تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۴  ، 
کد خبر : ۳۹۷۰۸
با مهندس مهدی چمران در سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران

فراموشی سردار دهلاویه

سینا علی‌محمدی، ailmohmmadi@jamejamonline.ir مقدمه: امروز سالگرد شهادت دکتر مصطفی چمران است و نوشتن و گفتن از شهیدی همچون چمران که ابعاد گوناگونی دارد بسیار دشوار می‌نماید. کسی که در معتبرترین دانشگاه آمریکا با ممتازترین درجه علمی ‌موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما شد. دانشجویی که سخت‌گیرترین استاد دانشکده فنی دانشگاه تهران به او نمره 22 داده! کسی که به مالک اشتر جنوب لبنان مشهور است و امروز سیدحسن نصرالله به حکمی‌ که در نوجوانی‌اش از سوی شهید چمران برای صادر شد افتخار می‌کند؛ چمران همان مردی است که حضرت امام(ره) او را انسان ساز، سردار پرافتخار اسلام و جنگجویی پرهیزگار و معلمی ‌متعهد نامید. امروز 16 سال از شهادت چمران می‌گذرد و در طول این سالها نگاه تک بعدی به این شخصیت و برجسته کردن چمران تنها به عنوان یک مبارز، جنگجو و فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم باعث شده تا بسیاری از این اندیشه‌ها و تفکرات و بعد علمی ‌او به عنوان کسی که همواره فراتر از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی حرکت می‌کرد ناشناخته بماند. امروزه هنگامی‌که می‌بنیم در داخل دانشگاه‌ها گروه‌های مختلف هر یک بخشی از کلام و اندیشه چمران را به فراخور حال به نفع خود مصادره کرده‌اند دریغ می‌خوریم که چرا در سالگرد شهادتش شاهد یک حرکت منسجم حداقل از سوی نهادهایی مثل وزارت دفاع، مجلس شورای اسلامی ‌و دیگر نهادهایی که وامدار چمران هستند نیستیم. در حالی که در سالگرد بسیاری از شهدای گرانقدری که در مقایسه با چمران از نام و نقش کمتری در پیروزی انقلاب و دوران دفاع برخوردار بودند یادواره‌هایی به مراتب جدی تر و گسترده تر برگزار می‌شود. اینها گوشه‌هایی از دغدغه‌هایی بود که با همکاری دوستان بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس به شکل‌گیری گفتگویی با مهندس مهدی چمران رییس بنیاد شهید چمران انجامید که در ادامه می‌خوانید.

*به نظر می‌رسد حضور شما در شورای اسلامی ‌شهر و در راس آن بیش از آن که به روند شناخت و ترویج اندیشه و تفکر شخصیتی همچون شهید چمران کمک کند، باعث شده است بسیاری از ابتدایی‌ترین اموری که درباره دیگر شهدا انجام می‌شود در ارتباط با چمران متوقف یا محدود شود؟
**...! چطور مگر؟!
*به عنوان مثال در همین تهران یک شهرک با یاد شهید چمران نامگذاری و ساخته شده است یا همین بزرگراه کلیدی و محوری شهید چمران؛ اما وقتی از ابتدا تا انتهای این بزرگراه حرکت می‌کنی یا وارد همان شهرک می‌شویم در میان انواع تابلوها، بیلبوردها و تندیس‌های مختلف دولتی، مذهبی، تبلیغاتی و ... هیچ نماد یا مولفه‌ای از شهید چمران و اندیشه‌هایش یا حتی عکس او با یک جمله ساده از ایشان را نمی‌بینیم.
**درست می‌گویید. پیش از اینکه بنده به شورا بروم سازمان زیباسازی دعوت کردند که یک تندیس به یادماندنی را برای شهید چمران تهیه کنیم تا در بزرگراه شهید چمران قار گیرد و من تعدادی از هنرمندان و کارشناسان را برای این موضوع پیشنهاد کردم. این کار برای شهدایی همچون شهید رجایی، باهنر و... انجام نشد، اما برای شهید چمران هر چه تهیه کردند من نپسندیدم و هنگامی ‌که وارد شورای شهر شدم دیگر دوست ندارم به مسوولان بگویم و پیگری کنم.
من هیچ‌گاه به شهرداری و زیباسازی نخواهم گفت که این کار را انجام دهند، چرا که بسیاری ممکن است فکر کنند چون برادرم است بر این موضوع تاکید دارم.
حتی امسال در شورا به آنها نگفتم که سالگرد شهادت چمران است، در حالی که شهرداری برای شهدا فعالیت‌های زیادی انجام می‌دهد و ممکن است برای چمران کاری انجام ندهد؛ هر چند من از این برنامه‌های آنها بی خبر هستم. ممکن است خودشان اموری را در دست بررسی و اقدام داشته باشند.
*پس نقش بنیاد شهید چمران به عنوان مجموعه‌ای که به طور مستقل فعالیت می‌کند چیست؟ آیا نباید در این امور یا حتی برگزاری مراسم‌های مختلف بزرگداشت، نقش محوری ایفا کند؟
**بنیاد شهید چمران با توجه به توان محدود خودش کارهای مختلفی انجام داد، هرچند بیشتر این فعالیت‌ها در زمینه چاپ کتاب بوده است.
ما تمامی ‌دست نوشته‌ها، عکس، فیلم، سخنرانی و... را که از دوران کودکی تا لحظه شهادت چمران موجود بوده سعی کردیم جمع‌آوری و حفظ کنیم و قسمتی از آنها را نیز منتشر کرده‌ایم.
*خب شهید چمران در دوره‌ای نماینده مجلس بوده یا در وزارت دفاع و... حضور داشته است. می‌توان از این ارگان‌ها کمک گرفت و بنیاد نیز نقش محوری خود را حفظ  کند؟
**اتفاقا یکی از مشکلات ما در زمینه بزرگداشت و برنامه‌های شهید چمران همین است. به مجلس شورای اسلامی ‌می‌گوییم، در پاسخ می‌گویند وزیر دفاع بوده است.
وزارت دفاع هم در حالی که هر سال یک همکاری اندکی داشت امسال نیز آن را دریغ کرده و ما هم دعایشان کردیم. ان‌شاءالله خیرشان به دیگر وزرای دفاع شهید برسد و یادشان نرود که این وزارت را از آنها به ارث برده‌اند. به سازمان‌های دیگری نیز مثل ارشاد، سپاه و ... نیز گفتیم که چندان نتیجه‌ای در برنداشت.
*اشاره کردید به انتشار کتابهای مختلف دکتر چمران، در این بار کمی ‌بیشتر صحبت کنبد.
**اصولا دکتر چمران فرصت این که کتابی بنویسد را هیچ گاه نداشت؛ فقط یک جزوه کوچکی بود که به فارسی در لبنان نوشته بود که آن را هم آورد و در ایران چاپ کرد.
یک سخنرانی بسیار معروفی نیز ایشان در لبنان به عربی انجام داد که آن را به انگلیسی هم ترجمه کردیم و همه ساله دهه فجر که فرا می‌رسد سازمان ارتباطات اسلامی ‌چند هزار نسخه از آن را به خارجی‌ها می‌دهد.
کتاب "لبنان" ایشان هم از جمله آثار درخشانی است که بیش از یک سال در چاپ آن وقت وقت گذاشتم. برای این که از میان بیش از 200 سخنرانی و دست نوشته‌های مختلف که یک گاو صندوق بزرگ بود مسائل لبنان و سیر تاریخی آن با توجه به زمان نگارش در کنار هم گذاشته و در قالب کتاب منتشر شد.
کتاب "کردستان" چمران نیز نیمه بوده تمامش کردیم و آخرین کتابی هم که به چاپ رسید نیایش‌های ایشان بود که در همین نمایشگاه اخیر عرضه شد و استقبال قابل توجه و خوبی از این کتاب به عمل آمد.
البته "عارفانه"‌های ایشان نیز زیر چاپ است که مرحوم ممیز کار گرافیکی و صفحه آرایی آن را با خلاقیت و وسواسی در خور تحسین انجام دادند.
اسلایدهای شهید چمران هم است که چند بار رهبر معظم انقلاب به من گفتند که اینها را چاپ کنم، چون خود چمران چند نمونه از آنها را به ایشان داده بودند و رهبر معظم انقلاب بسیار بر چاپ آن تاکید دارند.
تقریبا می‌توانم بگویم حدود 14 جلد تا امروز منتشر کرده‌ایم.
*امروز با توجه به شرایط حساسی که داریم به نظر می‌رسد بیش از هر زمان دیگری نیازمند اندیشه‌ها و تفکرات چمران هستیم. فکر نمی‌کنید باید در برنامه‌های بزرگداشت ایشان که همه ساله برگزار می‌شود تجدید نظر و کمی با توجه به شرایط روز برنامه‌ریزی کنید؟
**دقیقا به نکته خوبی اشاره کردید. ما در برنامه‌های امسال توجه به شرایط روز شعار اصلی مان بوده است، شرایطی مثل لبنان یا انرژی هسته‌ای. ما از کسانی مثل دکتر المرالهی از سازمان انرژی هسته‌ای یا دکتر سهراب پور، رئیس دانشگاه صنعتی شریف دعوت کردیم تا به این وسیله بعد از علمی ‌و دانشگاهی شهید چمران را بیشتر نمایان کنیم. تا امروز بیشتر از زاویه رزمنده، فرمانده و یک نظامی ‌و بسیجی به چمران نگریسته شده، در حالی که شهید چمران یک دانشمند هسته‌ای بوده است.
*نقش دانشگاه‌ها چی؟ امروز می‌بینیم که جریان‌های مختلفی در دانشگاه وجود دارد و هر یک فراخور حال قسمتی از اندیشه‌های چمران را مصادره کرده‌اند؟
**اسمال هر دانشگاهی که دعوت کرده است، من با کمال میل پذیرفته‌ام، چون یقین دارم که تاثیر دانشگاه بیش از هر جای دیگری است و البته حوزه‌های علمیه نیز به همین شکل.
حتی ما امسال اصلی‌ترین برنامه‌های خودمان را با حضور رئیس‌جمهور در مسجد دانشگاه تهران برگزار می‌کنیم، چرا که شهید چمران خود فارغ‌التحصیل این دانشگاه بود و همیشه دوست داشت در دانشکده فنی آن تدریس کند. حتی وقتی به ایران بازگشت درخواست رسمی ‌خود را به دانشگاه تهران نوشت؛ اما چون آن روز دانشگاه تهران دست نیروهای چپ‌گرا بود او را نپذیرفتند.
من فکر می‌کنم شهید چمران بی‌هیچ تردیدی یکی از زیباترین و اصلح‌ترین الگوهایی است که دانشجویان می‌توانند از آن استفاده کنند.
*هنگامی ‌که چمران شهید شد حضرت امام(ره) پیامی‌صادر فرمودند که 2 نکته در این پیام بسیار اهمیت دارد. امام(ره) شهید چمران را با 2 صفت انسان ساز و مجاهدی غیر وابسته به گروهها و جریان‌های سیاسی خطاب می‌کنند. فکر می‌کنم این 2 نکته در شخصیت چمران در سالی که باید فراتر از جریان‌ها و بازیها و دعواهای سیاسی به اتحاد و انسجامی‌ملی و اسلامی ‌دست یابیم، قابل توجه باشد.
**همان‌طور که گفتید این پیام امام(ره) پیام بی‌نظیری است و هر سطر و جمله آن اهمیت دارد. انسان‌ساز بودن بسیار جالب است. مجاهد عارف و معلم متعهد و نداشتن وابستگی به احزاب سیاسی و فراتر از آنها حرکت کردن بسیار نکات پررنگ و قابل توجهی است. همه اینهاست که باعث می‌شود من از چمران نه به عنوان برادرم بلکه به عنوان یک انسان ایرانی و مسلمان یاد کرده، او را نماد و الگویی صحیح و قابل اتکاء معرفی کنم.
اما نکته‌ای که در این پیام وجود دارد و کمتر به آن پرداخته شده این است که حضرت امام می‌فرمایند شهید چمران مخلصانه و خالصانه در راه خدا به جهاد و شهادت برخاست. اما ما می‌توانیم این گونه باشیم؟
این که امام(ره) از خودشان سوال می‌کنند خیلی جالب است و در ادامه پیام می‌فرمایند با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. یعنی این که خداوند دست او (شهید چمران) را گرفته و رهانیده است.
این پیام جایگاه بسیار بالای شهید چمران را از نگاه امام نشان می‌دهد.
*احساس می‌کنم ما در معرفی چنین شخصیت‌هایی نه در داخل که خارج از کشور نیز موفق نبوده‌ایم. چمران از معدود انسان‌ها و رزمندگان ماست که چهره‌ای شناخته‌شده در خارج از ایران و جهان اسلام است. وقتی به عملکرد کشورهای دیگر درباره چهره‌های انقلابی خودشان مثلا همین «چه گوارا» نگاه می‌کنیم چگونه در جامعه ما، دانشگاه ما، میان جوانان ما نفوذ کرده است به کوتاهی و عملکرد ضعیف خودمان بیش از پیش آگاه می‌شویم؟
**بله. ما در معرفی و نشان دادن فرزندان واقعی و برومند انقلابمان در دنیا کوتاهی کرده‌ایم. حضور انقلاب اسلامی ‌را نباید فقط به حضور سیاسی خلاصه کرد. یکی از راههای نفوذ انقلاب معرفی فرهنگی و شناساندن چهره‌های برجسته انقلاب و کشورمان است که در روح و روان جوانان سرزمین‌های دیگر بخوبی تاثیر می‌گذارد. همان‌گونه که توانست میان شیعیان لبنان این تاثیر را بگذارد. ما هم اکنون حتی برای رساندن کلام حق خودمان را بحث انرژی هسته‌ای توان چندانی نداریم تا چه رسد به تبلیغات فرهنگی واقعیت این است که در زمینه تبلیغات جهانی از ابزار و توان بالایی برخوردار نیستیم.
درباره چه گوارا هم باید بگویم درست است که او یک چهره انقلابی است، اما کارهایی که درباره او و دیگران انجام شد بیشتر اوایل انقلاب بود که تفکرات چپی و کمونیستی رواج داشت و او را به عنوان علمدار تفکر مارکسیستی مطرح کرد چه گوارا در گروههای چپ نفوذ داشت و آنها هم به دنبال یک چهره غربی بودند؛ مطرح شد. این در حالی است که هر یک از بچه‌های رزمنده ما خود یک چه گوارا بودند و اصلا او قابل مقایسه با دکتر چمران نیست.
ما هنوز امام (ره) را نتوانسته‌ایم بدرستی و با ابعاد مختلف به جهان معرفی کنیم تا چه رسد به سرداران و دانشمندان و شهدایمان.
*به عنوان آخرین پرسش و حرف پایانی آیا جمله یا خاطره یا از ایشان در ناخودآگاه ذهن شما ثبت شده است که همیشه به خود زمزمه یا مرور کنید؟
**شهید چمرا نیایشی دارد که من همیشه آن را با خود زمزمه می‌کنم: «خدایا به هر که دل بستم تو دلم را شکستی. عشق هر کسی را که به دل گرفتم تو او را از من گرفتی. هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم و در سایه امیدی و به خاطر آرزویی برای دلم امنیتی به وجود آورم تو یکباره همه را بر هم زدی و در طوفان‌های وحشت‌زای حوادث رهایم کردی تا هیچ آرزویی در دل نپرورم و به هیچ چیز امیدی نداشته باشم و هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم. خدایا تو اینچنین کردی تا غیر از تو محبوبی نگیرم و بجز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا کسی امید نبندم و جزء در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم.
خدایا! تو را بر همه این نعمت‌ها شکر می‌کنم.
مصطفی چمران به روایت مهدی چمران
دکتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خیابان پانزده خرداد. بازار آهنگرها. سرپولک متولد شد.
سال 1336 در رشته الکترومکانیک از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. سال 1337 با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به آمریکا رفت و پس از تحقیقات علمی ‌در جمع معروف‌ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و برکلی با ممتازترین درجه علمی ‌موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک هسته‌ای و پلاسما شد.
پس از قیام خونین 15 خرداد سال 42 و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام(ره) دست به اقدامی‌جسورانه و سرنوشت ساز زد و همه پلها را پشت سر خود خراب کرد و به همراه بعضی دوستان همفکر، رهسپار مصر شد و مدت 2 سال در زمان عبدالناصر، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و جنگهای پارتیزانی را آموخت و مسوولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده شد.
پس از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل ضرورت پیدا کرد و چمران رهسپار لبنان شد تا چنین پایگاهی را تاسیس کند. او به کمک امام موسی صدر رهبر شیعیان لبنان سازمان امل را پی‌ریزی کرد.
دکتر چمران با پیروزی انقلاب اسلامی ‌پس از 23 سال به وطن بازگشت تا همه تجربیات انقلابی و علمی ‌خود را در خدمت انقلاب بگذارد. پس در شغل معاونت نخست‌وزیر در امور انقلاب، شب و روز خود را به خطر انداخت تا سریع تر مساله کردستان فیصله یابد.
دکتر چمران پس از پیروزی بی‌نظیر خود در کردستان از سوی رهبر عالیقدر انقلاب به وزارت دفاع منصوب شد و در این جایگاه به یک سلسله برنامه‌های وسیع بنیادی دست زد که پاکسازی ارتش و پیاده کردن برنامه‌های اصلاحی از این قیبل بود.
دکتر مصطفی چمران در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ‌از سوی مردم تهران به نمانیدگی انتخاب شد.
با شروع جنگ تحمیلی وی ستاد جنگهای نامنظم را در اهواز تشکیل داد و ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگهای نامنظم یکی از برنامه‌های اصلی ایشان بود که به کمک آن جاده‌های نظامی ‌بسرعت در نقاط مختلف ساخته شد.
پس از یاس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل بسته بود.
در 30خرداد سال 60ریال یعنی یک ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‌اکبر، در جلسه فوق‌العاده شورای عالی دفاع در اهواز شرکت کرد و از عدم تحرک و سکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادهای نظامی ‌خود از جمله حمله به بستان را ارائه داد. این آخرین جلسه شورای عالی دفاع بود که شهید چمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم‌انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود.
در سحرگاه 31 خرداد 60 ایرج رستمی، فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید چمران یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود، او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی ‌معرفی کند. در دهلاویه و در خط مقدم در نزدیک‌ترین منطقه به دشمن پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تاکید کرد که از این نقطه که او هست دیگر کسی جلوتر نرود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی‌قربانی‌های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت.
ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اثبات کرد. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. در بیمارستان سوسنگرد که بعد به نام شهید چمران نامیده شد کمکهای اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی فقط چشم بی‌جانش به اهواز رسید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات