اختیار داشتن آن مى‌‌توانند بر دشمن مشرف باشند و سوریه را از طریق بلندى‌هاى جولان کنترل کنند. در عین حال اسرائیلى‌ها در دو سال گذشته بارها مسئله امکان آزادسازى جولان را مطرح کردند. هم در حاشیه اجلاس آناپولیس مقامات اسرائیلى‌ گفتند که ما حاضریم با مقامات سورى را در خصوص آزادسازى جولان گفتگو کنیم و هم اخیرا از آقاى رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه خواستند در خصوص روابط رژیم صهیونیستى و سوریه و چشم‌انداز آزادى جولان گفتگوهایى را داشته باشند. اما همان طور که مقامات سورى در مذاکرات آقاى اردوغان اعلام کردند که اعتمادى به این وعده اسرائیلى‌ها ندارند چرا که آنها جولان را به صورت یک تحفه و یک طعمه براى تخریب روابط سوریه با جریان مقاومت به کار گرفته‌اند. البته دولت سوریه در ابعاد مختلف فعالیت‌هایى را براى آزادسازى جولان دنبال کرده که یکى از آنها طرح‌ سیاسى موضوع در اجلاس‌هاى بین‌المللى و منطقه‌اى است.
در کنار این موضوع سوریه مواضع خود را در دامنه‌هاى شرقى و جنوبى جولان تقویت کرده و تا حدودى هم آرایش نظامى گرفته است. سوریه مترصد فرصت است که اقدامات سیاسى و حتى امنیتى را براى آزادسازى جولان به مرحله اجرا بگذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات