*شروع کنیم؟
**بفرمائید.
*از نفت و سیاست در بافت ایران صحبت کنیم. به نظر شما نفت چه نقشی در اقتصاد، سیاست و سایر بخشهای جامعه ایران برجای میگذارد؟
**در تمام دنیا مطالعات زیادی در حوزه اقتصاد سیاسی در باب دولتهای نفتی انجام شده که مختص ایران هم نیست و تمام کشورهای نفت خیز جهان سوم را در بر میگیرد. واقعیت این است که علیرغم میل مسوولان حکومتی، اقتصاد نفتی آثار خودشان را در ساختار قدرت یک کشور بر جای میگذارد و این اثر رفته رفته به روابط اجتماعی و نهادهای مدنی نیز کشیده میشود. ایران نیز از این قانون مستثنی نمیشود. اگر دولت بخواهد بدون نفت این کشور را اداره کند سالانه باید به تولید ناخالص داخلی کشور حدود 900 میلیارد دلار نسبت به آنچه که الان داریم اضافه شود تا با درآمد مالیاتی این مقدار تولید که حدود درآمد فعلی نفت است کشور اداره شود. اما الان نفت هست بدون این که کسی (چه مردم و چه دولت) برای آن زحمت بکشند. لذا تأثیر خودش را بر ساختار قدرت بر جای میگذارد. میتوانم بگویم کشورهایی که از نفت به عنوان ابزار سرمایهگذاری برای آینده استفاده میکنند، موفق هستند اما در کشورهایی که نفت را درآمد دولت تلقی میکنند آفاتی ایجاد میشود که ساختارها را ناسالم، مخارج را غیرقابل کنترل و بیحساب و کتاب میکند.
نفت در اقتصاد ایران چهار مشخصه اصلی دارد: یکی سهم بالا در تولید ناخالص داخلی کشور، دوم سهم بالا در تراز پرداختهای خارجی کشور، سوم سهم بالا در تأمین در آمدهای بودجه عمومی دولت و چهارم سهم بسیار بالای رایانههای نفتی در اقتصاد که ویژه ایران است. این نشان میدهد که ما در استفاده از نفت موفق نبودهایم و لذا تأثیر آن نیز در ساختارهای کشور نامناسب بوده است.
*یعنی نفت باعث ناسالم شدن ساختارهای اقتصادی و سیاسی شده است؟
**آنچه گفتم در همین حد کافی است و جای بیشتر از این در مصاحبه نیست. باید رفت در بحثهای آکادمیک و حوزه اندیشه که خیلی وقت میگیرد.
*بسیار خوب. پس بیایید درباره چالشهای صنعت نفت کشور صحبت کنیم. بفرمایید مهمترین این چالشها چیست و اگر با آن مبارزه نشود در آینده چه وضعیتی خواهیم داشت و دیگر آنکه شما وقتی به عنوان وزیر وسط گود بودید برای رفع این چالشها چه کردید؟
**من میتوانم چندین چالش را نام ببرم که چند تای آن از قبل وجود داشته و یکی دو تا نیز در دولت جدید به وجود آمده است. اولین چالش، مسأله روز آمد شدن صنعت نفت است. اعتقاد من این است که این مساله انتخاب نیست بلکه الزام است. ایران باید صنعت نفت در کلاس جهانی داشته باشد و لازمه آن این است که مجهز به منابع انسانی، مالی، مدیریتی و غیره در کلاس جهانی باشد. این شامل بخش دولتی نمیشود.
چالش دیگر ضرورت ظرفیت سازی و سرمایهگذاری برای توسعه صنعت نفت در شاخههای مختلف مانند اکتشاف و استخراج نفت و گاز و تولیدات فرآوردهها بویژه پتروشیمیاست که بخش تولید نفت و گاز اهمیتی بیشتر دارد. ما باید بهرهبرداری بسیار بیشتری از ذخایر مشترک داشته باشیم و نگذاریم حق کشور را بقیه برند. ما نباید اجازه دهیم سهم تولیدمان در اوپک کاهش پیدا کند چرا که اگر جایگاه مان را حتی در منطقه از دست بدهیم بحران ایجاد میشود و دولت جدید باید به این سمت برود که جایگاه ایران را در منطقه از نظر تولید نفت، گاز و پتروشیمی بیشتر و بیشتر بالا ببرد. ما باید در پتروشیمی در منطقه اول باشیم، همینطور گاز.
*فرمایشات شما صحیح، اما در زمان وزارتتان در این باره چه کردید؟
**من خیلی تلاش کردم و از همه چیز مایه گذاشتم. حتی از خانوادهام. در حدی توانستم بخشی از مسائل را حل کنم. ما در بخش پتروشیمی به سویی رفتیم که از حدود یک میلیارد دلار تولید پتروشیمی در سال 75 تا چند سال آینده به راحتی با حدود 18 میلیارد دلار سرمایهگذاری انجام شده میتوانیم به تولید حدود 10 میلیارد دلار در سال مواد پتروشیمی برسیم. حتی اگر قرارداد جدیدی هم بسته نشود. اما با این حال ما باید تا سال 1394 به 20 میلیارد دلار تولید سالانه در بخش پتروشیمی برسیم که کار و تلاش زیادی میخواهد در زمینه گاز ایجاد منطقه عسلویه و توسعه پارس جنوبی کار بسیار مهم ما بود. در مجموع در زمینه توسعه و بهرهبرداری از میدانهای مشترک نفت و گاز بزرگترین و کم سابقهترین شتاب توسعه صنعت نفت را در دو دوره دولت اصلاحات داشتیم و قریب 50 میلیارد دلار از منابع خارجی استفاده شد که بیش از 84 درصد آن در طرحهای توسعه نفت و گاز مربوط به میدانهای مشترک میشد. از نظر میزان اکتشاف نفت نیز ما به بهترین دوره پس از انقلاب را تجربه کردیم. جمعیت بهرهبردار از گاز طبیعی از حدود 19 میلیون نفر در سال 75 به حدود 43 میلیون نفر در ابتدای سال 84 رسید.
برآورد این بود که ما در فاصله 10 ساله بین 1384 تا 1394 باید 170 الی 180 میلیارد دلار سرمایهگذاری جدید در کل صنعت نفت لازم داریم. همچنین تولید نفت و میعانات گازی ما باید به حدود 7 میلیون بشکه برسد. (6/5 میلیون بشکه نفت خام) باید ظرفیت پالایش کشور به 5/2 میلیون بشکه در روز برسد. (با تأکید بر پالایش نفت خامهای بسیار سنگین و میعانات گازی) و در بخش گاز باید 1300 میلیون مترمکعب در روز تولید داشته باشیم. اینها اهدافی بود که در افق 10 ساله 1394 به عنوان میان دوره و چشمانداز 1404 به عنوان بلندمدت پیشبینی شده است.
*فرمودید دولت جدید با چالشهایی جدید نیز در بخش نفت روبروست؟
**بله. اولین مساله باز تعریف رابطه مالی دولت با شرکت ملی نفت ایران است که ما خیلی در این مورد کار کردیم و در برنامه سوم ماده 120 را به تصویب رساندیم و سپس برای لایحه برنامه چهارم متنی را در قالب ماده 3 آن لایحه به مجلس دادیم که مجلس ششم هم آنرا تصویب کرد ولی در کش و قوس با شورای نگهبان مجلس هفتم آنرا حذف کرد. گر چه بعداً همان محتوا با اندک تغییری در بودجه سال 1384 پس از بحثهای فراوان به تصویب مجلس هفتم رسید و بعداً هم دولت جدید مجدداً آنرا برای بودجه سال 85 پیشنهاد دادند و مجلس هم تأیید کرد. این نظام جدید واقعاً برای صنعت نفت ایران حیاتی است. به نظر من شبهه کردن در این روال میتواند چالشی جدید را برای صنعت نفت کشور ایجاد کند و جلوی توسعه آن را بگیرد و این شرکت را از حالت بنگاه اقتصادی خارج کند و به کشور نیز ضرر مالی بزند.
امروز دیگر با تبصره 38 معروف نمیشود صنعت نفت را اداره کرد.
*محتوای این تبصره 38 چیست؟
**این تبصره در اول انقلاب در قوانین بودجه گنجانیده شد که هدف از آن تنظیم رابطه مالی بین دولت و شرکت ملی نفت بود و واقعاً کمر نفت را این تبصره شکست و ضررهایی جبرانناپذیر به توسعه صنعت نفت وارد کرد. ماجرا این بود که شرکت نفت باید کل پول حاصل از صادرات نفت را به خزانه واریز کند و برای امورات خودش از دولت پول بگیرد. و نفت تحویلی به پالایشگاههای داخلی را نیز رایگان مصرف کند. اوایل کار مشکل زیاد نبود ولی وقتی فاصله قیمت فرآوردههای نفتی که شرکت نفت به داخل میداد نسبت به قیمت واقعی بسایر زیاد شد و نرخ برابری دلار نیز به شدت تغییر کرد مشکل شروع شد و شرکت نفت دیگر نمیتوانست مثل یک بنگاه اقتصادی عمل کند و بعد به دولت مالیات هم بپردازد. این مساله امکان فعالیت اقتصادی واقعی شرکت ملی و روند صحیح سرمایهگذاری و کسب سود را با مشکل مواجه کرد
چالش دیگری که جدیداً ایجاد و نمایان شده بیاعتمادی و بهانهگیری و گیر دادن به صنعت نفت است. الان بعض نهادها هستند که خیلی به بخش نفت گیر میدهند و چالش مصنوعی درست میکنند. همه اش یک جوری حرکت میکنند که این مجموعه تضعیف شود، مدیریتش قدرت نداشته باشد، اختیاراتش را بگیرند و به اصطلاح سر به سرش بگذارند. الان که من در نفت نیستم اما این حرکتها به نفع کشور نیست. به نفع جایگاه ایران در منطقه نیست، به نفع بالا بردن ظرفیتها تولیدی کشور نیست. مثلاً گیر دادن به حقوق کارکنان صنعت نفت یا امکاناتی که دارند. من این را یک چالش جدی برای دولت نهم میدانم که نگاهش را به نفت اعتمادآمیز کنند. نفت یک جایی است مثل بانک مرکزی مثل وزارت اطلاعات و مثل ارتش. زیاد نباید سر به سرش گذاشت، این بخش خیلی حساس است، اما کمتر کسی متوجه این حساسیت است.
*روشن بفرمایید چه دستگاههایی باعث این رفتار شدهاند؟
**من عمدتاً روی سخنم با بخشی از دیوان محاسبات است. من نمیگویم نظارت نباشد اما اگر شجاعت مدیران و کارکنان را بگیرند و اینها نگران برخوردهایی که میشود و آیندهشان شوند دیگر کار مهم و بخصوص ریسک نمیکنند. در همه چیز با احتیاط عمل میکنند و هیچ اتفاق خوب و سریعی در این شرایط نمیافتد. مثال میزنم: اگر یک ارتش اساس کارش در جبهه جنگ بر احتیاط باشد هیچ پیروزی به دست نمیآورد و همهاش باید عقبنشینی کند. اگر فرمانده احتیاط کند، سرباز هم احتیاط میکند حال آنکه در چنین شرایطی به قول علی(ع) باید فرمانده سر و جمجمهاش را به بسپارد و برود جلو. بالاخره جنگ بزنبزن دارد. جریان سازندگی و توسعه هم همینطور است اگر بگوئید احتیاط و احتیاط هیچ کاری انجام نمیشود و دودش هم در چشم کشور میرود. ابوسعید ابوالخیر حکایت جالی دارد که روزی بر منبر بود شخصی وارد مسجد شد و چون جا برای نشستن نبود صدا زد خدا پدر کسی را بیامرزد که برخیزد و یک قدم به پیش بگذارد. ابوسعید از منبر پایین آمد و گفت حرف همان بود که این مرد گفت و تمام! حالا حکایت صنعت نفت است که آنقدر فشار از بیرون وارد میشود که کسی یک قدم به پیش نمیگذارد بلکه سعی هم میکند یک قدم به عقب بگذارد و خودش را مواظبت و جمع و جور بکند و میترسد. یعنی شجاعت مدیران و کارشناسان سلب میشود و کسی جرأت کار را ندارد چرا که میترسد انگ بخورد. این چالشها جدی است که که در دولت جدید ایجاد شده و واقعاً فرآیند کارها در صنعت نفت را کند کرده است و باید مدیران ارشد کشور در این باره تصمیم بگیرند و نگذارند چنین اتفاقی تشدید بشود. بالاخره باید به کسی و مجموعهای اعتماد شود نمیشود گفت آقای رئیس ما شما را قبول داریم اما همه کارشناسان زیر دستتان فاسدند. در این حالت هیچکس کار نمیکند و همه همیشه خود را در معرض اتهام دستگاههای نظارتی میبینند و دیگر کار نمیکنند.
*یعنی میفرمایید هیچ تخلفی در مجموعه نفت انجام نشده؟ همه سالماند؟ مثلاً همین ماجرای مافیای نفتی به کجا کشید؟
**ما که نفهمیدیم. از آنهایی که گفتند بپرسید.
*یعنی اصلاً مافیای نفتی وجود خارجی ندارد؟
**من نمیگویم نیست. هست. اما بیرون بخش نفت است، داخل بخش نفت نیست و خیلی دلش میخواهد بیاید داخل اما من تلاش کردم اجازه ندهم بیاید داخل. امیدواریم جدیدیها هم نگذارند.
*ماهیتش چیست؟
**همان آدمهایی که میخواهند از 300 هزار میلیارد تومان پول نفت بخوردند و رانت بگیرند.
*یعنی آقای مهندس مثلاً وقتی قراردادی میخواست در وزارت نفت منعقد بشود و کارشناسی از پایین به بالا شروع میشد تا قراردادی در سطح عالی به امضاء برسد واقعاً عواملی بر آن تأثیر نمیگذاشتند و مثلاً رقمها را دستکاری نمیکردند؟
**ما قراردادهای بزرگ را متمرکز میکردیم. این قراردادها در یک جمع بسیار کوچک کنترل شده مذاکراتش انجام میشد و این افراد تحت نظارت مستقیم شخص من بودند. خارجیها هم این اخلاق من دستشان آمده بود. بابا آنها هم عقل دارند و میفهمند ما سالم هستیم یا سالم نیستیم. میفهمند سر و گوش طرف میجنبد یا نمیجنبد.
*خاطرهای از قضیه قراردادها به خاطر دارید؟
**که چی بشود؟
*که فرض کنید نفوذی بخواهد صورت بگیرد؟
**زیاد است. از این چیزها زیاد است.
*خوب یک موردش را نام ببرید.
**فعلاً مصلحت نیست.
*فقط نام ببرید.
**نمیشود.
*با عذر خواهی میتوانم یک سؤال از شخص شما بپرسم؟ آیا پیشنهاد مالی در قراردادی به شما نشد؟
**این که کسی به من پیشنهاد پول داده باشد هیچکس جرأت نکرده و من هم هیچ وقت سفره طمعی از خودم نداشتم. واقعاً کسی جرأت نکرد. البته میدانستم فردا مسائل فحش و تهمت رقبا و افراد کجفهم و کجسلیقه جاری میشود. اما کار کشور بود و بادی انجام میشد، لذا نه دستم لرزید و نه ترسیدم.
*البته آقای هاشمیشاهرودی از شما و خانوادهتان برای افزایش نیافتن اموالتان تقئیر کرد و من ضمن تبریک میخواستم بپرسم چگونه شد که اموالتان بیشتر نشد؟
**من اول از آقای شاهرودی متشکرم که در این فضا چنین جیزی را نوشتند و این را بگویم که من در تمام عمر کاری ام فقط با حقوقی که از دولت میگرفتم کار کردم و در طول مدت وزارت نفت هم حتی یک ریال از وزارت نفت دریافت نکردم، به جز حق مأموریتهایی که به خارج میرفتم. واقعاً حقوق دولتی پولی نیست که آدم با آن بتواند پولدار بشود یا ذخیره و انباشتی داشته باشد. عرض کردم من حتی پاداش و حق جلسهای نگرفتم.
یک چیزی هم به شما بگویم تنها کسی که در این مدت کمک مالی به من میکرد مرحوم پدر بود که با ترتیباتی که به اصطلاح خیلی به غرور ما برنخورد به من کمک میکردند. خداوند رحمتشان کند. به هر حال من چیز دیگری نداشتم و بگویم بقیه هم همینطور بودند. این ظلمی بود که به مدیران جمهوری اسلامی شد هر کسی را از آنها که میشناختم شریف و دلسوز و زحمتکش و سالم بودند.
متأسفانه برخیها برای این که کار سیاسی خودشان را پیش ببرند و به این افراد خیلی ظلم کردند و باید پیش خدا پاسخگو باشند.
*فرمایش شما صحیح، اما الان مثلا دادستان دیوان محاسبات درباره تخلفات زیادی در وزارت نفت صحبت کرده است. به عقیده شما هیچ کدام از این حرفها درست نیست؟
**اولاً به تعدادی از مطالبی که در پروندههای دیوان محاسبات مطرح است اشاره میکنم. به عنوان مثال حدود 3 پرونده (برای هر استان یکی) عیناً با یک موضوع وجود دارد که چرا، تعرفه گاز مساجد و حسینیهها را چند ریال ارزانتر حساب کردهاید و در مقابل هم حدود همین تعداد بنظرم پرونده هست که چرا فرضاً تعرفه گاز فلان بخش دولتی را یک ریال گران حساب کردهاید؟ با پروندههایی در این مورد که چرا فلان کالا را به طور رایگان به فلان اداره دولتی دادهاید؟ و شاید 50، 60 پرونده هم وجود داشته باشد که همه یک موضوع دارند و آن عدم اجرای قانون نظام هماهنگ پرداخت در صنعت نفت است. که نه ما اعتقادی به شمول این قانون در نفت داشتیم و نه دولت جدید چنین اعتقادی دارد. واقعاً بیش از 95 درصد نوع پروندههای دیوان محاسبات در بخش نفت از این جنس است.
ثانیاً، هر جا پول باشد، تخلف و زمینه تخلف هم است. در طول هشت سالی که من وزیر نفت بود فقط حجم معاملات دسته اول این وزارتخانه 300 هزار میلیارد تومان بود. یعنی فکر نمیکنم تصوری از این رقم داشته باشید. تازه این رقم مال معاملات دست اول بود؟ حال آنکه روی هر قرارداد قراردادهای کوچکتر متعدد منعقد میشود که رقم کار را بسیار بالاتر از این رقم میبرد خوب در این رقمها همیشه احتمال خلاف هست و ابتدا باید نظامهای عملیاتی را اصلاح کرد که تخلف را به حداقل برساند ضمن اینکه بازرسیها را نیز باید دقیق کرد.
مثلاً ما در آن موقع حساب کردیم 500 تا 600 میلیارد تومان تفاوت بین قیمت فروش دولتی محصولات پتروشیمیبا قیمت بازار آزاد آنها بود. یعنی اگر کسی حواله دولتی میگرفت و بیرون میفروخت سود هنگفتی میبرد. اینها به عقیده من بیشتر عوامل ایجاد فساد است. خیلی افرادی که به من مراجعه میکردند به دنبال به دست آوردن رانتی از آن اختلاف قیمتهای که گفتم بودند. هر کسی یک جوری میخواست استفاده بکند. جالب اینجاست که برخی هم آدمهای موجهی بودند و وقتی جلویشان را میگرفتی به هر حال خوششان نمیآمد و نشانههایی از تلافی هم نشان میدادند. یا مثلاً ماجرای بنزین. هر کاری بکنی آن تفاوت قیمت داخل و خارج مرزها قاچاق را به دنبال میآورد و نمیتوان به طور مؤثری جلویشان را بگیری و به هر حال دزدی میکنند.
من یک نکتهای را بگویم در مورد تحقیق و تفحص مجلس در بخش نفت و متن آنرا خواندم. از این خوشحالم که نمایندگان بررسیکننده انصاف داشتند و نوشتند که عملیات وزارت نفت سالم بوده است.
*بعد از وزیر شدن آقای هامانه ایشان با شما ملاقاتی یا مشاورهای داشتند؟
**خیر. فقط یکبار لطف کردند و برای مجلس ترحیم پدرم به مسجد آمدند.
*عملکرد ایشان را چگونه ارزیابی میکنید؟
**بهرحال ایشان و همکارانشان زحمت میکشند و فعلاً هم نمیخواهم در این مورد صحبت بیشتر کنم.
*پارس جنوبی به عنوان یک کار بنیادی در اقتصاد ایران مطرح است و از عسلویه به عنوان پایتخت اقتصادی ایران نام میبرند. الان روند کارها در این منطقه چطور پیش میرود؟
**توسعه پارس جنوبی با این که از سال 68 مطرح شد، اما تا سال 76 کارهای خیلی جزئی در آن انجام شده بود. اما با حمایت مسوولین درجه اول نظام ما کار را شروع کردیم و در ماه اول وزارتم اولین قرارداد بسته شد و چند ماه بعد فاز یک و بعد هم تا 10 فاز قراردادها بسته شد و 5 فاز تا سال 83 وارد مدار شد. امسال هم باید فازهای 6، 7 و 8 وارد مدار میشد که تا الان انجام نشده. بعد از آن هم نه قرارداد عمده ای بسته شد و نه کار قابل ذکر جدیدی عملیاتی شده است.
*یعنی کارها در پارس جنوبی کند شده است؟
**متأسفانه بله. ما 18 فاز دیگر در پارس جنوبی را باید قرارداد ببندیم تا به 28 فاز برسیم. اما همان طور که گفتم فشارهایی که از بیرون به بخش نفت میآید، هر قدر هم مدیریت نفت تلاش بکند باز تأثیر خودش را میگذارد. اما ایده و کارهای انجام شده عظیم است و باید بخاطر کشور ادامه یابد. ما در پارس جنوبی پالایشگاه و خوراک و پتروشیمی را کنار هم داریم. عسلویه الان سمبل صنعت نفت ایران است و 60 درصد سرمایهگذاریهای ما در آن انجام شد و بزرگترین سرمایهگذاری تاریخ صنعتی کشور در آن شکل گرفته است. پارس جنوبی مثل بچه من بود. هر ماه به آن سر میزدم. 50 درصد وقت من صرف آنجا میشد و یادم نمیآید اینقدر به خانوادهام رسیده باشم. بیشتر ایام تعطیل من در پارس جنوبی میگذشت و میخواستم آنجا حتی یک روز هم تعطیلی نداشته باشد و کارها شتاب بگیرد. هر روز آمار میگرفتم که در پارس جنوبی چند قطره ـ اینچ جوشکاری شده است. واقعاً حیف است در این بخس حساس کم کاری صورت گیرد.
*تلخترین ایام شما در وزارت نفت چه زمانی بود؟
**من روز خوشی را یاد ندارم که در وزارت نفت گذرانده باشم. خیلی اذیت شدم. تلخترین دوران زندگیم بود خدا را شکر که تمام شد. پر از تنشهای وحشتناک و مسوولیتهای سنگین. اما تلخترین ایام، زمانی بود که قیمت نفت به زیر 10 دلار در هر بشکه رسید. سال 77 فکر نمیکنم آبان یا آذر بود که من میخواستم به اجلاس اوپک بروم. آنقدر ناراحت بودم که واقعاً در طول 48 ساعت شاید جز یکی دو تا چایی هیچی نتوانستم بخورم. آنقدر ناراحت بودم که چیزی از گلویم پایین نمیرفت. واقعاً بار مسوولیتی بسیار سنگین را احساس میکردم. آنقدر در اتاق قدم زده بودم که پاهایم درد گرفته بود. تمام این سختیها هم پیامد اجلاس جاکارتای اوپک برای ما بود. آن اجلاس 5/2 میلیون بشکه به سهمیه تولید نفت اوپک اضافه کرد و ما میدانستیم که این تصمیم باعث کاهش قیمت نفت میشود. این مساله با آن بحران معروف اقتصادی در آسیای جنوب شرقی همراه شد و کار از دست رفت. یعنی دیگر خود عربستان که میخواست قیمت نفت را پایین بکشد تا ونزوئلا را که از سهمیهاش تخلف میکرد، تنبیه کند، به هراس افتاد.
*و شیرینترین خاطره؟
**شیرینترین اتفاق مسائلی بود که باعث افزایش قیمت نفت شد و من در رأس مذاکرات مربوط به آن با عربستان سعودی بودم. ما در کل سال 77 با عربستان اختلافنظر داشتیم. چون سعودی دنبال این بود که سهمیه تولید ما را کاهش بدهد، حدوداً 320 هزار بشکه در روز. ما واقعاً زیر بار این قضیه نرفتیم. آخر کار قرار شد من و وزیر نفت سعودی بنشینیم و مساله را بحث کنیم. من رفتم عربستان. آنجا یک جلسه خیلی سخت و تلخی را برگذار کردیم. ولی آخرش شیرین شد و آنقدر که آقای امیر عبدالله که آن موقع ولیعهد سعودی بودند به آقای خاتمی زنگ زدند و گفتند دو وزیر تصمیم بسیار خوب و امکانپذیری گرفتند و خوشحالم.
*جریان آن جلسه چه بود؟
**در آن سفر نهایتاً ما با وزیر نفت سعودی توافق کردیم که رقم پایه تولید ایران همان رقم مورد نظر ما یعنی 9/3 میلیون بشکه در روز باشد و توافق دوم هم این بود که سعودی پذیرفت همزمان تولید خودش را نیز کاهش بدهد. رقمش خاطرم نیست اما رقم درشتی بود. ما با این توافق به اجلاس خصوصی بعض اعضاء اوپک در هلند رفتیم یعنی ایران و عربستان و ونزوئلا و الجزایر و بعد ماجرا در اوپک نهادینه شد و از آن به بعد دیگر قیمتهای نفت هیچ کاهش نداشت و همهاش سربالایی بود. جالب اینجاست که ما اول کار با وزیر سعودی اصلاً به توافق نرسیدیم. 5/1 ساعت بحث کردیم و با عدم توافق از جلسه بیرون آمدیم. اما وزیر سعودی نیم ساعت بعد آمد و گفت تمام حرفهایی که زدی قبول.
*اگر بخواهید توصیه نفتی به دولت جدید داشته باشید چه میگویید؟
**مهمترین نکته را میگویم: عقیده من این است که درآمد بیش از 20 تا 25 دلار در هر بشکه نفت را به دولت اختصاص دادن جز شکننده کردن اقتصاد ایران در برابر سقوط احتمالی قیمتها فایده دیگری ندارد. مازاد این درآمدها را باید از طریق حساب ذخیره ارزی و صرفاً با دادن تسهیلات به بخشهای خصوصی و تعاونی به مصرف سرمایهگذاریهای تولیدی در کشور برسانند تا واقعاً چشمانداز بیست ساله محقق شود.
در اینباره تذکر بدهم قیمتهای جهانی نفت بالا نمیماند و اوپک نیز قیمتهای بالا را نمیپسندد. چرا که قیمت بالا جایگاه اوپک را تنزل میدهد و از قدرت اثرگذاری و تصمیمگیریاش در بازار جهانی میکاهد. ما باید در نظر داشته باشیم که تولید نفت مان باید به سرعت بالا برود و رقم 6/5 میلیون بشکه برسیم تا جایگاه مان در اوپک تثبیت شود. مساله دیگر چالشهای بینالمللی قیمت نفت است که اگر متوجه آن نباشیم و آمادگی مقابله با آن را در خودمان ایجاد نکنیم ضرباتی به ما میزند که به این راحتی نمیتوانیم کمر راست کنیم و این نوسانات حتی در حد امنیت ملی برای ما خطر ایجاد میکند. من عرض میکنم که این چالشی است که آرام آرام در حال اتفاق افتادن است و ما متوجه نیستیم و ممکن است این مساله با عوامل شوکزای دیگر مانند کاهش قیمت نفت و عوامل سیاسی توأم شود و برای ما مشکلات جدی ایجاد کند.